شانس برگشت احمد عزيزي کم است
وي افزود: ميشد اين فرضيه را همان ابتدا با آزمايشهايي تأييد يا رد کرد که متاسفانه چنين آزمايشهايي انجام نشده است. با اين وجود احتمال مسموميت بيش از هر احتمال ديگري است.
کد خبر: ۹۲۷۲
| | 16154 بازدید
يکي از پزشکان احمد عزيزي گفت: شانس برگشت عزيزي خيلي کم است ولي ما هنوز اميدمان را از دست ندادهايم.

به گزارش مهر، مرادي يکي از پزشکان ويزيتور احمد عزيزي در بيمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه با بيان اين مطلب گفت: پزشکان و همکاران ما بعد از به کما رفتن عزيزي گفتند که شايد اين حادثه بر اثر مسموميت يا استفاده از داروهايي رخ داده باشد. البته ما در اين باره مطمئن نيستيم.
وي افزود: ميشد اين فرضيه را همان ابتدا با آزمايشهايي تأييد يا رد کرد که متاسفانه چنين آزمايشهايي انجام نشده است. با اين وجود احتمال مسموميت بيش از هر احتمال ديگري است.
احمد عزيزي شاعر برجسته کشورمان که همچنان در کما به سر ميبرد، از عصر روز چهارشنبه 15 اسفند ماه به دليل عارضه قلبي و کليوي به کما رفت و در بيمارستان بستري شد.
مرادي ادامه داد: او تا اين لحظه در کما مانده و حالتي نيمه نباتي دارد يعني قلب و ريهاش کار ميکند اما کورتکس مغزش که همان قسمت مشاعر يا هوشياري اوست کار نميکند. معمولا اين گونه بيماران اگر چند روز بعد از به کما رفتن همچنان در کما بمانند، شانس برگشتشان کم است و ما هم اين طور فکر ميکنيم. البته هنوز اميدمان را از دست ندادهايم و از احمد عزيزي مراقبت ميکنيم.
پزشک ويزيتور احمد عزيزي با اشاره به واکنشهاي فيزيکي وي افزود: او لبهايش را تکان ميدهد و چشمهايش را باز ميکند ولي هيچ يک از اينها جهتدار و هدفدار نيست. ممکن است شنوايياش هنوز کار کند چون شنوايي آخرين حسي است که در کما از بين ميرود. ولي از آنجا که او به سخن گفتن ديگران واکنشي نشان نميدهد، احتمال از بين رفتن شنوايي او نيز وجود دارد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
احمد عزيزي
عشق من پاييز آمد مثل پار
باز هم ما با ز مانديم از بهار
احتراق لاله را ديديم ما
گل دميد و خون نجوشيديم ما
بايد از فقدان گل خونجوش بود
در فراق ياس مشكي پوش بود
ياس بوي مهرباني ميدهد
عطر دوران جواني ميدهد
ياس ها يادآور پروانه اند
ياس ها پيغمبران خانه اند
ياس ما را رو به پاكي مي برد
رو به عشقي اشتراكي مي برد
ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست
در شبان ما كه شد خورشيد ياس
برلبان ما كه مي خنديد ياس
ياس يك شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روي صبح پرپر مي شود
راهي شب هاي ديگر مي شود
ياس مثل عطر پاك نيت است
ياس استنشاق معصوميت است
ياس را ايينه ها رو كرده اند
ياس را پيغمبران بوييده اند
ياس بوي حوض كوثر ميدهد
عطر اخلاق پيمبر ميدهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه
ميچكانيد اشك حيدر را به چاه
عشق محزون علي ياس است و بس
چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا :گل ياس كبود
گريه اري چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ و نسترن
گريه كن حيدر كه مقصد مشكل است
اين جدايي از محمد مشكل است
گريه كن زيرا كه دخت افتاب
بي خبر بايد بخوابد در تراب
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين
گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد
زمزم از اين ابر ابتر خشك شد
نيمه شب دزدانه در مغاك
ريخت بر روي گل خورشيدخاك
ياس خوشبوي محمد داغ ديد
صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز تو كس از قبر او اگاه نيست
گريه بر فرق عدالت كن كه فاق
مي شود از زهر شمشير نفاق
گريه بر تشت حسن كن تا سحر
كه پر است از لخته خون جگر
گريه كن چون ابر باراني به چاه
بر حسين تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت مي برند
دخترانت را اسارت ميبرند
گريه بر بي دستي احساس كن
گريه بر طفلان بي عباس كن
باز كن حيدر تو شط اشك را
تا نگيرد با خجالت مشك كن
گريه كن بر ان يتيماني كه شام
با تو ميخوردند در اشك مدام
گريه كن چون گريه ابر بهار
گريه كن بر روي گل هاي مزار
مثل نوزادان كه مادر مرده اند
مثل طفلاني كه اتش خورده اند
گريه كن زيرا كه گل ديده اند
ياس هاي مهربان كوچيده اند
گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نا اميد
اي گل مايوس من ياس من
khoda shafayash bedahad 2a konid
احمد عزيزي
اي اذان محض اي تكبير ناب
اي علي اي مرزبان افتاب
اي خداي خطبه اي كوه كلام
اي طنين واژه اي سيل سيام
اي به گردت عارفان در هلهله
وي به شوقت صوفيان در سلسله
اي سوارسهمگين سوره ها
وي اسيري غرش اسطوره ها
جز تو پيغمبر تبسم با كه كرد
آفتاب اخر تكلم با كه كرد
چون نديد از تو خلق كوروكر
رد رد الشمس در شق القمر
جز تو اي ثقل زمين اي بو تراب
با كه بوداخر سلام افتاب
اي روان پهلواني در بدن
پهلوان روح در ميدان اتن
مرد ميدان مرد گرد
مرد عرفان مرد دانش مرد درد
اي حصار عرش بر فرش حصير
وي غبار وحي بر خاك غدير
اي بت بالاتر از تاويل من
لرزه افتد از تو بر تمثيل من
اندكي تاريك شو در نور خويش
تا ببينم در تو ذوب طور خويش
كور شد انديشه ام دستم بگير
عاجزم من از مراعات النظير
عفو فرما استعارات مرا
سهو دان خبط عبارات مرا
يا علي قليان روحم پاك نيست
جسم من در مرتع ادراك نيست
در درون من منيت مانده است
شعر من در جاهليت مانده است
يا علي من مرد آهن نيستم
شاعر شمشير و جوشن نيستم
يا علي از من مجو لحن شرار
من نميدانم زبان ذوالفقار
من اسيري خفته در بند توام
من يتيم كوي لبخند توام
با اسير خود سرافرازي مكن
با يتيمان دلم بازي نكن
شبنمي در من بنه تفسير ناب
خطبه اي بر من بخوان در وصف آب
بامن از گلزار لولا ها بگو
بامن از افلاك بالا ها بگو
خار خیز است مسیر گل سرخ
از چمن لشکر پروانه گذشت
روح من ماند اسیر گل سرخ
حال یک غنچه بپرسم بد نیست
در مراعات نظیر گل سرخ
مهد بودای من اینجا بوده است
سایه ای خفته به زیر گل سرخ
جشن لبخند تو و آینه بود
عید زیبای غدیر گل سرخ
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





