متون درسي حوزه بايد دگرگون شود
گفتوگو با آيتالله ملکوتي
کد خبر: ۳۴۹۱
| | 5550 بازدید

تحول و مديريت تحول در حوزههاي علميه از نکات برجسته بيانات رهبر انقلاب اسلامي در ديدار اخير با روحانيان و مسئولان حوزههاي علميه سراسر کشور بود. اين مهم نه تنها دغدغه آيتالله خامنهاي به عنوان يکي از علماي حوزه علميه، بلکه مورد توجه مراجع تقليد و علما و اساتيد خبره حوزه علميه نيز به شمار ميآيد.
از اين رو براي بررسي راهکارهاي تحول در حوزه علميه و تشخيص مصاديق مختلف آن به حضور آيتالله مسلم ملکوتي از اساتيد برجسته حوزه علميه قم رسيديم و از رهنمودهاي ایشان بهرهمند شديم. آنچه در پي ميآيد متن گفتوگوي خبرنگار رسا با اين مرجع تقليد است.
ـ با توجه به اينکه يکي از مهمترين محورهاي بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع روحانيان و مسئولان حوزه، تحول و مديريت تحول در حوزه علميه بود، چه راهکارهايي براي ايجاد تحول در حوزه علميه پيشنهاد ميکنيد؟
آيتالله ملکوتي: فرمايشات رهبر انقلاب اسلامي، حاوي مطالب مهمي است، ولي پيش از هر چيز بايد چگونگي و کيفيت تحول تعيين شود.
تعليم و تعلّم در طول تاريخ تحولاتي يافته است. در زمان حيات حضرت رسول اکرم (ص) آن حضرت تنها مرجع پاسخگوي مردم در فروع و اصول دين بودند و طبق وحي به پرسشهاي آنان پاسخ ميدادند.
بعد از رحت رسول الله (ص) و بعد از سقيفه اين روش تغيير کرد. در اين زمان شخص معيني پاسخگوي پرسشهاي مردم نبود؛ از اين رو پرسشها به صورت شورايي پاسخ داده ميشد. هر يک از اصحاب رسول اکرم (ص) مأمور پاسخگويي به موضوع خاصي بودند و بر خلاف شيعه، در ميان آنان شخص جامعي که جواب همه سؤالات را بدهد وجود نداشت.
در آن زمان موضوعات مورد نياز مسلمانان را به سه دسته تقسيم کردند. در قسمتي از اين مسائل هر يک از اصحاب، آن چه که از پيامبر (ص) شنيده بود را ميگفت و عمل ميکردند، ولي در بعضي از موارد که از رسول الله (ص) حکمي نشنيده بودند، با تمسک به اين حديث از رسول اکرم (ص) که امت من بر باطل اجتماع نميکنند شورايي عمل ميکردند. بعضي از موارد نيز به صورت حکم حکومتي درميآمد به عنوان مثال جنگ با مانعين زکات حکمي مختص به خليفه اول بود.
بعد از آن که صحابه نوعا از بين رفتند، تعليم و تعلّم از اين شکل خارج شد و به شيوه زمان رسول خدا (ص) بازگشت با اين تفاوت که مرجع پاسخگويي به مردم يک نفر نبود؛ شيعيان به امام صادق (ع)، مالکيها به مالک، حنفيها به ابوحنيفه و حنبليها به احمد بن حنبل مراجعه ميکردند. در حقيقت نحوه تعليم و تعلم، سقراطي بود يعني اينکه شاگرد از استاد پرسش ميکرد به خلاف زمان ما که اين استاد است که بحث را دستهبندي و منظم و سپس تقرير ميکند.
اين روش تدريس و تدرّس تا زمان شافعي همينگونه بود تا اينکه شافعي اين روش را تغيير داد و خود سخن ميگفت و کسي اجازه پرسيدن نداشت. اين روش تا زمان مرحوم علامه (ره) ادامه داشت تا اينکه علامه، ما را در همه فنون مستقل کرد. ايشان در تمامي فنون براي مبتدئين، متوسطين و مقتصدين کتاب نوشت.
حقيقت مطلب اين است که رهبر انقلاب نعمتي الهي است و رهنمودهاي ايشان در سالهاي متمادي، انقلاب را حفظ کرده است و اگر ايشان نبود معلوم نبود وضع ما چگونه ميشد.
