جهانگیری: کارگزاران راکد است
کد خبر: ۹۰۰۸۰
| | 3842 بازدید
مشغول بیکاری هستم!؛ احزاب اصلاح طلب باید در چارچوب نظام اشتباهاتشان را برطرف کنند؛ سعه صدر در برابر احزاب ضروری است؛ اصولگراها از یک نظر از اصلاح طلبان مظلوم ترند؛ بخش خصوصی باید محور اقتصاد باشد؛ همه نیروهای سیاسی در مشکلات پس از انتخابات سهیم اند؛ کاندیدای دوره یازدهم اصلاح طلبان نیستم؛ اعتراض به نتایج انتخابات باید تنها در چارچوب قانون باشد؛ مجریان و ناظران از خطا مصون نیستند و ...
به گزارش خبرنگار مهر، اسحاق جهانگیری، متولد سال ۱۳۳۶ در سیرجان، دو دوره وزیر صنایع و معادن در دولت اصلاحات و داوطلب نمایندگی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران است.
وی پس از پایان تحصیلات متوسطه، در دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی فیزیک و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع شد. جهانگیری دکترای مدیریت صنعتی خود را از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی اخذ کرده است. وی پس از انقلاب در سال ۱۳۵۸ فعالیت خود را با کار در جهاد سازندگی شهرستان بم، در استان محل تولد خود آغاز کرد. بعد از مدتی به عنوان مسئول جهاد سازندگی جیرفت مشغول به کار شد و سرانجام به عضویت شورای مرکزی استان کرمان درآمد و تا اواسط سال ۱۳۶۳ در جهاد کشاورزی مشغول به کار بود.
جهانگیری موفق شد در سال ۱۳۶۳ در انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه جیرفت به نمایندگی برسد. وی در انتخابات دوره سوم مجلس نیز به عنوان جیرفت در مجلس حضور داشت.جهانگیری در سال ۱۳۷۱ در دولت هاشمی رفسنجانی به سمت استاندار اصفهان منسوب شد و به جای غلامحسین کرباسچی نشست.
با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات سال 76، جهانگیری به عنوان وزیر معادن و فلزات به مجلس پنجم معرفی و موفق به کسب رای اعتماد شد. جهانگیری از موسسین حزب کارگزاران سازندگی بود و هم اکنون نیزعضو شورای مرکزی این حزب است.وی هم اکنون عضو هیات علمی بنیاد باران است.
در هنگام گفتوگو با اسحاق جهانگیری صدای گوشخراش کندن زمین و صدای مداوم زنگ تلفن، هم تمرکز ما را برهم میزد وهم رشته کلام او را پاره میکرد!
یک بیت شعر از شیخ شیرازی بالای سرآقای جهانگیری به دیوار چسبانده شده بود که توجه ما را بخود جلب کرد و آن اینکه «به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم»
متن کامل گفتوگو با وزیر اسبق صنایع ومعادن درباره مسائل سیاسی و اقتصادی روز بدین شرح است:
* به عنوان اولین سوال بفرمایید در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
-اسحاق جهانگیری: کارخاصی نمیکنیم، مشغول بیکاری! من بعد از سال 84 یک کانون فکر درست کردم، به نام «بنیاد صنعت و توسعه ایرانیان» که تصور اولیه ما این بود که مسئولین دولتی نهایتا به فکر مجموعهای از افراد و مدیران سابق،اساتید دانشگاه و بخش خصوصی نیاز دارند که از فکر و اندیشه این افراد استفاده کنند برخلاف تصور ما دولت خیلی احساس نیازی برای استفاده از فکر این مجموعه نداشت و خود به خود خیلی فعال نشد.
یک ماهنامه «صنعت وتوسعه» ای هم درست کردیم که برخی از حرفها و نظراتی که وجود دارد را منتشر میکنیم، کار جدی دیگری نداریم.
*منظورتان این است که الان به صورت جدی با همکاران و دوستان مثلا وزرای سابق مشغول کار اقتصادی نیستید؟
- نه کار اقتصادی مهمی شروع نکردیم. یعنی شرایطش فراهم نبود.
*این ساختمان که اکنون شما در آن مستقر هستید متعلق چه نهاد یا ارگانی است؟
- اجارهای است. با یک خیریه اینجا هستیم.
*یعنی کار خیریهای انجام میدهید؟
-نه . در این خیریه فعالیتی ندارم، اما در اواخر وزارت صنایع و معادن بنیاد خیریهای برای کودکان بی سرپرست بم و نیز سالمندان درست کردیم که الحمدالله خیلی موفق بود.برای شهرستان بم کار میکند.
*هم اکنون وضعیت حزب کارگزاران را چگونه ارزیابی میکنید؟چرا دبیرکل سکوت کرده و موضع این حزب نسبت به وقایع اخیر غیر شفاف است و اعضا هم حرفهای بعضا متناقض میزنند؟
-حزب کارگزاران از مجموعه نیرویهای دانشگاهی،متخصص و مدیران با سابقه در جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد که بتواند در روند توسعه کشور نقش خوبی ایفا کند.در مقاطع مختلف هم سعی کرد با خط مشی اعتدالی که داشت اقداماتی انجام دهد در فضای سیاسی کشور خصوصا انتخابات نقش مؤثری داشته باشد و تلاش داشته عقلانیت سیاسی در رفتارها جایگزین التهابات و فضای شعار گونه کشور شود.
در جریان توسعه کشور حزب کارگزاران سعی داشت یک جریانی عقلانی تؤام با تدبیر باشد و با یک برنامه مدون توسعهای پیش برود و سعی میکرد حرف هایش را به بدنه مدیریت کشور برساند، درانتخابات دوره دهم هم حزب فعال بود اما اتفاقات بعد از آن هزینه کار سیاسی در کشور را بالا برد. احزابی که در داخل این نظام درست شدند با این انگیزه مجوز نگرفتند که پیرو کار مبارزاتی که انجام میدهند، هزینههای سنگین برایش بپردازند.
در شرایط فعلی کار احزاب راکد و تا حد زیادی متوقف شده، حزب کارگزاران هم از این قاعده مستثنی نیست تقریبا میتوان گفت که بخش اصلی حزب راکد است و فعالیت ویژهای انجام نمیدهد.
*درباره سکوت دبیرکل حزب نظرتان چیست؟
-آن هم دیگر از این موضوع مستثنی نیست وقتی حزب فعال نباشد دبیر کل آن هم نمیتواند خیلی نقش ویژهای ایفا کند.
