سخنان لاریجانی در مراسم روز مجلس

کد خبر: ۷۵۴۰۹
| |
3901 بازدید
رييس مجلس شوراي اسلامي در نشست "شكرانه اتحاد" تصريح كرد: شكر مردم‌سالاري ديني و پيگيري آرمان‌هاي شهيد مدرس به اين است كه همه‌ي مسوولان در همه‌ي حالات بر اجراي قانون اساسي اهتمام كنند و فرصت را صرف حل مشكلات كشور كنند.

به گزارش ايسنا، دكتر علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي صبح امروز در مراسم روز مجلس در صحن علني مجلس كه با حضور تني چند از مقامات كشوري و لشكري برگزار شد، با تبريك اعياد فرخنده قربان و غدير و همچنين ميلاد با سعادت امام هادي (ع) ، خطاب به ميهمانان حاضر در جلسه، گفت: نمايندگان ملت حضور شما را قدر مي‌نهند و اين ايام فرخنده را به حضرات تهنيت مي گويند.

وي در ادامه گفت:آقايان احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني تشريف نياوردند ، از خداوند سلامتي و صحت براي آنها مي‌خواهيم و انشاء الله خداوند امورات را حل نمايد .

وي در ادامه با درود به روح بلند آيت الله شهيد مدرس از وي به عنوان قهرمان آزادي و نماد درخشنده فرزانگي نام برد.

رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه خاطرنشان كرد: يكي از شخصيت هاي بزرگ ايران كه از فتنه مغول به بعد نظيرش بدان كيفيت و استعداد و تمامي وجوه، از حيث صراحت لهجه و شجاعت و ويژگي هاي فني در علم سياست و خطابه و امور اجتماعي، ديده نشده، سيد حسن مدرس است. علاوه بر آنكه از جنبه علمي و تقدس و پاكدامني و هوش و فكر، نيز دست كمي از هيچ كس نداشت و سرآمد تمام اين خصال، سادگي و شهامت آن مرحوم بود و مهمتر از همه از خود گذشتگي و فداكاري او بود كه در احدي ديده نشد.

لاريجاني در ادامه با تصريح بر اين‌كه بي شك از نتايج مجاهدت هاي مدرس، نظام مردم سالاري ديني امروز ايران است كه مجلس شوراي اسلامي به عنوان خانه مدرس ، به داشتن چنين نمادي به خود مي بالد، افزود:

بررسي سرگذشت مجالس گذشته ايران از صدر مشروطه تا امروز مجال طولاني مي طلبد ، اما بيان اجمالي اين ماجرا، در اين محفل ، پندآموز خواهد بود در تاريخ دو قرن اخير ايران، اولين باري كه به لفظ قانون به معناي شايع آن بر مي خوريم در زمان اميركبير است كه وي در پي تدوين قانون اساسي براي كشور بود. پس از او، گاه مجالس مشاوره‌اي مركب از طبقات حاكم يعني درباريان، اشراف و صاحب نظران، برپا شد كه البته نظم در وقت معين نداشتند و بيشتر به اميال حاكمان منوط بود.

وي ادامه داد: بي كفايتي شاه و مظالم درباريان و به تاراج رفتن ثروت هاي كشور، خصوصا در زمان مظفر الدين شاه، باعث شد همگان اعم از علما ، روشنفكران و مردم، خواستار حكومت مشروطه وتشكيل مجلس شوند. بعد از فراز و فرود بسيار، مظفرالدين شاه ، تسليم نظر انقلابيون گرديد و در تاريخ 1385 هجري شمسي، فرمان تشكيل مجلس شوراي ملي را صادر نمود، البته ابتدا نام اين مجلس، مجلس شوراي اسلامي بود و با تحريك غرب گرايان ، پسوند اسلامي به ملي بدل شد.

وي در ادامه مجالس نظام مشروطيت را اجمالا به چهار دوره تقسيم كرد، و اظهارداشت: دوران نخست مجالس كه پنج دوره بود تا انقراض قاجاريه و برپايي رژيم پهلوي است كه در اين مرحله مسايل بيشتر در مورد قانون اساسي و متمم آن و مبارزه با دخالت هاي خارجي دور مي زد.

وي از مجلس شوراي ملي كه مربوط به زمان حكومت ديكتاتوري رضا شاه بود به عنوان دوره دوم و از سال 1320 شمسي تا سقوط دولت مصدق به عنوان دوره سوم و از سال 1332 (كودتاي 28 مرداد) تا سقوط شاهنشاهي در ايران كه پس از آن شاهد هشت دوره مجلس شوراي اسلامي هستيم به عنوان دوره چهارم ياد كرد.