من درباره تحولي که مورد نظر ايشان است، از زماني که در نجف بودم فکر ميکردم. متون درسي حوزه نبايد به اين شکل باشد. ما دو رشته اجتهادي و تبليغي در حوزه علميه داريم. کتابهايي که در رشته اجتهاد قرار دارد بايد متناسب با هدف اجتهاد متحول شود. بايستي کاربرد هر مسألهاي که در کتابهاي صرف و نحو تا فقه و اصول مطرح ميشود تبيين و تمريناتي ارائه شود که طلبه بفهمد که کاربرد هر يک از مسائل چگونه است. در حاليکه اين مسأله در کتابهاي ما نيست. در علم اصول بايد جايگاه هر مسأله در فقه تعيين شود. مجتهد براي اجتهاد به يازده علم نياز دارد که بايد کاربرد مسائلي که ميآموزد به صورت تمرين دربيايد. ممکن است کسي ده سال اصول بخواند ولي نداند که فلان مسأله اصولي در کدام بخش فقه کاربرد دارد و فقط گفته ميشود نتيجه اين مسأله اصولي در نذر ظاهر ميشود.
در رشته تبليغي هم همينطور است. در زمان گذشته يک مبلغ، روحاني روستاي خود ميشد و در مسجد نماز ميخواند و رساله عمليه را به آنها ميآموخت در حاليکه اکنون بايد هر يک از طلاب دنيا را تغيير دهند و جوابگوي احتياجات همه باشند. از اين رو متون درسي رشته تبليغ بايد متناسب با کاربردهاي تبليغي دگرگون شود.
يک مبلغ بايد از تاريخ دنيا مطلع باشد. اطلاعات مبلغان ما از تاريخ جوامع بين الملل و آداب و رسوم ملل رضايتبخش نيست. براي تبليغ اسلام بايستي از ريشه و عقايد و آداب و رسوم و زبان آن سامان باخبر باشيم. از طرفي بايد دانست که ما حق طرد پيروان عقايد ديگر را نداريم. مبلغان نبايد نظرات شخصي خود را در ميان مردم بيان کنند و بايستي به آموزههاي اسلام توجه داشته باشند. خالدبن وليد که مسؤول قتل هفتاد و دو نفر از مسلمانان در جنگ احد بود، اسلام آورد و مورد پذيرش رسول خدا (ص) قرار گرفت با وجود اينکه خالد در شهادت حمزه عموي پيامبر دخالت داشت. مسؤوليت اول رسول الله (ص) تبليغ اسلام است. رسول اکرم (ص) بعدها، خالد بن وليد را به بحرين فرستاد. خالد از پيامبر (ص) پرسيد: شما به من فرموديد يهود و نصاري اهل کتاباند و اگر اهل ذمه شدند قبول کنيم. حکم مجوس چگونه است؟ خالدبن وليد از پيامبر سؤال کرد. مبلغان هم اگر به مسألهاي برخوردند بايد به منبع اصلي رجوع کنند.
ـ با توجه به اينکه دو گروه مخالف و موافق تغيير متون درسي حوزه، دلسوز حوزه هستند، آيا لازم نيست در نشستي در کنار هم ادله يکديگر را بررسي کنند تا به نتيجه صائبي برسند؟
آيتالله ملکوتي: با تعريفي که از تحول ارائه دادم، کسي مخالف تحول نخواهد بود. يکي از کارهاي پيامبر اکرم (ص) پاسخگويي به پرسشهاي مردم بود. مخالفان بايد به سؤالات موافقان پاسخ دهند و اگر جواب ندهند آيا خلاف اسلام عمل نکردهاند؟ نبايد کاري کنيم که مردم از اطراف ما فراري شوند.
البته تغيير متون درسي کار يک نفر نيست بايستي جمعي از اساتيد حوزه در قالب گروهها و هيأتهاي علمي جمع شوند و درباره هريک از علوم بحث و تبادل نظر کنند.