* حزب کارگزاران برای انتخابات شوراهای شهر و روستا که انتخابات بعدی است برنامه خاصی دارد ؟ شما شخصا قصد ندارید که وارد این انتخابات شوید؟
- من فکر میکنم احزاب اصلاح طلب که کارگزاران یکی از آنهاست به هرحال نمیتوانند نسبت به سرنوشت نظام و سرنوشت مردم بی تفاوت باشند . با همه اتفاقات ناگواری که افتاده و احساس بی مهری که از اوضاع میکنند فکر میکنیم در یک مقطعی باید ارزیابی از عملکرد خودشان داشته باشند و احیانا اگر اشتباهات و خطاهایی در روند کار اصلاح طلبان بوده آنها را اصلاح و برطرف کنند. هم یک تعاملی با نظام داشته باشند گفتگویی بر قرار کنند تا یک راهکاری برای برون رفت از وضع فعلی پیدا شود.البته لازمه این کار این است که سعه صدر در مدیریت کشور هم به وجود باشد. آنها هم شرایطی به وجود بیاورند که احزاب و نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی احساس کنند میتوانند در صحنه دوباره حضور فعال داشته باشند و نقش آفرینی کنند.

اگر چنین شرایطی به وجود بیاید که ان شاءالله میآید، آن موقع باید فکر کرد که راجع به انتخاب شوراها و یا مجلس و یا ریاست جمهوری چگونه باید برخورد کند.
هنوز دراین مورد بحث نشده اما اساسا احزابی که میخواهند درون نظام باشند نمیتواند از انتخابات کنار باشد ولی باید این دغدغهها را واقعا برطرف کنیم.باید از انتخابات اخیر درس بگیریم به نظرمن مهمترین درسی که میشود گرفت این است که کاری کنیم که از این به بعد هیچکس دغدغهای در ارتباط با انتخابات نداشته باشد.
انتخابات یک موضوع مردمی و ابداع بشر است، تجربه دنیا در این زمینه زیاد است به نظر من وزارت کشور باید تجارب انتخابات موفق دنیا که کمترین دغدغه راجع به آن وجود داشت را جمع آوری و از آنها استفاده کند.
*شنیده شده برای دور یازدهم انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان بر روی شما برنامه ریزی میکنند؟ نظر شما در این خصوص چیست؟
-اصلا چنین حرفی مطرح نیست.حالا تا انتخابات یازدهم خیلی فاصله است به علاوه اینکه بالاخره هنوز ترکشهای انتخابات دهم تمام نشده . باید بگذاریم از این وضعیت عبور کنیم تا بعد.
* نظرتان درمورد جایگاه تحزب در کشور چیست؟
- درکشوری مثل ایران که به دنبال مردم سالاری و دموکراسی میباشد،احزاب نقش تعیین کنندهای دارند و این مسئله در قانون اساسی به صراحت بیان شده است. اگر بخواهیم روند دموکراسی درکشور نهادینه شود باید به احزاب جایگاه مناسب بدهیم هم از نظر قانونی،هم از نظر فرهنگی و اجتماعی،به عبارتی باید حزبی بودن ضد ارزش نباشد،طبیعی است که احزاب هم باید مسئولیت پذیر باشند خود را در مقابل مردم پاسخگو میدانند متأسفانه در شرایط فعلی افراد در انتخاب شعارهایی میدهند و رأی مردم را میگیرند پس از پیروزی کمتر خود را پاسخگوی وعدههای دوران انتخابات میدانند مگر در انتخابات قبل گفته نشد که پول نفت سرسفره مردم آورده میشود مگر وعده استقرار عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی داده نشد،چه کسی ارزیابی کرد که چقدر از این وعدهها عمل شده است.
اگر درهمین اتفاقات ناگوار بعد از انتخابات دهم ریاست جمهور، با احزاب تعامل بهتری وجود داشت هزینه کمتری بر کشور و نظام و مردم تحمیل میشد.بهرحال باید روزی به این واقعیت برسیم که دموکراسی،انتخابات،مردم سالاری جز با محوریت احزاب نهادینه نخواهد شد.
*وزارت کشور در برنامهای میخواهد قانون احزاب را تغییر دهد، پیشنهادات و ارزیابی شما دراین زمینه چیست؟
- بهترین تشکیلات برای مشورت خانه احزاب است. یک مجموعهای از افراد با گرایشهای سیاسی مختلف اصول گرا- اصلاح طلب،مستقل در آن جا جمع هستند . همه احزاب فعال کشور در آنجا حضور دارند.اگر وزارت کشور بخواهد کاری انجام دهد حتما باید با اینها مشورت کند اگر کاری بدون مشورت اینها انجام دهد،کار کاملی نخواهد بود.
قانون اگر روند متکامل تری از قانون فعلی داشته باشد قابل قبول خواهد بود ما به هیچ وجه نباید عقب گرد بکنیم و محدودیتی برای احزاب اعمال کنیم باید حتما به سمت این برویم که احزاب از جایگاه بهتری درنظام برخوردارباشند، درآن راستا میتوان نقش احزاب و مسئولیت پذیری آنها مشخص شود.
*شما رابطه احزاب با مردم،احزاب بارسانهها و احزاب با مسئولان را چگونه ارزیابی میکنید؟
- فعلا احزاب در موقعیت خوبی قرار ندارند،احزابی که در داخل نظام تشکیل شدند و هدفشان کار در چارچوب نظام بوده امروز از یک رسانه حداقلی مثل روزنامه که بتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند و حرفهای خود را به مردم منعکس کنند محروم هستند . وقتی احزاب از این حداقل امکان ارتباطی رسانهای محروم باشند امکان ارتباط گیری شان با مردم ضعیف میشود. ما الان در دوره انفجار اطلاعاتی در دنیا قرار داریم مشخصه این دوره این نیست که بشود اطلاعات را از مردم مخفی کرد،احزاب منتقد دولت هیچگونه ارتباطی با مسئولان ندارند . افتخار دولت این است که به هیچ حزبی وابسته نیست ظاهرا ناخواسته این عدم علاقه به ارتباط طرفینی شده است.
از طرفی چون هزینه ارتباط با احزاب بالا رفته احزاب حتی برای تأمین مسائل مالی خود با مشکل روبرو هستند،زمانی که ما به احزاب اجازه میدهیم که آنها از هواداران و دوستداران خود منابع مالی شان را تأمین کنند در صورتی که موفق خواهد شد که هواداران آن احزاب احساس کنند که کمک اش به حزب هزینه دیگری برایش نداشته باشد که در شرایط فعلی این طور نیست،الا احزابی که در کنترل و چارچوب دولت باشند که ممکن است آنها از این نظر راحت باشند.
*الان چند سالی است که بودجه کمک به احزاب قطع شده است نظر شما در این رابطه چیست؟
- کمک دولت به احزاب از کارهای خوبی بوده که در دولت آقای خاتمی شروع شد ولی آقای احمدی نژادکه یکی از افتخارات خود را این میداند که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست، شاید به همین دلیل نه تنها گشایشی در کار احزاب ایجاد نکرد بلکه این حداقل کمک را هم قطع کرد.
گروههایی مثل رایحه خوش خدمت هم هستند که فی البداهه به وجود آمدند و زود هم جمع شدند. اساسنامه رایحه خوش خدمت چیست؟ در کجا ثبت شده،اعضای تصمیم گیرش چه کسانی هستند احزاب حسنشان باید در شفافیت باشد ضمن اینکه احزاب در یک دوره زمانی بزرگ میشوند و جا میافتند ممکن است برخی از احزابی که بعد از انقلاب درست شدند و با تکیه به یک مقام رسمی ایجاد شدند، از روز نخست بزرگ متولد شدند و بعد در ادامه کارشان کوچک شدند این هم متأسفانه از آفات احزاب ایران است.
