زنده به گور
بارسلونا در نوکمپ زنده به گور شد تا «تابو»ی 18ساله لیگ قهرمانان مبنی بر فتح جام در 2 فصل متوالی توسط آنها دست نخورده باقی بماند.
به نوشته وطن امروز؛ چهارشنبه شب پسران کاتالان با اشتباهات فنی پپگوآردیولا که به گفته کارشناسان هیچ برنامه دیگری [plan B] برای رویارویی با اینتر نداشت، بهرغم پیروزی در دراماتیکترین شب بارسلونا از رسیدن به سانتیاگو برنابئو محروم شدند. بدون شک اگر قرار باشد از جشن هواداران نرآتزوری فاکتور بگیریم، بیشتر از همه مادریدیها سر از پا نمیشناختند! هوادارانی که هیچ دلشان نمیخواست برای نخستینبار در تاریخ با رسیدن بارسلونا به فینال، نیمی از معبد سانتیاگو برنابئو به رنگ آبی و اناری درآید. این اتفاق رخ نداد تا چکمههای پپ و پسرانش به چمن برنابئو باز نشود.
به هر صورت جدا از همه حاشیهها در اینجا میخواهیم به این نکته اشاره کنیم که ژوزه مورینیو فاتح نبرد بزرگ چهارشنبه شب بود. برای اثبات این موضوع و درسهای تاکتیکیاي که او به تمام مربیان اروپایی داد میتوانیم به دستنوشتههای «تونی کاسکارینو» ستوننویس روزنامه تایمز نقب بزنیم؛« فکر میکنید چرا ارزش ژوزه مورینیو از هر ستارهای در فوتبال بالاتر است و چرا او میتواند در تابستانی که پیشرو داریم با قراردادی هیجانانگیز از نرآتزوری به تیم دیگری کوچ کند؟
او چهارشنبه شب ثابت کرد «نبوغ تاکتیکیاش» میتواند کلاس درسی برای هر تیمی در اروپا باشد، بویژه در فوتبال جزیره. این اتفاق به فیلسوفان لیگ برتر نشان داد که مشکل آنها عدم استفاده از محصولات آکادمیشان نیست، بلکه معضل تاکتیکی دارند. بهطور مثال آرسنال با اینکه در 2 بازی رفت و برگشت برابر بارسلونا تحقیر شد ولی میتوانست یکی دوجین از موقعیتهایش را تبدیل به گل کند.
این موضوع یعنی بیمحابا حمله کردن به سوی دروازه تیمی که خودش استاد حمله کردن است، ولی پسران مورینیو در طول 90 دقیقه نشان دادند چطور میتوانند زیر فشار حملات فانتزیبازهای بارسا با اجرای دقیق برنامههای ژوزه دوام بیاورند، این اتفاق در حالی رخ داد که آنها حتی 10 نفره شدند. این نبرد برای مورینیو دقیقا مثل بازی شطرنج بود، دارودسته مرد پرتغالی خیلی روان و با اعتماد به نفس بازي كردند، چون ژوزه به آنها آموخته بود که هرگز نباید نامعقول و غیرمطمئن ظاهر شوند.
شما نمیتوانستید هیچ اثری از دستپاچگی تاکتیکی در نحوه نمایش آنها ببینید، حتی زمانی که تیاگو موتا اخراج شد، آنها خیلی راحت با این شرایط انطباق پیدا کردند. در اینجا باید نگاهی به آرایش بارسلونا و نحوه حضور زلاتان در زمین داشته باشیم، او همیشه در موقعیتی قرار داشت که هافبکهای بارسا با تمایل به بازی هوایی، به سانتر کردن روی دروازه اینتر روی آوردند، اما این روش هرگز نتوانست تهدیدي جدی برای نرآتزوریها به وجود آورد.
بازیکنان اینتر کاملا تمام فضاها و روزنههای لازم برای نفوذ و رسیدن به دروازهشان را بسته بودند، این اتفاق با روش پرس از سوی شاگردان ژوزه انجام شد؛ تاکتیکی که اکثر پاسهای تک ضرب بازیکنان بارسلونا را قطع میکرد. این تاكتيك تا پایان دیدار اجرا شد، یک نوع «هواگیری» در فوتبال که به ما نشان میدهد چطور میتوان در «باکس» محوطه خودتان تجمع کرده و به روش منطقی حملات را خنثی کنید.
تاکتیکی که باعث شد تا پاسهای «یک - دو» مسی با دیگر بازیکنان خنثی شود. حتی پسران آلکس فرگوسن و آرسن ونگر نیز نمیتوانند چنین روش تدافعیای را اجرا کنند. مورینیو نشان داد با اینکه روش دفاع محض به هیچ عنوان عامهپسند نیست و نمایش زیبایی را به اجرا نمیگذارد ولی آنقدر حیلهگرانه است که بتواند تیمی را به رستگاری برساند.
البته این جنگ تاکتیکی را نباید نبردی دوشاخه تلقی کنیم چون در رقابتهای این فصل، 3شاخه بینظیر تاکتیکی میان ژوزه مورینیو، لوئیس ونگال و پپ گوآردیولا را شاهد بودیم؛ مردانی که اندیشههای فرسوده مربیان لیگ برتری را مانند یک مبارزه بوکس ناک دان کردند، اما در میان این 3 نفر مورینيو عملکرد مثبتتری داشت، حالا او میخواهد برای رویارویی در فینال با شاگردان ونگال از نقشه جدیدی استفاده کند؛ مردی که برخلاف دیگر مربیان که «پلان دومی» ندارند، نقشههایش از «A تا Z» طراحی شده!»


