معجزه غرور و تعصب
ورزشگاه محقر فولادشهر روزهاي بزرگي را به چشم ميبيند. دو سال قبل بازي نيمهنهايي ليگ قهرمانان آسيا در اين ورزشگاه برگزار شد و امروز در حالي صداي سوت فينال ليگ برتر را در فولادشهر ميشنويم كه هنوز هشت هفته به پايان مسابقات باقي مانده. صداي هياهو و غوغاسالاريهاي فوتبال هنوز از پايتخت به گوش ميرسد اما ترديدي در اين واقعيت نيست كه تيمهاي اصفهاني تاج پادشاهي را از سرخابيها ربودهاند و اكنون حتي به عنوان يك رقيب جدي هم به اين دو تيم نگاه نميكنند.
به نوشته تهران امروز؛ شهرآورد اصفهان در ورزشگاه 100 هزار نفري برگزار نميشود، كسي شب قبل از مسابقه مقابل در ورزشگاه نميخوابد، براي انتخاب داور مسابقه جاروجنجال به پا نميشود و بازيكنان دو تيم شب قبل از بازي شام را در كنار يكديگر صرف نميكنند اما به هر حال سرنوشت قهرمان ليگ برتر را اين بازي مشخص ميكند و ذوبآهن و سپاهان هستند كه سر و شكلي آبرومندانه به كيفيت فني ليگ برتر فوتبال ايران بخشيدهاند.
غرور و تعصب دو واژهاي است كه برخلاف فوتبال تهران هنوز از فوتبال اصفهان رخت بر نبسته و ميتوان تاثير تعصبات قومي و محلي را در يكهتازي دو نماينده اصفهان در ليگ برتر جستوجو كرد. هرچند امروز لهجه بسياري از بازيكناني كه براي سپاهان و ذوبآهن به ميدان ميروند، اصفهاني نيست اما شور رجزخواني و دفاع از سنگر خودي كه در ادعاهاي افرادي مثل مجيد بصيرت، محمدرضا ساكت و منصور ابراهيمزاده ملموس است و گاهي مرزهاي منطق را هم پشتسر ميگذارد؛ در واقع روح و باطن اصفهاني مدعيان فتح جام را متذكر ميشود.
بوميگرايي غليظ سپاهان و ذوبآهن در گذشتهاي نزديك سقف آرزوهاي اين دو تيم را در حد كسب عنوان بهترين تيمهاي شهرستاني مسابقات حفظ ميكرد و انگار ايستادن پشتسر پرسپوليس و استقلال واقعيتي هميشگي و گريزناپذير بود.
بازيكناني مثل مجيد بصيرت، جواد محققيان، عباس سيمكاني و سيدجمال حسيني كه با لهجه اصفهاني و پيشينه بومي در تركيب اين دو تيم ميدرخشيدند، تمام دلخوشي هواداران فوتبال اصفهان را ميساختند و هرچند هرگز جايي در تيم ملي نداشتند اما براي فوتبال اصفهان همين كه غريبهها جايي در تيمهاي بومي نداشته باشند، راضيكننده به نظر ميرسيد. امروز اما اوضاع كاملا تغيير كرده و اصفهانيها براي رقابت در عرصه كشوري در كنار حفظ ذائقه، غرور و تعصبات محلي تيمهاي شبهبينالمللي را روانه مسابقات كردهاند. آنچه به حذف كامل استقلال و پرسپوليس از كورس قهرماني و تبديل اصفهان به قطب اول فوتبال ايران انجاميده است.
اكنون سپاهان با خط حملهاي كاملا غيراصفهاني و غيرايراني متشكل از عماد رضا و ابراهيم توره يكي از زهردارترين خطوط حمله تيمهاي آسيايي را در اختيار دارد و در ذوبآهن ستارهايي غيربومي مثل خلعتبري، كاسترو و حسن اشجاري تكليف اكثر بازيها را مشخص ميكنند. در عين حال اما هنوز محرم نويدكيا سمبل سپاهان است و در ذوبآهن ميتوان چهرههاي شاخصي با لهجه اصفهاني يافت كه مثل اسماعيل فرهادي و مصطفي صالحينژاد مسئوليتهايي كليدي را به دوش ميكشند. اين است چهره تغييريافته دو تيم اصفهاني كه كورس قهرماني كوچك و جمعوجور نهمين دوره ليگ حرفهاي فوتبال ايران را ساختهاند.
