کي به کي محتاج بود؟
در باب نمايش پشت صحنه سريالهاي تلويزيوني
کد خبر: ۹۹۵۶
| | 11125 بازدید
دكتر محمدرضا جوادي يگانه، استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران
ديشب تلويزيون قسمت آخر سريال بيداري را تکرار کرد و پشت صحنه آن را نيز نشان داد كه البته امروز نيز آن را دوباره پخش خواهد کرد. سريال بيداري، سريال درجه اول و برجسته تلويزيون نبود و رويه حاضر، حاکي از آن است که پخش پشت صحنهها به روال ثابت تلويزيون تبديل شده است.
حال اين پرسش مطرح است كه چرا پشت صحنه سريالها پخش ميشود و چه اثراتي بر آن مترتب است؟ و مهمتر از آن، پيامدهاي پيشبيني نشده اين نمايشها که قطعا نيت مديران سيما در پخش آن نيست، چيست؟
«اروينگ گافمن» بحثي دارد پيرامون جلوي صحنه و پشت صحنه. او بر اين باور است که افراد براي نمايش موفق خود، روي صحنه تلاش فراواني كرده و از ابزارها، اداها، و پوشش خاصي استفاده ميکنند که نمونه بارز آن رفتار، لباس، شيوه بيان، شيوه رفتاري و حتي دستخط پزشکان است که ميتوانند با آن، به خوبي ميان خود و بيماران، و حتي ميان خود با پرستاران و ديگر کارکنان بيمارستان تمايز بگذارند، اما نوع نمايش خود در پشت صحنه با جلوي صحنه تفاوت دارد. رفتار افراد در پشت صحنه، رفتاري است شخصي و غيررسمي. همچنين به تعبير گافمن، افراد تلاش دارند تا دشواريهاي خود را براي نمايش موفق جلوي صحنه، مخفي کنند، تا ديگران نفهمند آنها چه زحمتي براي آن حضور موفق داشتهاند، چه خطاهايي مرتکب شدهاند و حتي چه باجهايي دادهاند يا خفتهايي کشيدهاند. تمايز ميان پشت صحنه و جلوي صحنه، يکي از اساسيترين وجوه مديريت نمايش خود است.
اما آنچه تلويزيون از پشت صحنهها نشان ميدهد، بر هم زدن تصوير ذهني مخاطب از اين نمايش است؛ يعني ما بايد در اين سريال، صحنه بهشت را باور کنيم، اما وقتي متوجه غيرواقعي بودن آن ميشويم، رازآلودگي آن و در نتيجه، باورپذيري ما و همذات پنداري ما با آنچه نشان داده ميشود، از بين ميرود. ما ميدانيم که نمايش ميبينيم، اما انتظار داريم که کارگردان آنقدر تلاش کند تا ما از فهم اينکه «نمايش» ميبينيم فارغ شويم و خود را غرق در آنچه ميبينيم، بکنيم. شرط اين، مشخص کردن دقيق مرزهاي ميان راوي و روايت است. رمان پست مدرن و فيلم پست مدرن، اين مرزها را شکستهاند و راوي گاه با مخاطب و خواننده وارد گفتوگو ميشود، اما هنوز اثرگذاري بيشتر فيلم و رمان بر پايه عناصر مدرن آن است و سخن گفتن با خواننده جلوي دوربين، علاوه بر آنکه نشان از گسيختگي و آشوب در عالم دارد، ميتواند نوعي تفنن هم به شمار رود. البته مسلم است قصد تلويزيون از نشان دادن پشت صحنهها، داعيههايي نيست که هنر پست مدرن دارد و براي همين، از اين بعد بايد صرف نظر کرد.
هميشه بيان «درباره» يک موضوع جذابتر است تا بيان خود آن موضوع. اينگونه است که بازيگر و فيلمبردار و کارگردان و طراح صحنه و ... ميشود «گروه مرجع» جوان ما و اين چيزي است که احتمالا مد نظر سيما از نمايش اين پشت صحنهها نيست.
