کد خبر: ۸۳۶۸۹۵
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۵ 25 September 2018

منظومه نوین امنیت و قدرت جهانی (۲)

مقدمه

در مقاله پیشین گفته شد که مولفه های امنیت و قدرت پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق دچار تحول اساسی گردیده و از وضعیت تک بعدی (نظامی) به چند بعدی (اقتصادی، فناوری، سیاسی، اجتماعی، نظامی و زیست محیطی) تغییر پیدا کرده است. در منظومه نوین امنیت و قدرت، کشورهایی که توانسته اند به درک روشن از این تحول مفهومی دست یابند، خواهند توانست مسیرهای امنیت و قدرت نوین را در قرن بیست و یکم طی نمایند. اما کشورهایی که هنوز نتوانسته اند به درک مناسب از تحول مفاهیم استراتژیک مزبور دست پیدا کنند، برغم ظرفیت ها و امکانات بالقوه، فاقد جایگاه بالفعل مناسب در مولفه های امنیت و قدرت نوین جهانی خواهند بود.

1-پرسش اصلی:

پرسش اصلی این است که بر اساس مبانی و مولفه های جدید، ج. ا. ایران چگونه می تواند به امنیت و قدرت پایدار دست یابد؟ و چه راههایی را باید طی نماید؟

2-برنامه اقدام

نخبگان سیاسی ج. ا. ایران برای افزایش ضریب امنیت و قدرت، لازم است دو چالش «معرفت شناختی» و «عملیاتی» را حل نمایند و آنها را مرتفع سازند.

2-1-الزامات حل چالش معرفت شناختی

حل چالش معرفت شناختی در نزد نخبگان سیاسی، منوط به توانایی عبور آنها از درک تمرکز مطلق گرایانه نسبت به مفهوم ژئوپلیتیک (geopolitics) و توجه اساسی به مفهوم ژئواکونومیک (geo-economics) است. جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) دلالت بر تاثیر تصمیم سیاسی نسبت به شکل گیری قدرت در چهره فضا و سرزمین دارد که به مطالعه مرزها و سازماندهی سیاسی فضا می پردازد. تمرکز مطلق بر ژئوپلیتیک یکی از مولفه های اصلی دوران جنگ سرد بود که موجب سنجش قدرت کشورها بر اساس توان نظامی و هزینه های تسلیحاتی می شد. اما پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، از اهمیت ژئوپلیتیک کاسته شد و به مفهوم ژئواکونومی توجه گردید. این مفهوم جدید، برای اولین بار در اوایل دهه 1990 میلادی مطرح شد. ژئواکونومی از ترکیب 3 عنصر جغرافیا، قدرت و اقتصاد شکل گرفته است. سیاست که عاملی مهم در ژئوپلیتیک بوده، جای خود را به اقتصاد داده است.

با کاهش نقش مسائل نظامی و ایدئولوژیک در عصر جدید و برجستگی نقش عوامل انسانی و اقتصادی بعنوان شاخص های اصلی امنیت و قدرت نوین، جایگاه انحصاری ژئوپلیتیک کاهش و شان ژئواکونومی افزایش پیدا کرد. از اینرو در دوره جدید، قدرت بر اساس شاخص هایی از قبیل توانمندی اقتصادی، صادرات کالای صنعتی، صادرات کالا با فناوری پیشرفته و کسب بازارهای صادراتی سنجیده می شود. در این دوره، قلمروهای ژئواستراتژیک بر اساس اهداف ژئواکونومیکی بازتعریف می شود. البته نباید پنداشت که در عصر جدید، دوران ژئوپلیتیک به سر آمده، بلکه از تمرکز مطلق بر ژئوپلیتیک کاسته شده است. بعبارت دیگر، می توان گفت که ژئواکونومی، چیزی غیر از ژئوپلیتیک قوام یافته و یا تکامل یافته در عصر جدید نیست.

نکته بسیار مهم این است که ژئوپلیتیک مربوط به پارادایم امنیت و قدرت کلاسیک (مربوط به دوران جنگ سرد) و متکی بر مولفه نظامی است، اما ژئواکونومی مربوط به پارادایم امنیت پایدار (مربوط به دوران جدید) می باشد و بر مولفه های اقتصادی و انسانی تاکید دارد. لذا در ژئوپلیتیک، بسط نفوذ سرزمینی اهمیت پیدا می کند، ولی ژئواکونومی در پی بسط نفوذ و تصاحب بازارهای منطقه ای و جهانی است. در قرن بیستم به اطاعت درآوردن حکومتها (ابعاد سیاسی و نظامی) مدنظر بود، اما در قرن بیست و یکم، توسعه کمی و کیفی تجارت کالا و خدمات و همچنین ارزآوری (ابعاد اقتصادی و فناوری) ملاک و معیار قدرت است.

2-2-الزامات حل چالش های عملیاتی

حل چالش های عملیاتی در نزد نخبگان سیاسی، منوط به تبدیل مزیت نسبی (Comparative advantage) به مزیت رقابتی (Competitive advantage) است. واقعیت این است که ج. ا. ایران از معدود کشورهای جهان است که دارای مزیت نسبی (طبیعی) فراوان می باشد، ولی نتوانسته آنها را به مزیت رقابتی (اکتسابی) تبدیل کند. از جمله مزیت های نسبی مهم کشور عبارت اند از:

   *برخورداری از ذخایر نفتی (چهارمین کشور جهان).

   *برخورداری از ذخایر گازی (دومین کشور جهان).

   *برخورداری از معادن زیرزمینی (جزو 10 کشور اول جهان).

   *برخورداری از مکان های تاریخی و جاذبه های گردشگری (جزو 10 کشور اول جهان).

   *برخورداری از پنجره جمعیتی و منابع انسانی مناسب.

   *برخورداری از موقعیت استراتژیک سرزمینی.

اما برغم برخورداری های مزبور، متاسفانه عملکردها و کارکردها درخصوص ارزش آفرینی (Value creation) نسبت به آنها ضعیف و کم اثر ارزیابی می شود. در ادامه مطلب به چند نکته مهم اشاره می گردد:

*در خصوص مزیت برخورداری از ذخائر نفتی، تمرکز بر صادرات نفت خام است و توسعه عمقی در صنعت نفت رخ نداده است. توسعه عمقی در صنعت نفت، موجب توسعه صنعت پتروشیمی و ارزآوری فراوان همراه با ارزش آفرینی های اقتصادی قابل توجه است. همچنین در حوزه گازی شکاف قابل توجهی بین «تولید» و «صادرات» گاز با «ذخایر» گازی وجود دارد. لذا باید گفت که در حوزه نفتی و گازی، از «مزیت سازی» و تبدیل مزیت نسبی (طبیعی) به مزیت رقابتی (اکتسابی) غفلت شده است.

*درخصوص گردشگری نیز ج. ا. ایران جزو 10 کشور اول جهانی است، اما از لحاظ ارزآوری دارای رتبه 70-80 جهان است. همانطور که مشاهده می شود، شکاف قابل توجهی بین ظرفیت ها و عملکردها وجود دارد.

*یکی دیگر از مزیت های کشور، برخورداری از پنجره جمعیتی (Demographic window) و سرمایه انسانی مناسب (جمعیت جوان و تحصیلکرده) است. بر اساس معیارهای سازمان ملل، پنجره جمعیتی به بازه زمانی اتلاق می شود که در یک کشور نسب جمعیت زیر 15 سال به کل جمعیت کم­تر از 30 درصد و نسبت جمعیت 65 سال و بالاتر نیز کم­تر 15 درصد کل جمعیت باشد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور بین ۱۵ تا ۶۵ سال و بیش از ۶ درصد از جمعیت در سن بیشتر از ۶۵ سال (سن سالخوردگی) قرار دارد. لذا به زعم بسیاری از جمعیت شناسان، ایران در دوران «طلایی جمعیتی» قرار دارد. این شرایط می‌تواند جهش اقتصادی در کشور ایجاد کند. تجربه معجزه اقتصادی در کشورهای جنوب شرقی آسیا و فاجعه اقتصادی آمریکای لاتین می‌تواند نمونه های مناسبی در خصوص استفاده از فرصت پنجره طلایی جمعیت و یا نادیده گرفتن این فرصت طلایی باشد. اما پنجره فرصت جمعیتی همیشه باز نخواهد ماند، در ایران این رخداد ( یعنی بسته شدن پنجره جمعیتی) از ابتدای دهه ۲۰۳۰ میلادی آغاز و در سال ۲۰۴۵ که نسبت جمعیت بالای ۶۵ ساله به بیش از ۱۵ درصد افزایش می‌یابد، بسته خواهد شد. بنابراین، ایران تا ۳۰ سال آینده در شرایط پنجره فرصت جمعیتی خواهد بود. نکته بسیار مهم این است که بدون رویکرد ژئواکونومیکی امکان بهره گیری از فرصت پنجره جمعیتی و منابع انسانی کشور مهیا نخواهد بود. نکته نگران کننده نیز این است که با ادامه روند موجود، «فرصت» مزبور می تواند به «تهدید» جدی برای نظام سیاسی تبدیل شود.

