ساکنان خوشحال سرزمین عجایب!
انتخاب آهنگ کارتون نوستالژیک و دوستداشتنی فوتبالیستها ایدهای خلاقانه و بسیار جالب و بجا از دستاندرکاران برنامه 90 بود. پخش این موسیقی به خودی خود و بدون هیچ توضیح اضافهای بیانگر همه آن چیزی است که در فوتبال ما اتفاق میافتد؛ اتفاقاتی منحصر به فرد و باور نکردنی که در هیچ کجای دیگر نمیتوان نمونهای از آن را پیدا کرد.
به نوشته وطن امروز؛ مشخص نیست عادل فردوسیپور در هر برنامه چه اصراری دارد فوتبال ایران را با فوتبال حرفهای دنیا مقایسه کند تا به نتیجه ناامیدکنندهای برسد. مگر فوتبال ما چه ایرادی دارد که ما باید به دنبال نزدیک کردن آن به فوتبال روز باشیم؟ فوتبال ما به همین شکلی که پیش میرود، بسیار زیباست. در علم زیباییشناسی، زیبا به چیزی اطلاق میشود که تمام اجزایش با هم متناسب باشد و البته زیبایی یک امر نسبی است که خب لابد بر اساس نظر مدیران فوتبال، دست و پای این سوسک سیاه خیلی هم بلوری است!
فقط حیف که در برنامه 90 فرصت و آزادی بیش از این برای نشان دادن این زیباییها وجود ندارد و ما مجبوریم که به همین مقدار کم که به مثابه قطرهای از یک دریای بیکران است، بسنده کنیم. نگاهی به تیتر اتفاقات فوتبال ما در هفتهای که گذشت بیندازید تا شما هم مثل ما به عمق زیبایی پی برده و از آن لذت ببرید.
خداداد عزیزی به عنوان مربیای که همیشه و همیشه با تصمیمات غیر منطقی همه را متعجب کرده مقابل دوربین تلویزیونی از فراز کمالوند انتقاد میکند و تصمیم او را (البته با حفظ احترام همتایش) مربوط به دوران قاجار میداند.
امیرقلعه نویی که تا چند هفته گذشته از کمیته داوران با پیشوند بهترین نام میبرد با یک باخت همه چیز را فراموش کرد و حکم خداحافظی افشاریان را امضا کرد. میرزاپور به خاطر گرفتن پنالتی به نفع تیمش مورد آماج بدترین فحاشیها قرار میگیرد. محمود یاوری از بازیکنی که خودش او را به شاهین بوشهر آورد و عزیزدردانهاش بود از بازیکنی که دلالها به او انداختهاند، نام میبرد. هوار محمد روزی 2 بار با پرسپولیسیها قهر میکند و روزی 3 بار آشتی میکند و مسؤولان این تیم هم بعد از اینکه این بازیکن را اخراج و جریمه کردند تازه متوجه میشوند که تقصیر از خودشان بوده است.
در این بلبشو هیچ کس تحمل باخت را ندارد و محض رضای خدا نمیتوان یک نفر را پیدا کرد که باخت را بپذیرد و تقصیر آن را بر گردن گیرد. قلعهنویی داور را متهم ردیف اول میداند، واعظآشتیانی پای فدراسیون را به میان میکشد، سرپرست استقلالاهواز با ناظر داوری درگیر میشود و او را تهدید به مرگ میکند، راهآهنیها از تماسهای مشکوک میگویند و غیره و غیره و غیره.
جالب است که همه ما در این فوتبال به دنبال مدینه فاضله و صد البته پاکی مطلق هستیم، بدون اینکه از خودمان سوال کنیم که اگر خدای ناکرده این مدینه فاضله ساخته شود دیگر ما جایی در آن خواهیم داشت؟ آیا در این مدینه فاضله به مربیای که انواع و اقسام تیمها را تا مرز سقوط برده حکم مدیر فنی میدهند؟ آیا یک مربی بدون داشتن حداقل مدرک لازم و به عنوان سرپرست روی نیمکت مینشیند؟ آیا تیمی میتواند به خاطر ناراحتی از یک موضوع تماشاگران و فدراسیون و تیم حریف را براحتی سر کار بگذارد و برود؟ در این مدینه فاضله جای بسیاری از مدیران و مربیان و بازیکنان لیگ برتری کجاست؟یا روزنامهنگارانش برای گذران زندگی به چه شغلی روی بیاورند؟
فکرش را که میکنیم به این نتیجه میرسیم که بهتر است به همین فوتبال خودمان دلخوش باشیم و به زیبایی آن ببالیم که اگر کوچکترین تغییری در آن بهوجود بیاید ما هم باید باروبندیلمان را ببندیم!