احزابی که از داخل یک جریان مردمی شکل میگیرند و در طول زمان شروع به بزرگ شدن میکنند از استحکام بهتری برخوردار هستند. من فکر میکنم همین موضوع که رئیس جمهور با افتخار میگوید به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستم این نقطه قوتی نیست. دریک نظام دموکراتیک حتما رئیس جمهور، کسی که منتخب است باید بالاخره معلوم شود که چه احزابی از وی حمایت کردند که در مقابل تصمیمات وی این احزاب پاسخگو باشند.
*مگر احزاب اصولگرا از رئیس جمهور حمایت نکردند؟
مظلومیت اصولگراها از این جهت از اصلاح طلبان بیشتر است. تمام اتفاقاتی که در دولت احمدی نژاد انجام شود به نام اصولگراها ثبت میشود و چه بخواهند و چه نخواهند در تاریخ ثبت خواهد شد
-خب،آقای احمدی نژاد این اعتقاد را ندارد که با حمایت احزاب اصولگرا رئیس جمهور شده . مظلومیت اصولگراها از این جهت از اصلاح طلبان بیشتر است. ولی تمام اتفاقاتی که در دولت احمدی نژاد انجام شود به نام جریان اصولگرا ثبت میشود . چه بخواهند و چه نخواهند .آقای احمدی نژاد با حمایت حزب اصول گرا رئیس جمهور شد ولی یک حزب یا شخصیت اصولگرا را نمیبینید که امروز به معنای واقعی از دولت و آقای احمدی نژاد حمایت صد در صدی کند، اگر هم حمایت میکنند سعی میکنند در الفاظ کلی که مثلا چون مقام معظم رهبری به رئیس جمهور توجه دارد ما از او حمایت میکنیم. اینکه کار حزبی نیست بله توجه مقام معظم رهبری به دولتها یک سیاست کلی است و ایشان به هرکس هم که رئیس جمهور شود توجه دارند. احزاب باید مسئولیت آن را قبول کنند. کتمان نباید کرد که بخش عمدهای از اصولگراها امروز از منتقدین دولت محسوب میشوند و اگر اقای احمدی نژاد خود را متعهد به احزاب اصولگرا میدانست الان اینگونه نبود.
* ولی دولت معتقد است استفاده از افراد جدید یک جوان گرایی است؟
- جوانگرایی خیلی کار خوبی است اما جوانگرایی این طور نیست جوانی که هیچ سابقه مدیریتی ندارد صرفا به علت آشنایی یا رفاقت یک دفعه میآید در بالاترین سطح مدیریت کشور قرار میگیرد، کشور ردههای مدیریتی متعددی دارد در ردههای مدیریتی پله مختلفی وجود دارد نمیشود کسی که هیچ یک از مراحل اداری و پلههای مدیریت را طی نکرده یک دفعه در بالاترین سطح مدیریتی قرار گیرد. بقیه افرادی که در آن گرایش فکری هستند و ازیک سابقه و تجربه بالاتری برخوردارند هم وجود دارد.اینچنین تصور میشود که اصلا هیچ ملاکی برای انتخاب افراد وجود ندارد.
انتخاب افراد در پستهای مختلف باید براساس شایسته سالاری باشد زیرا این پستها که متعلق به افراد نیست بلکه متعلق به مردم و نظام است و این مدیران از جیب یک ملتی هزینه میکنند به هرحال باید مجموعهای از ملاکها در فردی که به عنوان مدیر انتخاب میشود وجود داشته باشد. به نظرم طی کردن پلههای مدیریت یکی از الزامات مدیریت باید باشد البته استثناء ممکن است وجود داشته باشد،هیچکس مخالف آن نیست،مواردی وجود دارد که ممکن است یک فرد با نبوغی که دارد بدون طی کردن این مراحل بتواند مدیر یک مجموعه بزرگ شود اما این نباید قاعده شود وقتی قاعده شد وضع اداره کشور متزلزل میشود.می بینیم منابع کشور هزینه میشود در حالی که دستاوردش برای کشور بسیار اندک میباشد.
* حزب کارگزاران درآمد خود را از کجا به دست میآورد؟
- در حال حاضر حزب کارگزاران فعالیت ویژهای را انجام نمیدهد پس چون فعالیتی انجام نمیدهد پس خود به خود هزینهای هم ندارد ولی حزب کارگزاران به دلیل ماهیتی که داشت اعضاء و هوادارانی دارد که عموما طرفدار یک ایران توسعه یافته و پیشرفته میباشند. این هواداران میتوانستند هزینههای حزب را به طور کامل تأمین کنند وبه نظر من هم اکنون درآمد زایی برای احزاب سخت شده است علت اصلی آن هم این است که هزینه کار حزبی بالا رفته است تا زمانی که حکومت هزینه کار حزبی را پائین نیاورد تأمین درآمد احزاب از جیب هواداران کار سختی خواهد بود.
البته احزاب خودشان متمول نیستند یعنی حلقه اصلی احزاب آدمهای سیاسی هستند و از نظر فردی درآمد آنچنانی ندارند اما وقتی ایده حزب مورد قبول عدهای قرار میگیرد آنها هستند که برای پیشبرد این ایده از آن حزب حمایت میکنند،مثلا ایده حزب کارگزاران برای فعالین اقتصادی جالب میباشد و این فعالین اقتصادی دوست دارند که این ایده در کشور جا بیفتد و از حزب حمایت میکنند.
*تلقی عمومی بر این است که اعضاء حزب کارگزاران آدمهای متمولی هستند . حتی آنها را به اشرافی گری متهم میکنند. به هر حال این بر خلاف آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، ارزیابی شما از این تلقی عمومی چیست؟
-این از آن موضوعات ظالمانهای است که درباره یک حزب گفته میشود. ممکن است در یک حزب چند تا از اعضاء از وضع مالی خوبی برخوردار باشند اما بقیه آدمهای معمولی باشند بالاخره یک حزب که از چند نفر تشکیل نشده است بلکه حزب مجموعهای از افراد مختلف است که عضو شورای مرکزی و کمیتههای مختلف در تهران و شهرستانها میباشند.
*می توانید نام ببرید؟
- ضرورتی به اسم بردن نیست خیلی از افراد مؤثر کارگزاران که عضو دولت بودهاند لیست دارایی آنها در قوه قضائیه موجود است برخی از مسئولان حزب زندگیهایی کمتر از متوسط جامعه دارند.
