اعدام برای همسر چاقوکش
زن جوان که شوهر ورزشکار خود را در برابر قهوهخانه عشاق به قتل رسانده بود به مجازات مرگ محکوم شد.
این زن جوان وقتی از شوهرش طلاق خواست و اعتنایی ندید در خیابان با یک ضربه چاقو وی را به قتل رساند و با فرار به بندرعباس، 15 شبانه روز در خیابانها سرگردان بود تا اینکه در تهران پای در کمینگاه پلیس گذاشت. شامگاه 5 اردیبهشتماه سال 88 ماجرای قتل عجیب مرد جوانی در برابر قهوهخانه عشاق ورامین به بازپرس ویژه قتل مخابره شد. بازپرس جنایی ورامین پای در قتلگاه مرد ورزشکار 30 سالهای گذاشت که با یک ضربه چاقو به قلبش و در حاشیه خیابان اصلی دچار خونریزی شدید شده و به کام مرگ فرو رفته بود. بازپرس و کارآگاهان جنایی برای ردیابی قاتل به تحقیقات محلی دست زدند و در بازجویی از مشتریان قهوهخانه خود را در برابر ادعاهای عجیبی دیدند.
یکی از این مردان که دوست صمیمی «رضا» بود به تیم تحقیق گفت: رضا مثل همیشه به قهوهخانه آمده بود. ساعت 8:30 شب وقتی خواستم از قهوهخانه بیرون بیایم همسر وی را دیدم که از من خواست رضا را صدا بزنم. «سحر» همسرش عصبانی بود. وقتی با رضا صحبت میکرد با هم درگیر شدند. قصد داشتم میانجیگری کنم که ناگهان رضا فریادی کشید و دیدم همزمان با سست شدن پاهای دوستم که در حال افتادن به زمین بود همسرش پا به فرار گذاشت.
با ادعای این مرد جوان و چند شاهد دیگر، بازپرس جنایی ورامین دستور بازداشت زن جوان را صادر کرد و تیمی از ماموران سریع خود را به خانه سحر رساندند اما این زن پیش از رسیدن آنان از خانهاش گریخته بود.
ردیابی این زن فراری در دستور کار پلیس ورامین قرار گرفت و آنان با تحت نظر قراردادن خانه آشنایان و بستگان سحر، پی بردند وی هیچ رفت و آمدی به این پاتوقهای احتمالی نداشته است.
با این وجود خانه یکی از دوستان صمیمی سحر در تهران که تصور میرفت وی حتما به آنجا برود تحت نظر قرار گرفت و پلیس به کمین نشست. 15 روز بعد وقتی سحر به خانه دوستش رفت در محاصره پلیس گرفتار شد. این زن در بازجوییها به قتل همسرش اقرار کرد و صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفت. این در حالی است که مادر شوهر (مادر مقتول)، خواستار مجازات اعدام عروس شد.
سحر با گریه و زاری و ادعای پشیمانی به قضات گفت: 4 سال پیش خانواده رضا به خواستگاریام آمدند و با یکدیگر ازدواج کردیم. از همان ابتدا با یکدیگر اختلاف داشتیم و تا پای طلاق پیش رفتیم اما رضا حاضر نبود مرا طلاق بدهد. حتی پروندهای در شورای حل اختلاف هم داشتیم. وی ادامه داد: چند وقت پیش رضا تصادف کرد و پاشنه پایش دچار مشکل شد. مقداری دیه گرفت و بعد از این حادثه دیگر سرکار نرفت.
همین بیکاری موجب اختلافمان شد. جروبحثهایمان هر روز بیشتر میشد. آن روز جلوی قهوهخانه رفتم تا وی را راضی کنم شناسنامهام را بدهد تا برای طلاق اقدام کنم اما رضا تهدیدم کرد که اگر به خانه نروم مرا میکشد. من هم که در کار تزئینات و طراحی هستم و همیشه چاقویی در کیفم دارم در آن لحظه عصبانی شدم و با چاقو ضربهای به شوهرم زدم و فرار کردم، اصلا تصور نداشتم بمیرد.
در زندان هم هر روز کابوس میبینم و عذابوجدان لحظهای رهایم نمیکند. مرگ رضا اتفاقی بود و از مادرشوهرم میخواهم که مرا ببخشد. قضات شعبه 74دادگاه کیفری پس از مشورت این زن جوان را به اعدام محکوم کردند.


