تحقّق تربیت به قصد و اراده نیازی ندارد
آیةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
کد خبر: ۹۶۰۰۴
| | 6190 بازدید
ششمین جلسه از سلسله مباحث «غیرت مؤمن»:
معظمله در این جلسه ضمن اشاره به عدم مدخلیّت قصد و نیّت در فرآیند تربیت، به تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان و صالحین توجّه داده و در این زمینه به اسوههای قرآنی اشاره میفرمایند. در ادامه ضمن تأکید بر اینکه پدر و مادر باید اسوههایی حسنه برای فرزندان باشند به بحث بسیار مهم و مورد ابتلای جامعه یعنی تأثیر پیکره و پوشش ظاهری پدر و مادر بر تربیت فرزند پرداخته که میتواند سرکوب گر یا شکوفا کننده عنصر حیا در فرزندان باشد. در پایان به مناسبت ایام شهات مظلومانه حضرت صدّیقه طاهره «سلام الله علیها» نوع پوشش حضرت زهرا «سلام الله علیها» هنگام ایراد خطبه فدک را مطرح مینمایند.
متن، صوت و فیلم دروس اخلاق حضرت آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به تدریج بر روی پایگاه اطلاع رسانی ایشان به نشانیwww.mojtaba-tehrani.ir قرار میگیرد.

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.
رُوِیَ عَن رَسولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم):
«إِنَّ الغَیرَةَ مِنَ الایمانِ»
غيرت از آثار ايمان است.
مروري بر مباحث گذشته
بحث ما در باب غیرت بود و به بحث تربیت کشیده شد. جهتش هم این بود که غیرت از محبّت نشأت گرفته است و این محبّت اقتضا میکند که انسان در محیطهایی که مسئله محبّت در آنها مطرح است، در کنار آن غیرت داشته باشد. و مسئله تربیت هم از غیرت نشأت میگیرد. اوّلین و مؤثّرترین محیطی که انسان در او ساخته میشود، محیط خانوادگی است و مهمترين و تأثيرگذارترين نقشها بر روی فرزند، نقش پدر و مادر است که والدين کمال تأثیر را بر روي فرزند خود دارند. جلسه گذشته نيز تربيت را از دیدگاه مباحث اخلاقی معنا کردم که تربیت عبارتست از: آموزش رفتاری و گفتاری. به مناسبت هم روایتی را از پیغمبراکرم مطرح کردم كه برای آن کسانی كه این مباحث را تعقیب میکنند آن را تذکّر میدهم.
روایت از پیغمبر اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بود که عبد الله بن عباس آن را نقل کرده است. این روایت را من از وسائل الشيعة، احکام عِشرت، باب یازدهم، حدیث چهارم نقل کردم: «قیِل یا رسولَ الله: أَیُّ الجُلَساءِ خَیرٌ؟ قال: مَن تُذَکِّرُکُمُ اللهَ بِرؤیَتِهِ وَ یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُم فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ».
این روایت در بحار الانوار، جلد 74، حدیث 18 هم آمدهاست - البته در چند جلد ديگر بحار مانند جلد 71 هم هست- جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر اکرم نقل میکند که ايشان فرمود: «وَ قال الحَواریُّون لِعیسی: لِمَن نُجالِسْ؟ فَقال: مَن یُذَکِّرُکُمُ الله رُؤیَتُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ وَ یَزیدُ فی مَنطِقِکُم عِلمُهُ»
حواریّون از حضرت عیسی پرسیدند: ما با چه کسی مجالست كنيم؟ یعنی با چه كسي رابطه تنگاتنگ داشته باشیم؟ آنها ميپرسند و حضرت پاسخ ميدهد.
در کنزُ العُمّال هم که از کتب عامّه است اگر مراجعه کنید، در چهار موضع آن آمده است؛ عامّه و خاصّه اين روايت را نقل میکنند. غرضم این است كه اين روايت یکی نيست. شايد عبارات مختلف باشد - حالا تقدّم و تأخّر و این تفاوتهاي جزئي مدخلیّت ندارد- اساس کار در همهشان سه چیز است؛ مسئله دیداری، شنیداری و کرداری.