*الان یک راه فراری به وجود آمده که میگویند هم اکنون اگر کسی بخواهد چیزی بخرد دیگر به نام خودش نمیگیرد بلکه به نام بچهها یا همسرش میخرد؟
- ممکن است الان این طور شده باشد، قبلا که این طور نبوده زیرا در گذشته کسی از این مسائل واهمه نداشت و شفاف مطرح میکرد. ما صادقانه اظهار نظر میکردیم یعنی از بخش خصوصی دفاع میکردیم.از توسعه ایران دفاع میکردیم از اینکه مردم کار اقتصادی کنند و پولدار شوند خوشحال میشدیم چون این طوری میگفتیم و مواضع مان شفاف بود هیچ مشکلی وجود نداشت اما الان مثلا یکی از مقامات دولت نهم که بالاخره معلوم شد این شخص میلیاردر است دارایی وی که در صحن مجلس اعلام شد به تنهایی از دارایی تمام وزرای کابینههای دولتهای گذشته بیشتر بود . یعنی مثلا اگر دارایی همه وزرای خاتمی را روی هم بگذاریم بهاندازه دارایی وی نمیشود . متأسفانه شعارها با واقعیت سازگار نیست.
* ولی ایشان گفته فعالیت اقتصادی سالم انجام میداده و تحصیل مال مشروع که ایرادی ندارد؟
-درست اما مگر دارایی دیگران نامشروع است؟ من هم اعتراضی به دارایی ایشان ندارم اعتراض من به برخی شعارهاست که با واقعیت سازگار نیست و نوعی عوام فریبی است . من میخواهم بگویم که از این مقام در تلویزیون سئوال شد که شما چه ماشینی سوار میشوید این بنده خدا مجبور شد جور دیگری سخن بگوید چون دید بالاخره باید چیزی بگوید که با شرایط کشور متناسب باشد. من فکر میکنم برای تقویت بنیانهای اخلاقی جامعه مسئولین باید پیشقدم شوند و با مردم صادقانه سخن بگویند.
*شما در زمانی که خودتان وزیر بودید با مردم صادقانه برخورد میکردید و حقایق را میگفتید؟
- من همیشه حقایق را به مردم میگفتم، ضمن اینکه در زمانی که وزیر بودم به مقامات بالای کشور گفته بودم که من بیشترین دفاع را از بخش خصوصی میکنم. چون این اعتقاد را دارم که باید بخش خصوصی در کشور محور اقتصاد ایران شود،ولی تا لحظهای که در مسئولیت بودم نه در کارخانهای سهامدار بودم و نه کشاورزی آنچنانی داشتم و نه با هیچ بخش خصوصی سر و سر و آمد و رفت خانوادگی داشتم در این شرایط میتوانستم با قدرت از بخش خصوصی دفاع کنم.
*آقای سجادیان مدیر مسئول روزنامه کارگزاران گفته بود که مشکلی برای انتشار مجدد روزنامه نداریم پس چرا هم اکنون حزب کارگزاران روزنامه و تریبون ندارد؟
-آقای کرباسچی دبیر کل حزب هستند و نظر حزب را ایشان اعلام میکنند ولی تصور میکنم هنوز رسما رفع ممنوعیت اعلام نشده و با شرایط فعلی دولت، انتشار روزنامه دشوار است.
* آیا فکر نمیکنید انفعال خود احزاب باعث به وجود آمدن مسائل بعد از انتخابات شد؟
- مسائل بعد از انتخابات باید در یک فضای آرام بدون جنجال رسانهای همه دلسوزان نظام بنشینند و اتفاقاتی که دراین چند ماهه در جمهوری اسلامی ایران رخ داد را تحلیل کنند.
این اتفاقات میتوانست پیش نیاید و یا خیلی کم هزینه تر باشد . ببینم چرا نشد . به نظر من دراین فضایا همه اعم از احزاب، گروه ها،شخصیت ها،مسئولین مهم هستند هیچکس نمیتواند بگوید من بدون اشکال بوده ام همه آنهایی که اتفاقات بعداز انتخابات را مدیریت کردند بسیار بد مدیریت کردند و اشکالات جدی در مدیریتشان وجود داشت که میتوانستند طوری مدیریت کنند تا مطالبات مردم این قدر توسعه پیدا نکند هم احزاب و هم گروهها نتوانستند نقش واقعی خود را ایفا کنند وزارت کشور و شورای نگهبان به عنوان مسئول برگزاری انتخابات باید از عملکرد خود دفاع میکردند و معترضین را قانع میکردند. یعنی طرفین ساعتها در رسانه ملی بحث آزاد میکردند که انتخابات بدون اشکال برگزار شده تا مردم قانع میشدند.
*یعنی عدم مناظرهها بعد از انتخابات را شما عامل اصلی این اتفاقات میدانید؟
-نه.این یکی از عوامل بود باید در یک محیط به دور از جنجالها راجع به این مسائل بحث شود.نقاط ضعف و قوت روشن بود ما میتوانیم ازهمین اتفاقات که افتاد تا الان هم خیلی هزینه داشته میتوانیم درس بگیریم و خیلی ازاین اشکالات را از سیستم خود برطرف کنیم و اگر درس نگیریم از آن عبور میکنیم در آینده به یک مشکل دیگر روبرو میشویم.
*نقش احزاب را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
-اگر میگویم درس باید بگیریم یکی این است که احزاب هم نقش قبول کنند و هم مسئولیت پذیر باشند احزاب در مرحله حضور مردم در انتخابات و گرم کردن فضای انتخابات نقش خوبی داشتند ولی در مسائل بعد از انتخابات خوب عمل نشد.
*پیشنهادتان برای اصلاح شیوه اعتراض به برخی فرایندهای رقابتی مثل انتخابات و محدوده و جایگاه قانون در آن چیست؟
- من معتقدم کشوری که میخواهد انتخابات متعدد داشته باشد چند تا موضوع باید برایش مهم باشد. یکی اینکه قانون انتخاباتش آنقدر مستحکم باشد که هرکس به این قانون نگاه کند بگوید که این قانون مو لای درزش نمیرود یعنی به تمام مسائل توجه دارد. دیگری مجری انتخابات است باید مجموعهای انتخاب شود که کمترین شبههای در مورد آنها نباشد. ممکن است به این نتیجه برسیم که وزارت کشور منصوب دولت است و جای مناسبی برای برگزاری انتخابات نیست بهتر است جای دیگر این انتخابات را برگزار کنند البته این هم در قانون اساسی نیست که حتما وزارت کشور مسئول برگزاری انتخابات باشد.
موضوع بعدی نظارت بر انتخابات است که طبق قانون اساسی است و شورای نگهبان ناظر بر انتخابات است ولی آیا این شورای نگهبان با همه نکات مثبتی که دارند خوب به وظائف خود عمل کردند ؟ اگر خوب عمل نکردند کجاها ضعف وجود داشته آنجاهائی که ضعف وجود داشته را برطرف کنند ناظر واقعا باید بی طرف باشد.
موضوع بعدی هم کاندیدا است حالا فرض شد که انتخابات با همه قانونمندی ای که دارد برگزارشد ولی یک ابهامی پیش آمد آن موقع دیگر راه اعتراض راهی است که قانون جلوی پا گذاشته است. آن هم طبق قانون میشود برای همه اش فکر کرد البته از اجرای اصل 27 قانون اساسی هم نباید نگران بود.
