ورزش بیدولت، فرهنگ در عسرت
بر من پوشيده است كه در ديگر كشورها هم آيا اهل سياست اين همه در ورزش دخالت ميكنند يا خير، و اگر هم دخالت ميكنند، آيا از اين منظر است كه خود را صاحبت نظر ميدانند و به اظهار فضل ميپردازند، يا قصد آنها تنها ياري رساندن و كمك كردن است و تلاش ميكنند حتي المقدور از ارايه پارهاي آرا خودداري كنند.
اما به هر حال، بخواهيم يا نخواهيم، ورزش ما چون بسياري از عرصههاي ديگر، سياستزده شده و سياستپيشگان در آن ميدان فراخي براي حضور دارند. بديهي است كه حضور گسترده اهل سياست، زبان و خلاق آن را با خود به ورزش ميآورد و اهالي فرهنگ را كه بايد بنا به شعار ورزش فرهنگي ما، در صدر نشينند و قدر بينند، به حاشيه ميراند.
اين شيوه كار، ورزش را بيدولت ميكند و فرهنگ را به عسرت ميبرد. اين خود دردي است بزرگ؛ اما اين درد هنگامي مضاعف ميشود كه در اهل سياست اين باور شكل ميگيرد كه در همه چيز صاحبنظر هستند و حق دارند تا راجع به آن سخن بگويند. و گاه چه آسيبها كه گريبانگير حوزهاي ميشود كه سياست پيشگان بدون كمترين اطلاعي راجع به آن، نظر و راهكار ارايه ميدهند. ورزش نيز از اين مشكل بينصيب نمانده است... و از سياست آمدگان شروع ميكنند به گفتن حرفها و سخناني كه از آن بوي گفتار و ادبيات سياسي و خامي ادبيات ورزشي ميآيد.
بارها دوستان تازه به ورزش آمده را برادرانه پند دادهايم كه تلاش كنند تا زمان كسب دانش و پيدا كردن كمترين اگاهي نسبت به ورزش، از اظهار نظر و ارايه راهحل خودداري كنند تا اسباب تعجب و گاه لبخند اهالي ورزش را فراهم نكنند. اما چنانكه ذكر شد، آقايان چون خود را ذوالفنون كامل ميدانند، به هيچ وجه توجهي به اين تذكرات دوستانه نميكنند و گويندگان آن را يا سياهنما و مغرض يا نادان و سادهلوح خطاب ميكنند.
وقتي سخنان آقاي سعيدلو در نشست با هيأتهاي ورزشي و نخبگان ورزش كاشان را خواندم، تمام آنچه كه گفتم، دوباره در وجودم زنده شد و در اوج نااميدي از خود پرسيدم، آيا روزي خواهد آمد كه هر كسي از سر تدبير سخن بگويد؟
جناب سعيدلو در بخشي از اين مصاحبه چنين گفتهاند: «ما در همه رشتههاي ورزشي، پهلواناني ميخواهيم كه تنها قهرمان نباشند، چون قهرماني كه پهلوان نباشد، تنها به لحاظ وزني ارتقا يافته است» شما را با وجدانتان تنها ميگذارم كه آيا اين نوع ادبيات در شأن معاون رئيسجمهور و رئيس ورزش كشور است؟
آيا واقعا اگر نميدانستيد كه اين گفتههاي آقاي سعيدلو است، اصلا تصور ميكردند كه يك مسئول رده بالا در جمهوري اسلامي از اين شيوه گفتار درباره يك قهرمان استفاده كند؟ (البته در پرانتز بگويم كه مدتي است ديگر شنيدن اينگونه سخن گفتن از پارهاي اهل سياست براي ما حالت عادي به خود گرفته است، اما آنچه كه ميگوييم با انتظاراتي است كه در ذهن داريم، نه توقعي كه از آقايان داريم) جناب سعيدلو كه اينگونه سخن ميگويند، بسيار پسنديده است كه بگويند، در دوراني كه سمت رياست هيأت مديره باشگاه پرسپوليس را بر عهده داشتند، چند نفر از اين پهلوانان تربيت كردند؟

هنگام قرارداد بستن با بازيكنان چقدر پهلواني را ملاك قرار داند؟ آيا پولهاي كلان بيتالمال و قراردادهاي چند صد ميليوني را خرج پهلوانان كردند، يا خرج كساني كه تنها بتوانند پرسپوليس را قهرمان كنند؟ همان قهرماني كه به نظر ايشان هيچ ارزشي ندارد.
چقدر خوب است كه جناب سعيدلو به عنوان مثال، صريح اعلام كنند به نظر ايشان اگر يك قهرمان با داشتن مدال المپيك و جهاني، در شبكههاي خارجي مردم را تشويق به سرمايهگذاري در كشوري ديگر كند، كاري پهلوانانه انجام داده يا خير؟ و اساسا نظر جناب سعيدلو راجع به چنين شخصيتي چيست؟ او پهلوان است يا قهرماني كه تنها به لحاظ وزني ارتقا يافته است؟ چنين فردي بايد در دوره رياست ايشان چه جايگاهي داشته باشد؟
اما نكته عجيبتر در بخش ديگري از سخنان ايشان آمده است، آنجا كه گفتهاند: «ورزش را براي تربيت تن و جسم سالم ميخواهيم، نه براي دريافت 4 تا مدالي كه هيچ كاربردي ندارد».
خدا را كه افرادي با اين تفكر قرار است سكان اداره ورزش كشور را بر عهده بگيرند. آيا اين است مفهوم شايسته سالاري؟ در اينكه ورزش در درجه نخست بايد براي تربيت تن و جسم سالم باشد، سخني نيست، اما چرا بر خلاف گفته بالاي خود كه براي پهلواني آن همه اهميت قائل شدند، اينجا هيچ اشارهاي به نقش ورزش در تربيت روح نكردهاند و آن را تنها در تربيت تن و جسم خلاصه كردند.
علاوه بر آن، بايد گفت، اينكه تربيت تن و جسم مهم است، به هيچ وجه نميتواند بهانهاي باشد براي آنكه عنوان قهرماني و كسب مدال را بي ارزش كنيم. گويي اين هم شيوه جديدي شده كه آقايان به همه چيز به ديده تحقير و بيارزش نگاه كنند و تنها خود و كارهاي خود را باارزش بدانند و آن را با پوزخند تحويل مردم دهند. پس از آنكه شنيديم مدرك تحصيلي ورق پاره است، حالا ميشنويم كه مدال هيچ كاربردي ندارد و فردا... گويي با ارزش و كاربرد، تنها كارهاي آقايان است كه ميدانيم و ميدانيد، چه ميكنند!
آن هم در شرايطي كه همه دنيا تلاش ميكنند تا با تلاش بسيار و هزينههاي بالا حتي يك مدال كسب كنند، در شرايطي كه هنگام قهرماني و كسب مدال يكي از ورزشكاران يا تيمهاي ما، همه مسئولان نظام پيام تبريك ميفرستند. در شرايطي كه مقامات بالاي نظام مرتب تأكيد ميكنند كه ايران بايد در برخي از رشتهها در صدر جهان قرار بگيرد، در شرايطي كه رئيسجمهور كلي بودجه براي قهرماني اضافه ميكنند و قول پاداش در صورت قهرماني ميدهند و در شرايطي كه... .
رئيس سازمان تربيت بدني ميگويد 4 تا مدالي كه هيچ كاربردي ندارد. نام حضور اين افراد در ورزش را چه ميتوان گذاشت؟ آيا بايد تنها براي قهرمانان گريه كنيم، يا براي كل ورزش كشور؟ آنها كه مدال را باارزش ميدانستند، با ورزش ما چنان كردند، حالا اينها ميخواهند چه كنند، خدا ميداند! حتما دوستانشان كه شكست در المپيك گذشته را پيروزي خواندند، خواهند گفت چون مدالها هيچ ارزشي نداشت، ما هم نگرفتيم!