در بحث تربیت اولاً ما به طور غالب رابطهای تنگاتنگتر از رابطه پدر و مادر با فرزند نداریم. دوم، این رابطه تنگاتنگ هم در یک مقطع زمانی خاصّ است که روح طفل از نظر اثرپذیری در آن مقطع، هم سریعتر و هم عمیقتر است.
آيا تربيت از عناوین قصدیّه است؟
سوم، بحث این جلسه است. در باب تربیت یک مسئلهای مطرح است که این روایات هم گویای همین است. و آن اینکه: آیا تربیت از عناوین قصدیّه است؟ یعنی در تربيت، قصد و نیّت مدخلیّت دارد تا اينكه تحقق پیدا کند یا نه؟ یک سنخ از امور است که در آنها تا نیّت نکنی در خارج تحقق پیدا نمیکند؛ مثل عبادات. نماز را تا نیّت نکنی، نماز نیست. خم و راست شدن را نماز نمیگویند. گاهی در گذشته راجع به فلسفه عبادات و راجع به نماز میگفتند: نماز، ورزش صبحگاهی و شبانگاهی است. اينها تا این اندازه از معارف دورند و با آن اجنبی هستند!! دربارهي روزه هم تا نیّت نکنی "روزه" تحقق پیدا نمیکند. نیّت رکن نماز است، نیّت رکن روزه است. اینها اموری هستند که نیّت و قصد در تحقق آنها مدخلیّت دارد. لذا می-گوییم قصد در تحقق يآنها مدخلیّت دارد و نیّت، رکن آنهاست.
نفسِ عمل تأثير تربيتي ميگذارد؛ نه عمل همراه با نيّت
اما یک سنخ امور هستند که از عناوین قصدیّه نیست و نیّت نقشی در آنها ندارد. چه نیّت بکنی، چه نیّت نکنی، تحقق پیدا میکند؛ مثل آموزش. ما میگوییم وقتي مربّی میخواهد كسي را تربيت كند آيا بايد قصد تربیت داشته باشد یا لازم نيست؟ در این روایات که سئوال شده بود، با چه کسی رابطه تنگاتنگ داشته باشیم سه خصوصیت مطرح شد؛ یکی دیداري، يكي شنیداری و بعد هم مسئله گفتاری-و مسئله رفتاری و کرداری را هم بعداً میگوییم- و اصلاً به اینکه نیّت بکند يا نکند، کار ندارد. یعنی با یک کسی رابطه تنگاتنگ پیدا کن که دیدن پیکره او، اثر داشته باشد. حالا او میخواهد براي اينكه به تو چيزي را ياد بدهد پیکرهاش را ساخته باشد يا نه. اراده، قصد و نیّت کرده باشد، یا نکرده باشد. چون تربیت از عناوین قصدیّه نیست و قصد در آن دخالت ندارد. بخواهی یا نخواهی، حرف که میزني اثر ميگذارد و آموزش ميگيرد؛ حالا قصد بکني یا نکني. همين كه فرزند به حرف زدن پدر و مادر گوش میدهد، اثر میپذيرد. خود عمل تأثير ميگذارد نه عمل همراه با نيّت. روایات را دیدید که همه بر روي اين مسأله تاكيد داشت.
تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان
این روایتی که من مطرح کردم برای این بود كه میخواستم بگویم که نفسِ رابطه، مطرح شده است. اصلاً نفسِ مواجههی با فرزند، آموزش است. یک روایتی است از امام زین العابدین (علیه السلام) میفرماید: «مُجالَسَةُ الصّالحینَ داعیَةٌ الی الصَّلاحِ» نشست و برخاست با نيكوكاران، دعوت كنندهي بسوي نيكي و شايستگي است.
همین رابطه و مواجهه با شایستگان، انسان را به سوی شایستگی میکشاند. بخواهی یا نخواهی، میکشاند. چه آن شخص شایسته و صالح، اراده آموزش کرده باشد یا اراده آموزش نکرده باشد.
