جاده ای به سوی تباهی
داستان ابقا و اخراج مربیان فوتبال در ایران حدیث مکرر اما پرکششی است و معمولا بخش مهمی از اخبار رسانهها در طول فصل را به خود اختصاص می دهد. اینکه دوام مربیان در فوتبال ایران چقدر است به درستی قابل اندازهگیری نیست اما تحقیقی تازه از سوی کانون مربیان فاصله عجیب ما با اروپا را نشان می دهد. آمار مربوط به مربیان اخراجی نیم فصل اول لیگ برتر در تقارن با لیگهای معتبر اروپایی موید این ماجراست.
46 هفته، هشت مربي اخراجي
ميانگين: هر 75/5 هفته، يك مربي اخراجي
گردونه باشگاههاي اروپايي به اندازه چرخ فلك تيمهاي ايراني مشتري پروپاقرص ندارد؛ نشان به آن نشان كه از ابتداي فصل جاري چهار ليگ معتبر قاره سبز تا حدود نیم فصل ما در مجموع به اندازه تغيير و تحولهاي يك نيمفصل ليگبرتر ايران شاهد اخراج مربيان و ورود افراد جديد به كادرفني بزرگسالان، متوسطها و كوچكها بودهايم. آنچه ميخوانيد نگاهي است آماري به تغيير و تحولات فصل 2010-2009 لاليگا، بوندسليگا، سري A و ليگبرتر انگلستان و البته شايد كنكاشي باشد براي يافتن دلايل ثبات در جمع حادثهسازان هرشنبه و يكشنبه.
لاليگا
تا هفته دهم، يك مربي اخراجي
تازمان نگارش اين مطلب خوان كارلوس منديا، سرمربي راسينگ سانتاندر تنها مربي اخراجي فصل جاري ليگ اسپانيا نام داشت. در ميان 19 تيم ديگر غير از دو مورد، مربيان ساير تيمها حداقل از ابتداي فصل گذشته در باشگاههاي فعلي خود مشغول بهكار هستند. بهطور ميانگين و بدون احتساب فصل جاري مربيان حال حاضر 20 تيم لاليگا يك سال و 45 روز در سمت فعليشان دوام آوردهاند. دراين ميان پايههاي مربيگري در آتلتيكومادريد متزلزلتر از ساير لاليگاييهاست. چون كيكه سانچس فلورس، 23 اكتبر 2009 جانشين آبل رسينويي شد كه خود از فوريه 2009 روي نيمكت مربيگري قرمز و سفيدهاي پايتخت نشسته بود.
ليگبرتر انگلستان
تا هفته دوازدهم، بدون مربي اخراجي
واژه ثبات اينجا معنا ميشود. جايي كه مربيان سه تيم بزرگش (منچستريونايتد، آرسنال و ليورپول) روي هم 33 سال است در باشگاههاي فعلي خود حضور دارند. يك پنجم مربيان فعلي اهالي ليگبرتر هم چهارمين فصل حضور در تيمهايشان را تجربه ميكنند و تنها استيو بروس، روبرتو مارتينس و پل هارت از ابتداي فصل جاري به ترتيب سرمربي ساندرلند، ويگان و پورتموث نام گرفتهاند. گاردين مدعي است رقابت براي اخراج مربيان ليگبرتر آغاز شده اما در حقيقت از ابتداي فصل جاري تاكنون حتي پورتموث كه با وجود ثبت هفت شكست در هفت بازي ابتدايي خود، بدترين شروع يك تيم در تاريخ ليگبرتر را رقم زد هم سرمربي خود را اخراج نكرده است. اينجا مربيان در آرامش كاملاند و خبري از اخراجهاي بيدليل و مافيايي پرتعداد نيست.
سري A
تا هفته دوازدهم، پنج مربي اخراجي
فقط يكي از 20 مربي حاضر روي نيمكت تيمهاي فصل جاري شمع كيك سه سالگي خود در يك باشگاه را فوت كرده است. در اين جمع باروني از 29 اكتبر در سيهنا جانشين ماركو جامپائولو شد. 9 روز قبلتر سرسه كوزمي با كلاه مخصوص خود در هيبت سرمربي ليورنو به سريA بازگشت. چند ساعت قبل يا بعد از اين اتفاق كولومبا به جاي پاپادوپولو روي نيمكت بولونيا نشست. سپتامبر هم يك ماه كليدي بود. ماهي كه با اخراج اسپالتي و جايگزيني رانيري رمي آغاز شد، به لطف حضور آنتونيو كونته در رأس كادرفني آتالانتا گرماي ويژهاي يافت. او جانشين آنجلو گروچي نام گرفت. بهطور ميانگين دوام مربيان فعلي تيمهاي حاضر در سريA چيزي حدود يك فصل است. اين موضوع شكاك بودن بيش از حد رؤساي جنجالي اين ليگ را نشان ميدهد. بهعبارت بهتر آنها نهايتا ميتوانند 365 روز منتظر ثمرات آخرين تغييرات خود باشند.
