پاشنههای آشیل بنیتس
او لیگ قهرمانان را برده است ولی در یکی از روزهای دور خود در لیورپول و اگرچه هنوز هم توسط بسیاری از «کوپ»ها (لقب طرفداران لیورپول)، ستایش میشود ولی این حمایتها را از این پس بیشتر در قالب پیامک در تماسهای حمایتآمیز دوستداران پراکندهاش در برنامهها و سایتهای هواداران سرخها مشاهده خواهیم کرد نه روی سکوهای آنفیلد.
به نوشته وطن امروز؛ لیورپول نخستین قهرمان لیگ قهرمانان در هزاره جدید است که در همان مرحله گروهی از بزرگترین رویداد اروپایی خداحافظی میکند. خداحافظی با تورنمنتی که مرد اسپانیایی بزرگترین افتخاراتش را در این 6 فصل در آن به چنگ آورده و موقعیت وحشتناک لیورپول در لیگ برتر انگلستان که حتی میان 6 تیم برتر جزیره هم جایگاهی ندارد چنان حجمی از انتقادات را از داخل و خارج باشگاه موجب شده که دیگر کسی به مزیتهای پنهانی مثل اینکه «رافا» یکی از متمایزترین چهرههای مربیگری در دنیاست کاری ندارد. در اینجا به تحلیل واقعیتهایی میپردازیم که لیورپول قهرمان سال 2005 اروپا را به بنبست فعلی، تحت رهبري بنیتس کشاندهاند.
1ـ سیاست چرخشی كارآ نیست
تکنيسین سختگیر اسپانیایی همیشه با وسواسی خاص سیاست چرخشی را در تیمش اعمال کرده و در واقع نخستینبار در نوامبر 2007 بود که در صدمین تجربه لیگ برتریاش مقابل فولام (2 ـ صفر به سود لیورپول) او به ترکیب تیم نسبت به بازی پیش از آن دست نزد.
با این وجود شاهد هستیم در همین سیستم چرخشی بعضی بازیکنان همیشه در مقاطعی هرگز شامل گردش بازیکنان بین نیمکت و ترکیب اصلی نمیشوند. کسانی مثل خوسهرینا، لوکاس لیواد و درک کویت این فصل در تمام بازیهای ليگ برتر از ابتدا به زمین رفتهاند و گلن جانسون و جیمیکاراگر هم آنقدر ثابت بازی کردند که مصدوم شدند. همچنین سؤالهای زیادی درباره جایگاه استیون جرارد و فرناندو تورس در برنامههای بنیتس وجود دارد.
2- او اروپا را به جزیره ترجیح میدهد
این اتهامی بود که رانی وبلان، هافبک اسبق لیورپول به بنیتس وارد ساخت. در 18ماه اخیر با اینکه ظاهرا بزرگترین دغدغه رافا و سرخها قهرمانی در لیگ برتر برای کسب اعتبار مجدد در فوتبال انگلستان بوده است اما هرگاه پای یک رویداد بزرگ در لیگ قهرمانان در میان بوده، آقای سرمربی ضعیفترین تیمهای ممکن را پیش از آن در لیگ برتر به میدان فرستاده است.
نمونه آن پیش از سفر ماه گذشته بود که او جرارد، جانسون، دانیل اگر، مارتین اسکرتل، آلبرد ریرا، فابیو آئورلیو، آلبرتو آکیلانی و حتی مارتین کلی را به بهانه مصدومیت یا بیماری با خود به مسابقه فولام نبرد.
3- خریدهای بسیار و ثمرهای اندک
این چیزی است که واقعا باید به آن فکر کرد. در دوران 5 سال و نیمه بنیتس در آنفیلد مجموعا 76 بازیکن جدید به لیورپول آمدهاند که 38 تای آنها از همان اول نه به عنوان گزینه اصلی بلکه صرفا برای جایگزینی بازیکنان اصلی به خدمت گرفته شدهاند و از این بین تنها معدودی مثل «انیسوا» به ترکیب اصلی راه یافتهاند.
بقیه کسانی بودند مثل دنی پاچکو، کریستین نمچ، دانیل سانچس آیالا، میکل سانخوسه، پیتر گولاش و... بسیاری از نامهایی که نه پیش از خریده شدن توسط لیورپول و نه پس از آن هیچکس نامی از آنها نشنید و اغلبشان آنفیلد را بدون هیچ دستاوردی ترک کردند، اما در بین 38 خرید دیگر که موفقتر بودند هم چابی آلونسو، لوئیس گارسیا، موموسیسوکو و پیتر کراوچ که انصافا بازیکنان مثمرثمری هم بودند فروخته شدند.
از طرف دیگر بنیتس لیورپولیهای قدیمی مثل اسکات کارسون، رابی فاولر، کرک بلامی و جرمین پنانت را به شکلی رازآمیز و بدون دستاوردی بازگرداند و دوباره بیرون کرد. 10 خرید باقیمانده آنتونیو نونز، خوسمی، فرناندو مورینتس، مائوریسیو پلگرینی، بولو زندن، یانکرو مکاپ، مارک گونسالس، گابریل پالتا و سباستین اتو و رابیکین بودند که به سختی میتوان حتی نیمی از آنها را خریدهای موفق خواند. البته بنیتس مدعی است باشگاه روی خرید و سپس فروش بسیاری از این بازیکنان سود کرده است و اینکه فقط مورینتس و کین خریدهای گرانی بودند و بقیه تقریبا برای باشگاه مفت تمام شدهاند.


