طفلكي بدجوري دلش شكسته
اول: در يكي از خبرگزاريها از قول رئيس فدراسيون واليبال نقل شده بود كه قهرماني در جام كنفدراسيون آسيا نتيجه ايستادگي وي مقابل انتقادهاي رسانهها و مطبوعات ورزشي است كه جداً جاي تعجب داشت؛ چراكه به دنبال پافشاري منتقدان رسانهها ايشان مجبور شد در عقبگردي بموقع عذر مربي چند صد هزار دلاري صربستاني را بخواهد و خود را از مخمصهاي كه به وجود آمده بود، رها كند.
به نوشته جامجم، از سوي ديگر، رسانهها و فدراسيون را به تامل و بهرهگيري از نظر صاحبنظران فراخواندند و ديديم كه طي 2 نشست نيمبند كارشناسي بازيكناني چون احسن شيركوند، مهدي مهدوي و آرش كشاورزي، به بدنه تيم تزريق شدند.
يكي از سوگليهاي ست كوويچ و گائيچ كه كمر تيم ملي را در جام ملتهاي آسيا و انتخابي المپيك شكسته بود، حذف شد و در مقابل بازيكني چون عليرضا نادي كه در زمان گائيچ ذخيره بود و در آستانه خط خوردن قرار داشت، دوباره اوج گرفت و ستاره تيم ملي درAVC كاپ شد. بحث تقابل نيست، چون در مباحث ملي بايد غرور و خودخواهي را كنار گذاشت و با نيكانديشي در راه اصولي گام برداشت، چون كس نديده كه گم شود از راه راست... .
اما اينك كه گائيچ به اندازه يك ويلاي اروپايي از ما پول گرفت و فلنگ را بست، بايد در كنار اعتمادي كه به حسين معدني، مربي جوان ايراني به دست آوردهايم، به دنبال يافتن مربي تراز اول و البته اهل ميدان و عمل اروپايي باشيم و چه بهتر كه بكلي دور مربيان از رده خارج شده اروپاي شرقي را خط بكشيم، چون بدجوري از زمان عقب افتادهاند.
چند روز پيش سميناري با حضور مربيان بزرگ بينالمللي در اسپانيا برگزار شد. از جمع مربياني چون «آندرا آناستازي» و فاستويو ليدوري (ايتاليا) گوئيدو درمولن سرمربي هلندي تيم ملي زنان اسپانيا، داگلاس بيلي تئوريسين و مربي پرافتخار آمريكا با فيليپ بلين، رئيس كميته مربيان جهان از فرانسه، ماركو بوتينا سرمربي تيم بانوان ايتاليا كه براي حضور در كنفرانس دعوت شده بودند، فقط يك مربي از كل اروپاي شرقي دعوت شده بود، آن هم ايگور كوكوويچ كه هماينك سرمربي تيم ملي صربستان است كه درباره آمادگي براي شركت در مسابقه صحبت كرده ميخواهيم از آقاياني كه گائيچ را همواره جزو 5 مربي برتر دنيا معرفي ميكردند بپرسيم، جايگاه اين گاسپادين و مربيان روسي و كوبايي كجاست؟ و چرا از آنها دعوت به عمل نيامده است؟
حرف ما اين است كه دست از افراط و تفريط بشوييم و دچار جو گرفتگي نشويم. در كنار مربيان تحصيلكردهاي چون حسين معدني، استفاده از تجربيات مرد پرافتخاري چون مصطفي كارخانه را از ياد نبريم. چند روز پيش كه با كارخانه گپ ميزديم، بدجوري دلش شكسته بود و از اين كه به اين زودي زحماتش ناديده گرفته شده و دوستان ديروز رفيقان نيمه راه شدهاند، شكوه داشت.
از نگاه ما كارخانه حق دارد. مطرح كردن مربيان و نيروهاي جديد نبايد به معني نفي كارخانهها باشد. از سوي ديگر، اگر باز هم دچار انحصارگرايي شويم و همه چيز را به معدني ختم كنيم، بايد 15 سال ديگر صبر كنيم تا يك مربي ديگر با واسطهاي يا برحسب اتفاقي سر راه واليبالي ما سبز شود. خوشبختانه ما مليپوشاني داريم كه تز دانشگاهي خود را درباره واليبال نوشتهاند و بهترين ثمرات را هم گرفتهاند، سعيد رضايي، عضو اسبق تيم ملي و باشگاه سانتاكروچه ايتاليا يكي از آنهاست.
او تابستان گذشته در كلاس بينالمللي پروفسور شاگرد اول شده بود يا محمود افشاردوست، بهنام محمودي كه فوقليسانس تربيت بدنياند، رضا مومني مقدم كه استاد دانشگاه است و نيز مربيان بينالمللي ديگري همچون بهروز عطايي، مسعود آرمان، احمد لاهوتي، رحمت نوري، محمد معصوميان و فرشاد سعيدي بايد در كانون توجهات قرار بگيرند.
