صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
براي متحول كردن يك تيم فوتبال؛

مربي چقدر زمان مي‌خواهد؟

وي ادامه مي‌دهد، ببينيد در خصوص مربي و مدت زماني كه در يك تيم كار مي‌كند بايد بالاتر را ديد، هر چقدر مديريت درست و كم‌اشتباه باشد، طول زمان كار مربي طولاني‌تر مي‌شود. اما اگر هدفگذاري خوب و دقيق نباشد، متاسفانه ديده مي‌شود كه با دو يا سه نتيجه منفي به منطق ضعيف روي آورده مي‌شود و در اولين اقدام مربي تعويض مي‌شود در حالي كه ممكن است اشتباه از جاي ديگري باشد.
کد خبر: ۸۳۴۰۳
| |
2864 بازدید
يك تيم فوتبال را در نظر بگيريد كه از چند بازي پشت سر هم نتيجه نمي‌گيرد، باخت و تساوي‌ها پشت سر هم و رسيدن به بن‌بستي كه رهايي از آن آسان نيست. اولين نگاه‌ها به نيمكت مربيان جلب مي‌شود، شايد مربي توانايي لازم براي هدايت اين تيم را ندارد و همين سبب مي‌شود تا مربي‌اي كه با دنيايي اميد و آرزو و البته صرف هزينه بسيار انتخاب شده بود، برود، اخراج يا در بهترين حالت استعفاي اجباري، به هر حال مربي كنار مي‌رود تا يك نفر ديگر بيايد و با وعده‌هاي آنچناني كارش را آغاز كند، اما واقعا معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار مربي جديد است.

به نوشته جام جم؛ ما كه تا چند سال پيش از مسوولان فوتبال حوزه خليج فارس و كشورهاي عربي خرده مي‌گرفتيم حالا آستانه تحملمان پايين آمده و از اين حيث ركورددار هستيم. اين اتفاق حداقل در يكي، دو سال اخير در فوتبال ما زياد رخ داده است.

نكته قابل تامل اين است كه در برخي مواقع حتي مربياني كه تصور مي‌شد ناجي تيم بحران‌زده باشند و همان شوكي لقب بگيرند كه زياد از آن صحبت مي‌شود پس از دو، سه بازي ضعيف دوباره عامل ناكامي شناخته مي‌شوند و حتي كنار مي‌روند، اين در حالي است كه ايجاد تحول در يك تيم به زمان نياز دارد و در اختيار داشتن اين فرصت لازمه عملي كردن وعده‌هاست، اما نتيجه‌گرايي و فشردگي رقابت بين تيم‌ها اين اجازه را نمي‌دهد.

با اين اوصاف فوتبال ايران با اقدامات غيركارشناسي و بعضا بيرون رفتن گاه و بي‌گاه مربيان در يك دور باطل گرفتار شده كه تنها وقت را تلف مي‌كند، به نظر شما يك مربي براي ايجاد تحول در يك تيم چقدر زمان لازم دارد و مقابل ناكامي‌هاي يك تيم تا چه حد بايد صبور بود؟


مربي بايد 4 سال فرصت داشته باشد
رسول كربكندي در مورد زماني كه يك مربي بايد در اختيار داشته باشد به «جام‌جم» مي‌گويد: در دنيا به مربي يك دوره چهارساله مي‌دهند تا تيمي را كه مي‌خواهد بسازد و مطابق تفكرات خودش پيش ببرد، اما اين در صورتي محقق مي‌شود كه انتخاب مربي با يك تحقيق و بررسي درست صورت گرفته باشد و بهترين گزينه باشد.

وي با اشاره به تيم ملي خاطرنشان مي‌كند: مثلا در مورد تيم ملي به نظر من بهترين زمان بعد از جام جهاني تا جام‌جهاني بعدي است، اما در ايران هيچ وقت اين 4 سال زمان داده نمي‌شود چون فشار افكار عمومي، مردم و رسانه‌ها به حدي است كه هيچ‌كس تحمل و صبر ندارد.