آنچه از دستاندرکاران برنامههاي تلويزيوني و روابط صميمانه آنها و تمرينهاي آنها نشان داده ميشود، مطابق با هنجارهاي رسمي جامعه نيست، اما ظاهرا از آن گريزي نيست و هر جمع که چندين ماه با هم کار ميکنند، بينشان صميميت ايجاد ميشود، به ويژه اگر روابط چهره به چهره داشته باشند، ولي آيا بايد اين صميميت را نشان داد و بر آن تأکيد کرد و آن را به عنوان يک ارزش نشان داد؟
منظور از اين نوشته، نه نفي تلاش دستاندرکاران سريالهاي تلويزيوني است و نه بيان سوءنيتي در مديريت سيما، بلکه برجسته کردن عوارض و پيامدهاي رفتاري است که منظور عاملان آن نبوده است و نتيجهاي که چندان پذيرفتني نيست. هنرمندان بخشي از گروه مرجع جامعه هستند، اما مسأله در تعييناندازه آنهاست. در نظام فرهنگي جامعه، سهم هنرمندان (و مشخصا هنرمندان تلويزيون و نه سينما) چقدر است و تا چه اندازه بايد براي آن هزينه کرد و اين هزينه چقدر فايده دارد؟
تلويزيون بلندگودار جامعه است و بايد همه جنبههاي جامعه ايراني را پوشش دهد، نه اينکه تنها براي خود تبليغ کند. آيا هميناندازه تبليغ هم درباره پشت صحنه و مقدمات راهاندازي يک نيروگاه يا سد، برپايي يک همايش بينالمللي، سامان دادن يک اردوي دانشجويي و دانشآموزي و... در تلويزيون به صورت يک رويه درآمده است؟ ظاهرا چنين نيست و نمايش پشت صحنه سريالها، وزن توليدات تلويزيوني را در جامعه بالاتر از ديگر بخشها قرار داده و برخي از مشکلات فرهنگي جامعه از همين ناشي شده است.
آيا موفقيت تلويزيون در عرصه فرهنگ، آن اندازه بيشتر از موفقيت ديگر بخشهاي فرهنگي و نيز موفقيتها در عرصه اقتصادي و علمي است که اين همه بر آن تأکيد شود؟ به علاوه در همين بخش، تلاشهاي در سينما، کاملا ناديده گرفته ميشود و تأکيد بر پشت صحنه سريالها، باعث ميشود تا تعريف از فيلمسازي، بر نوع خاصي از آن متمرکز شود و اين نادرست است.
ديشب تلويزيون قسمت آخر سريال بيداري را تکرار کرد و پشت صحنه آن را نيز نشان داد كه البته امروز نيز آن را دوباره پخش خواهد کرد. سريال بيداري، سريال درجه اول و برجسته تلويزيون نبود و رويه حاضر، حاکي از آن است که پخش پشت صحنهها به روال ثابت تلويزيون تبديل شده است.
حال اين پرسش مطرح است كه چرا پشت صحنه سريالها پخش ميشود و چه اثراتي بر آن مترتب است؟ و مهمتر از آن، پيامدهاي پيشبيني نشده اين نمايشها که قطعا نيت مديران سيما در پخش آن نيست، چيست؟
«اروينگ گافمن» بحثي دارد پيرامون جلوي صحنه و پشت صحنه. او بر اين باور است که افراد براي نمايش موفق خود، روي صحنه تلاش فراواني كرده و از ابزارها، اداها، و پوشش خاصي استفاده ميکنند که نمونه بارز آن رفتار، لباس، شيوه بيان، شيوه رفتاري و حتي دستخط پزشکان است که ميتوانند با آن، به خوبي ميان خود و بيماران، و حتي ميان خود با پرستاران و ديگر کارکنان بيمارستان تمايز بگذارند، اما نوع نمايش خود در پشت صحنه با جلوي صحنه تفاوت دارد. رفتار افراد در پشت صحنه، رفتاري است شخصي و غيررسمي. همچنين به تعبير گافمن، افراد تلاش دارند تا دشواريهاي خود را براي نمايش موفق جلوي صحنه، مخفي کنند، تا ديگران نفهمند آنها چه زحمتي براي آن حضور موفق داشتهاند، چه خطاهايي مرتکب شدهاند و حتي چه باجهايي دادهاند يا خفتهايي کشيدهاند. تمايز ميان پشت صحنه و جلوي صحنه، يکي از اساسيترين وجوه مديريت نمايش خود است.