اسوههاي قرآني
اینکه میگوییم: تربیت آموزش دادن است، یعنی روشِ رفتاری و گفتاری دادن است؛ اين نكته ظريف را به همراه دارد كه: كسي که میخواهد روش بدهد، لازم نیست روش دادن را اراده کرده باشد. لذا در اصطلاح قرآنی، هم راجع به پیغمبر(ص) داریم، هم راجع به حضرت ابراهیم(ع) - هر دو تا را تحت یک عنوان مطرح میکنند- که تعبیر به اسوه می کند. اینها اسوه هستند. يعني اینها روش میدهند، حالا میخواهد روش دادن را قصد بکنند یا قصد نکنند.
درباره پیغمبر(ص) میگوید: «لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»
در باره حضرت ابراهیم(ع) میفرماید: «قَدْ كاَنَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ»
پدر و مادر باید اسوه حسنه باشند!
اسوه در لغت به معنای مقتدا و پیشوا است. هر محیطی که انسان در آن محیط ساخته میشود، آن محیط برای خودش یک اسوه دارد. در محیط خانوادگی پدر و مادر اسوهاند. در خانه هم براي فرزند آموزش خوب جا میافتد. چون هنوز فرزند به آن حدّی که استقلال پیدا بکند، نرسیده است و تحت تکفّل و حمایت آنها است. اگر بخواهيم اين مطالب را در قالب قرآنی بریزیم، بايد بگوييم: پدر باید اسوه حسنه باشد! مادر باید اسوه حسنه باشد! در چند رابطه؟ در سه رابطه؛ هم دیداریاش، هم شنیداریاش، هم گفتاری و کرداریاش. این باید اسوه حسنه باشد. قصد هم اینجا مطرح نیست. یعنی وقتی فرزند پیکره پدر را میبیند، دارد از او الگو میگیرد. پدر بخواهد یا نخواهد، دارد فرزندش را آموزش میدهد.
اثر پيكره و پوشش والدين بر تربيت فرزند
مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکرهاش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیکترین تبعهی اوست. چه پوشش خودشان، چه پوششی که به تن فرزندشان میكنند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد به فرزندش این پوشش را آموزش میدهد. پوششی که مادر دارد، چه بخواهد و چه نخواهد، دارد از طریق دیداری، آموزش میدهد.
پوشش والدين، سرکوبگر حيا در فرزند یا شكوفا کننده آن؟!
او به فرزندش حیا، عفاف و پاکدامنی آموزش میدهد؟ یا سرکوب کردن حیا در درون او را آموزش ميدهد؟ حیا از فطریات است. (حيا یک بحث مستقل است که جلسه آینده پیرامون آن بحث میکنم) آیا دارد حیا را شکوفا میکند در درون فرزند؟ یا دارد این فطرت را در درون او سرکوب میکند؟ ای پدر و مادر!! کدام یک از اینها را انجام ميدهي؟ بحث اینکه اراده کردی يا نکردی، قصد کردی يا نکردی نیست؛ هیکلات را كه اینگونه پوشاندی، همين پوشش تو، بخواهی یا نخواهی به بچّه آموزش میدهد. چه پدر، چه مادر، خودشان و نزدیک-ترین تبعات آنها، هم پیکرهشان، بعد هم آن چیزی که به پیکرهشان ميپوشانند، این به بچّه آموزش میدهد. اين مباحث كاملاً حساب شده و دقیق، همه با آنچه که خداوند در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته است، همسو است. پیکرهات باید به گونهای باشد که آنچه خدا در نهاد او قرار داده است، آن را شکوفا کنی نه اینکه آن را سرکوب کنی!
میخواستم این را عرض کنم که این سه خصیصه، برای تربیت فرزند نقش اساسی و زیربنایی دارد؛ یعنی پدر و مادر در جنبههای دیداری، شنیداری و رفتاری، باید برای فرزند اسوه حسنه باشند. از نظر پیکرشان بچه را به یاد خدا میاندازند یا شیطان؟ نسبت به تبعاتشان هم، مسألهي پوشش هم همينطور است.