*پیشنهادتان چیست؟
-اعتراض باید در چارچوب قانون باشد. یعنی میتوان این دغدغهها را برطرف کنیم و راهکار قانونمندی را انتخاب کنیم چون این طور نیست که این آخرین انتخابات است و دیگر تمام شد ما سال آینده انتخابات داریم سال بعدش همین طور.امیدوارم کاری که مجمع تشخیص مصلحت شروع کرده به نتیجه خوبی برسد.
به گزارش خبرنگار مهر، اسحاق جهانگیری، متولد سال ۱۳۳۶ در سیرجان، دو دوره وزیر صنایع و معادن در دولت اصلاحات و داوطلب نمایندگی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران است.
وی پس از پایان تحصیلات متوسطه، در دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی فیزیک و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع شد. جهانگیری دکترای مدیریت صنعتی خود را از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی اخذ کرده است. وی پس از انقلاب در سال ۱۳۵۸ فعالیت خود را با کار در جهاد سازندگی شهرستان بم، در استان محل تولد خود آغاز کرد. بعد از مدتی به عنوان مسئول جهاد سازندگی جیرفت مشغول به کار شد و سرانجام به عضویت شورای مرکزی استان کرمان درآمد و تا اواسط سال ۱۳۶۳ در جهاد کشاورزی مشغول به کار بود.
جهانگیری موفق شد در سال ۱۳۶۳ در انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه جیرفت به نمایندگی برسد. وی در انتخابات دوره سوم مجلس نیز به عنوان جیرفت در مجلس حضور داشت.جهانگیری در سال ۱۳۷۱ در دولت هاشمی رفسنجانی به سمت استاندار اصفهان منسوب شد و به جای غلامحسین کرباسچی نشست.
با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات سال 76، جهانگیری به عنوان وزیر معادن و فلزات به مجلس پنجم معرفی و موفق به کسب رای اعتماد شد. جهانگیری از موسسین حزب کارگزاران سازندگی بود و هم اکنون نیزعضو شورای مرکزی این حزب است.وی هم اکنون عضو هیات علمی بنیاد باران است.
در هنگام گفتوگو با اسحاق جهانگیری صدای گوشخراش کندن زمین و صدای مداوم زنگ تلفن، هم تمرکز ما را برهم میزد وهم رشته کلام او را پاره میکرد!
یک بیت شعر از شیخ شیرازی بالای سرآقای جهانگیری به دیوار چسبانده شده بود که توجه ما را بخود جلب کرد و آن اینکه «به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم»
متن کامل گفتوگو با وزیر اسبق صنایع ومعادن درباره مسائل سیاسی و اقتصادی روز بدین شرح است:
* به عنوان اولین سوال بفرمایید در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
-اسحاق جهانگیری: کارخاصی نمیکنیم، مشغول بیکاری! من بعد از سال 84 یک کانون فکر درست کردم، به نام «بنیاد صنعت و توسعه ایرانیان» که تصور اولیه ما این بود که مسئولین دولتی نهایتا به فکر مجموعهای از افراد و مدیران سابق،اساتید دانشگاه و بخش خصوصی نیاز دارند که از فکر و اندیشه این افراد استفاده کنند برخلاف تصور ما دولت خیلی احساس نیازی برای استفاده از فکر این مجموعه نداشت و خود به خود خیلی فعال نشد.
یک ماهنامه «صنعت وتوسعه» ای هم درست کردیم که برخی از حرفها و نظراتی که وجود دارد را منتشر میکنیم، کار جدی دیگری نداریم.
*منظورتان این است که الان به صورت جدی با همکاران و دوستان مثلا وزرای سابق مشغول کار اقتصادی نیستید؟
- نه کار اقتصادی مهمی شروع نکردیم. یعنی شرایطش فراهم نبود.
*این ساختمان که اکنون شما در آن مستقر هستید متعلق چه نهاد یا ارگانی است؟
- اجارهای است. با یک خیریه اینجا هستیم.
*یعنی کار خیریهای انجام میدهید؟
-نه . در این خیریه فعالیتی ندارم، اما در اواخر وزارت صنایع و معادن بنیاد خیریهای برای کودکان بی سرپرست بم و نیز سالمندان درست کردیم که الحمدالله خیلی موفق بود.برای شهرستان بم کار میکند.
*هم اکنون وضعیت حزب کارگزاران را چگونه ارزیابی میکنید؟چرا دبیرکل سکوت کرده و موضع این حزب نسبت به وقایع اخیر غیر شفاف است و اعضا هم حرفهای بعضا متناقض میزنند؟
-حزب کارگزاران از مجموعه نیرویهای دانشگاهی،متخصص و مدیران با سابقه در جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد که بتواند در روند توسعه کشور نقش خوبی ایفا کند.در مقاطع مختلف هم سعی کرد با خط مشی اعتدالی که داشت اقداماتی انجام دهد در فضای سیاسی کشور خصوصا انتخابات نقش مؤثری داشته باشد و تلاش داشته عقلانیت سیاسی در رفتارها جایگزین التهابات و فضای شعار گونه کشور شود.
در جریان توسعه کشور حزب کارگزاران سعی داشت یک جریانی عقلانی تؤام با تدبیر باشد و با یک برنامه مدون توسعهای پیش برود و سعی میکرد حرف هایش را به بدنه مدیریت کشور برساند، درانتخابات دوره دهم هم حزب فعال بود اما اتفاقات بعد از آن هزینه کار سیاسی در کشور را بالا برد. احزابی که در داخل این نظام درست شدند با این انگیزه مجوز نگرفتند که پیرو کار مبارزاتی که انجام میدهند، هزینههای سنگین برایش بپردازند.
در شرایط فعلی کار احزاب راکد و تا حد زیادی متوقف شده، حزب کارگزاران هم از این قاعده مستثنی نیست تقریبا میتوان گفت که بخش اصلی حزب راکد است و فعالیت ویژهای انجام نمیدهد.
*درباره سکوت دبیرکل حزب نظرتان چیست؟
-آن هم دیگر از این موضوع مستثنی نیست وقتی حزب فعال نباشد دبیر کل آن هم نمیتواند خیلی نقش ویژهای ایفا کند.
* حزب کارگزاران برای انتخابات شوراهای شهر و روستا که انتخابات بعدی است برنامه خاصی دارد ؟ شما شخصا قصد ندارید که وارد این انتخابات شوید؟
- من فکر میکنم احزاب اصلاح طلب که کارگزاران یکی از آنهاست به هرحال نمیتوانند نسبت به سرنوشت نظام و سرنوشت مردم بی تفاوت باشند . با همه اتفاقات ناگواری که افتاده و احساس بی مهری که از اوضاع میکنند فکر میکنیم در یک مقطعی باید ارزیابی از عملکرد خودشان داشته باشند و احیانا اگر اشتباهات و خطاهایی در روند کار اصلاح طلبان بوده آنها را اصلاح و برطرف کنند. هم یک تعاملی با نظام داشته باشند گفتگویی بر قرار کنند تا یک راهکاری برای برون رفت از وضع فعلی پیدا شود.البته لازمه این کار این است که سعه صدر در مدیریت کشور هم به وجود باشد. آنها هم شرایطی به وجود بیاورند که احزاب و نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی احساس کنند میتوانند در صحنه دوباره حضور فعال داشته باشند و نقش آفرینی کنند.