اما آنچه تلويزيون از پشت صحنهها نشان ميدهد، بر هم زدن تصوير ذهني مخاطب از اين نمايش است؛ يعني ما بايد در اين سريال، صحنه بهشت را باور کنيم، اما وقتي متوجه غيرواقعي بودن آن ميشويم، رازآلودگي آن و در نتيجه، باورپذيري ما و همذات پنداري ما با آنچه نشان داده ميشود، از بين ميرود. ما ميدانيم که نمايش ميبينيم، اما انتظار داريم که کارگردان آنقدر تلاش کند تا ما از فهم اينکه «نمايش» ميبينيم فارغ شويم و خود را غرق در آنچه ميبينيم، بکنيم. شرط اين، مشخص کردن دقيق مرزهاي ميان راوي و روايت است. رمان پست مدرن و فيلم پست مدرن، اين مرزها را شکستهاند و راوي گاه با مخاطب و خواننده وارد گفتوگو ميشود، اما هنوز اثرگذاري بيشتر فيلم و رمان بر پايه عناصر مدرن آن است و سخن گفتن با خواننده جلوي دوربين، علاوه بر آنکه نشان از گسيختگي و آشوب در عالم دارد، ميتواند نوعي تفنن هم به شمار رود. البته مسلم است قصد تلويزيون از نشان دادن پشت صحنهها، داعيههايي نيست که هنر پست مدرن دارد و براي همين، از اين بعد بايد صرف نظر کرد.

هميشه بيان «درباره» يک موضوع جذابتر است تا بيان خود آن موضوع. اينگونه است که بازيگر و فيلمبردار و کارگردان و طراح صحنه و ... ميشود «گروه مرجع» جوان ما و اين چيزي است که احتمالا مد نظر سيما از نمايش اين پشت صحنهها نيست.
آنچه از دستاندرکاران برنامههاي تلويزيوني و روابط صميمانه آنها و تمرينهاي آنها نشان داده ميشود، مطابق با هنجارهاي رسمي جامعه نيست، اما ظاهرا از آن گريزي نيست و هر جمع که چندين ماه با هم کار ميکنند، بينشان صميميت ايجاد ميشود، به ويژه اگر روابط چهره به چهره داشته باشند، ولي آيا بايد اين صميميت را نشان داد و بر آن تأکيد کرد و آن را به عنوان يک ارزش نشان داد؟
منظور از اين نوشته، نه نفي تلاش دستاندرکاران سريالهاي تلويزيوني است و نه بيان سوءنيتي در مديريت سيما، بلکه برجسته کردن عوارض و پيامدهاي رفتاري است که منظور عاملان آن نبوده است و نتيجهاي که چندان پذيرفتني نيست. هنرمندان بخشي از گروه مرجع جامعه هستند، اما مسأله در تعييناندازه آنهاست. در نظام فرهنگي جامعه، سهم هنرمندان (و مشخصا هنرمندان تلويزيون و نه سينما) چقدر است و تا چه اندازه بايد براي آن هزينه کرد و اين هزينه چقدر فايده دارد؟
تلويزيون بلندگودار جامعه است و بايد همه جنبههاي جامعه ايراني را پوشش دهد، نه اينکه تنها براي خود تبليغ کند. آيا هميناندازه تبليغ هم درباره پشت صحنه و مقدمات راهاندازي يک نيروگاه يا سد، برپايي يک همايش بينالمللي، سامان دادن يک اردوي دانشجويي و دانشآموزي و... در تلويزيون به صورت يک رويه درآمده است؟ ظاهرا چنين نيست و نمايش پشت صحنه سريالها، وزن توليدات تلويزيوني را در جامعه بالاتر از ديگر بخشها قرار داده و برخي از مشکلات فرهنگي جامعه از همين ناشي شده است.
آيا موفقيت تلويزيون در عرصه فرهنگ، آن اندازه بيشتر از موفقيت ديگر بخشهاي فرهنگي و نيز موفقيتها در عرصه اقتصادي و علمي است که اين همه بر آن تأکيد شود؟ به علاوه در همين بخش، تلاشهاي در سينما، کاملا ناديده گرفته ميشود و تأکيد بر پشت صحنه سريالها، باعث ميشود تا تعريف از فيلمسازي، بر نوع خاصي از آن متمرکز شود و اين نادرست است.

گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