ادعاي محمد دادكان در برنامه 90 فاصلهاي از واقعيت نداشت. او سپاهان و ذوبآهن را تنها تيمهاي قابل احترام ليگ برتر لقب داد كه يكي به واسطه ستارههايي كه در اختيار دارد و ديگري به دليل برتريهاي تاكتيكي نسبت به ساير تيمها شانس زيادي براي قهرماني دارند. امير قلعهنويي استاد بازي گرفتن از ستارههاست. بازيكنان كليدي تيمهاي او اغلب در اوج آمادگي بهسر ميبرند و سرنوشت مسابقات را مشخص ميكنند.
به ياد ميآوريم كه استقلال قلعهنويي بيش از برنامههاي تاكتيكي به قابليتهاي فردي بازيكناني مثل مجتبي جباري، رضا عنايتي، آرش برهاني و خسرو حيدري تكيه ميكرد و بهندرت اتفاق ميافتاد آنها در جريان بازي توسط تيم حريف مهار شوند. امير قلعهنويي تيمش را براساس قابليتهاي بازيكنانش ميچيند و البته كه بهرهبرداري از حداكثر توان ستارهها نيز هنر قابلاعتنايي است.
عمادرضا و ابراهيم توره هيچگاه به اندازه اين فصل آتشين نبودند و از سويي احسان حاج صفي، احمد جمشيديان، مهرداد كريميان، مهدي رحمتي و سيدجلال حسيني هم در بهترين فرم قرار دارند. سپاهان با تكيه بر اين تيم پرستاره و مربياي كه قواعد كار كردن با تيمهاي پرستاره را ميشناسد، مدعي اول فتح جام است و چنانچه شهرآورد امروز را هم با موفقيت پشتسر بگذارد چه بسا حتي در فاصله چهار هفته مانده به پايان مسابقات جام قهرماني را بالاي سر ببرد.
در سوي ديگر، ميدان حساس امروز تاكتيكيترين تيم ليگ برتر را ملاقات ميكنيم. ذوبآهن فوتبال را با تفكرات و قوانين كادر فنياش بازي ميكند و اين بازيكنان هستند كه بايد خودشان را با چارچوبهاي تعيين شده توسط مربيان وفق بدهند. ذوبآهن تنها تيم ليگ برتر ايران است كه ميتواند حين برگزاري مسابقه نقشههاي متفاوتي را براي برتري بر حريف امتحان كند و با فريادهاي سرمربياش تغيير روش ميدهد.
در ذوبآهن هرچند تواناييهاي فردي بازيكني مثل محمدرضا خلعتبري تعيينكننده است اما بارها اتفاق افتاده كه منصور ابراهيمزاده با تعويض اين بازيكن و استفاده از بازيكنان كم نام و نشان گره بازي را باز كرده است. حساسترين شهرآورد سالهاي اخير فوتبال اصفهان اگر بر محور درخشش ستارهها استوار شود قطعا سپاهان را يك گام بلند ديگر به قهرماني نزديك خواهد كرد و چنانچه سيستمها و تاكتيكها تعيينكننده شوند، ذوبآهن بازگشت جدي و دوبارهاي را به كورس قهرماني تجربه خواهد كرد.
در لحظاتي كه سپاهان و ذوبآهن در كورس قهرماني به يكديگر چنگ و دندان نشان ميدهند، اين سوال اساسي ذهن را مشغول ميكند كه آيا حساب بانكي كارخانجات بزرگ و به تبع آن كوچ تعدادي از ستارهها به فوتبال اصفهان، تاج قهرماني را از سر فوتبال پايتخت برداشت؟
كاوش در اتفاقات سالهاي اخير فوتبال ايران ذهن را به سوي يك پاسخ قطعي سوق ميدهد. اينكه در اصفهان علاوه بر پول و ستاره و مديريت صحيح هنوز غرور و تعصب هم در بدنه فوتبال جاري است. اينچنين است كه امير قلعهنويي بهترين فصل مربيگري خود را پشتسر ميگذارد، ستارههاي سپاهان نهايت توان شان را به كار ميبندند و يك مربي صاحبسبك روي نيمكت ذوبآهن متولد ميشود.
شايد خوششانسي بزرگ سپاهان و ذوبآهن اين باشد كه در پايتخت فوتبال ايران روزگار ميگذرانند و نه در پايتخت سياسي ايران كه فوتبال را هم دستمايه بازيهاي سياسي قرار ميدهد و به آن از دريچه ديپلماتيك مينگرد. در اصفهان هنوز سياست روي شانههاي فوتبال سوار نشده و هواداران فوتبال در اين شهر ميتوانند از تماشاي كورس قهرماني در ورزشگاه محقر فولادشهر لذت ببرند. اكنون سوال كليدي اين است كه از بين استقلال و پرسپوليس كدام تيم عنوان بهترين تيم تهراني ليگ را تصاحب خواهد كرد؟!