هنوز دراین مورد بحث نشده اما اساسا احزابی که میخواهند درون نظام باشند نمیتواند از انتخابات کنار باشد ولی باید این دغدغهها را واقعا برطرف کنیم.باید از انتخابات اخیر درس بگیریم به نظرمن مهمترین درسی که میشود گرفت این است که کاری کنیم که از این به بعد هیچکس دغدغهای در ارتباط با انتخابات نداشته باشد.
انتخابات یک موضوع مردمی و ابداع بشر است، تجربه دنیا در این زمینه زیاد است به نظر من وزارت کشور باید تجارب انتخابات موفق دنیا که کمترین دغدغه راجع به آن وجود داشت را جمع آوری و از آنها استفاده کند.
*شنیده شده برای دور یازدهم انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان بر روی شما برنامه ریزی میکنند؟ نظر شما در این خصوص چیست؟
-اصلا چنین حرفی مطرح نیست.حالا تا انتخابات یازدهم خیلی فاصله است به علاوه اینکه بالاخره هنوز ترکشهای انتخابات دهم تمام نشده . باید بگذاریم از این وضعیت عبور کنیم تا بعد.
* نظرتان درمورد جایگاه تحزب در کشور چیست؟
- درکشوری مثل ایران که به دنبال مردم سالاری و دموکراسی میباشد،احزاب نقش تعیین کنندهای دارند و این مسئله در قانون اساسی به صراحت بیان شده است. اگر بخواهیم روند دموکراسی درکشور نهادینه شود باید به احزاب جایگاه مناسب بدهیم هم از نظر قانونی،هم از نظر فرهنگی و اجتماعی،به عبارتی باید حزبی بودن ضد ارزش نباشد،طبیعی است که احزاب هم باید مسئولیت پذیر باشند خود را در مقابل مردم پاسخگو میدانند متأسفانه در شرایط فعلی افراد در انتخاب شعارهایی میدهند و رأی مردم را میگیرند پس از پیروزی کمتر خود را پاسخگوی وعدههای دوران انتخابات میدانند مگر در انتخابات قبل گفته نشد که پول نفت سرسفره مردم آورده میشود مگر وعده استقرار عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی داده نشد،چه کسی ارزیابی کرد که چقدر از این وعدهها عمل شده است.
اگر درهمین اتفاقات ناگوار بعد از انتخابات دهم ریاست جمهور، با احزاب تعامل بهتری وجود داشت هزینه کمتری بر کشور و نظام و مردم تحمیل میشد.بهرحال باید روزی به این واقعیت برسیم که دموکراسی،انتخابات،مردم سالاری جز با محوریت احزاب نهادینه نخواهد شد.
*وزارت کشور در برنامهای میخواهد قانون احزاب را تغییر دهد، پیشنهادات و ارزیابی شما دراین زمینه چیست؟
- بهترین تشکیلات برای مشورت خانه احزاب است. یک مجموعهای از افراد با گرایشهای سیاسی مختلف اصول گرا- اصلاح طلب،مستقل در آن جا جمع هستند . همه احزاب فعال کشور در آنجا حضور دارند.اگر وزارت کشور بخواهد کاری انجام دهد حتما باید با اینها مشورت کند اگر کاری بدون مشورت اینها انجام دهد،کار کاملی نخواهد بود.
قانون اگر روند متکامل تری از قانون فعلی داشته باشد قابل قبول خواهد بود ما به هیچ وجه نباید عقب گرد بکنیم و محدودیتی برای احزاب اعمال کنیم باید حتما به سمت این برویم که احزاب از جایگاه بهتری درنظام برخوردارباشند، درآن راستا میتوان نقش احزاب و مسئولیت پذیری آنها مشخص شود.
*شما رابطه احزاب با مردم،احزاب بارسانهها و احزاب با مسئولان را چگونه ارزیابی میکنید؟
- فعلا احزاب در موقعیت خوبی قرار ندارند،احزابی که در داخل نظام تشکیل شدند و هدفشان کار در چارچوب نظام بوده امروز از یک رسانه حداقلی مثل روزنامه که بتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند و حرفهای خود را به مردم منعکس کنند محروم هستند . وقتی احزاب از این حداقل امکان ارتباطی رسانهای محروم باشند امکان ارتباط گیری شان با مردم ضعیف میشود. ما الان در دوره انفجار اطلاعاتی در دنیا قرار داریم مشخصه این دوره این نیست که بشود اطلاعات را از مردم مخفی کرد،احزاب منتقد دولت هیچگونه ارتباطی با مسئولان ندارند . افتخار دولت این است که به هیچ حزبی وابسته نیست ظاهرا ناخواسته این عدم علاقه به ارتباط طرفینی شده است.
از طرفی چون هزینه ارتباط با احزاب بالا رفته احزاب حتی برای تأمین مسائل مالی خود با مشکل روبرو هستند،زمانی که ما به احزاب اجازه میدهیم که آنها از هواداران و دوستداران خود منابع مالی شان را تأمین کنند در صورتی که موفق خواهد شد که هواداران آن احزاب احساس کنند که کمک اش به حزب هزینه دیگری برایش نداشته باشد که در شرایط فعلی این طور نیست،الا احزابی که در کنترل و چارچوب دولت باشند که ممکن است آنها از این نظر راحت باشند.
*الان چند سالی است که بودجه کمک به احزاب قطع شده است نظر شما در این رابطه چیست؟
- کمک دولت به احزاب از کارهای خوبی بوده که در دولت آقای خاتمی شروع شد ولی آقای احمدی نژادکه یکی از افتخارات خود را این میداند که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست، شاید به همین دلیل نه تنها گشایشی در کار احزاب ایجاد نکرد بلکه این حداقل کمک را هم قطع کرد.
گروههایی مثل رایحه خوش خدمت هم هستند که فی البداهه به وجود آمدند و زود هم جمع شدند. اساسنامه رایحه خوش خدمت چیست؟ در کجا ثبت شده،اعضای تصمیم گیرش چه کسانی هستند احزاب حسنشان باید در شفافیت باشد ضمن اینکه احزاب در یک دوره زمانی بزرگ میشوند و جا میافتند ممکن است برخی از احزابی که بعد از انقلاب درست شدند و با تکیه به یک مقام رسمی ایجاد شدند، از روز نخست بزرگ متولد شدند و بعد در ادامه کارشان کوچک شدند این هم متأسفانه از آفات احزاب ایران است.