ما هرگز تحمل شكست نداريم و به همين سبب بازي‌هاي تداركاتي سخت انجام نمي‌دهيم يا با تمام بازيكنان اصلي در ديدارهاي دوستانه به ميدان مي‌رويم و به همين علت پشتوانه‌سازي نمي‌شود. اين اتفاق در زمان برانكو به اوج خود رسيد. در هر بازي آن قدر از دايي و ميرزاپور استفاده شد تا حالا هنوز از نداشتن مهاجم و دروازه‌بان رنج ببريم، الان هم هميشه فقط از رحمتي استفاده مي‌شود چون مربي نمي‌تواند خطر كند و به دنبال جايگزين مناسب باشد.


پريدن از اين شاخه به آن شاخه
كربكندي با اشاره به بهترين انتخاب در زمينه مربي براي يك تيم تصريح كرد: در مورد تيم ملي و افشين قطبي به نظرم آن تحقيق و بررسي لازم صورت نگرفت، از اين شاخه به آن شاخه پريدن هم سودي ندارد، با حرف‌ها و قول‌هاي قشنگ نمي‌توان به هدف رسيد، بايد به قطبي فرصت داد. در اين زمان در قبال امكاناتي كه مربي مي‌گيرد فدراسيون هم به صورت متقابل بايد خواسته‌هايي داشته باشد، من در حال حاضر هيچ حركت رو به جلويي در تيم ملي نمي‌بينم، براي موفقيت در جام ملت‌ها بايد كار اصولي انجام داد، اگر اين اتفاق بيفتد مي‌توانيم تا جام جهاني بعدي تيم را به همين مربي بسپاريم و منتظر باشيم تا دوران گذار طي شود و تيم جديد ما به ثبات و تحول برسد.


در تيم‌هاي پرطرفدار آستانه تحمل پايين است
اما در تيم‌هاي باشگاهي وضعيت به چه صورت است؟ وقتي تيمي از طرفداران بيشتري برخوردار است، ميزان حساسيت نسبت به نتيجه و به دنبال آن عملكرد مربي بيشتر مي‌شود، طبيعي است كه در چنين شرايطي با يك باخت تيم وارد بحران شود و مدير براي بقاي موقعيت خود چاره‌اي جز ارزيابي عجولانه كارنامه مربي نداشته باشد، پرسپوليس و استقلال بارها از اين بابت متضرر شدند و حتي به بهانه وارد شدن شوك مثبت تغييراتي داشته‌اند كه نتيجه هم نداده است.

صمد مرفاوي در استقلال اين فصل چند بار تا مرز پايان رفته است، چون تماشاگر تحمل شكست و تساوي‌هاي مكرر را ندارد. همين پرسپوليس با وجود اين كه بر همگان روشن شده بود با كرانچار راه به جايي نمي‌برد با آمدن علي دايي و كسب يك تساوي و يك شكست سنگين همواره با ترديدهايي روبه‌روست. براستي مربيان تيم‌هاي پرطرفدار براي رسيدن به ايده‌آل‌هاي موردنظرشان چه بايد بكنند، وقتي با يك باخت مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند؟

كربكندي با اشاره به شرايط پرسپوليس و علي دايي حضور او را در درازمدت براي سرخپوشان مثبت ارزيابي مي‌كند و مي‌گويد: علي دايي كار سختي را پذيرفته است، در واقع يك مقدار با خوش‌بيني اين كار را قبول كرده، ليكن اگر زمان داشته باشد كه در اختيار داشتن آن در تيمي مثل پرسپوليس با طرفدارانش باتوجه به همان صبر و حوصله‌اي كه گفتم وجود ندارد راحت نيست.

مسلما اگر اين فرصت را داشته باشد در بلندمدت از پس اين تيم برمي‌آيد، درمجموع ايجاد تغيير و تحول در يك تيم باشگاهي از نظر سبك بازي و بازيكن در تيم‌هايي كه طرفدار كمتري دارند راحت‌تر است چون كمتر زير ذره‌بين هستند و مربي مي‌تواند راه‌هاي مختلف مورد نظرش را امتحان كند و سرانجام به نتيجه برسد.