ـ حضرتعالی در درس خارج حوزه علميه نجف و قم مشغول به تدریس بوديد با توجه به اينکه درس خارج در زمان ما طولاني است از طرفي در فضاي درس خارج ارتباط استاد و شاگرد مانند گذشته نيست. پيش از اين اساتيد بر فعاليت علمي شاگردان نظارت داشتند و از نحوه استنباط آنان باخبر بودند اما الان به علت کثرت جمعيت، فرصت پرسش از استاد هم ميسر نيست. از طرف ديگر در درس خارج مباحثي مطرح ميشود که کاربردي در فقه و استنباط ندارد و مباحث مطرح شده ناظر به نيازهاي جامعه نيست. چه تحولاتي را در سبک و سياق دروس خارج لازم داريم؟
از اين رو براي بررسي راهکارهاي تحول در حوزه علميه و تشخيص مصاديق مختلف آن به حضور آيتالله مسلم ملکوتي از اساتيد برجسته حوزه علميه قم رسيديم و از رهنمودهاي ایشان بهرهمند شديم. آنچه در پي ميآيد متن گفتوگوي خبرنگار رسا با اين مرجع تقليد است.
ـ با توجه به اينکه يکي از مهمترين محورهاي بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع روحانيان و مسئولان حوزه، تحول و مديريت تحول در حوزه علميه بود، چه راهکارهايي براي ايجاد تحول در حوزه علميه پيشنهاد ميکنيد؟
آيتالله ملکوتي: فرمايشات رهبر انقلاب اسلامي، حاوي مطالب مهمي است، ولي پيش از هر چيز بايد چگونگي و کيفيت تحول تعيين شود.
تعليم و تعلّم در طول تاريخ تحولاتي يافته است. در زمان حيات حضرت رسول اکرم (ص) آن حضرت تنها مرجع پاسخگوي مردم در فروع و اصول دين بودند و طبق وحي به پرسشهاي آنان پاسخ ميدادند.
بعد از رحت رسول الله (ص) و بعد از سقيفه اين روش تغيير کرد. در اين زمان شخص معيني پاسخگوي پرسشهاي مردم نبود؛ از اين رو پرسشها به صورت شورايي پاسخ داده ميشد. هر يک از اصحاب رسول اکرم (ص) مأمور پاسخگويي به موضوع خاصي بودند و بر خلاف شيعه، در ميان آنان شخص جامعي که جواب همه سؤالات را بدهد وجود نداشت.
در آن زمان موضوعات مورد نياز مسلمانان را به سه دسته تقسيم کردند. در قسمتي از اين مسائل هر يک از اصحاب، آن چه که از پيامبر (ص) شنيده بود را ميگفت و عمل ميکردند، ولي در بعضي از موارد که از رسول الله (ص) حکمي نشنيده بودند، با تمسک به اين حديث از رسول اکرم (ص) که امت من بر باطل اجتماع نميکنند شورايي عمل ميکردند. بعضي از موارد نيز به صورت حکم حکومتي درميآمد به عنوان مثال جنگ با مانعين زکات حکمي مختص به خليفه اول بود.
بعد از آن که صحابه نوعا از بين رفتند، تعليم و تعلّم از اين شکل خارج شد و به شيوه زمان رسول خدا (ص) بازگشت با اين تفاوت که مرجع پاسخگويي به مردم يک نفر نبود؛ شيعيان به امام صادق (ع)، مالکيها به مالک، حنفيها به ابوحنيفه و حنبليها به احمد بن حنبل مراجعه ميکردند. در حقيقت نحوه تعليم و تعلم، سقراطي بود يعني اينکه شاگرد از استاد پرسش ميکرد به خلاف زمان ما که اين استاد است که بحث را دستهبندي و منظم و سپس تقرير ميکند.
اين روش تدريس و تدرّس تا زمان شافعي همينگونه بود تا اينکه شافعي اين روش را تغيير داد و خود سخن ميگفت و کسي اجازه پرسيدن نداشت. اين روش تا زمان مرحوم علامه (ره) ادامه داشت تا اينکه علامه، ما را در همه فنون مستقل کرد. ايشان در تمامي فنون براي مبتدئين، متوسطين و مقتصدين کتاب نوشت.
حقيقت مطلب اين است که رهبر انقلاب نعمتي الهي است و رهنمودهاي ايشان در سالهاي متمادي، انقلاب را حفظ کرده است و اگر ايشان نبود معلوم نبود وضع ما چگونه ميشد.
