حلقهاي براي بازتر شدن
ارني برندتس هلندي هم پس از 19 هفته نشستن روي نيمكت تيم پر امكانات باشگاه راهآهن و كسب 4 برد و 6 تساوي در كنار 9 باخت، از سمت خود اخراج شد تا شمار مربيان اخراجي اين فصل ليگ برتر به عدد 8 برسد.
به نوشته جام جم؛ نگاهي به روند اخراج مربيان در فصل جاري نشان ميدهد به طور متوسط تقريبا هر 5/2 هفته يكبار، يك مربي ليگ برتري از كار خود اخراج شده است؛ آماري كه شايد به نسبت اخراجهاي پياپي سال گذشته، كمي تعديل شده باشد.
مهدي تارتار بازيكن مربي 36 ساله راهآهن پس از اخراج برندتس، براي چندمين بار طي سالهاي اخير، مسووليت هدايت تيم بدون مربي باشگاهش را به عهده گرفت. هرچند گفته ميشود به سبب علاقه وافر مديرعامل باشگاه راهآهن به مربيگري استفاده مكرر او از مربيان جوان كم نام و نشان فرصتي است تا خود مديرعامل به مربيگري پشت پرده تيم مشغول شود.
اساسا استفاده از مربيان ايراني كاملا آشنا به يك تيم پس از كار چندين ماهه يك مربي خارجي، تجربه خوبي است كه قبلا هم فوايدش را به باشگاهي مثل راهآهن نشان داده و اين تيم به دفعات توانسته پس از اخراج مربيان مولف خود، تا مدت كوتاهي امتيازات زيادي با مربيان جوان داخلي بگيرد.
تجربه امتيازگيريهاي عالي مربيان جانشين مربيان سختگير خارجي، نهتنها در راهآهن بلكه طي سالهاي اخير در تعدادي از تيمهاي ديگر هم اثر خود را كاملا نشان داده است. مثلا علي دايي چند ماه پس از نشستن به جاي ورنر لوران در تيم سايپا، نخستين تجربه مربيگري را با قهرمان كردن سايپا تجربه كرد.
علياصغر مديرروستا ماهها پس از جايگزينياش به جاي ساموئل دارابنيان، در پيكان به نتايجي خارقالعاده رسيد. محمد مايليكهن سال گذشته پس از جانشيني پير ليت بارسكي تا هفتهها به پيروزيهاي پي در پي عادت كرده بود يا بيژن ذوالفقارنسب 2 سال پيش به جانشيني زوران جورجويچ صرب، ذوبآهن را قهرمان نيمفصل دوم ليگ كرد. منصور پورحيدري هم به كسب نتايجي عالي با استقلال و حتي تيم ملي، پس از كنار رفتن مربيان خوب خارجي اين تيمها عادت داشت و... .
شايد پيش از اينكه در فوتبال ما چنين تجربهاي به دست آيد عربستانيها در اين مورد پيشدستي كرده باشند. آنها بارها پس از اخراج مربيان سرشناس خارجي خود نتايجي باور نكردني با ناصر الجوهر (دستيار بومي آن مربيان) به دست آوردهاند؛ اما تجربه حضور در جامجهاني 2002 و نتايج تلخ عربستانيها در آن جام (از جمله شكست 8 بر صفر از آلمان) نشان داد كه الجوهر، جوهره نتيجهگيري بلندمدت و انجام كار اساسي در تيم ملي اين كشور را ندارد و بدين ترتيب او دوباره به نقش هميشگي خود (دستياري) بازگشت.
با اين اوصاف بايد در هفتههاي آينده منتظر تكرار نتايج خوب هفتههاي پاياني ليگ سال قبل و جام حذفي پارسال توسط تارتار باشيم؛ حركتي كه عكس آن را در تيم مس كرمان شاهديم. در حقيقت جايگزيني لوكابوناچيچ كروات به جاي محمدي (مربي موقت كرماني) و پرويز مظلومي، درست 180 درجه مغاير با راهبرد راهآهنيهاست.
مظلومي پس از 17 بازي جاي خود را به محمدي سپرد در حالي كه طي اين تعداد بازي، امسال تيمش 5 برد، 4 تساوي و 8 باخت يعني 19 امتياز كسب كرده بود. البته اين تعداد امتياز، آمار چندان بدي براي تيمي كه فصل بدنسازي را هم از دست داده بود نيست ولي انتظارهاي معقول يا نامعقول از تيم پرستاره مس بيش از اينهاست.
به همين سبب عمر مربيگري محمدي هم بيش از 2 بازي نبود و لوكابوناچيچ عنوان نخستين مربي اخراجي دوباره به كار گرفته شده اين فصل را اين بار در تيم صنعتي ديگري به دست آورد. او در 8 بازي ابتدايي فولاد روي نيمكت اين تيم نشست و بدون كسب حتي يك پيروزي و با پذيرش 4 تساوي و 4 شكست، جايش را به مجيد جلالي چهره كاملا آشناي مربيگري در فوتبال ايران سپرد.