لاريجاني در ادامه مقاطع بين انقلاب مشروطه تا مجلس پنجم را دوره بسيار حساس و پرماجرا كه شايد درطول تاريخ كشورمان بي سابقه است، برشمرد و گفت: در اين مدت، جنگ جهاني اول، تجاوزات بيگانه، قيام هاي محلي، باعث تضعيف شديد دولت مركزي شد.

وي ادامه داد: مجلس اول با اين كه يكي از بهترين مجالس قانونگذاري ايران است و حضور روحانيت در آن چشم گير بود، به خاطر مخالفت هاي محمد علي شاه و ايجاد سستي در عناصر مشروطه و نيز افراطي گري برخي از نمايندگان كه تمايل به غرب داشتند، گلوله باران و سرانجام تعطيل شد.

رييس مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد:در مجلس اول پس از تدوين نظامنامه به تهيه قانون اساسي اهتمام ورزيدند، اختلاف مهم در اين امر واقع شد كه صرفا از قوانين اساسي ساير دول اروپايي اقتباس نمايند يا برپايه قرآن و سنت، قانون اساسي نوشته شود.

وي افزود: پس از تصويب قانون اساسي، برخي از احزاب و نمايندگان مجلس در فكر تدوين متمم قانون اساسي بر آمدند. مبناي فكري آنان، ظاهرا محدود كردن استبداد بود، اما در باطن در پي شكستن چارچوب هاي اسلامي بر آمدند. شهيد شيخ فضل الله نوري، معتقد بود كه همه امور بايد بر مبناي اسلام باشد نه در راستاي فرهنگ غرب و به مخالفت با آن پرداخت.

لاريجاني ادامه داد:در نهايت متمم قانون اساسي تصويب شد و اصل دوم آن دلالت داشت بر حضور پنج مجتهد طراز اول كه مصوبات مجلس شورا را با قوانين اسلام بسنجند، اين اصل با پيگيري شيخ فضل الله نوري به تصويب رسيد، اما در عمل تا سال 1357 هرگز اجرا نشد. تنها در دوره دوم مجلس بود كه مرحوم مدرس به عنوان يكي از مجتهدان طراز اول از سوي فقها و مراجع تقليد انتخاب و به مجلس دوم راه يافت.

وي با يادآوري اين‌كه مجلس دوم يكسال پس از بسته شدن مجلس اول با قيام مردم و علماء نجف كه منجر به خلع محمد علي شاه شد، شروع به كار نمود، اظهارداشت:موقعيت حساس ايران و بي كفايتي زمامداران و نفوذ كامل بيگانگان شرايطي را بر ايران تحميل كرد كه با استقامت و پايداري شهيد مدرس و تعدادي از نمايندگان برخي از اين امور تحميلي خنثي گرديد. يكي از آنها اولتيماتوم ننگين دولت روس با همدستي انگليس به دولت ايران بود كه خواهان اخراج مستر شوستر شدند.

لاريجاني در ادامه با تاكيد بر اين‌كه شهيد محمد خياباني و شهيد مدرس به مخالفت با اين اولتيماتوم پرداختند و با حمايت مردم، جلوي اين امر گرفته شد، اظهار داشت: اما به دستور ناصر الملك مجلس تعطيل و در غياب مجلس، تعديات دول بيگانه افزايش يافت.

وي در ادامه با مرور اختلافات دو حزب مطرح اين مجلس ،كه به قتل و ترور هواداران‌شان نيز منجر شد ، افزود:روس و انگليس در فقدان مجلس، طي توافقي محرمانه، ايران را به طور كامل بين خود تقسيم كردند روس ها در شمال ايران و انگليسي ها در جنوب، اجازه يافتند كه قواي نظامي مخصوص خود رامستقر كنند.

وي همچنين خاطرنشان كرد: نظريه شهيد مدرس در مراودات بين المللي، بر موازنه منفي و حفظ منافع ملي كشور استوار بود و به درستي مي دانست به خاطر موقعيت استراتژيك ايران، دول بزرگ چه روس، چه انگليس، چشم طمع به اين سرزمين دارند، لذا معتقد بود مجلس بايد مراقبت جدي در مقابل استعمارگران داشته باشد .

