شاخ و شونه ورزشي؟!
حميد سجادي، معاون قهرماني سازمان تربيت بدني گفته است: متاسفانه برخي از مديران غيرورزشي كه در راس فدراسيونها حضور دارند براي ما شاخ و شونه ميكشند، به طوري كه يكي از آنها به من گفت كينهاي از شما در دل من مانده و اكنون به دشمني تبديل شده است كه تا آخر عمر با من خواهد بود.
به نوشته جام جم؛ نميدانيم شاخ و شونهاي كه معاون سازمان از آن سخن ميگويد، همين چيزي است كه به آن اشاره كرده يا مورد ديگري است كه وي از زبان آوردن آن اكراه داشته است. مثل اين كه رئيس فدراسيون بركنارشدهاي تهديد به مقابله به مثل كرده باشد كه مقام سجادي را در ورزش از وي خواهد گرفت و مسائلي از اين دست، چه در غير اين صورت اگر رئيس فدراسيوني بخواهد كينه سجادي را به دل بگيرد، اين فعل و انفعال مسالهاي شخصي و طبيعي است كه به طور معمول نبايد خبري شود و جنبه رسمي به خود بگيرد.
فلسفه تغييرات در سطح روساي فدراسيونها از دو جنبه قابل توجه است:
1- در ارزيابيهاي صورت گرفته از عملكرد فدراسيونها و براساس شاخصههاي مديريتي، ناكارآمدي تني چند از روساي فدراسيونها ثابت ميشود كه به طور طبيعي بايد مسوول مربوطه جاي خود را به مديري جديد بدهد.
مديري كه با شناخت كافي از جايگاه آن رشته و با طرح و برنامه لازم براي ارتقا و رشد به ميدان آيد، با راي اعتماد و همراهي جامعه ورزشي رشته مربوطه مواجه خواهد شد تا زمينه اجراي برنامهها در كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت فراهم آيد. بيشك از اين منظر جامعه ورزش با نوع نگاه و تفكرات مسوولان ارشد سازمان تربيت بدني همراهي كرده و از هيچ كمكي نيز در راه ارتقا و توسعه ورزش دريغ نخواهد كرد.
2- برخي تغييرات در راس فدراسيونها نيز طبق عادت مرسوم ورزش ايران در هر دوره مديريتي، ايجاد شده تا بعضا روسايي كه همسو و همراه نيستند، جاي خود را به مديراني دهند كه مورد تاييد رئيس وقت ورزش و مجموعه دولت هستند.
به همين خاطر است كه در طول تاريخ ورزش ايران ديده شده مديراني در راس ورزش و عمدتا مديريت فدراسيونها قرار گرفتهاند كه پيشزمينهاي از ورزش نداشتهاند و صرف ورودشان به ورزش، باعث شده شناختشان از رشته مربوطه و مديريت ورزش به مرور به مرتبهاي برسد كه بتوانند به موضوعات تخصصي ورزش ورود كرده و به رتق و فتق امور بپردازند.
برخورد جامعه ورزش به طور معمول در چنين حالتي انفعالي بوده است. يعني نه از آن استقبال كردهاند و نه در برابر آن جبهه گرفتهاند، بلكه به انتظار نشستهاند تا گذر زمان خيلي چيزها را ثابت كند كه البته لزوما نيز همه اين انتخاب ها، بد از كار در نيامدهاند.
به هر حال حميد سجادي در مقام معاون قهرماني سازمان بايد با چنين مسائلي در ورزش بخوبي آشنا باشد و صرف يك دلخوري را نبايد به حساب شاخ و شونه روساي فدراسيونها بگذارد. ورزشي كه مديريت در آن به لحاظ ويژگيهاي عاطفي جامعه ورزش خاص است و يقينا اگر مولفههاي چنين مديريتي مورد توجه قرار گيرد، هيچگونه كدورتي در جامعه ورزش، محلي از اعراب نخواهد داشت.