پوشش حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام ايراد خطبه فدك
من به مناسبت ایام بروم سراغ بحث راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها)، كه ايشان در رابطه با قضایای فدک، به مسجد رفتند و جمعیت هم همه آنجا بودند و خطبه معروفشان را خواندند. من نمیخواهم وارد خطبه بشوم ، آنکه مورد استشهاد برای بحثم است، اين است كه نقل شده حضرت با این کیفیّت از منزل خارج شدند: «لاثَتْ خِمارَها عَلی رأسِها»
«لاثَ» به معنای پیچیدن است، میگوییم «لاثَ العِمامَةَ عَلی رَأسِه». أی: شَدَّها و رَبطَها. یعنی عمامه را بر سرش پیچید. خِمار یک چیزی بوده است بزرگتر از روسریهای فعلی زنها، به صورتی که سر و گردن و همه اینها را میپوشانده، وقتی که خبردار شدند که مردم از مهاجر و انصار در مسجد جمع شدند، حضرت بلند شدند و خِمار را به سر مبارکشان بستند، به نحوي که تمام سر و گردن را پوشاند «وَاشتَمَلَتْ بِجِلْبابِها» جلباب نوعی پوشش سراسری بوده که روی لباس-ها میپوشیدهاند، الآن در مناطق عربنشین تعبیر به عبا میکنند، ما میگوییم: پوشش برتر؛ یعنب چادر. حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افکندند که محیط بر تمام بدن ایشان بود.
پوشش در ميان همراهان
«وَأَقبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها» یعنی حضرت همراه با گروهی از همسن و سالها، افرادی هماهنگ از یاران و اعوان خودشان حرکت کردند. اول مسئله پوشش شخصی بود که چگونه خودش را پوشاند، بعد مسئله همراهان. اينجا دربارهی اين پوشش و نحوهي خروج، دو احتمال وجود دارد؛ اول آنکه شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند. دوم این است كه اینگونه پوشش دادند، اعوانشان را خبر کردند و آمدند دور حضرت زهرا را گرفتند، تا وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) میخواهند خارج شوند، حتی پیکرۀ ظاهری حضرت را هم اجنبیها نبینند. حتی پوشش چادر حضرت آنقدر بلند بوده که وقتي میخواستند حرکت کنند، بخشی از این پوشش، زیر پای حضرت میرفته است. من اینها را خواندم برای این که ميگويند حضرت زهرا تشریف بردند مسجد و حتي در بین آنها، خطبه هم خواندند؛ اما چگونه رفتند؟ ببینید پوشش را! این چون تبعات بود گفتم. با چه وضعی رفت؟ با اینکه خِمار بود، پوشش سراسری بود، آنقدر هم بلند بوده كه زیر پاهایشان ميرفته، دوباره خبر کرد که دور او را بگیرند تا اینكه حتي پیکرۀ او را هم اجنبی نبیند.
حضرت زينب (سلام الله علیها) در مجلس يزيد
دختر او حضرت زینب (سلام الله علیها) هم وقتی که در مجلس یزید بود آنجایی را که دیگر خیلی آتشین شروع کرد به صحبت کردن، یزید را مخاطب قرار داد و گفت: «أَمِنَ العَدلِ یابنَ الطُّلَقاءِ تَخدیِرُکَ حَرائِرَکَ و إمائَکَ وَ سَوْقُکَ بَناةِ رسولِ الله سَبایا قَد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبدَیتَ وُجوهَهُنَّ»، ای پسر آزاد شدهها! آیا این از عدالت است كه همسران و کنیزانت را پشت پرده ببری که نامحرم نبیند؟ در حالي كه دخترهای پیغمبر را در شهرها گردش بدهی؟ پرده حشمت آنها را هتک کنی؟ چهرههای اینها را آشکار کنی که مردهای اجنبی ببینند؟
ببینید ما پیرو اینها هستیم؟ ما تربیت شده اینها هستیم، جامعه ما آیا این گونه است؟ شما زهرایی و زینبی هستید؟ من این را میخواستم بگویم. اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.