لاريجاني ادامه داد: مجلس سوم در سال 1332 قمري، در شرايطي كه شعله‌هاي جنگ جهاني اول جهان را در بر گرفته بود، افتتاح شد. اما در اندك زماني بعد، ‌به دليل اوضاع بحراني و شركت تعدادي از نمايندگان در جنگ و درگيري با قواي اشغالگر روس كه به سمت تهران روانه شده بودند، پس از يك سال و هفت روز تعطيل شد. تا زمان شروع مجلس چهارم در تيرماه 1300 شمسي (يعني 5 سال و هفت ماه و هشت روز) نوزده كابينه بر سر كار آمد،. در تعطيلي مجلس،‌ انواع قراردادهاي استعماري به ملت تحميل شد، من جمله قرارداد وثوق‌الدوله موسوم به قرارداد 1919 كه ايران را رسما مستعمره انگليس مي‌ساخت.

لاريجاني در ادامه تصريح كرد: انتخابات دوره چهارم مجلس، تحت نفوذ دولت وثوق‌الدوله به نحو ناصحيحي برگزار شد تا نمايندگان طرفدار قرارداد مذكور به مجلس رفته و سند مستعمره شدن ايران را تصويب كند، اما حضور نمايندگان شجاعي نظير مدرس، توطئه فروش استقلال ايران را ناكام گذاشت و مرحوم مدرس كه نايب رييس اين دوره بود، پس از افتتاح مجلس، با تمام قوا، با تصويب اعتبارنامه‌هاي وكلايي كه با دسيسه، صرفا براي تصويب قرارداد 1919 وثوق‌الدوله وارد مجلس شدند، به مخالفت برخاست.

وي افزود: در مجلس صف‌آرايي سياسي جدي ايجاد شد و مدرس رهبري اكثريت مجلس را بر عهده داشت، سوسياليست‌ها به رهبري سليمان ميرزا (حزب اقليت) اصلاح‌طلبان مركب از دمكرات‌ها و اعتدلي‌ها و افراد بي‌طرف به رهبري مدرس و حزب دمكرات مستقل (حزب تجدد) طرفداران رضاشاه از جمله مهمترين جريان‌هاي سياسي مجلس چهارم بودند.

لاريجاني درباره نگاه مرحوم مدرس به احزاب گفت: "در اين بيست سال مشروطيت،‌ متاسفانه حزبي وجود پيدا نكرده، هرچه بوده است، اسم بلارسم بوده، لذا زود از بين رفته است. اين يك بدبختي است كه دامن‌گير جامعه شده است. بر هر ذي‌شعوري لازم است كه بذل جهد كرده و حزبي از روي عقيده و اساسي به نام حزب وطني تشكيل و در تقويت مباني آن كوشش نمايد و من هم حاضرم رسما عضويت چنين حزبي را قبول و به طور اجتماع و هماهنگي به وطن و مردم خدمت كنم".

رييس مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: عمر مجلس چهارم در سال 1302 به پايان رسيد و انتخابات سراسر نيرنگ مجلس پنجم با كارگرداني عوامي كودتاي 1299 آغاز شد، رضاخان كه در اسفند 1299 شمسي، در زمان غيبت مجلس، با كمك سيدضياء حركت خود را براي تصرف كامل حكومت آغاز كرد توانست با زور، مجلسي به وجود آورد كه اكثر نمايندگان آن، ‌هوادار رضاخان باشند در همين دوره بود كه شهيد مدرس روياروي سرطان سلطه رضاخان قرار گرفت، رضاخان وزير جنگ بود اما در تمام امور لشگري و كشوري و مالي، بي‌پروا دخالت مي‌كرد و مانع لغو حكومت نظامي تهران بود.

وي ادامه داد: مدرس در نطق شجاعانه خود سردار سپه را به باد انتقاد گرفت: "اما امنيت، امنيت در مملكت هست، منتهي به دست كسي است كه اغلب ماها از او خوشوقت نيستيم، چرا در پس پرده حرف مي‌زنيد؟ مگر مي‌ترسيد؟ ما كه از رضاخان ترسي نداريم... ما كه قدرت داريم سلطنت را تغيير دهيم. قدرت داريم رييس الوزرا را عزل كنيم رضاخان را هم تغيير مي‌دهيم".

لاريجاني تصريح كرد: اين نطق رضاخان را به مجلس كشاند و خود را مطيع نشان داد و متعهد شد حكومت نظامي را لغو كند و در امور مالي دخالت نكند.

