7 دلیل برای رفتن مرفاوی
وطن امروز؛ استقلال تهران در نخستین بازی نیمفصل دوم خود، سومین شکست متوالی و پنجمین باخت فصل را متحمل شد تا شمارش معکوس برای کنار رفتن عبدالصمد مرفاوی، مردی که دومین دوره سرمربیگری خود در یک تیم فوتبال را- که از قضا در هر دو دوره، استقلال بوده است- میگذراند، آغاز شود. اما چرا مرفاوی باز هم در هدایت یکی از 2 تیم پرطرفدار پایتخت ناکام ماند؟
1- سرمربی محجوب و با دانش استقلال، تنها 2 دوره سرمربیگری یک تیم فوتبال بزرگسالان را
برعهده داشته و پیش از سرمربیگری استقلال، در هیچ تیم دیگری غیر از نوجوانان و امیدهای استقلال، نفر نخست کادر مربیگری نبوده است. وی در تیمهای پایه، بازیکنان بزرگی چون مجتبی جباری، وحید طالبلو و آندرانیک تیموریان را به فوتبال ملی تقدیم کرد. به نظر نگارنده بهتر است مرفاوی، یا به بازیکنسازی بپردازد یا در تیمهایی کوچکتر از استقلال، توان فنی خود را نمایش دهد، بعد به تیم بزرگی چون استقلال به عنوان نفر اول، خدمت کند.
2- برخلاف قلعهنویی، مرفاوی هرگز نتوانست با حاشیههایی که همیشه هم با تحمل نخستین باخت استقلال- چه این فصل، چه 3 فصل پیش- آغاز شد، مقابله کند. وی از آن دست مربیانی است که توان خاتمه دادن به بحران پیشآمده برای تیم را ندارد. این موضوعی نیست که اگر جزو تواناییهای مرد اول فنی یک تیم بزرگ نبود، مشکل حادی نباشد.
3- نگارنده قبل از انتخاب مرفاوی برای سرمربیگری استقلال در لیگ نهم، به شکل تلفنی به مدیرعامل باشگاه استقلال دلایل متعدد صلاح نبودن انتخاب مرفاوی برای سرمربیگری استقلال را مطرح کرد که یکی از آنها تجربه ناموفق وی در فصل 86-85 بود که پاسخ مدیرعامل به این جانب این بود: «مرفاوی در همان فصل هم با وجود نبود مدیریت و بحرانهای متعدد در نتیجهگیری، تا آخرین روز فصل شانس قهرمانی استقلال را حفظ کرد». و نتیجه گرفت: «با توجه به قدرت مدیریت من (واعظ آشتیانی)، با مرفاوی به نخستین تیمی تبدیل میشویم که برای دومین فصل پیاپی، قهرمان لیگ برتر میشویم». اما اینگونه که به نظر میآید، نه قدرت مدیریت آشتیانی و نه حمایتهای شدید وی از عبدالصمد مرفاوی، هیچیک موجب خروج استقلال از بحران نشده است و تیمی که تا 4-3 هفته پیش در صدر جدول جلوس کرده بود، امروز در ردهای بهتر از هفتمی جای ندارد.
4- مرفاوی پس از گذشت نیمی از بازیهای لیگ، هنوز ترکیب 11 مرد ثابت خود را پیدا نکرده است. این موضوع فنی از طرفی خود وی را با مشکلات عدیده روبهرو کرده و از سوی دیگر موجب اختلاف میان بازیکنان تیم شده است. به عنوان مثال کیانوش رحمتی، ملیپوش سابق کشورمان که به او لقب «نکونام دوم» را دادهاند مدتهاست به یک نیمکتنشین صرف تبدیل شده در حالی که در بازیهایی چون مسابقه با سپاهان، حضور یک هافبک دفاعی شوتزن در کنار حسین کاظمی که هافبکهای تکنیکی حریف را از کار بیندازد، واقعا لازم بود.
5- استقلال پس از باخت به همنام اهوازی، تاکنون تنها موفق به کسب 4 امتیاز از 6 بازی بعدی خود شده است که برای کنار رفتن هر مربیای، بویژه در رأس تیمی چون استقلال کفایت میکند. با توجه به آنکه مرفاوی واقعاً توان رد کردن آبیپوشان از این بحران بزرگ را ندارد، کنار گذاشتن یا کنار رفتن اختیاری وی، قطعا شوک لازم را بر تیم پر مهره استقلال وارد میکند.
6ـ اگر لجبازی مرفاوی و واعظی منجر به سقوط بیشتر قهرمان فصل پیش به ردههای پایینتر جدول شود، هواداران این دو را هرگز نخواهند بخشید، پس بهتر است تا هنوز اختلاف امتیاز با سپاهان صدرنشین قابل جبران است، فکری به حال تیمی کرد که واقعا نسبت به سال گذشته که قهرمان شد، تقویت شده است و پتانسیل تکرار آن را دارد.
7ـ با نتایج کسب شده در هفتههای اخیر لیگ برتر، بیم تکرار نتیجهای فاجعهبارتر از سال گذشته در لیگ قهرمانان آسیا میرود، بنابراین بهتر است با توجه به فرصت سهماهه باقیمانده تا آغاز رقابتهای فصل 2010 لیگ قهرمانان آسیا، مرفاوی که 2 چیز را ثابت کرده؛ 1ـ عدم توان عبور از بحران و 2ـ عدم توان بهرهبرداری بهینه از بازیکنان آبیپوش، با استعفای خود، شوک لازم را بر تیم وارد کرده و مدیریت و اعضای هیات مدیره نیز با انتخابی دقیق و ظریف، تیم بیمار استقلال را درمان کنند.
خواهش مي کنيم



