انقلاب دشان
عاشقان المپیک از گذشته تا امروز نمیتوانند از تمجید دیدیه دشان خودداری کنند؛ مردی که پس از 18 سال جام قهرمانی لیگ اول فرانسه را به استان جنوبی پروونس بازگرداند. در این قهرمانی تنها جای یک نفر خالی است؛ لوئی درایفوسی، رئیس و مالک سابق باشگاه المپیک مارسی که پس از به زندان رفتن برنارد تاپی رئیس رویایی دهه 90 روی کار آمد و تا سال گذشته که درگذشت، در حسرت قهرمانی لوشامپیونا سوخت.
به نوشته وطن امروز؛ بزرگترین منتقدان دشان، آنهایی که او را پادوی زیزو در جریان نخستین قهرمانی فرانسه در جام جهانی مینامیدند و سبک بازیاش را به «حملهکننده آب» تشبیه میکردند، حالا معترفند که در وجود او چیزی هست که نهتنها فوتبال «گل»ها که مارسی را هم به سوی جلو سوق داده است.
دشان در دوران بازیگریاش نهتنها یک مدیر و کاپیتان نمونه در مرکز زمین شناخته میشد که در سختکوشی هم مثالزدنی بود. تا قبل از یورو 96 که دشان عملا وظایف دفاعیتر وسط زمین را در قالب زوجی که با زیدان تشکیل داده بود برعهده گرفت، فوتبال فرانسه هرگز یک هافبک دفاعی تمام وقت و همیشه در خدمت دیگران ندیده بود.
میگفتند او خودش را وقف حمایت از زیدان کرده است و همین توصیف کافی است تا پی به منش کاپیتان سابق خروسها ببریم؛ منشی که در فرهنگ خودنما و خودستای فرانسه منحصر به فرد بود. شاید بخشی از این منش به خاستگاه او بازمیگردد.
ناحیه گاسکونی در جنوب غربی فرانسه که یکی از توسعهنیافتهترین مناطق این کشور محسوب میشد، البته این محرومیتها با توریستی شدن گاسکونی در دهه 90 رنگ باخته ولی دشان کودکیاش را در دهههای 70 و 80 در اینجا سپری کرد؛ در میان مردمی عمدتا ورزیده و از طبقه کارگر. اینجا همان جایی است که گوگن نقاش اسطورهای فرانسه در فقر و تنگدستی دنیایی جدید را با الهام از کارگران و مردم پاپتی در قالب بوم نقاشی خلق کرد. البته فقر نسبی گاسکونی جای خود را در دوران اخیر به عملگرایی داده است. مردم این منطقه از قدیم پیرو نوعی سنت پهلوانی بودند که آثارش هنوز در ورزشهای سالانه قویترین مردان در آوینون پا برجاست.
به همین دلیل هم از میان ورزشهای مدرن، آنها راگبی را بیش از فوتبال میپسندند، ورزش مردان عضلانی و تنومند که با برخوردهای بدنی بیشمار و آداب پهلوانی نانوشتهای دنبال میشود. بیاریتس قطب راگبی اروپاست و قویترین باشگاه فرانسه و قاره را در این رشته دارد و دست بر قضا پدر دیدیه روزگاری کاپیتان بیاریتس بود. این تیم تا پیش از دهه 80، یعنی همان زمان که دشان (پدر) ستارهاش بود، فقط از بازیکنان بومی گاسکونی یا به زبان سیاسیتر بازیکنانی که در باسک فرانسه ریشه داشتند، یار میگرفت. استقلالطلبان باسک تا حدی در این باشگاه نفوذ داشتند که زمانی پلیس فعالیتهای قهرمان راگبی اروپا را به حالت تعلیق درآورد.
دشان در چنین محیطی بالید و فرهنگ مبارزه و عملگرایی از او فرماندهی ساخت که در 23 سالگی به کاپیتان پرطرفدارترین باشگاه فرانسه، المپیک مارسی، تبدیل شد. آن هم تنها با 2 سال سابقه در ولودروم و در تیمی که آن زمان به لطف ثروت تاپی، بزرگترین ستارههای جهان را در ترکیبش داشت؛ فولر، استویکوویچ، وادل، موزسی، پاپن، توبسیچ و ... .
آخرین جام لوشامپیونا روی بازوی این جوان کوتاهقد اما بلندپرواز بالا رفت و حالا پس از 18 سال دشان سرمربی خاطرات جوانی را با بازگرداندن جام به ولودروم مرور میکند. در این سالها در مارسی قهرمانی تبدیل به یک رویای باشکوه اما در روزگار دور شده بود، پس از اثبات اتهام تبانی به فاتح نخستین دوره لیگ قهرمانان در 1993، آنها به لیگ دسته سوم فرانسه تبعید شدند و تاپی بازداشت شد. از آن زمان مارسی بارها تا یکقدمی کسب یک عنوان قهرمانی (2 بار لوشامپیونا، 2 بار جام حذفی و 2 بار جام یوفا) رفت ولی هر بار در فینال کم آورد. چهارشنبه شب گذشته اما پیروزی 1-3 سپید و آسمانیپوشها مقابل 60 هزار هوادار دیوانه ولودروم باعث شد دیگر سرنوشت به روز آخر نکشد و مارسی و دشان 2 هفته مانده به پایان فصل برای نخستین بار از سال 1992 قهرمانی لیگ را جشن بگیرند.
دشان میگوید: «جالب است اما افتخار آن اول از همه از آن بازیکنان است. این یک رویداد بشری فوقالعاده است، یک پیروزی بزرگ برای باشگاه و اعضایش. این ماحصل 9 ماه کار سخت و فراز و فرودهای بسیار است. من واقعا از این بابت مفتخرم».
با همه این شکستهنفسیها، دشان از آن دست مربیانی است که زهره بازیکنان را آب میکند. کاریزمای او به حدی است كه در ابتدای فصل میخواست باسابقهترین و محبوبترین ستارههای ولودروم را کنار بگذارد.
و اگر تیم او قهرمان میشود نباید خیلی هم تعجب کرد چرا که او با بیش از 50 میلیون یورو هزینه در بازار نقل و انتقالات، رکورد بودجه تاریخ باشگاه را شکست و به نوعی خاطره دوران رویایی تاپی را زنده کرد و این اصل را به اثبات رساند که بدون صرف هزینههای اساسی، یک تیم نمیتواند به قهرمانی برسد؛ کاری که لیون حدود یک دهه پیش آغاز کرد و 7 قهرمانی پیاپی را همراه با ثبات در لیگ قهرمانان اروپا برداشت کرد.
دشان هم لوچوگونسالس را در ازای 25 میلیون یورو به ولودروم آورد تا گرد ستارهای واقعا بزرگ، بقیه بازیکنان را به فکر بلندپروازی بیندازد. نتیجه چشمگیر است نه فقط به این خاطر که او یک تیم در حسرت قهرمانی را ظرف 9 ماه به 2 قهرمانی (جام اتحاديه و جام لوشامپیونا) رسانده که بهخاطر تحولی است که او در حال و هوای مردم بزرگترین بندر مدیترانه به وجود آورد؛ مردی که تا پیش از این احساس شاعرانه نسبت به المپیک مارسی داشته ولی حالا میداند که برای ماندن در آن بالا باید هزینه و تلاش کرد.