اين سيماي مدرس است كه امام (ره) درباره ايشان فرمود: شهيد بزرگ ما، مرحوم مدرس كه القاب براي او كوتاه و كوچك است و ستاره درخشاني بود بر تارك كشور كه از ظلم و جور رضاشاهي تاريك مي‌نمود، تا كسي آن زمان را درك نكرده باشد، ارزش اين شخصيت عالي‌مقام را نمي‌تواند درك كند.
رييس مجلس عنوان كرد: مجلس ششم نيز كه در دوره سلطنت رضاخان شكل گرفت همين روند قلابي ادامه يافت و تشديد شد. در مجلس ششم كورسويي از آزادي، آن هم در اظهارات مدرس و چند نماينده ديگر عليه ديكتاتوري نمايان بود كه آن هم در انتخابات دوره هفتم خاموش شد.

به گفته وي نكته مهم در مجلس پنجم، تلاش انگلستان و سردار سپه براي تغيير نظام سلطنتي به تشكيل نظام جمهوري بود و طرفداران روس هم بدان‌ها پيوستند. مدرس كه به درستي مي‌دانست هدف انگليس ايجاد دولت دست نشانده كامل است نه نظام جمهوري بلكه نوعي بلواي جمهوري است،‌ مي‌گويد: "من با جمهوري واقعي مخالف نيستم و حكومت صدر اسلام هم جمهوري بوده است، ولي اين جمهوري كه مي‌خواهند به ما تحميل كند، بنا بر اراده ملت ايران نيست بلكه انگليسي مي‌خواهند به ملت تحميل كند تا حكومت، صد در صد دست نشانده و تحت اراده آنان باشد. اگر واقعا نامزد جمهوري فرد آزادي‌خواه بود حتما با او موافقت مي‌كردم و از هيچ نوع كمك دريغ نمي‌نمودم".

كشمكش نفس‌گيري در مجلس پنجم بين مدرس و طرفداران رضاشاه بود كه نهايتا تغيير سلطنت با دسائس رضاخان رخ داد و از اين تاريخ، باتلاق استبداد با نقشه استعمار انگليس شكل جديد يافت.
لاريجاني اظهار كرد: انتخابات هفتمين دوره مجلس شورا به پايان رسيد و يك راي هم از صندوق به نام مدرس بيرون نيامد و مدرس آن جمله معروف را بيان كرد كه اگر هيچ كس از مردم تهران به من راي نداده باشد، خودم كه يك راي به خودم دادم، اين راي چه شد و چرا خوانده نشد.

دو روز پس از افتتاح مجلس هفتم، مامورين نظميه وحشيانه به منزل مدرس هجوم بردند و او را شبانه به خواف منتقل نمودند.

رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه خاطرنشان كرد: 9 سال مدرس در مجلس بود، اما ترس و اضطراب رضاشاه از مدرس دربند كاهش نمي‌يافت، چرا كه مدرس محبوب محبوس بود در دوره سلطنت پهلوي‌ها، ‌مجلس و ساير نهادها، به صورت ابزاري نمايشي از سياست تجدد طلبي دولت خودكامه درآمدند و مجلس در اين دوره طغيان تباهي، ‌تبديل به يك مجلس فرمايشي و مكاني براي نمايش خيمه شب‌بازي دربار پهلوي شد، شرط پذيرفته شدن افراد به نمايندگي مجلس، ‌جلب رضايت دربار با پرداخت رشوه به تيمور تاش وزير دربار و راي دادن بي‌چون و چرا به لوايح دولت بود.

وي ادامه داد: عباسعلي گلشانيان از كارگزاران حكومت پهلوي مي‌نويسد: "از دوره هفتم و هشتم به بعد تا دوره سيزدهم، طرز انتخابات به اين صورت بود كه از طرف وزارت كشور به استانداران و فرمانداران دستور محرمانه داده مي‌شد تا كميسيوني تشكيل شود و دو سه نفر ملاك يا تاجر را با توجه به سوابق آنها در نظر گيرند و اسامي آنها را به تهران بفرستند تا مطابق نظر مركز، ‌در دادن راي به آنها اقدام شود".

با سقوط ديكتاتوري رضاخاني، ‌فضاي كشور هم عوض شد و بعضي از نمايندگان توانستند لب به سخن بگشايند و در امورات كشور كه در تسخير قواي متفقيني قرار داشت، ‌اظهار نظر كنند.

انتخابات دوره شانزدهم مجلس و اولين دوره مجلس سنا در سال 1328 آغاز شد، مداخلات زياد دولت و دربار به اين جهت بود كه افرادي به مجلس بروند و قرارداد الحاقي "گس – گشانيان" تصويب شود.

