فحشبال
1 - فحش بده! آنقدر فحش بده تا خرخرهات بگيرد. زبانت ارضاء شود. فحش خوب است. شعرا حتما چيزي نميفهميدند که همهاش از گل و بلبل و ياد يارو آب روان صحبت ميکردند.
به نوشته گل؛ وقتي فحش هست ديگر کلمات قشنگ قشنگ به هيچ دردي نميخورند! مگر فحش نميدهند؟ نمونهاش برنامه نود، دوشنبه شب، چند دقيقه بحث خالص فوتبالي را ديديم؟ هر چقدر بود حقارت آن برابر مباحث حاشيهاي و پرتاب کلمات به سمت يکديگر حس ميشد. اصلا اگر فحش ندهي زنده نيستي. اسمش را هم ميخواهيم عوض کنيم. فحشبال چطور است؟
2 - اينها ستارههايمان بودند؟ الگوها همينها بودند؟ ما نميخواهيم خر بدبخت ما از کرهگي دم نداشت. فحش از در و ديواري ميبارد. يکي جرات دارد از اين به بعد تماشاگران را متهم به بياخلاقي کند! نه...خودتان را سوا نکنيد.
خيلي از شما از مدير و مسوول گرفته تا بازيکن و مربي در اين پرونده نقشي داريد.بوي گندش همه جا را گرفته. هر کسي هم که دماغش را بگيرد. بخواهد اعتراض کند متهم به فرافکني ميشود. پس ميان اين همه رايحه گند بايستيد و نفس عميق بکشيد؛ «آخيش! چه بوي خوبي. احتمالا آهوي ختن از اينجا رد شده.» به درک که بعد آن روي زمين ولو ميشويد و به دنياي اموات لبخند ميزنيد. به جهنم!
3 - فوتبال چرک شده. خيلي هم چرک شد. آدمهايش مصاحبه ميکنند و زير و روي همديگر را بالا ميآورند. دهان بيچاک مد شده عزيزم! شما هم بفرماييد چاک دهانتان را باز کنيد تا همرنگ جماعت شويد. نميتوان سره را از ناسره تشخيص داد. کلمات قشنگ مردند و الفاتحه! صد من خاک هم ريخته شد روي آنها و حالا آن زير مورچهها و کرمها دارند به نعش کلمات قشنگ گاز ميزنند. دهانشان از اين سور کف کرده. بوي حروف حلقومشان ميآيد. فوتبال اين وسط کجا قرار دارد؟
4 - فوتبال گم شده! طفلک، فوتبال! بدبخت، فوتبال! گدا-گشنه، فوتبال! نکبتزده، فوتبال! خاک تو سر، فوتبال! طفيلي سر چهارراه، فوتبال!ايدز گرفته، فوتبال! کوفت و زهرمار، فوتبال! گندههاي فوتبال چنان همديگر را نشانه رفتهاند و کلمات چيزدار نثار هم ميکنند که اگر براي کمک به 110 هم زنگ بزني بد نيست.
به کمک نياز داريم بالاخره! بيچاره مردم که شال و کلاه ميکنند و ميآيند روي سکوهاي سيماني يخزده براي باشگاه و آدمهايش حنجره جر ميدهند و بعد مجبورند لاطائلات اينها را نيز بشنود. يکي از يکي ديگر شکايت کرده.
آن يکي اول فحش ميدهد و سپس ميگويد با هم رفيقيم. چند تايشان هم «کلمه» را بر ميدارند و ميکوبانند به فرق سر چندتاي ديگر. فحش عجب ارج و قربي پيدا کرده. برخي مربيان به جاي مباحث فني تمام زندگيشان را جستجو ميکنند تا فحشهاي چاقتري از لابهلاي ذهن بيرون بکشند و نثار آن يکي کنند.
حالا اين وسط ميتوانيد کمي هم فوتبال ببينيد که آش و لاش شده و دارد به زور نفس ميکشد. آنوقت حق ميدهيد که بگويم خاک تو سر، فوتبال! طفيلي سر چهار راه، فوتبال! نکبتزده، فوتبال! گدا-گشنه، فوتبال! آنفلوآنزاي خوکي گرفته، فوتبال!