منبع: پایگاه اطّلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
معظمله در این جلسه ضمن اشاره به عدم مدخلیّت قصد و نیّت در فرآیند تربیت، به تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان و صالحین توجّه داده و در این زمینه به اسوههای قرآنی اشاره میفرمایند. در ادامه ضمن تأکید بر اینکه پدر و مادر باید اسوههایی حسنه برای فرزندان باشند به بحث بسیار مهم و مورد ابتلای جامعه یعنی تأثیر پیکره و پوشش ظاهری پدر و مادر بر تربیت فرزند پرداخته که میتواند سرکوب گر یا شکوفا کننده عنصر حیا در فرزندان باشد. در پایان به مناسبت ایام شهات مظلومانه حضرت صدّیقه طاهره «سلام الله علیها» نوع پوشش حضرت زهرا «سلام الله علیها» هنگام ایراد خطبه فدک را مطرح مینمایند.
متن، صوت و فیلم دروس اخلاق حضرت آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به تدریج بر روی پایگاه اطلاع رسانی ایشان به نشانیwww.mojtaba-tehrani.ir قرار میگیرد.

رُوِیَ عَن رَسولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم):
«إِنَّ الغَیرَةَ مِنَ الایمانِ»
غيرت از آثار ايمان است.
مروري بر مباحث گذشته
بحث ما در باب غیرت بود و به بحث تربیت کشیده شد. جهتش هم این بود که غیرت از محبّت نشأت گرفته است و این محبّت اقتضا میکند که انسان در محیطهایی که مسئله محبّت در آنها مطرح است، در کنار آن غیرت داشته باشد. و مسئله تربیت هم از غیرت نشأت میگیرد. اوّلین و مؤثّرترین محیطی که انسان در او ساخته میشود، محیط خانوادگی است و مهمترين و تأثيرگذارترين نقشها بر روی فرزند، نقش پدر و مادر است که والدين کمال تأثیر را بر روي فرزند خود دارند. جلسه گذشته نيز تربيت را از دیدگاه مباحث اخلاقی معنا کردم که تربیت عبارتست از: آموزش رفتاری و گفتاری. به مناسبت هم روایتی را از پیغمبراکرم مطرح کردم كه برای آن کسانی كه این مباحث را تعقیب میکنند آن را تذکّر میدهم.
روایت از پیغمبر اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بود که عبد الله بن عباس آن را نقل کرده است. این روایت را من از وسائل الشيعة، احکام عِشرت، باب یازدهم، حدیث چهارم نقل کردم: «قیِل یا رسولَ الله: أَیُّ الجُلَساءِ خَیرٌ؟ قال: مَن تُذَکِّرُکُمُ اللهَ بِرؤیَتِهِ وَ یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُم فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ».
این روایت در بحار الانوار، جلد 74، حدیث 18 هم آمدهاست - البته در چند جلد ديگر بحار مانند جلد 71 هم هست- جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر اکرم نقل میکند که ايشان فرمود: «وَ قال الحَواریُّون لِعیسی: لِمَن نُجالِسْ؟ فَقال: مَن یُذَکِّرُکُمُ الله رُؤیَتُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الآخِرَةِ عَمَلُهُ وَ یَزیدُ فی مَنطِقِکُم عِلمُهُ»
حواریّون از حضرت عیسی پرسیدند: ما با چه کسی مجالست كنيم؟ یعنی با چه كسي رابطه تنگاتنگ داشته باشیم؟ آنها ميپرسند و حضرت پاسخ ميدهد.
در کنزُ العُمّال هم که از کتب عامّه است اگر مراجعه کنید، در چهار موضع آن آمده است؛ عامّه و خاصّه اين روايت را نقل میکنند. غرضم این است كه اين روايت یکی نيست. شايد عبارات مختلف باشد - حالا تقدّم و تأخّر و این تفاوتهاي جزئي مدخلیّت ندارد- اساس کار در همهشان سه چیز است؛ مسئله دیداری، شنیداری و کرداری.