عبدالحسين هژير در راس دربار با همراهي منوچهر اقبال، خسرو هدايت و ابوالحسن بهتاج كه از حمايت اشرف برخوردار بودند، جريان انتخابات را اداره مي‌كردند.

لاريجاني ادامه داد: در تهران اعتراضات گسترده مردمي منجر به تجمع مردم در مقابل دربار شد خواسته مردم عدم دخالت در انتخابات بود. در خلال انتخابات هژير ترور شد. اين اقدام اندكي از مداخلات ناروا كاست و باعث شد تعدادي از افراد مخالف دولت از سوي مردم به مجلس راه يابند. آيت‌الله كاشاني، مصدق، حسين مكي و چند نفر ديگر، در صدر ليست منتخبين تهران قرار گرفتند. دربار كه خود را بازنده انتخابات تهران مي‌ديد. انتخابات تهران را باطل اعلام كرد. اما مردم در 19 بهمن همان سال با انتخاب مجدد اين افراد، نقشه دربار و انگلستان را براي فتح كامل مجلس ناكام گذاشتند.

رييس مجلس هشتم شوراي اسلامي در ادامه گفت: در مجلس شانزدهم كه با فترت شش ماهه افتتاح شد، ‌با فعاليت‌ همان معدود نمايندگان و با حمايت آيت‌الله كاشاني، طرح ملي شدن نفت را به تصويب رساندند و ضربه سختي بر پيكر دولت انگليس وارد شد.

مجلس هفدهم در دوران نخست‌وزير مصدق برگزار شد در اين دوره اختلاف بين طرفداران و مخالفان دولت اوج گرفت و با توجه به دور شدن تدريجي مصدق از آيت‌الله كاشاني، ‌عملا نهضت ملي شدن نفت دچار روند فرسايشي شد.

لاريجاني با بيان اينكه در چنين شرايطي مصدق تصميم به انحلال مجلس از طريق برگزاري رفراندوم گرفت اين در حالي بود كه آيت‌الله كاشاني شديدا با انحلال مجلس مخالف بود، افزواد: اين اشتباه استراتژيگ مصدق راه را براي كودتا فراهم نمود و درست 21 روز بعد، كودتاي 28 مرداد 1332 رخ داد. شاه در غياب مجلس توانست مصدق را عزل و زاهدي را جانشين او كند. فقدان مجلس بهترين فرصت را در اختيار شاه گذاشت.

از اين دوره به بعد تا وقوع انقلاب اسلامي، ايران مجلس مستقلي به خود نديد و بيشترين امتيازات به بيگانگان داده شد.

رييس مجلس تصريح كرد: مجلس بيست و چهارم، آخرين مجلس دوران نظام مشروطه سلطنتي در ايران است كه شاهد رفتن هويدا، آموزگار، شريف امامي، ازهاري بهمنيار به عنوان نخست وزير و در نهايت شاه و فروپاشي‌هاي نظام مشروطه سلطنتي بود.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: اين تجربه گذشته مجالس كشور بود كه خبرگان ملت را در ظهور آفتاب انقلاب اسلامي بر آن داشت كه پايه‌هاي مجلس و انتخابات آنرا به نحوي قوي در قانون اساسي ترسيم نمايند كه امكان خللي در اراده‌ي ملت ايجاد نشود و به تعبير امام(ره) « مجلس در راس امور قرار گيرد».
وي در ادامه با يادآوري حدود اختيارات مجلس پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از اين‌كه هيچ مقامي حق انحلال مجلس را نداشته باشد و تمامي عهده‌نامه‌ها و مقاوله نامه‌ها و قرار دادها و موافقت نامه‌هاي بين‌المللي جز با تصويب مجلس ممكن نگردد و گرفتن و دادن وام يا كمك بلا عوض داخلي و خارجي از طرف دول جز با تصويب مجلس عملي نشود و مجلس حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را پيدا كند و رئيس جمهور و وزرا در مقابل مجلس مسئول گردند و بودجه و برنامه‌ي كشور در مجلس به تصويب برسد به عنوان موارد آن ياد ‌كرد.

لاريجاني در ادامه تصريح كرد:مجلس شوراي اسلامي، پس از انقلاب در هشت دوره گام‌هاي اساسي در تثبيت مردم سالاري ديني و باز نمودن راه توسعه كشور برداشت.