من درباره تحولي که مورد نظر ايشان است، از زماني که در نجف بودم فکر ميکردم. متون درسي حوزه نبايد به اين شکل باشد. ما دو رشته اجتهادي و تبليغي در حوزه علميه داريم. کتابهايي که در رشته اجتهاد قرار دارد بايد متناسب با هدف اجتهاد متحول شود. بايستي کاربرد هر مسألهاي که در کتابهاي صرف و نحو تا فقه و اصول مطرح ميشود تبيين و تمريناتي ارائه شود که طلبه بفهمد که کاربرد هر يک از مسائل چگونه است. در حاليکه اين مسأله در کتابهاي ما نيست. در علم اصول بايد جايگاه هر مسأله در فقه تعيين شود. مجتهد براي اجتهاد به يازده علم نياز دارد که بايد کاربرد مسائلي که ميآموزد به صورت تمرين دربيايد. ممکن است کسي ده سال اصول بخواند ولي نداند که فلان مسأله اصولي در کدام بخش فقه کاربرد دارد و فقط گفته ميشود نتيجه اين مسأله اصولي در نذر ظاهر ميشود.
در رشته تبليغي هم همينطور است. در زمان گذشته يک مبلغ، روحاني روستاي خود ميشد و در مسجد نماز ميخواند و رساله عمليه را به آنها ميآموخت در حاليکه اکنون بايد هر يک از طلاب دنيا را تغيير دهند و جوابگوي احتياجات همه باشند. از اين رو متون درسي رشته تبليغ بايد متناسب با کاربردهاي تبليغي دگرگون شود.
يک مبلغ بايد از تاريخ دنيا مطلع باشد. اطلاعات مبلغان ما از تاريخ جوامع بين الملل و آداب و رسوم ملل رضايتبخش نيست. براي تبليغ اسلام بايستي از ريشه و عقايد و آداب و رسوم و زبان آن سامان باخبر باشيم. از طرفي بايد دانست که ما حق طرد پيروان عقايد ديگر را نداريم. مبلغان نبايد نظرات شخصي خود را در ميان مردم بيان کنند و بايستي به آموزههاي اسلام توجه داشته باشند. خالدبن وليد که مسؤول قتل هفتاد و دو نفر از مسلمانان در جنگ احد بود، اسلام آورد و مورد پذيرش رسول خدا (ص) قرار گرفت با وجود اينکه خالد در شهادت حمزه عموي پيامبر دخالت داشت. مسؤوليت اول رسول الله (ص) تبليغ اسلام است. رسول اکرم (ص) بعدها، خالد بن وليد را به بحرين فرستاد. خالد از پيامبر (ص) پرسيد: شما به من فرموديد يهود و نصاري اهل کتاباند و اگر اهل ذمه شدند قبول کنيم. حکم مجوس چگونه است؟ خالدبن وليد از پيامبر سؤال کرد. مبلغان هم اگر به مسألهاي برخوردند بايد به منبع اصلي رجوع کنند.
ـ با توجه به اينکه دو گروه مخالف و موافق تغيير متون درسي حوزه، دلسوز حوزه هستند، آيا لازم نيست در نشستي در کنار هم ادله يکديگر را بررسي کنند تا به نتيجه صائبي برسند؟
آيتالله ملکوتي: با تعريفي که از تحول ارائه دادم، کسي مخالف تحول نخواهد بود. يکي از کارهاي پيامبر اکرم (ص) پاسخگويي به پرسشهاي مردم بود. مخالفان بايد به سؤالات موافقان پاسخ دهند و اگر جواب ندهند آيا خلاف اسلام عمل نکردهاند؟ نبايد کاري کنيم که مردم از اطراف ما فراري شوند.
البته تغيير متون درسي کار يک نفر نيست بايستي جمعي از اساتيد حوزه در قالب گروهها و هيأتهاي علمي جمع شوند و درباره هريک از علوم بحث و تبادل نظر کنند.
ـ حضرتعالی در درس خارج حوزه علميه نجف و قم مشغول به تدریس بوديد با توجه به اينکه درس خارج در زمان ما طولاني است از طرفي در فضاي درس خارج ارتباط استاد و شاگرد مانند گذشته نيست. پيش از اين اساتيد بر فعاليت علمي شاگردان نظارت داشتند و از نحوه استنباط آنان باخبر بودند اما الان به علت کثرت جمعيت، فرصت پرسش از استاد هم ميسر نيست. از طرف ديگر در درس خارج مباحثي مطرح ميشود که کاربردي در فقه و استنباط ندارد و مباحث مطرح شده ناظر به نيازهاي جامعه نيست. چه تحولاتي را در سبک و سياق دروس خارج لازم داريم؟
آيتالله ملکوتي: وقتي گفتيم ذکر کاربرد و تمرين هر مسأله ضروري است خودبخود مسائلي که کاربرد ندارند مشخص ميشوند. فرق زيادي بين درس خارج حوزه علميه قم و نجف وجود دارد. روش حضرت آيتالله بروجردي (ره) در درس ممتاز بود. ايشان روش حضرت امام صادق (ع) را در پيش گرفتند و علاوه بر تبيين آراء علماي شيعه، به آراء و فتاواي اهل سنت نيز نظارت داشتند.
عدم توجه به آراء فتاواي اهل سنت از زمان محقق ثاني شيوع پيدا کرد ولي پيش از آن در کتب علامه، شيخ طوسي و ديگران به فقه اهل سنت توجه ميشد. اکنون هم اين روش تدريس در حوزه علميه قم از بين رفته است.
ـ علم در حوزه علميه، بايستي همراه با معنويت باشد. با توجه به اينکه رهبر معظم انقلاب اسلامي خواستار تحول همه جانبه در حوزه علميه شدند، تحول در زمينه معنويت نيز يکي از مصاديق تحول به شمار ميرود. براي تقويت روحيه معنويت در حوزه علميه چه بايد کرد؟
آيتالله ملکوتي: تقويت معنويت در حوزه علميه لازم است و راهکار آن، عملي کردن مسائل اخلاقي است. پيشکسوتان در حوزه علميه بايد با عمل و رفتارشان، طلاب را به اخلاق اسلامي متخلق کنند.
ـ حوزه علميه با اعطاي مدرک مخالف نيست و اجازه اجتهاد در گذشته نوعي اعطاء مدرک به شمار ميآمده است. طبق فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي، آفت مدرک، مدرکگرايي است، نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
آيتالله ملکوتي: کساني که مدرک ميدهند بايد همه جوانب را در نظر بگيرند. در گذشته اجازه اجتهاد با لحاظ همه ويژگيها داده ميشود. در زمان ما هم بايد تمام خصوصيات ملاحظه شود ولي متأسفانه اينگونه نيست.
ـ نظرتان درباره برگزاري کرسيهاي آزادانديشي در حوزه علميه چيست؟
آيتالله ملکوتي: با آزادانديشي در حوزه نميتوان مخالفت کرد. در زمان امام صادق (ع) يکي از ماديگرايان در هنگام طواف کعبه به امام صادق (ع) عرض کرد: گردش مردم دور اين سنگ مانند چرخيدن گاوها در هنگام آسيا کردن گندم است. چرا اين کار را ميکنيد؟ حضرت امام صادق (ع) تندي و پرخاش نکردند بلکه فرمودند: اگر آخرتي نباشد من با انجام اين امور ضرري نکردهام اما اگر در آخرت چيزي باشد تو چه ميکني؟ بايد به آزادانديشان پاسخ مناسب داد نه اينکه طرد و تکفيرشان کرد. آزادانديشي هميشه وجود دارد و نميتوان جلوي فهم مردم را گرفت بلکه همواره بايد مهياي پاسخ بود.
ـ گاهي برخي اساتيد حوزه علميه نظرات خلاف مشهور ميدهند. در قبال آنان چه رفتاري ميتوان کرد؟
آيتالله ملکوتي: نظر خلاف مشهور خوب نيست. در زمان گذشته، رأي خلاف مشهور وجود داشت ولي خلاف مشهوري که مخالفت صريح با آيات و روايات و اجماع علما باشد نداشتيم. اما اينگونه آراء در زمان ما در حال شکل گرفتن است. نبايد اين مسائل را مورد نقد و بررسي قرار داد چون پرداختن به آن باعث برجسته شدن آن ميشود. «الباطل يموت بترک ذکره» زمان، اين آراء باطل را از بين ميبرد. مانند نظريه «سهوالنبي» از شيخ صدوق، که زمان آن را از بين برد.
ـ از وقتي که در اختيار ما قرار داديد متشکريم. در پايان رهنمودي به ما ارائه دهيد.
آيتالله ملکوتي: من از کار شما خشنودم و قطعا اين کار مورد رضايت حضرت حق است. شما بايد حوزه علميه را ترويج کنيد و همين کار، راه ترويج حوزه است.
عدم توجه به آراء فتاواي اهل سنت از زمان محقق ثاني شيوع پيدا کرد ولي پيش از آن در کتب علامه، شيخ طوسي و ديگران به فقه اهل سنت توجه ميشد. اکنون هم اين روش تدريس در حوزه علميه قم از بين رفته است.
ـ علم در حوزه علميه، بايستي همراه با معنويت باشد. با توجه به اينکه رهبر معظم انقلاب اسلامي خواستار تحول همه جانبه در حوزه علميه شدند، تحول در زمينه معنويت نيز يکي از مصاديق تحول به شمار ميرود. براي تقويت روحيه معنويت در حوزه علميه چه بايد کرد؟
آيتالله ملکوتي: تقويت معنويت در حوزه علميه لازم است و راهکار آن، عملي کردن مسائل اخلاقي است. پيشکسوتان در حوزه علميه بايد با عمل و رفتارشان، طلاب را به اخلاق اسلامي متخلق کنند.
ـ حوزه علميه با اعطاي مدرک مخالف نيست و اجازه اجتهاد در گذشته نوعي اعطاء مدرک به شمار ميآمده است. طبق فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي، آفت مدرک، مدرکگرايي است، نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
آيتالله ملکوتي: کساني که مدرک ميدهند بايد همه جوانب را در نظر بگيرند. در گذشته اجازه اجتهاد با لحاظ همه ويژگيها داده ميشود. در زمان ما هم بايد تمام خصوصيات ملاحظه شود ولي متأسفانه اينگونه نيست.
ـ نظرتان درباره برگزاري کرسيهاي آزادانديشي در حوزه علميه چيست؟
آيتالله ملکوتي: با آزادانديشي در حوزه نميتوان مخالفت کرد. در زمان امام صادق (ع) يکي از ماديگرايان در هنگام طواف کعبه به امام صادق (ع) عرض کرد: گردش مردم دور اين سنگ مانند چرخيدن گاوها در هنگام آسيا کردن گندم است. چرا اين کار را ميکنيد؟ حضرت امام صادق (ع) تندي و پرخاش نکردند بلکه فرمودند: اگر آخرتي نباشد من با انجام اين امور ضرري نکردهام اما اگر در آخرت چيزي باشد تو چه ميکني؟ بايد به آزادانديشان پاسخ مناسب داد نه اينکه طرد و تکفيرشان کرد. آزادانديشي هميشه وجود دارد و نميتوان جلوي فهم مردم را گرفت بلکه همواره بايد مهياي پاسخ بود.
ـ گاهي برخي اساتيد حوزه علميه نظرات خلاف مشهور ميدهند. در قبال آنان چه رفتاري ميتوان کرد؟
آيتالله ملکوتي: نظر خلاف مشهور خوب نيست. در زمان گذشته، رأي خلاف مشهور وجود داشت ولي خلاف مشهوري که مخالفت صريح با آيات و روايات و اجماع علما باشد نداشتيم. اما اينگونه آراء در زمان ما در حال شکل گرفتن است. نبايد اين مسائل را مورد نقد و بررسي قرار داد چون پرداختن به آن باعث برجسته شدن آن ميشود. «الباطل يموت بترک ذکره» زمان، اين آراء باطل را از بين ميبرد. مانند نظريه «سهوالنبي» از شيخ صدوق، که زمان آن را از بين برد.
ـ از وقتي که در اختيار ما قرار داديد متشکريم. در پايان رهنمودي به ما ارائه دهيد.
آيتالله ملکوتي: من از کار شما خشنودم و قطعا اين کار مورد رضايت حضرت حق است. شما بايد حوزه علميه را ترويج کنيد و همين کار، راه ترويج حوزه است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


