در مورد شهید داوود عابدی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

داوود شانه اش را از توی جیبش در آورد و ریشش را شانه کرد.گفتم: «داوود، انگار ملاقاتی داری.» گفت: «امشب می‌خوام حقم رو بگیرم، سید!»
کد خبر: ۱۴۹۳۳۲    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۱۲/۰۱

مفید صفحه اصلی نسخه موبایل