بوندسليگا
تا هفته دوازدهم، دو مربي اخراجي
روزي روزگاري فوتبال ملي آلمان حضور تنها 9 مربي در طول يك قرن فعاليت مانشاف (لقب محلي ژرمنها) را سند ثبات خود ميدانست اما ظاهرا همزمان با شروع عصر كميتگرايي در فوتبال اين كشور، بوندسليگا بهعنوان خروجي اصلي اقدامات اهالي فدراسيون با تأسي از موج جديد ايجاد شده يادگرفت مدت زيادي وقت صرف مربيان ناموفق نكند و نتيجه را اكنون ميبينيم؛ نيمي از مربيان كنوني 18 تيم بوندسليگا از ابتداي فصل جاري مسئوليت جديد را برعهده گرفتهاند. ضمنآنكه در نيمه راه هايكو هرليش از 27 اكتبر در بوخوم جانشين فرانك هاينمن شد و فونكل 24 روز قبل از اين تاريخ به جاي فاوره روي نيمكت هرتابرلين، مدعي ديروز و تيم درحال سقوط امروز نشست. در شرايطي كه توماس شاف دهمين سال مربيگري در وردربرمن را سپري ميكند، تنها يك مربي (رالف رانگنيك، سرمربي هوفنهايم) از سال 2006 در سمت فعلي باقي مانده است. دراين شرايط ميانگين دوام مربيان حاضر بوندسليگا هم چيزي حدود يكفصل است. البته اگر شاف اينهمه مدت اعتماد سران برمن را جلب نميكرد، مسلما ميانگين خاصي قابل عرضه نبود.
ليگ برتر ايران تا هفته شانزدهم، هشت اخراجي
ميانگين: هر دو هفته، يك مربي اخراجي
از آنجايي كه در ليگ ما مختصات كاري مربيان با آنچه در چهار ليگ معتبر اروپايي به آن اشاره كرديم كاملا متفاوت است، پس طبيعتا بايد در انتظار ثبت آمار متفاوتي هم بود. تغييرات در ليگ با بركناري حميد كلليفر، سرمربي بومي و قابل احترام شاهين بوشهر آغاز شد و در ادامه لوكا بوناچيچ، خداداد عزيزي، ناصر پورمهدي، عليرضا منصوريان، اصغر جانداري، محمدحسين ضيايي و پرويز مظلومي هم به دلايل مختلف از تيمهاي خود جدا شدند تا در 16 هفته سپري شده از نيمفصل اول ليگ نهم با هشت تغيير روي نيمكتها ميانگين خيرهكننده هر دو هفته، يك مربي اخراجي در ليگ برتر ايران به ثبت برسد.
اين در شرايطي است كه در ظاهر بهنظر ميرسيد در اين فصل آستانه تحمل مديران باشگاهها نسبت به فصول گذشته افزايش يافته است. هرچند در اين ميان و با ورود مربياني مثل محمود ياوري، مجيد جلالي، مجيد باقرينيا و اصغر مديرروستا اوضاع تيمهاي بحرانزده تحت هدايت اين نامها تا حد بسياري بهبود يافت تا اشتباه مربيان در انتخابهاي اول فصل خود به خوبي و براي چندمين بار به اثبات برسد.
جالب است بدانيد در اين فصل تنها تيمهاي سايپا، ذوبآهن، ملوان، تراكتورسازي، مسكرمان و شاهين بوشهر بودند كه بازيهاي خود را با مربيان فصل قبل خود آغاز كردند و 12 تيم ديگر و يا به عبارت بهتر چيزي حدود 66 درصد تيمها مربيان تازهاي از ابتداي ليگ نهم بالاي سر تيمهاي خود گذاشتهاند. جالب آنكه تمام هشت مربي اخراج شده در اين فصل، كساني بودهاند كه از ابتداي فصل هدايت تيمي را پذيرفتهاند و از ميان شش مربي كه فصل قبل هم در تيمهايشان حضور داشتهاند تنها پرويز مظلومي اخراج شده است.


