"امتداد یاسین"
"به یاد گردان یاسین و گروهان ستار"
چند روز آینده به جمع کردن "امام را تنها نگذارید" از وصیت نامه ها، "عبرت" از گذشته ها، و "غیرت" آوینی ها گذشت. گروه "لنگها" هم با پای مصنوعی می زدند توی سر خواب خواص زمینی زمینگیر، شاید بیدار شوند.
کد خبر: ۹۰۶۵۴
| | 5512 بازدید
احسان ترابی در وبلاگ "رمز عبور" نوشت:برای گردان یاسین و گروهان ستار
"امتداد یاسین"
صدای به هم خوردن دندان بچه ها را بعد از اولین تمرینها در کارون دیگر نشنیده بودم و حالا دوباره شاهد سرما از دهان بچه ها به گوش می رسید به جز دو نفر، تشکری که دندانش را گلوله برده بود و شیبانی که اینقدر نفس داشت که از 65 هنوز زیر آب بود.لباسهامان هم هنوز خیس بود و تیغ سرمای برآمده از زمین را برنده تر می کرد.
اوایل بهمن، برادر محدثی فرمانده گردان، بعد از نماز صبحی جماعت را نگه داشت و گفت عملیات مهمی در پیش است و قرار است "ملت" در محور "بصیرت" وارد عمل شوند وبه یاری خدا "حصر میدان آزادی" را بشکنند، انگار خط شکنها هم گردان" بسیجیان خامنه ای" بودند. گردان یاسین هم کار پشتیبانی عملیات را به عهده داشت، بین بچه ها دهان به دهان چرخیده بود که سرمای عجیب امسال به "حصرمیدان آزادی" مربوط است.
چند روز آینده به جمع کردن "امام را تنها نگذارید" از وصیت نامه ها، "عبرت" از گذشته ها، و "غیرت" آوینی ها گذشت. گروه "لنگها" هم با پای مصنوعی می زدند توی سر خواب خواص زمینی زمینگیر، شاید بیدار شوند.
شب بیست و دوم بهمن نماز مغرب را که خواندیم، جلیل محدثی بلند شد و حرفهایش را شروع کرد،از شهادت مظلومانه تر از شهادت غواص گفت،از شهادت بسیجی در "سعادت آباد". به "و سارعوا الی مغفرۀ من ربکم" که رسید، اینقدر تجربه داشتیم که بدانیم موقع اش رسیده است.
با طلوع آفتاب گردان یاسین تسبیح به دست به منطقه رسید ، حجم آتش دشمن غوغایی درست کرده بود که البته "ملت "یک خیز هم به خاطرش نرقتند، ذکر زیر لب گردان یاسین تمام نشده بود که "ملت" حصر میدان آزادی را شکسته و از دشمن تانکهای 88 سایبری به غنیمت می گرفتند.
محو تماشا بودیم که منصوری به خط شکنها اشاره کرد، چهره هاشان آشنا بود، همانهایی بودند که پارسال دم عید آمده بودند و زل زده بودند به اروند و اشک می ریختند، چقدر هم پایشان گریه کرده بودیم.
چند تایی از بچه ها فریادهای "جانم فدای رهبر" جمع می کردند، می خواستیم برای همت یادگاری ببریم که ببیند وصیت نامه اش خاک نخورده است و با معرفت، سینه به سینه چرخیده است، که خود همت را لای جمعیت دیدیم که فریاد "خامنه ای خمینی دیگر است" اش به آسمان رفته بود و بلکه بالاتر.
ابن داستان ادامه داشته و دارد...
..........................................
پی نوشت: برادر انجوی نژاد و کتاب حماسه یاسینشان ،این جسارت را ببخشند بر من.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