*درخصوص موقعیت سرزمینی مناسب نیز باید گفت که ج. ا. ایران دارای مرزهای آبی در جنوب کشور است و این امر بسیار حائز اهمیت می باشد. چراکه اقتصاد دریا در شکوفاسازی اقتصاد جهانی در دو دهه اخیر نقش اساسی داشته است. بر اساس آمارهای ارایه شده حدود دو سوم تولید ناخالص داخلی جهان، از سواحل دریا تا عمق یکصد کیلومتری در سرزمین کشورهای دارای مرز آبی بدست می آید. بعنوان نمونه باید اشاره داشت که به سبب فقدان رویکرد ژئواکونومیکی در افکار و اندیشه های نخبگان سیاسی کشور، خط توسعه تولیدات پتروشیمی (که صنعتی آب‌بر می باشد) همراه با احداث کارخانه های مربوطه، بجای آنکه از عسلویه به سمت چابهار (نوار مرزی آبی) در جنوب کشور ترسیم گردد و تا عمق یکصد کیلومتری سرزمینی بتواند با ایجاد فرصت های شغلی ارزش آفرین اقتصاد ملی را شکوفا سازد، از عسلویه به سمت کرمانشاه و تبریز در غرب کشور و با صرف ده ها میلیارد دلار احداث شده است. این سرمایه گذاری ها هم اکنون دارای چالشهای عدیده است و نتوانسته است ارزش آفرینی های مورد انتظار را بدست بدهد.

3- مروری بر تجربه کشور چین

نخبگان سیاسی کشور چین، حدود سه دهه تحت تاثیر تفکرات ژئوپلیتیکی بودند. آنها در عصر جنگ سرد و با رویکرد ژئوپولیتیکی، در پی فتح سایر سرزمینها بودند، اما طی سه دهه اخیر و با تغییر رویکرد توانسته اند بازارهای جهانی را فتح کنند. چین در سال 1980 دارای صادرات 20 میلیارد دلاری و تجارت خارجی (صادرات و واردات) 30 میلیارد دلاری بود. اما در سال 2015 دارای صادرات بیش از 2200 میلیارد دلاری و تجارت خارجی 4200 میلیارد دلاری شده است. انباشت ارزی این کشور در سالهای اخیر بیش از 3 هزار میلیارد دلار بوده است. یکی از مولفه های بسیار مهم در این تحول شگرف و اعجاب انگیز، تمرکز نخبگان سیاسی کشور چین بر تبدیل مزیت های نسبی به مزیت های رقابتی بوده است. بعنوان نمونه، نخبگان سیاسی چین بیش از پیش به اقتصاد دریا توجه داشته اند. آنها بعد از تغییر رویکرد ژئوپلیتیکی به ژئواکونومیکی، دارای کسب و کارهای متنوع، ارزش آفرین و اشتغال زا در سواحل دریا به عمق چند صد کیلومتری شده اند. در این راستا نخبگان سیاسی چین توانسته اند شهرهای ساحلی همچون شانگهای و شن زن را به شهرهای جهانی تبدیل کنند که هر یک دارای ارزآوری چندصد میلیارد دلاری برای کشور هستند.

3-1-ارزیابی:

تمامی شکافهای مطروحه که بین «امکانات بالقوه مناسب» با «وضعیت بالفعل ضعیف» در ج. ا. ایران ظهور و بروز پیدا کرده است، به سبب عدم توانایی تبدیل مزیت نسبی به مزیت رقابتی (چالش عملیاتی) بوده است. ریشه اصلی این امر را باید در فقدان رویکرد ژئواکونومیکی (چالش معرفت شناختی) در تفکرات نخبگان سیاسی کشور جستجو کرد. با تغییر رویکرد از ژئوپلیتیک به ژئواکونومیک در نزد نخبگان سیاسی کشور، زمینه برای مزیت سازی و تبدیل مزیت نسبی به مزیت رقابتی فراهم می شود. این فرآیند ارزش آفرین و ثروت آفرین است. لذا باید گفت، اگر کشور چین با تغییر رویکردها، توانسته است از اقتصاد دریا بخوبی بهره گیری نماید و دارای چند جهان شهر باشد، می توان این پرسش را مطرح ساخت که چرا بندرعباس، بوشهر، چابهار، خرمشهر، آبادان نتوانسته اند به جهان-شهرها و یا منطقه-شهرهای جدید و ثروت ساز تبدیل شوند؟ در پایان باید به این حدیث پرمغز و هشدار دهنده اشاره داشت که:

«من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده ا... من رحمت ا... .»

کسی که (بخوانید کشوری که) دارای آب و خاک مناسب باشد؛ ولی در فقر و تنگدستی بسر ببرد، از رحمت خدا دور است.

برچسب ها
خبرهای مرتبط
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار