اداره کلاس به سبک مکتب خانهای پاسخگو نیست!
آنچه در آموزش و پرورش کشورمان میگذرد گواه این است که ما حتی درگیر آزمون و خطا هم نشده ایم بلکه شغل معلمی را به حال خود رها کرده ایم و اصلا برایمان مهم نیست که دانش آموزانمان دیگر حوصله کلاس درس را ندارند و یک ساعت کار با تبلت را به کتابهای درسی ترجیح میدهند.
![]()
به گزارش «تابناک»، تا چند سال قبل کلاس درس، اصلیترین مکانی بود که به دانش آموزان مطالب جدید را یاد میداد، به همین دلیل شغل معلمی از اهمیت ویژهای برخوردار بود. اگر دانش آموزان در کلاسهای درس بازیگوشی میکردند و پیگیر مطالب ارائه شده در کلاس نمیشدند به احتمال زیاد نمیتوانستند مطالب درسی را یاد بگیرند و همین باعث شده بود، حضور در کلاس درس و آموزشهای معلم اهمیت ویژهای داشته باشند.
اما با گسترش استفاده از تکنولوژی، کتاب ها، کلاسها و سی دیهای کمک آموزشی دانش آموزان راه جایگزینی برای دسترسی به مطالب درسی یاد گرفتند؛ راههای که بعضا مطالب را بهتر و کاملتر از معلمها به دانش آموزان ارائه میدهند و موجب شده که امروزه اگر دانش آموز حتی در کلاس درس هم حضور نداشته باشد به مدد امکانات کمک آموزشی بتواند موفق شود و حتی از سطح کلاس هم فراتر رود.
با شرایط ایجاد شده و تغییرات روزافزونی که در دنیا روی میدهند، شغل معلمی روز به روز حاشیه نشینتر میشود. این روزها دسترسی دانش آموزان به منابع متعدد اطلاعاتی از طریق اینترنت و سایر راههای ارتباطی باعث شده است که در برخی از موارد آگاهی و سواد دانش آموزان از معلمها پیشی بگیرد. وضعیتی که گویا شمار زیادی از معلمان هم با آن کنار آمدهاند تا جایی که مرجع سوال و درس در فضای مجازی به دانش آموزان و خانواده هایشان معرفی میکنند.
در شرایطی که دانش آموزان در کشور ما از سنین کودکی به پیشرفتهترین سطوح تکنولوژی دسترسی دارند، آموزش و پرورش همچنان با همان شیوههای قدیمی راه خود را ادامه میدهد و معلمها همچنان با همان شیوههای سنتی در کلاس درس حاضر میشوند؛ انگار آموزش و پرورش حرف تازهای برای گفتن ندارد. نه تنها در مواد درسی، بلکه در شیوههای برخورد با دانش آموزان نیز همچنان شیوههایی قدیمی در مدارس اجرا میشوند. شیوههای که شاید روزگاری دور پاسخگو بودند، اما برای دانش آموزی که از پنج سالگی تمام مهارتهای استفاده از تبلت و کامپیوتر را بلد است، کارایی چندانی ندارند.
یکی از مهمترین آسیبهای این مسئله برای سیستم آموزش و پرورش در کشور ما این است که شکافی جدی بین دانستههای معلمان و اولیای مدرسه با دانش آموزان ایجاد شده، دانش آموزان نمیتوانند با معلمهای خود به راحتی ارتباط برقرار کنند و معلمها هم معمولا از دست دانش آموزان نالان هستند.
وضعیتی که ظاهرا مسئولان آموزش و پرورش کشورمان نسبت به آن هیچ آگاهیای ندارند، زیرا معیارهای گزینش معلم در مصاحبههای آموزش و پرورش اصلا توجهی به مهارتهای منطبق با دنیای امروز ندارند و در دانشگاههای مرتبط هم همچنان آموزههای سنتی به معلمها داده میشود. این در حالی است که برگرداندن ارزش شغل معلمی به جایگاه پیشینش نیاز به یک تجدیدنظر جدی دارد.
معلمهای امروزی باید خود را از قالبهای سفت و سختی که در آنها خود را محبوس کرده اند، رها کنند و وارد دنیای دانش آموزانشان شوند. آنها باید نسبت به مهارتها و سرگرمیهای دانش آموزان آگاهی پیدا کنند تا بتوانند به دنیای آنها نزدیک شوند. از سوی دیگر معلمها باید از امکانات تکنولوژی نوین برای یاددادن مطالب به دانش آموزان استفاده کنند، زیرا این شیوهها به شیوه زندگی و تفکر دانش آموز امروزی نزدیکتر هستند. هر چقدر معلم به دنیای دانش آموز نزدیکتر شود، بهتر میتواند با او ارتباط برقرار کند. در عین حال تسلط آموزگاران به تغییرات روی داده در دنیای جدید باعث میشود آنها بتوانند آگاهیهای لازم را به دانش آموزان برای استفاده درست از فضای جدید بدهند.
اینجاست که باید پرسید چه تعداد از معلمها در کشورمان با بازیها وسرگرمیهای دانش آموزانشان آشنا هستند؟ آیا دیگر وقت آن نیست که معلمهای به جای نالیدن از دسترسی دانش آموزان به تبلتها و گوشی ها، وارد دنیای آنها شوند و شیوه برخورد خود را تغییر دهند؟ کی قرار است که دریابیم که محدودیت در دسترسی پاسخگو نیست، بلکه باید سواد رسانهای کودک و نوجوان امروزی را بالا برد.
البته این تنها یکی از راههایی است که معلمها باید آن را مدنظر قرار دهند؛ تغییر در شیوههای آموزشی و یادگیری شیوههای مدرن که در کشورهای دیگر استفاده میشوند از دیگر راههایی است که میتوان برای مدیریت شرایط ایجاد شده استفاده کرد. کشورهای پیشرفته خیلی قبلتر از ما این شرایط را تجربه کرده اند و استفاده از راههایی که آنها در پیش گرفته میتواند ما را از بسیاری از آزمون و خطاها نجات دهد.
اما آنچه در آموزش و پرورش کشورمان میگذرد گواه این است که ما حتی درگیر آزمون و خطا هم نشده ایم بلکه شغل معلمی را به حال خود رها کرده ایم و اصلا برایمان مهم نیست که دانش آموزانمان دیگر حوصله کلاس درس را ندارند و یک ساعت کار با تبلت را به کتابهای درسی ترجیح میدهند. ماندن در قالبهای خشک و غیرمنعطف گذشته باعث میشود که شغل معلمی روز به روز کمرنگتر شود و غربت دانش آموزان در کلاسهای درس بیشتر شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
مثال دانشجویانی که در سر کلاسهای دانشگاه حاضر نمی شوند و بعد اصلا به موضوع مسلط نیستند واضح و فراوان است
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