رييس مجلس شوراي اسلامي همچنين خاطرنشان كرد: اينك مائيم و اين دستاورد ملي. از زماني كه شهيد مدرس با تيزبيني تئوري « ديانت ما عين سياست ماست» را بيان داشت، اما نتوانست در آن شرايط حساس، آنرا در كشور مستقر نمايد تا عصر جمهوري اسلامي كه امام قدس سره ، پايه‌هاي جمهوريت نظام را از درون تفكر ديني اخذ نمود و در شكل مردم سالاري ديني با رهبري ولايت فقيه مستقر كرد، مسيري بس ارزشمند را در تاريخ ايران طي نموده‌ايم. امروز همه‌ي نهادهاي حكومتي اعم از رهبري، رياست جمهوري، دولت و مجلس با راي مردم مستقر شده‌اند و براي صيانت راي مردم و قانون اساسي و نظارت اسلامي بر قوانين، شوراي نگهبان نظارت جدي بر امور دارد. و مهمتر از همه، براي هدايت كلان امور در جهت خواست مردم و حفظ منافع ملي و جلوگيري از دخالت بيگانگان و مبارزه با ديكتاتوري، در راس همه‌ي قوا، فقيه عادل و آشنا به زمان، در نظر گرفته شده است تا تداوم اراده‌ي ملت بر كشور تضمين شود و حوادث تلخ گذشته تكرار نگردد و اين نعمت بزرگي است كه انقلاب اسلامي نصيب ملت ايران نمود.

وي در ادامه با بيان اين‌كه سيماي تفكر سياسي در مدينه غدير است، افزود: در فلسفه سياسي اسلام ولايت، امر ركني در مدينه مي‌باشد و سيماي نازل ولايت معصوم در تئوري ولايت فقيه متبلور است.همين جايگاه بود كه در دوران امام قدس سره ، انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند و دفاع مقدس را با سرفرازي به نفع ملت پيروز نمود و همين ولايت فقيه بود كه در فتنه‌ي بين صدر و منافقين، كشور را از آسيب تروريسم و ديكتاتوري نجات بخشيد. و در دوران خلف صالح ايشان، حضرت آيه الله خامنه‌اي دامت بركاته، عامل صلابت جمهوري و بالا بردن تراز قدرت ايران در منطقه گرديد و منافع ملي كشور را در عرصه‌ي منطقه‌اي و بين‌المللي نظير بحث هسته‌اي حفظ نمود.

وي در ادامه با اشاره به رفتارهاي روزهاي اخير 1+5 آن را غير معقول و دو گانه‌ خواند و افزود: آنها از يك سو خود را مشتاق نظامات بين‌المللي و راه حل‌هاي ديپلماتيك جلوه مي‌دهند و از ديگر سو، با رفتار زورگويانه، نهادهاي بين‌المللي را بي حيثيت مي‌كند. حقيقت مطلب اين است كه شكوه و عصبانيت آنان از شكوه اراه‌ي ملي ايرانيان است كه با استقامت و تدبير رهبر معظم، از اين سرمايه‌ي ملي صيانت نمودند و در دام سناريو مبتذل آنان قرار نگرفتند.

وي افزود: شكر نعمت مردم سالاري ديني و ابتناء اركان كشور بر اراده‌ي ملت و پيگيري آرمان شهيد مدرس كه سياست را عين ديانت مي‌دانست، به اين‌است كه مسئولان كشور در همه‌ي قلمروها اعم از اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و در همه‌ي حالات بر اجراي دقيق قانون اساسي و رعايت ضوابط قانوني كشور، تحت رهبري انديشمندانه ولايت امر همصدا و هم راستا، عمل نمايند و فرصت خدمتگزاري به ملت را يك سره صرف حل مسائل كشور، درفضاي اخوت و برادري كنند. قطعا اين صراط مستقيم سياسي، مورد رضاي الهي و ملت عزيز و ارواح مطهر شهداي عظيم الشان انقلاب خواهد بود.

وي همچنين خاطرنشان كرد: از مقام صراط الله و سبيل الله، آنگونه كه حضرتشان در تفسير آيه ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص، بيان داشتند: استمدادي مي‌طلبيم كه در سالروز شهيد بزرگوار مدارس و روز مجلس، ديدگان جامعه ما را به رويت جمال مولايمان ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف روشن فرمايد.

لاريجاني در پايان با استناد به دست نوشته‌اي از مرحوم مدرس سخن خود را پايان داد.
اشتراک گذاری
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی