سال جدید، سرمربی جدید
اگر تعطیلات نوروز برای عموم مردم فرصتی برای فارغ شدن از یک سال پرمشغله است برای مسئولان فدراسیون فوتبال و در مقیاسی بزرگتر دستگاه ورزش ایران بستر بکری برای اعمال تغییرات ناگهانی و چالش برانگیز است.این رسم معمول فدراسیوننشینها در دورههای مختلف بوده که در سکوت خبری و دور از نگاه محافل رسانه ای که در تعطیلات دوهفته ای به سر می برند با یک تصمیم ناگهانی تغییرات وسیع روی نیمکت تیم ملی را اعمال کنند.
به نوشته تهران امروز؛ انگار که مسئولان فدراسیون دلشان نمیآید اهالی فوتبال را از عیدی بینصیب بگذارند. سه سال و اندی پیش سرانجام فعالیت 4 ساله برانکو ایوانکوویچ در تیم ملی خاتمه یافت و امیر قلعه نویی به نیمکت تیم ملی رسید.بعد از این ماجرا نوبت به حضور خلقالساعه رنه سیموئز در فدراسیون رسید.
نامهای دیگری هم در تعطیلات نوروز آمدند و رفتند تا همین پارسال که درست در تعطیلات عید، علی دایی یکشبه از سرمربیگری تیم ملی عزل شد و قرعه به نام محمد مایلی کهن افتاد. عجیب اینکه بعد از مایلیکهن، افشین قطبی هم در چنین فضایی و در روزهای ابتدایی سال 88 با فدراسیون فوتبال به توافق رسید.
اکنون با نزدیک شدن به تعطیلات نوروز و با آگاهی از سیاست نخ نما شده مسئولان بالا دست ورزش تغییردر راس کادر فنی تیم ملی قریب الوقوع جلوه می کند و جامعه فوتبال آماده شنیدن خبرهای عجیب از دل فدراسیون فوتبال است. حتی اگر بخواهیم خوشبین باشیم و باور نکنیم که یکی از مسئولان فدراسیون به ترکیه سفر کرده و رئیس فدراسیون درباره ماندن قطبی حرفهای دوپهلو میزند اما به رسم عادت شرطی شدهایم و به رسم همین شرطی شدن منتظر هستیم.
این روزها مذاکره با مربیان خارجی به صورت صریح از سوی رئیس فدراسیون تکذیب نمیشود. صحبت از مذاکره با فاتح تریم در استانبول است. رقم قرارداد با فیلیپ تروسیه به تیتر یک پرتیراژترین روزنامه ورزشی تبدیل می شود و حتی شایعه پیشنهاد به توماس دال بر سر زبانها می افتد. فاز اول قرارداد قطبی تمام شده و فدراسیون تا مرحله نهایی جام ملتها تقریبا 10 ماه زمان دارد. همه اینها و آنچه از گوشه و کنار و از زبان مدیران ارشد فدراسیون فوتبال شنیده میشود، این ذهنیت را تشدید می کند که فدراسیون در تعطیلات امسال هم خیلی بیکار نیست.
ظاهرا در فوتبال اروپا هم باشگاههایی که در کانون توجه رسانه ای قرار دارند فرارسیدن تعطیلات سال نو یک موهبت بزرگ و فرصت استثنایی است تا دور از هیاهو و جنجال های رسانهای توافقات پنهانی با مربیان مختلف را علنی کنند.
چند مثال برای اثبات این ذهنیت کافی به نظر می رسد. در ژانویه 1996 باشگاه رئال مادرید تصمیم گرفت خورخه والدانوی معروف را از برکنار کرد و سکان هدایت تیم را موقتا به ویسنته دل بوسکه سپرد. مشابه این اتفاق در روز سیام دسامبر 2004 (2 روز مانده به سال جدید) رخ داد. ماریانو گارسیا رمون اخراج شد و جایش را به واندرلی لوکزامبورگوی برزیلی داد. چنین روندی در باشگاه بارسلونا هم دیده شده. لوییز فان گال در دومین دوره حضورش در بارسا ناموفق بود و در ژانویه 2003 تیم را در پایین جدول تحویل داد و رفت.
جانشیناش هم رادومیر آنتیچ معروف بود که تیم را در رده پانزدهم تحویل گرفت و فصل را با مقام ششم تمام کرد. عیدی باشگاه منچسترسیتی به هوادارانش در اولین روزهای سال 2010 عزل مارک هیوز و امضای قرارداد با روبرتو مانچینی بزرگ بود.نکته جالب اینکه مربیان ملی که در تعطیلات سال نو هدایت یک تیم را در دست گرفتهاند حسابی کامیاب بودهاند.
در این زمینه 2 مثال بسیار سرشناس به چشم میخورد. پس از بررسی گزینههای گوناگون انگلیسیها با فابیو کاپلو به توافق رسیدند و حدود 2 هفته مانده به سال 2008 با او قرارداد بستند. مربی ایتالیایی هفتم ژانویه کارش را شروع کرد و در دور مقدماتی جام جهانی 2010 درخشان نتیجه گرفت، تا جایی که اکنون از تیم او به عنوان یکی از مدعیان اصلی فتح جام یاد میشود. گاس هیدینک روز اول سال 2001 به عنوان مربی کرهجنوبی مشغول به کار شد و از کره مجموعهای ساخت که تا نیمه نهایی جام جهانی 2002 پیش رفت.


