نقدي بر سقوط ليورپول، اين امپراتوري نابود شده؛
بلند شدن افتخار است
پول هم عامل مهمي به حساب ميآيد. باور نداريد از ليدز يونايتد و ويگان بپرسيد! به نظر ميرسد نوكيسههايي مانند منچسترسيتي و چلسي استوارتر از غولهاي سنتي (منچستريونايتد و ليورپول) در راه آينده گام برميدارند اما تا چه زماني؟ ورزش برخلاف ساير شئون يك قانون كلي دارد؛ اگر همه را شكست ندهيد، از همه شكست ميخوريد. د
کد خبر: ۸۱۴۱۹
| | 2557 بازدید
سؤالي كه روزي «شاه جورج» از خود پرسيد، مشغلههاي ذهني اين روزهاي هواداران ليورپول است؛ «امپراتوري يعني چه؟» پاسخ مشتركي وجود دارد؛ «هرچه هست آني نيست كه اكنون تجربه ميكنيم.» جواب درستتر ارتباطي به سؤال ندارد؛ «اكنون در بحران هستيم.» اين هفته آخرين ميخ بر تابوت سلطان سابق فوتبال انگليس زده شد. به نوشته خراسان؛ شكست در بازي تكراري دور سوم جام حذفي جزيره به معناي كوتاه ماندن دست پرافتخارترين تيم ليگ از يك جام ديگر بود. ليورپول اين جا هم دستاوردي رقم نزد؛ درست مانند فصل جاري ليگ برتر و ليگ قهرمانان. تازه علاوه بر خروج از جمع 4 تيم ابتداي جدول، جام اتحاديه نيز روبان قرمز ليورپول را به خود نخواهد ديد.
شكستناپذيرهاي سابق دوباره و دوباره ميبازند. آنها يكبار تداوم، اين راز ماندگاري تمام امپراتوريهاي دنيا را معنا كردند. چگونه؟ به كمك بازيكنان بزرگ و تاريخچهاي غني اما اكنون حدود هزار سال نوري با جام ليگ برتر و ليگ قهرمانان فاصله دارند.
در واقع اصلا ليورپول را بحران زده نميدانم. شب استانبول (اشاره به اتفاقهاي عجيب و فينال فصل 2005 2004 ليگ قهرمانان) را فاكتور بگيريد. در كدام برهه 2، 3 دهه اخير، ليورپول استانداردهاي گذشته را داشته است؟ آنها نسبت به دوران با شكوه خود «بدتر» بودهاند و براي «بدتر» نميتوان صفت تفضيلي به كار برد.
رقبا جلوي چشم قرمزپوشان رشد ميكنند و بالا ميروند و حالا شير ديروز به «روباه مسلكي» و گردش در دامنه عادت ميكند. ظاهرا ليورپول به درد تيم ملي انگليس دچار ميشود؛ خفته در بزرگي گذشته و شكوه نداشته امروز. بايد نمادهاي دوران قبلي را دور ريخت و از رهاوردهاي دنياي مدرن استقبال كرد. تيم بزرگ دهههاي 70 و 80 با 18 قهرماني در ليگ، 7 قهرماني در جام حذفي، 7 قهرماني در جام اتحاديه، 3 قهرماني در جام يوفا و 5 قهرماني در بالاترين سطح رقابت باشگاهي اروپا در مقاطعي به بوم فوتبال انگليس رنگ قرمز پاشيد.
مشكل ليورپول ناتواني در رقم زدن دستاوردهاي بزرگ نيست. معضل كلي اين تيم افتخارهاي گذشته است كه با هر معياري سطح توقعها را افزايش ميدهد. قرمزپوشان راه و رسم سقوط را نياموختند و چون كامل زمين نخوردند، هنوز سرگيجه ثانيههاي قبل از سقوط را دارند. البته گاهي امپراتوريهاي يكي، دو دهه اخير فوتبال دنيا چند هفته يا در خوشبينانهترين حالت يك ماه به طول انجاميده و از طرفي همهجانبه نبوده است.