مديران و حفظ صندلي مديريت
اما درخصوص اين تغيير و تحولات عوامل ديگري هم نقش دارند، در مورد تيم‌هاي باشگاهي، دولتي بودن آنها و موقعيت مديران در اين باشگاه‌ها گاهي سرنوشت مربيان را روي نيمكت تحت‌تاثير قرار مي‌دهد، چون با چند نتيجه دور از انتظار مديران ناچارند براي ارائه توضيحات به مراجع ذيربط آماده باشند و اولين كار براي حفظ صندلي مديريت، تغيير مربي است تا شايد مربي بعدي براي آن تيم خوش‌يمن بوده و چند پيروزي كسب كند و آنها را نيز نجات دهد.


مربي، نيامده مي‌رود
محمد پنجعلي در گفتگو با جام‌جم تصريح مي‌كند:متاسفانه در فوتبال ما اصلا فرصت لازم در اختيار مربيان قرار نمي‌گيرد. بعضي اوقات ديده مي‌شود مربي هنوز نيامده همان هفته دوم، سوم ليگ بركنار مي‌شود.

خيلي از مربيان هم تيمشان را خودشان نبسته‌اند يعني ابزار اوليه براي كار ندارند، اما سريع بازخواست مي‌شوند و مقصر تمام ناكامي‌ها لقب مي‌گيرند حتي اين اتفاق براي قطبي در تيم ملي هم افتاد، بازي دوستانه براي ارزيابي نفرات مورد نظر مربي است، اما ما وقتي در چند بازي تداركاتي با نتايج ضعيف تيم ملي روبه‌رو شديم به عنوان مثال كار او را در تيم ملي تمام شده دانستيم يا همين حالا عده‌اي با باخت پرسپوليس برابر شاهين كارنامه دايي را ارزيابي و در مورد او زود قضاوت مي‌كنند در حالي كه در تمام دنيا اين مساله حل شده است و حداقل يك زمان مناسب به مربي مي‌دهند و در پايان آن فرصت، انتظاري دارند كه اگر محقق نشود بعد در مورد فرد تصميم مي‌گيرند. ما جديدا ركورددار تغيير و تحول در زمينه مربي چه در تيم ملي و چه در تيم‌هاي باشگاهي هستيم.

بر خلا‌ف عرف جهاني در فوتبال كشور ما به دليل فشار بالاي افكار عمومي و رسانه‌ها صبر وحوصله دادن فرصتي 4 ساله به مربيان وجود ندارد

وي در ادامه مي‌افزايد: مشكل اصلي فوتبال ما خصوصي نبودن آن است، در بسياري از باشگاه‌ها كه به صورت دولتي اداره مي‌شوند، مديران، مربيان را قرباني ماندن خودشان مي‌كنند. چون بايد جوابگو باشند، هزينه هم كه از خودشان نبوده نگران شوند، بنابراين شانس خود را با يك مربي ديگر امتحان مي‌كنند.


احساس بر منطق حاكم است
پنجعلي مشكل عمده فوتبال ما را احساسي بودن زياد آن عنوان مي‌كند و مي‌‌افزايد: در فوتبال ما از سازمان و فدراسيون گرفته تا مديران و مربيان و بازيكنان و بالاخره مردم همه احساساتي برخورد مي‌كنند. فوتبال به خاطر همين تفكر در كشور ما افت داشته‌، تمام تيم‌هاي باشگاهي ما در ليگ قهرمانان آسيا كنار مي‌روند، تيم ملي به تيم‌هاي درجه چندم مي‌بازد، چون فقط همان لحظه را مي‌بينيم و از آينده‌نگري خبري نيست تنها راه نجات ما غلبه منطق بر احساسات و پذيرفتن حقايق است.