در ليگهاي برتر و آزادگان ارتباطات ويژه و تسلط و حضوردرحاشيهها خيلي بيش ازدانش و شايستگيهاي اصيل مربيگري و دارا بودن تجربه كارساز ميشود
3 هفته پيش هم صبا، مربي نهچندان ناموفق خود را بركنار كرد و جاي او را نه به يك مربي خارجي و نه يك مربي جوان، بلكه به مربي پرتجربهتر ديگري سپرد. ضيايي در 16 هفتهاي كه روي نيمكت صبا نشست 6 برد، 2 تساوي، 8 باخت و 20 امتياز كسب كرد. گفته ميشود دليل تمايل مديران صبا به سرمربيگري رسول كربكندي علاوه بر پيشينه قابل قبول در تيمهايي مثل سپاهان و ذوب آهن، انعطافزياد اين مربي در پذيرش شرايط همكاري بوده است.
به هر حال كربكندي شرايط تلخ دوري طولانيمدت از كار را تجربه كرده بود و به همين سبب حاضر ميشد امتيازات زيادي براي بازگشت به دايره تنگ مربيان شاغل در ليگ برتر بپردازد. دايرهاي كه به گفته بسياري از مربيان متاسفانه مثل خيلي جاهاي ديگر بيش از آن كه تابعي از شايستگيهاي افراد باشد به روابطشان مرتبط ميشود. ديگر تيمهايي كه در اين فصل مربي عوض كردهاند عبارتند از:
1- شاهين بوشهر كه در پايان هفته پنجم و پس از كسب 2 تساوي و 3 باخت محمود ياوري كهنهكار و پرتجربه را جايگزين حميد كلليفرد مربي بومي پيشين اين تيم كرد. ياوري هم خيلي سريع شاهين را از قعر جدول ليگ بالا كشيد.
2- استقلال اهواز كه در پايان هفته هفتم عبدالمجيد باقرينيا را كه سابقه ديرينهاي در نجات اين تيم از بحرانها داشت جايگزين مربي سرشناس و جوان پيشين خود خداداد عزيزي كرد. عزيزي طي 7 هفته، يك برد، 2 تساوي و 4 باخت با اين تيم رقم زده بود.
3- ابومسلم مشهد كه بيش از هر تيم ديگري بلاتكليفي در پست سرمربيگري خود را شاهد بود. اين تيم در پايان هفته هشتم ناصر پورمهدي را كه 4 تساوي و 4 باخت با اين تيم به دست آورده بود از كار كنار گذاشت ولي درحال حاضر با وجود آن كه فرهاد كاظمي از سوي اين باشگاه به عنوان سرمربي اعلام ميشود ولي مدتي طولاني است كه نيمكت مربيگري ابومسلم در روز مسابقه دست به دست ميچرخد تا شايد روزي مشكل كاظمي با سازمان ليگ حل شود و او با خروج از فهرست سياه مربيان منشوري، كارت سرمربيگري بگيرد.
4- پاس همدان باشگاهي كه حتي مدير عامل خود را هم به دليل حمايت 10 هفتهاي او از سرمربيگري عليرضا منصوريان بركناركرد. منصوريان يك برد، 3 تساوي و 6 باخت را به ارمغان آورد و سپس تيم را تحويل علياصغر مديرروستا همبازي سابقش در تيم ملي داد. اوليايي هم صندلي مديرعاملي را به كريم ملاحي سپرد تا پاس حركتي تازه را براي بقا در ليگ برتر ادامه دهد.
***
به هر حال آنچه مشخص است احتياط شديد اغلب مديران باشگاههاي ليگ برتري فهرست كوتاهي از مربيان را به وجود آورده كه اغلب عزل و نصبها حول و حوش همين افراد محدود ميچرخد و در شرايطي كه تعدادي از افراد حاضر در همين ليست مثل بيژن ذوالفقارنسب، فيروز كريمي، غلام پيرواني، نادر دستنشان، يحيي گلمحمدي، اصغر شرفي، اكبر ميثاقيان و... هم به مربيگري در ليگ دسته اول منتقل شدهاند، جاي چنداني براي ظهور و عرض اندام ديگر مربيان صاحب دانش روز، داراي قدرت مديريت و توانمند در برقراري ارتباط موثر با اعضاي تيم پيدا نميشود.
متاسفانه دايره مربيگري در ليگ برتر نه تنها به اندازه كافي نميتواند به رشد طبيعي و نو شدن برسد، بلكه شماري از مربيان خارج شده از اين فهرست هم راه بسيار دشواري براي بازگشت به همين حلقه پيشرو ميبينند!
اساسا به نظر ميرسد در ليگهاي برتر و آزادگان ارتباطات ويژه و تسلط و حضوردرحاشيهها خيلي بيش ازدانش و شايستگيهاي اصيل مربيگري و دارا بودن تجربه كارساز مي شود.