مثل منچستريونايتد كه سالها قبل عنوان «قهرمان طبيعي انگليس» را از ليورپول ربود، بدون انجام بازي تكراري با شكست از ليدزيونايتد زمينه لازم براي اظهارنظر هواداران مبني بر بحراني شدن اوضاع اين تيم در چند هفته آينده را فراهم آورد. مردان سفيدپوش الندرود روزگاري امپراتور نام داشتند. به طور كلي هر ساختار موفقي روي افراد بنا شده نه شانههاي يك غول.
تمام بزرگان مقطعي ورزش دوست داشتند تا ابد شكست ناپذير بمانند اما سرانجام فريفته يك بيسكويت شدند و همه چيز را باختند. فراز و فرود راز سر به مهر دنياست. چرا تيمها نميتوانند تا ابد در اوج باقي بمانند؟ موفقيت، موفقيت ميآورد به چه دليل روزهاي پرجام پايان مييابد؟ در هر عصري فاكتورهاي سازنده يك ارگان موفق تغيير ميكند.
روزگاري ليورپول با يك سري بازيكنان ايرلندي، مربي اسكاتلندي و ستارههاي بومي به عرش رسيد، با اين حال اكنون چنين شاخصههايي اگر باعث سقوط در ليگ برتر نشود، بايد از خداوند تشكر كنيد! در قديم اتكا به منابع داخلي كافي به نظر ميرسيد. حالا براي موفقيت بايد از جزئيات تحولهاي عصر جديد سر در بياوريد تا متوجه شويد با چه فاكتورهايي امكان رسيدن به جاودانگي وجود دارد. سقوط جمعي نتيجه سقوط فردي تلقي ميشود.
هر ورزشكار تاريخ مصرفي دارد. اگر منيو، رونالدو را نميفروخت، به جرم ناهماهنگي با خواستههاي عصر جديد به پايان دوران حكمفرمايي بر فوتبال انگليس ميرسيد. ليورپول دل فروش جرارد و تورس را دارد؟ از دست دادن مربيآشناي به شيوه موفقيتآميز يك باشگاه هم در سقوط امپراتوريهاي بزرگ نقش مهمي دارد. فرگوسن به محض اعلام خبر بازنشستگي، منچستريونايتد را بحران زده ديد؛ اتفاقي كه پس از جدايي سرمت بازبي در دهه 70 براي اين باشگاه رخ داد.
ليورپول هم هنگام استخدام گراهام سونس ناآشنا با اصول عملي شده بيلي شنكلي، باب بيسلي، جوفاگان و كني دالگليش از برج عاج فرو افتاد. انقلاب او، بنيان موفق قبلي را فرو ريخت. سقوط گريزناپذير بود. فجاياي هيسل و هيلز بورو از آنجا كه استعفاي مربيان ليورپول را درپي داشت، عامل خواسته فروپاشي تاج و تخت تيم محبوب انگليس نام گرفت.
پول هم عامل مهمي به حساب ميآيد. باور نداريد از ليدز يونايتد و ويگان بپرسيد! به نظر ميرسد نوكيسههايي مانند منچسترسيتي و چلسي استوارتر از غولهاي سنتي (منچستريونايتد و ليورپول) در راه آينده گام برميدارند اما تا چه زماني؟ ورزش برخلاف ساير شئون يك قانون كلي دارد؛ اگر همه را شكست ندهيد، از همه شكست ميخوريد. د
ر اين وادي بايد هميشه با قدرت تمام افراد بهتر از خودتان را تعقيب كنيد. فوتباليستها «اصطلاح روز، روز ما نبود» را به كليشه هميشگي خود در روزهاي شكست تبديل كردهاند اما اگر حريف ردينگ باشد و شما ليورپول، آن روز حق ندارد فرا برسد! شما با زمان تغيير ميكنيد اما اگر تحولها را نامطلوب ميدانيد، استانداردهاي گذشته را فداي موج نو نكنيد.
يا عوامل موفقيت متفاوت ميشود يا بازيكنانتان يك فصل تمام در گرداب سقوط دست و پا ميزنند. مربي تيم خود را تغيير ميدهيد يا او را نگه ميداريد و سرانجام پول شما را اسير ميكند. اين فوتبال است؛
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


