طنز: فست فود ،هست فوت شد!
رضا رفیع در روزنامه جام جم نوشت:
خوشحاليم كه لااقل وزارت ارشاد در حوزه خودش اقدام به ممنوع كردن فست فود كرد. همين امروز از قول مديركل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت ارشاد اطلاع پيدا كرديم كه به منظور صيانت از زبان وا دب فارسي و ممنوعيت به كارگيري اسامي و عناوين بيگانه در تابلوها،از امروز توسط واحدهاي صنفي و « فست فود » خصوصا اغذيه فروشي ها ممنوع است و با كساني كه تمكين نكنند، برخورد شديداللحن به عمل خواهد آمد. چرا كه به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست.
و اژه هاي جايگزين: واژگان پيشنهادي براي فست فود
به ترتيب اولويت استفاده اعلام مي داريم.
1 هست فوت: اين هر دو كلمه كاملاً فارسي سره بوده و از نظر وزن و آهنگ نيز با فست فود قرابت بيشتري دارد.هست فوت، يعني تا فوت كني، غذا روي ميزت هست.سرعت تهيه هست فوت مي تواند با تعداد فوت ها درجه بندي شود. يك فوت، دو فوت، سه فوت،......و الي آخر.
2 سريع السير: چون سرعت تهيه غذاهاي فست فودي بيشتر و تندتر از امثال ديزي و كله پاچه و ساير غذاهاي سنتي است؛ اطلاق عبارت سريع السير به اين گونه غذايا(!) مي تواند رساننده معنا و منظور باشد. وزارت راه، قطارهاي شركت رجاء را همين طوري تقسيم بندي كرده است.
3 بخر و بخور: در حوزه البسه، به پاره اي لباسها كه مي گويند. عين « بشور و بپوش » اتو نميخواهند، اصطلاحاً همين عبارت را مي توان در مورد غذاهاي فست فودي به كار برد. بسياری از فست فودي ها را همانجا سرپايي مي خورند، يك نوشابه گازدار هم روش. ماشالا به چشم و ابروش!
4 راحت الحلقوم:اگرچه اين اصطلاح از بيخ عربي است، اما باز بهتر از يك اصطلاح بيگانه ا ست. با فرهنگ و زبان محاوره اي ما هم بيگانه نيست. به خيلي چيزها مي گوييم راحت الحلقوم. مثل پول بيت المال كه بعضي مفسدان اقتصادي، براحتي هلوا ز گلو م يدهند پايين. بدون آن كه صداي قورت دادنشان را بشنويد.
5 سريعانه: وقتي كه به كامپيوتر، رايانه گفته مي شود و به سوبسيد يارانه و به ترمينال، پايانه و.......همه جا هم بحمدالله اين اسامي و عبارات جا افتاده و امروز اگر كسي بگويد كامپيوتر،همه به او می خندند؛ پيشنهاد می شود كه به عوض فست فود گفته شود ببينيم چي می شود.
6 غذا قورتكي: چون غذاهاي فست فودي را سريع قورت مي دهند و هم تهيه آن راحت تر و مواد آن آماده تر است و هم هيچ خاصيتي ندارد، جز چاق كردن آدم ها؛ فلذا اصطلاح غذاقورتكي نيز پيشنهاد آخر ماست. عين كش لقمه خدابيامرز كه به جاي پيتزا توسط فرهنگستان زبان فارسي اختراع شد و چقدر هم رايج شد.
همچنین ای کاش وزارت ارشاد یک صدم حساسیتی را که در برابر واژه های لاتین دارد، نسبت به انبوه واژه های عربی که هر روز، بیشتر بدست مسئولین حکومتی، وارد زبان فارسی میشوند میداشت. برای نمونه یکی از رئیس مجلس بپرسد که بخش "تنقیح" قوانین به فارسی چی میشه؟؟ از خود میپرسم که اگر مسئولین کنونی از گذشته همچنان بر سر کار بودند آیا براستی عدلیه ما میشد دادگستری و بلدیه ما میشد شهرداری؟ تا کنون ندیده ام که در این سی سال فرهنگستان یک واژه فارسی را جایگزین یک واژه یا نام عربی بکند و هنگامی که دولت سازمان تازه ای را بر پا میکند و نام آنرا میگذارد "تعزیرات" فرهنگستان صدایش در نمی آید. گویی که گرفتاری فرهنگستان تنها در واژه هایی مانند پیتزا است و چشم فرهنگستان بر روی انبوه واژه های عربی که هر یک با یک خانواده پرشمار وارد زبان فارسی میشوند بسته است و اصولا رخنه واژه های عربی به زبان فارسی به شیوه های گوناگون پشتیبانی هم میشود.
شما سر انگشتي يه حسابي بكن ببين چندصد كلمه از زبانهاي بيگانه اعم از عربي فرانسوي انگليسي و .... در زبان فارسي ما كاملاً جا افتاده و هيچ جايگزيني ندارند با اونا ميخواهيم چي كار كنيم اگه نمونه اش رو هم بخواهيد كافيه يه نگاهي به دور و بر خودمون بندازيم
شما سر انگشتي يه حسابي بكن ببين چندصد كلمه از زبانهاي بيگانه اعم از عربي فرانسوي انگليسي و .... در زبان فارسي ما كاملاً جا افتاده و هيچ جايگزيني ندارند با اونا ميخواهيم چي كار كنيم اگه نمونه اش رو هم بخواهيد كافيه يه نگاهي به دور و بر خودمون بندازيم




