«وليمه» مطبوعاتي!
گل؛ 1-«ناهار خوران» مطبوعاتي افشين قطبي در رستوران پنج ستاره اسفنديار برگزار شد و اهل قلم با شيوه جديدي از كنفرانس مطبوعاتي آشنا شدند. سرمربي تيمملي از منتقدان مطبوعاتياش گله دارد و هر چند دقيقه يك بار - بيمناسبت يا با مناسبت – اين نكته را تذكر ميدهد. آزاردهنده است صدايي كه بيملاحظه «ناهار» را ميكوبد بر فرق دهانت، اما بايد بشنوي، چون «ناهارش» را ميخوري. فكر ميكرديم چه خوب ميشد اگر زمستان بود؛ شايد پتويي، ملحفهاي يا بلوزي ميدادند كه از سرما نلرزيم، اما بهار بود و ناهار. راضي نبوديم، اما همه حق يار سيزدهم آقاي سرمربي همين بود؛ يك وعده غذاي گرم!
2- بوي مشمئزكننده «نمك» دلگيرت ميكند. قطبي ستارههاي شانسش را ميان ستارههاي رستوراني جستوجو ميكند كه خود نيز عظمتشان را از «پول» وام گرفتهاند. چه ميخري آقاي قطبي با يك تكه كباب؟ ارزان حساب نكردي؟ اجازه ميدهي تكهاي براي پدر و مادر پيرم بردارم؟ خدا از بزرگي كمت نكند امپراتور، خير از زندگي اعيانيات ببيني... حمايتت ميكنيم؛ مثل پيم وربيك و ادووكات كه زندگيشان را در اين راه گذاشتهاند، مثل تاج كه حالا خرجش را از تو جدا كرده و مثل سعيدلو كه «تازهوارد» اين بازي ويرانگر است. حمايتت ميكنيم افشين خان. نه به خاطر عرق ملي و سرافرازي ميهن و اين قبيل صحبتها، فقط به خاطر همان «ناهار»ي كه بوي نفت سرزمينم را ميدهد.
3- روابط، تحت تاثير يك تكه نان قرار ميگيرند تا آقاي مدير روابط عمومي اخم كند. كسي دلخور نميشود چون او هم در اين «وليمهخوري» شريك خرج است. خبرنگارها جانب احتياط را در پرسش و پاسخ رعايت نميكنند تا قطبي يادآوري كند كه «ناهار» ميدهد. جماعت گرسنه رام نميشوند تا مدير روابط عمومي با «اخم و تخم» همان را يادآوري كند.
سرمربي تيمملي گويا پس از سه سال كار در ايران به نقش «اطعام» در ورزش پي برده و لابد مشاورههاي افراد نزديك به قطبي در برگزاري اين «همايش» بيتاثير نبوده است. مايليم بدانيم قطبي خود به گرسنگي اهالي قلم پي برده است يا به او فهماندهاند؟ چه كسي ميتوانست تا اين حد به ابعاد «شكم» خبرنگاران و عكاسان آشنا بوده باشد؟ لطفا به اين سوالها جواب بدهيد.
4- دست به جيب شدن براي جلب حمايت ميتواند يكي ديگر از علايم سقوط امپراتوري قطبي باشد؛ وقتي سرمربي تيمملي ستارههاي از دست رفته دوران امپراتورياش را در آسمان رستوران پنج ستاره جستوجو ميكند، وقتي مشاورهاي مرد جوان «ناهار» را به عنوان آخرين حربه براي موفقيت تيمملي براي جماعتي به «زهر» تبديل ميكنند، وقتي آقاي روابط عمومي، قلدرمابانه از اهالي فرهنگ احترام را «باج» ميخواهد، حمايت از اين فوتبال مرده، «خيانت» است!


