هيجانات پيشوا خيلي زود به شرمندگي تبديل شد؛
فوتبال نازیها را ناامید کرد
و در سال 1942 هرکس به جبهه شرقی فرستاده میشد به احتمال زیاد کشته میشد.در نهایت، بازیکنان باوجود پیروزی 2 ـ 5 مقابل اسلواکی هم به جبهه اعزام شدند. دلیل اصلی آن آرام کردن مادرانی بود که فرزندانشان را از دست داده بودند و سوال میکردند که چرا دیگران باید با خیال راحت فوتبال بازی کنند. سینک در یادآوری آن روزها میگوید: یک ماه پس از تجزیه تیم، 2 بازیکن آن کشته شدند؛ اوربان و کلینگلر. کلینگلر در مقابل اسلواکی هت تریک کرده بود.
کد خبر: ۸۱۴۵۱
| | 2977 بازدید
وطن امروز؛ در المپیک 1936 برلین بود که آدولف هیتلر، برای نخستین بار به دیدن یک مسابقه فوتبال رفت. آلبرت فورستر، یکی از رهبران نازی او را متقاعد کرد که به دیدن پیروزی آلمان بر نروژ کوچک بیاید. ژوزف گوبلز که همراه هیتلر به دیدن آن مسابقه رفته بود، مینویسد: پیشوا خیلی هیجانزده بود و من به زحمت میتوانستم خودم را کنترل کنم. جمعیت فریاد میکشید؛ نبردی بود که هرگز شبیه آن را ندیده بودم. ولی فورستر در پایان شرمنده شد؛ چرا که آلمان این مسابقه را 0-۲ باخت. هیتلر دیگر هرگز به دیدن یک مسابقه فوتبال نرفت. تنها پس از دوران او بود که تیم ملی فوتبال آلمان به یک سمبل ملی تبدیل شد.به لطف جنگ جهانی اول، فوتبال در آلمان پا گرفت. سربازان در جبهه غربی برای تفریح فوتبال بازی میکردند و در پایان جنگ، این ورزش را به خانه آوردند. ولی فوتبال آلمان مدتها حرفی برای گفتن نداشت. این وضع حتی پس از انتخاب سپ هربرگر به عنوان سرمربی این تیم در سال 1937 نیز تغییری نکرد.
با وجود این، او 27 سال در این سمت باقی ماند و توانست به فوتبال آلمان جان ببخشد. اما نخستین حضور جدی او در جام جهانی 1938 فرانسه یک فاجعه بود. روزنامه نازی فولکیشر بوباختر پیش از شروع جام تیتر زد: 60 میلیون آلمانی در پاریس بازی خواهند کرد! ولی پس از اینکه آلمان توسط سوییس حذف شد، روزنامه زوریخ اسپرت به شوخی نوشت: 60میلیون آلمانی بازی میکردند، ولی ما تنها به 11 بازیکن نیاز داشتیم.
به نظر میرسید که نازیها درباره فوتبال شانس نداشتند. آنها هیچ وقت نتوانستند با غیرقابل پیش بینی بودن فوتبال کنار بیایند. پس از یک شکست دیگر مقابل سوییس در روز تولد هیتلر در سال 1941، گوبلز نوشت: وقتی نتایج اصلا قابل پیشبینی نیست، دیگر احتیاجی به تبادل ورزشی نداریم. با وجود این، در زمان جنگ هم حضور تیم ملی آلمان در مسابقات بینالمللی ادامه یافت.
آلبرت سینک بازیکنی که در 8 مسابقه آخر آلمان در زمان جنگ در فاصله آوریل تا نوامبر 1942 شرکت کرده بود، فشار روحی آن دوره را هنوز به خاطر دارد. مساله فقط این نبود که نازیها پیروزی میخواستند، بلکه بازیکنان میدانستند که در صورت شکست و ارائه بازی ضعیف، چه چیزی انتظارشان را میکشد. سینک میگوید: شما مجبور بودید به جبهه بروید.
و در سال 1942 هرکس به جبهه شرقی فرستاده میشد به احتمال زیاد کشته میشد.در نهایت، بازیکنان باوجود پیروزی 2 ـ 5 مقابل اسلواکی هم به جبهه اعزام شدند. دلیل اصلی آن آرام کردن مادرانی بود که فرزندانشان را از دست داده بودند و سوال میکردند که چرا دیگران باید با خیال راحت فوتبال بازی کنند. سینک در یادآوری آن روزها میگوید: یک ماه پس از تجزیه تیم، 2 بازیکن آن کشته شدند؛ اوربان و کلینگلر. کلینگلر در مقابل اسلواکی هت تریک کرده بود.
ولفرام پیتا، استاد تاریخ در دانشگاه اشتوتگارت در تحقیقی درباره فوتبال آلمان مینویسد: فوتبال، نازیها را ناامید کرد؛ ولی این مساله برای آنها چندان مهم نبود. نازیها در جامعه آلمان تنها به سربازان توجه داشتند؛ قهرمانان ملی آنها بودند. بازیکنان فوتبال خیلی در دایره توجه قرار نداشتند. فوتبال آلمان بدون میراث قابل توجهی وارد دوره پس از جنگ شد و پیش ازآن هم هیچ وقت خوب نبود.
این مساله یکشنبهای از ماه ژوییه 1954 تغییر کرد. در این روز آلمان غربی با پیروزی مقابل مجارستان در برن سوییس به قهرمانی جامجهانی رسید. کاپیتان تیم، فریتزوالتر یک چترباز سابق بود و هربرگر هدایت تیم را در دست داشت. جریان مسابقه به یک فیلم شبیه بود.
پیش از آنکه فیلم معجزه برن در سال 2003 در آلمان با فروش قابل توجهی روبه رو شود مجارها که چند سال شکست نخورده بودند، در 8 دقیقه نخست با 2 گل پیش افتادند؛ ولی آلمانها در 10 دقیقه بعدی بازی را به تساوی کشاندند و 6 دقیقه به پایان، گل پیروزی را زدند.
در آن زمان، در آلمان تنها 40 هزار دستگاه تلویزیون وجود داشت و دهها میلیون نفر از مردم در دو سوی دیوار این مسابقه را از رادیو گوش میکردند. روش بازی یک کشور معمولا بازتابی از ویژگیهای ملی آن است؛ ولی ممکن است یکباره تغییر کند. پیش از عصر نازیها، ژرمنها فوتبالی نرم، آهسته و ماهرانه
بازی میکردند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