احزابی که از داخل یک جریان مردمی شکل میگیرند و در طول زمان شروع به بزرگ شدن میکنند از استحکام بهتری برخوردار هستند. من فکر میکنم همین موضوع که رئیس جمهور با افتخار میگوید به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستم این نقطه قوتی نیست. دریک نظام دموکراتیک حتما رئیس جمهور، کسی که منتخب است باید بالاخره معلوم شود که چه احزابی از وی حمایت کردند که در مقابل تصمیمات وی این احزاب پاسخگو باشند.
*مگر احزاب اصولگرا از رئیس جمهور حمایت نکردند؟
مظلومیت اصولگراها از این جهت از اصلاح طلبان بیشتر است. تمام اتفاقاتی که در دولت احمدی نژاد انجام شود به نام اصولگراها ثبت میشود و چه بخواهند و چه نخواهند در تاریخ ثبت خواهد شد
-خب،آقای احمدی نژاد این اعتقاد را ندارد که با حمایت احزاب اصولگرا رئیس جمهور شده . مظلومیت اصولگراها از این جهت از اصلاح طلبان بیشتر است. ولی تمام اتفاقاتی که در دولت احمدی نژاد انجام شود به نام جریان اصولگرا ثبت میشود . چه بخواهند و چه نخواهند .آقای احمدی نژاد با حمایت حزب اصول گرا رئیس جمهور شد ولی یک حزب یا شخصیت اصولگرا را نمیبینید که امروز به معنای واقعی از دولت و آقای احمدی نژاد حمایت صد در صدی کند، اگر هم حمایت میکنند سعی میکنند در الفاظ کلی که مثلا چون مقام معظم رهبری به رئیس جمهور توجه دارد ما از او حمایت میکنیم. اینکه کار حزبی نیست بله توجه مقام معظم رهبری به دولتها یک سیاست کلی است و ایشان به هرکس هم که رئیس جمهور شود توجه دارند. احزاب باید مسئولیت آن را قبول کنند. کتمان نباید کرد که بخش عمدهای از اصولگراها امروز از منتقدین دولت محسوب میشوند و اگر اقای احمدی نژاد خود را متعهد به احزاب اصولگرا میدانست الان اینگونه نبود.
* ولی دولت معتقد است استفاده از افراد جدید یک جوان گرایی است؟
- جوانگرایی خیلی کار خوبی است اما جوانگرایی این طور نیست جوانی که هیچ سابقه مدیریتی ندارد صرفا به علت آشنایی یا رفاقت یک دفعه میآید در بالاترین سطح مدیریت کشور قرار میگیرد، کشور ردههای مدیریتی متعددی دارد در ردههای مدیریتی پله مختلفی وجود دارد نمیشود کسی که هیچ یک از مراحل اداری و پلههای مدیریت را طی نکرده یک دفعه در بالاترین سطح مدیریتی قرار گیرد. بقیه افرادی که در آن گرایش فکری هستند و ازیک سابقه و تجربه بالاتری برخوردارند هم وجود دارد.اینچنین تصور میشود که اصلا هیچ ملاکی برای انتخاب افراد وجود ندارد.
انتخاب افراد در پستهای مختلف باید براساس شایسته سالاری باشد زیرا این پستها که متعلق به افراد نیست بلکه متعلق به مردم و نظام است و این مدیران از جیب یک ملتی هزینه میکنند به هرحال باید مجموعهای از ملاکها در فردی که به عنوان مدیر انتخاب میشود وجود داشته باشد. به نظرم طی کردن پلههای مدیریت یکی از الزامات مدیریت باید باشد البته استثناء ممکن است وجود داشته باشد،هیچکس مخالف آن نیست،مواردی وجود دارد که ممکن است یک فرد با نبوغی که دارد بدون طی کردن این مراحل بتواند مدیر یک مجموعه بزرگ شود اما این نباید قاعده شود وقتی قاعده شد وضع اداره کشور متزلزل میشود.می بینیم منابع کشور هزینه میشود در حالی که دستاوردش برای کشور بسیار اندک میباشد.
* حزب کارگزاران درآمد خود را از کجا به دست میآورد؟
- در حال حاضر حزب کارگزاران فعالیت ویژهای را انجام نمیدهد پس چون فعالیتی انجام نمیدهد پس خود به خود هزینهای هم ندارد ولی حزب کارگزاران به دلیل ماهیتی که داشت اعضاء و هوادارانی دارد که عموما طرفدار یک ایران توسعه یافته و پیشرفته میباشند. این هواداران میتوانستند هزینههای حزب را به طور کامل تأمین کنند وبه نظر من هم اکنون درآمد زایی برای احزاب سخت شده است علت اصلی آن هم این است که هزینه کار حزبی بالا رفته است تا زمانی که حکومت هزینه کار حزبی را پائین نیاورد تأمین درآمد احزاب از جیب هواداران کار سختی خواهد بود.
البته احزاب خودشان متمول نیستند یعنی حلقه اصلی احزاب آدمهای سیاسی هستند و از نظر فردی درآمد آنچنانی ندارند اما وقتی ایده حزب مورد قبول عدهای قرار میگیرد آنها هستند که برای پیشبرد این ایده از آن حزب حمایت میکنند،مثلا ایده حزب کارگزاران برای فعالین اقتصادی جالب میباشد و این فعالین اقتصادی دوست دارند که این ایده در کشور جا بیفتد و از حزب حمایت میکنند.
*تلقی عمومی بر این است که اعضاء حزب کارگزاران آدمهای متمولی هستند . حتی آنها را به اشرافی گری متهم میکنند. به هر حال این بر خلاف آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، ارزیابی شما از این تلقی عمومی چیست؟
-این از آن موضوعات ظالمانهای است که درباره یک حزب گفته میشود. ممکن است در یک حزب چند تا از اعضاء از وضع مالی خوبی برخوردار باشند اما بقیه آدمهای معمولی باشند بالاخره یک حزب که از چند نفر تشکیل نشده است بلکه حزب مجموعهای از افراد مختلف است که عضو شورای مرکزی و کمیتههای مختلف در تهران و شهرستانها میباشند.
*می توانید نام ببرید؟
- ضرورتی به اسم بردن نیست خیلی از افراد مؤثر کارگزاران که عضو دولت بودهاند لیست دارایی آنها در قوه قضائیه موجود است برخی از مسئولان حزب زندگیهایی کمتر از متوسط جامعه دارند.
*الان یک راه فراری به وجود آمده که میگویند هم اکنون اگر کسی بخواهد چیزی بخرد دیگر به نام خودش نمیگیرد بلکه به نام بچهها یا همسرش میخرد؟
- ممکن است الان این طور شده باشد، قبلا که این طور نبوده زیرا در گذشته کسی از این مسائل واهمه نداشت و شفاف مطرح میکرد. ما صادقانه اظهار نظر میکردیم یعنی از بخش خصوصی دفاع میکردیم.از توسعه ایران دفاع میکردیم از اینکه مردم کار اقتصادی کنند و پولدار شوند خوشحال میشدیم چون این طوری میگفتیم و مواضع مان شفاف بود هیچ مشکلی وجود نداشت اما الان مثلا یکی از مقامات دولت نهم که بالاخره معلوم شد این شخص میلیاردر است دارایی وی که در صحن مجلس اعلام شد به تنهایی از دارایی تمام وزرای کابینههای دولتهای گذشته بیشتر بود . یعنی مثلا اگر دارایی همه وزرای خاتمی را روی هم بگذاریم بهاندازه دارایی وی نمیشود . متأسفانه شعارها با واقعیت سازگار نیست.