وقتي هدف تعريف نمي‌شود
اما آنچه فوتبال ما را با فوتبال دنيا متمايز مي‌كند، تفاوت در هدف‌هاست. در فوتبال كشورهاي صاحب سبك در اين رشته ورزشي حتي زماني كه راه پيشرفت را طي مي‌كردند با تعيين اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت دست به انتخاب مي‌زدند حالا هم وضعيت به همين منوال است.

انتظار هواداران هم به اندازه توانايي تيم محبوبشان است، اما در فوتبال ما طرفدار فوتبال حتي حضور در بين 4 تيم برتر جهان را هم دست يافتني تصور مي‌كند و دوست دارد با وجود باخت‌هاي عجيب به تيم‌هاي درجه چندم تيم محبوبش هر غيرممكني را ممكن كند، اين گونه است كه گاهي بي‌آن كه بدانيم چه كرده‌ايم و چه حقي داريم، در انتظار معجزه مي‌مانيم.


مديريت درست، افزايش زمان مربيگری
بيژن ذوالفقارنسب با مقايسه فوتبال ايران و فوتبال جهان در اين زمينه به «جام‌جم» مي‌گويد: در فوتبال دنيا، زمان استانداردي براي كار كردن مربي در يك تيم و متحول كردن آن وجود ندارد. اما طبق يك معادله منطقي، تيمي كه مربي خوب خود را مي‌شناسد، با توجه به هدفي كه دارد، مدت انتظار براي رسيدن به نتيجه مطلوب را تعيين مي‌كند.

وي ادامه مي‌دهد، ببينيد در خصوص مربي و مدت زماني كه در يك تيم كار مي‌كند بايد بالاتر را ديد، هر چقدر مديريت درست و كم‌اشتباه باشد، طول زمان كار مربي طولاني‌تر مي‌شود. اما اگر هدفگذاري خوب و دقيق نباشد، متاسفانه ديده مي‌شود كه با دو يا سه نتيجه منفي به منطق ضعيف روي آورده مي‌شود و در اولين اقدام مربي تعويض مي‌شود در حالي كه ممكن است اشتباه از جاي ديگري باشد.

البته مورد ديگري را هم بايد مورد اشاره قرار داد. در تيم‌هاي پرطرفدار درست يا غلط، حضور تماشاگران و حساسيت آنها موضعگيري‌هاي مديران را ناشي مي‌شود و تصميم‌گيري‌ها را دستخوش خودش مي‌كند كه بايد با اين اتفاقات هم هوشمندانه و باتدبير روبه‌رو شد.

ذوالفقارنسب معتقد است در كشورهاي بزرگ و صاحب سبك در فوتبال با اين‌كه استاندارد و كانون مشخصي وجود ندارد، معمولا 3 تا 4 سال به مربي زمان مي‌دهند.وي مي‌افزايد: اجازه مي‌دهند مربي كارش را انجام دهد،‌ در مقابل باخت‌هاي با علت و قابل توجيه كه مربي براي آن دليل منطقي ارائه مي‌كند، حوصله به خرج مي‌دهند و از مربي مي‌خواهند در بازي‌هاي بعدي معايب را برطرف كند.


پيشگيري بهتر از درمان
آنچه در طول اين مدت بر تيم ملي و تيم‌هاي بزرگ ما گذشته، چيزي جز عجله و نداشتن هدف نبوده است. پاسخ به يك پرسش راه را روشن مي‌كند. تيم‌هاي ملي و باشگاهي ما با اين رفت‌وآمدهاي كارشناسي نشده به چه چيز تازه‌اي دست يافته‌اند؟

اگر قرار بود با تغيير نام‌ها، تمام ضعف‌هاي فوتبال ايران برطرف شود تا حالا شرايط اول شدن در آسيا و دنيا فراهم شده بود. بهتر است به جاي برخوردهاي عجولانه با باخت‌هاي تيم‌هاي باشگاهي و حتي ملي، شرايط تحقيق و بررسي براي انتخاب بهترين گزينه مربيگري را فراهم كنيم تا بتوان به پاي بهترين انتخاب ايستاد و فرصت ايجاد تحول را به وجود آورد، هميشه پيشگيري بهتر از درمان است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