سر حاج محمود
امروز رئيسجمهور براي انجام اعمال مناسك حج به عربستان عازم شد.

يكي از بديهاي معاون اول بودن همينه ديگه، ثمره و متكي برن، ولي داودي بمونه.
يعني اينها دارن به چي اينجوري ميخندن؟

فكر كنم آقاي الهام داره سر با صفاي حاج محمود رو تجسم ميكنه بعد از برگشتن!
احمدي مقدم: واگذاري بنزين به ديگري منع قانوني ندارد.

ـ ديدي كه؛ گفتم منعي نداره. حالا كارتت رو بده يه چند ليتر بنزين بزنيم، آخر ماهه.
توكلي: فرافكني احمدينژاد در گزارش ديشب، زيبنده ايشان نيست.

خبرنگار: آقاي توكلي، شما خودتون اون كلاهتون رو قاضي كنيد، ببينيند رئيسجمهور راست گفته يا نه.
شب يلدا نزديك شد و ورود به هندوانه فروشي ممنوع.

فكر كن! چند روز پيش كيليويي صد تومن، ولي حالا بايد از اون تراولا با خودتون ببريد!
باز هم باران باريد؛ معابر گرفت؛ مردم در ترافيك خفه شدن، ولي برخي صحنههاي قشنگ هم ساخته شد.

آقا: هيس، خانم تكون نخور! دارن ازمون عكس ميگيرن.
خنده اکنون من از گریه غم انگیز تر است




