در مورد دفاع مردمی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

به یاد حماسه آزادسازی سوسنگرد + تصاویر آثار حملات متجاوزان بعثی
ما تعجّب كرديم چرا كه ما فرماندة اسب سوار نداشتيم. من متوجّه شدم كه يك دست غيبي ما را ياري كرده است. در اين هنگام يك صداي آشنا مرا تكان داد. برگشتم برادري را ديدم كه با پيكر پر خون به طرف من مي آمد. جلو رفتم، ديدم همان جواني است كه ديشب در كنار من با دشمن اسلام مي جنگيد وقتي كه خودم را به او رساندم ديدم بدنش پاره پاره شده است. گفت: برادرم غم مخور كه صاحب ما آمد.
کد خبر: ۱۳۰۵۸۱    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۲۵

تور کیش