در بحث تربیت اولاً ما به طور غالب رابطهای تنگاتنگتر از رابطه پدر و مادر با فرزند نداریم. دوم، این رابطه تنگاتنگ هم در یک مقطع زمانی خاصّ است که روح طفل از نظر اثرپذیری در آن مقطع، هم سریعتر و هم عمیقتر است.
آيا تربيت از عناوین قصدیّه است؟
سوم، بحث این جلسه است. در باب تربیت یک مسئلهای مطرح است که این روایات هم گویای همین است. و آن اینکه: آیا تربیت از عناوین قصدیّه است؟ یعنی در تربيت، قصد و نیّت مدخلیّت دارد تا اينكه تحقق پیدا کند یا نه؟ یک سنخ از امور است که در آنها تا نیّت نکنی در خارج تحقق پیدا نمیکند؛ مثل عبادات. نماز را تا نیّت نکنی، نماز نیست. خم و راست شدن را نماز نمیگویند. گاهی در گذشته راجع به فلسفه عبادات و راجع به نماز میگفتند: نماز، ورزش صبحگاهی و شبانگاهی است. اينها تا این اندازه از معارف دورند و با آن اجنبی هستند!! دربارهي روزه هم تا نیّت نکنی "روزه" تحقق پیدا نمیکند. نیّت رکن نماز است، نیّت رکن روزه است. اینها اموری هستند که نیّت و قصد در تحقق آنها مدخلیّت دارد. لذا می-گوییم قصد در تحقق يآنها مدخلیّت دارد و نیّت، رکن آنهاست.
نفسِ عمل تأثير تربيتي ميگذارد؛ نه عمل همراه با نيّت
اما یک سنخ امور هستند که از عناوین قصدیّه نیست و نیّت نقشی در آنها ندارد. چه نیّت بکنی، چه نیّت نکنی، تحقق پیدا میکند؛ مثل آموزش. ما میگوییم وقتي مربّی میخواهد كسي را تربيت كند آيا بايد قصد تربیت داشته باشد یا لازم نيست؟ در این روایات که سئوال شده بود، با چه کسی رابطه تنگاتنگ داشته باشیم سه خصوصیت مطرح شد؛ یکی دیداري، يكي شنیداری و بعد هم مسئله گفتاری-و مسئله رفتاری و کرداری را هم بعداً میگوییم- و اصلاً به اینکه نیّت بکند يا نکند، کار ندارد. یعنی با یک کسی رابطه تنگاتنگ پیدا کن که دیدن پیکره او، اثر داشته باشد. حالا او میخواهد براي اينكه به تو چيزي را ياد بدهد پیکرهاش را ساخته باشد يا نه. اراده، قصد و نیّت کرده باشد، یا نکرده باشد. چون تربیت از عناوین قصدیّه نیست و قصد در آن دخالت ندارد. بخواهی یا نخواهی، حرف که میزني اثر ميگذارد و آموزش ميگيرد؛ حالا قصد بکني یا نکني. همين كه فرزند به حرف زدن پدر و مادر گوش میدهد، اثر میپذيرد. خود عمل تأثير ميگذارد نه عمل همراه با نيّت. روایات را دیدید که همه بر روي اين مسأله تاكيد داشت.
تأثیر تربیتی مواجهه با شایستگان
این روایتی که من مطرح کردم برای این بود كه میخواستم بگویم که نفسِ رابطه، مطرح شده است. اصلاً نفسِ مواجههی با فرزند، آموزش است. یک روایتی است از امام زین العابدین (علیه السلام) میفرماید: «مُجالَسَةُ الصّالحینَ داعیَةٌ الی الصَّلاحِ» نشست و برخاست با نيكوكاران، دعوت كنندهي بسوي نيكي و شايستگي است.
همین رابطه و مواجهه با شایستگان، انسان را به سوی شایستگی میکشاند. بخواهی یا نخواهی، میکشاند. چه آن شخص شایسته و صالح، اراده آموزش کرده باشد یا اراده آموزش نکرده باشد.