بويژه اين كه اكثريت قريب به اتفاق اين مربيان از نظر اخلاقي و شخصيت اجتماعي هم در حد مقبولي قرار دارند. فراموش نكنيم كه سازندگي بايد شامل حال مربيان و داوران هم شود و دايره ديدمان را فقط به بازيكنان محدود نكنيم.
دوم: از بازتاب حضور تيم واليبال دختران ايران در مسابقههاي قهرماني آسيا كه در مانيل فيليپين برگزار شد، همين بس كه بيشتر رسانههاي نوشتاري و شنيداري و تصويري اين كشور و برخي از ممالك شرق آسيا تصاوير زيادي از بازيكنان اين تيم و بويژه حجابي كه داشتند، چاپ كرده بودند.
بگذريم كه اين تيم فقط با يك پيروزي مقابل سريلانكا به كار خود خاتمه داد! اما اين حضور نه تنها راهگشاي ورود جوانان و زنان ايراني در عرصههاي قارهاي و بينالمللي خواهد بود، بلكه زمينهساز حضور بانوان كشورهاي مسلمان است تا باور كنند كه با حجاب هم ميتوانند در ورزشهاي گروهي ظاهر شوند.
مريم روشنياخگر، استاد دانشگاه فني مهندسي شهيد عباسپور كه سمت سرپرستي تيم دختران ايران را به عهده داشت، ميگويد: ما تنها كشور مسلمان حاضر در مسابقهها بوديم و داوران اماراتي از لباس تيم عكس گرفتند تا در كشور خود براي بانوانشان استفاده كنند.
از نظر فني بايد بگويم آنها فوقالعاده بودند، من، خانم شعبانيان (سرمربي) و ديگر همراهان تيم در تمرينات تيمهاي كره جنوبي و ژاپن حضور پيدا كرديم و با مربيانشان نشستيم و گپ زديم و متوجه شديم اختلاف واليبال ما با آنها ساختاري است.
ژاپنيها در 12 سالگي تكنيكهاي پايه را به طور كامل به بازيكنان خود ميآموزند.
اما ما تازه در سنين 17 - 16 سالگي واليبالبازان خودمان را شناسايي ميكنيم و اين درست زماني است كه نوجوان رشد خود را كرده است. اين يك تفاوت آشكار فرهنگي ورزشي است كه واليبال ما را رنج ميدهد. البته فدراسيون واليبال و مربيان تيم تلاش خود را كردهاند، اما متاسفانه محدوديتها و موانعي وجود دارند كه برطرف كردن آنها نيازمند جا افتادن كارهاي فرهنگي در كشور است.
روشناخگر اضافه ميكند: ما از نظر قدي از ژاپنيها برتر بوديم؛ اما آنان واليبال را اصولي و علمي بازي ميكردند و ما شايد با تيمهايي چون قزاقستان و هند قابل مقايسه بوديم.
سرپرست تيم جوانان درباره حضور يكي از مربيان مرد ايراني در كنار تيم ميگويد: بعضي مواقع پرسشها و مشكلاتي بروز ميكرد كه او هم قادر به پاسخگويي نبود، بنابراين نبايد دنبال مقصر بگرديم، بلكه بايد افق ديدمان را به سوي ورزش علمي و گسترش فرهنگ ورزشي گسترش بدهيم.
سوم: نخستين اردوي گزينشي واليبال ويژه بازيكنان سنين 16 سال در تهران برگزار شد.
نزديك 50 بازيكن از سراسر كشور طي 3 روز هم آموزش ديدند، هم نمايش دادند و هم گزينش شدند. مربيان و بانيان برپايي اين دوره كمنظير تعدادي را خط زدند تا اسفند و اردويي ديگر كه نخبهترينها را براي المپياد نوجوانان جهان در چين انتخاب كنند. نفس كار خوب و دلپذير مينمايد، اما ترس ما در اين است كه همانند جشنوارههاي مينيواليبال كم دوام و موسمي باشد.
استعداديابي در ورزش ما بايد سيستماتيك و علمي باشد و گرنه درحد يك نمايش خواهد بود و دردي از بيپشتوانگي ورزش ما درمان نخواهد شد. اگر چه رئيس فدراسيون واليبال قول پشتيباني از اين اقدام زيبا را داده است، اما تاكيد مجدد ما جدي گرفتن اردوها و مهمتر از آن شيوه و نحوه گزينش استعدادهاست.
چون اگر قراراست هزينهاي در اين راه شود، بايد حساب شده و سودمند باشد. جعفر هوتهم، عليرضا خوشهاي، رسول بنايي و جمشيد علياري طرحها و برنامههاي خوبي را تدارك ديدهاند. گرفتن تست فني و فيزيكي و پزشكي در 14 ايستگاه يكي از اقدامات خوب اين گروه علاقهمند است؛ اما توارث و بهره هوشي هم مسائلي است كه نبايد ناديده گرفته شود.