* ولی ایشان گفته فعالیت اقتصادی سالم انجام میداده و تحصیل مال مشروع که ایرادی ندارد؟
-درست اما مگر دارایی دیگران نامشروع است؟ من هم اعتراضی به دارایی ایشان ندارم اعتراض من به برخی شعارهاست که با واقعیت سازگار نیست و نوعی عوام فریبی است . من میخواهم بگویم که از این مقام در تلویزیون سئوال شد که شما چه ماشینی سوار میشوید این بنده خدا مجبور شد جور دیگری سخن بگوید چون دید بالاخره باید چیزی بگوید که با شرایط کشور متناسب باشد. من فکر میکنم برای تقویت بنیانهای اخلاقی جامعه مسئولین باید پیشقدم شوند و با مردم صادقانه سخن بگویند.
*شما در زمانی که خودتان وزیر بودید با مردم صادقانه برخورد میکردید و حقایق را میگفتید؟
- من همیشه حقایق را به مردم میگفتم، ضمن اینکه در زمانی که وزیر بودم به مقامات بالای کشور گفته بودم که من بیشترین دفاع را از بخش خصوصی میکنم. چون این اعتقاد را دارم که باید بخش خصوصی در کشور محور اقتصاد ایران شود،ولی تا لحظهای که در مسئولیت بودم نه در کارخانهای سهامدار بودم و نه کشاورزی آنچنانی داشتم و نه با هیچ بخش خصوصی سر و سر و آمد و رفت خانوادگی داشتم در این شرایط میتوانستم با قدرت از بخش خصوصی دفاع کنم.
*آقای سجادیان مدیر مسئول روزنامه کارگزاران گفته بود که مشکلی برای انتشار مجدد روزنامه نداریم پس چرا هم اکنون حزب کارگزاران روزنامه و تریبون ندارد؟
-آقای کرباسچی دبیر کل حزب هستند و نظر حزب را ایشان اعلام میکنند ولی تصور میکنم هنوز رسما رفع ممنوعیت اعلام نشده و با شرایط فعلی دولت، انتشار روزنامه دشوار است.
* آیا فکر نمیکنید انفعال خود احزاب باعث به وجود آمدن مسائل بعد از انتخابات شد؟
- مسائل بعد از انتخابات باید در یک فضای آرام بدون جنجال رسانهای همه دلسوزان نظام بنشینند و اتفاقاتی که دراین چند ماهه در جمهوری اسلامی ایران رخ داد را تحلیل کنند.
این اتفاقات میتوانست پیش نیاید و یا خیلی کم هزینه تر باشد . ببینم چرا نشد . به نظر من دراین فضایا همه اعم از احزاب، گروه ها،شخصیت ها،مسئولین مهم هستند هیچکس نمیتواند بگوید من بدون اشکال بوده ام همه آنهایی که اتفاقات بعداز انتخابات را مدیریت کردند بسیار بد مدیریت کردند و اشکالات جدی در مدیریتشان وجود داشت که میتوانستند طوری مدیریت کنند تا مطالبات مردم این قدر توسعه پیدا نکند هم احزاب و هم گروهها نتوانستند نقش واقعی خود را ایفا کنند وزارت کشور و شورای نگهبان به عنوان مسئول برگزاری انتخابات باید از عملکرد خود دفاع میکردند و معترضین را قانع میکردند. یعنی طرفین ساعتها در رسانه ملی بحث آزاد میکردند که انتخابات بدون اشکال برگزار شده تا مردم قانع میشدند.
*یعنی عدم مناظرهها بعد از انتخابات را شما عامل اصلی این اتفاقات میدانید؟
-نه.این یکی از عوامل بود باید در یک محیط به دور از جنجالها راجع به این مسائل بحث شود.نقاط ضعف و قوت روشن بود ما میتوانیم ازهمین اتفاقات که افتاد تا الان هم خیلی هزینه داشته میتوانیم درس بگیریم و خیلی ازاین اشکالات را از سیستم خود برطرف کنیم و اگر درس نگیریم از آن عبور میکنیم در آینده به یک مشکل دیگر روبرو میشویم.
*نقش احزاب را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
-اگر میگویم درس باید بگیریم یکی این است که احزاب هم نقش قبول کنند و هم مسئولیت پذیر باشند احزاب در مرحله حضور مردم در انتخابات و گرم کردن فضای انتخابات نقش خوبی داشتند ولی در مسائل بعد از انتخابات خوب عمل نشد.
*پیشنهادتان برای اصلاح شیوه اعتراض به برخی فرایندهای رقابتی مثل انتخابات و محدوده و جایگاه قانون در آن چیست؟
- من معتقدم کشوری که میخواهد انتخابات متعدد داشته باشد چند تا موضوع باید برایش مهم باشد. یکی اینکه قانون انتخاباتش آنقدر مستحکم باشد که هرکس به این قانون نگاه کند بگوید که این قانون مو لای درزش نمیرود یعنی به تمام مسائل توجه دارد. دیگری مجری انتخابات است باید مجموعهای انتخاب شود که کمترین شبههای در مورد آنها نباشد. ممکن است به این نتیجه برسیم که وزارت کشور منصوب دولت است و جای مناسبی برای برگزاری انتخابات نیست بهتر است جای دیگر این انتخابات را برگزار کنند البته این هم در قانون اساسی نیست که حتما وزارت کشور مسئول برگزاری انتخابات باشد.
موضوع بعدی نظارت بر انتخابات است که طبق قانون اساسی است و شورای نگهبان ناظر بر انتخابات است ولی آیا این شورای نگهبان با همه نکات مثبتی که دارند خوب به وظائف خود عمل کردند ؟ اگر خوب عمل نکردند کجاها ضعف وجود داشته آنجاهائی که ضعف وجود داشته را برطرف کنند ناظر واقعا باید بی طرف باشد.
موضوع بعدی هم کاندیدا است حالا فرض شد که انتخابات با همه قانونمندی ای که دارد برگزارشد ولی یک ابهامی پیش آمد آن موقع دیگر راه اعتراض راهی است که قانون جلوی پا گذاشته است. آن هم طبق قانون میشود برای همه اش فکر کرد البته از اجرای اصل 27 قانون اساسی هم نباید نگران بود.
*پیشنهادتان چیست؟
-اعتراض باید در چارچوب قانون باشد. یعنی میتوان این دغدغهها را برطرف کنیم و راهکار قانونمندی را انتخاب کنیم چون این طور نیست که این آخرین انتخابات است و دیگر تمام شد ما سال آینده انتخابات داریم سال بعدش همین طور.امیدوارم کاری که مجمع تشخیص مصلحت شروع کرده به نتیجه خوبی برسد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