اسوههاي قرآني
اینکه میگوییم: تربیت آموزش دادن است، یعنی روشِ رفتاری و گفتاری دادن است؛ اين نكته ظريف را به همراه دارد كه: كسي که میخواهد روش بدهد، لازم نیست روش دادن را اراده کرده باشد. لذا در اصطلاح قرآنی، هم راجع به پیغمبر(ص) داریم، هم راجع به حضرت ابراهیم(ع) - هر دو تا را تحت یک عنوان مطرح میکنند- که تعبیر به اسوه می کند. اینها اسوه هستند. يعني اینها روش میدهند، حالا میخواهد روش دادن را قصد بکنند یا قصد نکنند.
درباره پیغمبر(ص) میگوید: «لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»
در باره حضرت ابراهیم(ع) میفرماید: «قَدْ كاَنَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ»
پدر و مادر باید اسوه حسنه باشند!
اسوه در لغت به معنای مقتدا و پیشوا است. هر محیطی که انسان در آن محیط ساخته میشود، آن محیط برای خودش یک اسوه دارد. در محیط خانوادگی پدر و مادر اسوهاند. در خانه هم براي فرزند آموزش خوب جا میافتد. چون هنوز فرزند به آن حدّی که استقلال پیدا بکند، نرسیده است و تحت تکفّل و حمایت آنها است. اگر بخواهيم اين مطالب را در قالب قرآنی بریزیم، بايد بگوييم: پدر باید اسوه حسنه باشد! مادر باید اسوه حسنه باشد! در چند رابطه؟ در سه رابطه؛ هم دیداریاش، هم شنیداریاش، هم گفتاری و کرداریاش. این باید اسوه حسنه باشد. قصد هم اینجا مطرح نیست. یعنی وقتی فرزند پیکره پدر را میبیند، دارد از او الگو میگیرد. پدر بخواهد یا نخواهد، دارد فرزندش را آموزش میدهد.
اثر پيكره و پوشش والدين بر تربيت فرزند
مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکرهاش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیکترین تبعهی اوست. چه پوشش خودشان، چه پوششی که به تن فرزندشان میكنند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد به فرزندش این پوشش را آموزش میدهد. پوششی که مادر دارد، چه بخواهد و چه نخواهد، دارد از طریق دیداری، آموزش میدهد.
پوشش والدين، سرکوبگر حيا در فرزند یا شكوفا کننده آن؟!
او به فرزندش حیا، عفاف و پاکدامنی آموزش میدهد؟ یا سرکوب کردن حیا در درون او را آموزش ميدهد؟ حیا از فطریات است. (حيا یک بحث مستقل است که جلسه آینده پیرامون آن بحث میکنم) آیا دارد حیا را شکوفا میکند در درون فرزند؟ یا دارد این فطرت را در درون او سرکوب میکند؟ ای پدر و مادر!! کدام یک از اینها را انجام ميدهي؟ بحث اینکه اراده کردی يا نکردی، قصد کردی يا نکردی نیست؛ هیکلات را كه اینگونه پوشاندی، همين پوشش تو، بخواهی یا نخواهی به بچّه آموزش میدهد. چه پدر، چه مادر، خودشان و نزدیک-ترین تبعات آنها، هم پیکرهشان، بعد هم آن چیزی که به پیکرهشان ميپوشانند، این به بچّه آموزش میدهد. اين مباحث كاملاً حساب شده و دقیق، همه با آنچه که خداوند در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته است، همسو است. پیکرهات باید به گونهای باشد که آنچه خدا در نهاد او قرار داده است، آن را شکوفا کنی نه اینکه آن را سرکوب کنی!
میخواستم این را عرض کنم که این سه خصیصه، برای تربیت فرزند نقش اساسی و زیربنایی دارد؛ یعنی پدر و مادر در جنبههای دیداری، شنیداری و رفتاری، باید برای فرزند اسوه حسنه باشند. از نظر پیکرشان بچه را به یاد خدا میاندازند یا شیطان؟ نسبت به تبعاتشان هم، مسألهي پوشش هم همينطور است.
پوشش حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام ايراد خطبه فدك
من به مناسبت ایام بروم سراغ بحث راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها)، كه ايشان در رابطه با قضایای فدک، به مسجد رفتند و جمعیت هم همه آنجا بودند و خطبه معروفشان را خواندند. من نمیخواهم وارد خطبه بشوم ، آنکه مورد استشهاد برای بحثم است، اين است كه نقل شده حضرت با این کیفیّت از منزل خارج شدند: «لاثَتْ خِمارَها عَلی رأسِها»
«لاثَ» به معنای پیچیدن است، میگوییم «لاثَ العِمامَةَ عَلی رَأسِه». أی: شَدَّها و رَبطَها. یعنی عمامه را بر سرش پیچید. خِمار یک چیزی بوده است بزرگتر از روسریهای فعلی زنها، به صورتی که سر و گردن و همه اینها را میپوشانده، وقتی که خبردار شدند که مردم از مهاجر و انصار در مسجد جمع شدند، حضرت بلند شدند و خِمار را به سر مبارکشان بستند، به نحوي که تمام سر و گردن را پوشاند «وَاشتَمَلَتْ بِجِلْبابِها» جلباب نوعی پوشش سراسری بوده که روی لباس-ها میپوشیدهاند، الآن در مناطق عربنشین تعبیر به عبا میکنند، ما میگوییم: پوشش برتر؛ یعنب چادر. حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افکندند که محیط بر تمام بدن ایشان بود.
پوشش در ميان همراهان
«وَأَقبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها» یعنی حضرت همراه با گروهی از همسن و سالها، افرادی هماهنگ از یاران و اعوان خودشان حرکت کردند. اول مسئله پوشش شخصی بود که چگونه خودش را پوشاند، بعد مسئله همراهان. اينجا دربارهی اين پوشش و نحوهي خروج، دو احتمال وجود دارد؛ اول آنکه شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند. دوم این است كه اینگونه پوشش دادند، اعوانشان را خبر کردند و آمدند دور حضرت زهرا را گرفتند، تا وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) میخواهند خارج شوند، حتی پیکرۀ ظاهری حضرت را هم اجنبیها نبینند. حتی پوشش چادر حضرت آنقدر بلند بوده که وقتي میخواستند حرکت کنند، بخشی از این پوشش، زیر پای حضرت میرفته است. من اینها را خواندم برای این که ميگويند حضرت زهرا تشریف بردند مسجد و حتي در بین آنها، خطبه هم خواندند؛ اما چگونه رفتند؟ ببینید پوشش را! این چون تبعات بود گفتم. با چه وضعی رفت؟ با اینکه خِمار بود، پوشش سراسری بود، آنقدر هم بلند بوده كه زیر پاهایشان ميرفته، دوباره خبر کرد که دور او را بگیرند تا اینكه حتي پیکرۀ او را هم اجنبی نبیند.
حضرت زينب (سلام الله علیها) در مجلس يزيد
دختر او حضرت زینب (سلام الله علیها) هم وقتی که در مجلس یزید بود آنجایی را که دیگر خیلی آتشین شروع کرد به صحبت کردن، یزید را مخاطب قرار داد و گفت: «أَمِنَ العَدلِ یابنَ الطُّلَقاءِ تَخدیِرُکَ حَرائِرَکَ و إمائَکَ وَ سَوْقُکَ بَناةِ رسولِ الله سَبایا قَد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبدَیتَ وُجوهَهُنَّ»، ای پسر آزاد شدهها! آیا این از عدالت است كه همسران و کنیزانت را پشت پرده ببری که نامحرم نبیند؟ در حالي كه دخترهای پیغمبر را در شهرها گردش بدهی؟ پرده حشمت آنها را هتک کنی؟ چهرههای اینها را آشکار کنی که مردهای اجنبی ببینند؟
ببینید ما پیرو اینها هستیم؟ ما تربیت شده اینها هستیم، جامعه ما آیا این گونه است؟ شما زهرایی و زینبی هستید؟ من این را میخواستم بگویم. اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.
منبع: پایگاه اطّلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


