خداوند از حاجی دل میخواهد...
در سوره مبارکه حج، حجاج چندین بار مورد خطاب خداوند متعال قرار گرفتهاند که: «در این ایام خدا را یاد کنید.» معلوم میشود که این ایام(سه روز وقوف در عرفات و مشعر و منا)، عشق، تخلیه، انقطاع، گسستن زنجیرهای تعلق، خروج از ظلمات و تمرکز وجود یا رسیدن به وجود واحده است.
حضرت صادق علیهالسلام که قرآن ناطق هستند، فرمودهاند: «دهه اول ذیحجه ایام معلومات است.» این ایام نزد خدا شناخته شده است، رسمیت دارد. این روزها ایامالله است، متعلق به خود خداست، مثل بیتالله است. این ایام برای مؤمنین شناخته شدهتر از سایر روزهاست چون حاجی روزشماری میکند تا برسد به این روزها، تا برسد به میقات، برسد به یک تحول و انقلاب و یک جهش و پرواز، یک هجرت کامل. دیگران هم اگر چه نمیتوانند به حج بیایند اما همین حس را دارند و موسم ذیحجه برایشان شناخته شده است.
حضرت صادق علیهالسلام فرمودهاند: ایام معدودات همان ایام تشریق است. خداوند متعال دوست دارد بندهاش کارهایی را انجام بدهد تا به کمال و نوا برسد، خدا دوست دارد سختیها و تلخی و مشقت را از کام بندهاش بگیرد و شیرینی عبادت را در جان او مستقر کند. این روزها روزگار با خدا بودن است، میگوید از دیگران قطع کنید و با من باشید.
این ایام معدودات، شمارش شده است. گنج همیشگی نیست، اگر نتوانستید از این چشمهجوشان آب حیات بردارید فرصت از دستتان میرود. برداشت از این گنج، ابدیت شما را تأمین میکند، تلاش کنید از این فرصت معدود استفاده کنید و بار خودتان را ببندید، این هم هشدار است و هم تسهیل.
خداوند متعال فرهنگ مومن را تعیین میکند که او به جای دل بستن به آباء و اجداد و نژاد، دل به خدا ببندد، شرف هر کسی به مقدار ارتباط او با خداست. اوست که هم بینیازی میبخشد و هم سرمایه و دانایی. خدا سرمایه مؤمن است. تمام ارزشها وقتی ارزش میشود که ارتباط الهی در آن ملحوظ شود.
اگر در این چند روز «معدودات» سیم دل وصل شد؛ اکسیر ذکر، وجود خاکی انسان را افلاکی میکند و وجود مُلکیاش را ملکوتی خواهد کرد، در این صورت، فرشیان عرشی میشوند، نه! اصلاً خود عرش میشوند. مگر در حدیث قدسی نیامده که قلب مؤمن عرش رحمان است؟ و استقرار خدا در قلب به این است که چیزی جز خدا در آن قلب نباشد.
خداوند متعال در این دو سه روز از حاجی دل میخواهد، خدا میخواهد در این ایام معدود دلبری کند. کو آن کسی که جای پای ابراهیم دلشده و دلداده پا بگذارد؟ و غبار شرک را به کلی از خانه دلش بزداید و آینه دل را بیغبار کند و امیدوار به نور و روشنایی باشد.
قدم به قدم این ایام، رمز و راز است و وصل. راز وصال دوست است که به قربانگاه میکشد تا بگویی هر چه دارم فدای تو میکنم. تجدید خاطره ابراهیم است. عرصه بروز مردانگی و مردی است آن هم نه در یک جبهه بلکه سه جبهه؛ جهاداکبر که جهادی عرفانی است، جهاد اوسط که جهاد اخلاقی است، و جهاد اصغر که جهاد رفتاری است و ترک گناه.
خداوند در این روزها بندهاش را به بیتوته در منا هم میکشاند که خلوتی است با خدا، در حرم بدون سقف و دیوار او. خداوند دعوت کرده که بندگانش در این دو سه شب خاکنشین باشند و بیتوته کنند.
توقف در منا را مبیت گفتهاند، شب را در منا ماندن ارزشی والا دارد، حتی اگر کسی نخواهد بماند و بیاید در مقدسترین مکان که مسجدالحرام است و آن جا عبادت کند و به بدن منا رو آورده نه خود منا. حضور در منا برای خدا خیلی عزیز است. بنده را میکشد به بیابان تا بگوید من بیابانی تو هستم و عشق تو مرا به بیابان کشانده...
خداوند متعال که امام زما(عج) را مظهر اسماء جمال و جلال خودش قرار داده، منتی بزرگ بر حاجی گذاشته و ایشان را در این ایام همراه حاجی کرده است، «آقا» هم بلدچی است در این راه و هم اکسیر.
این ایام باید بله قربان بگویی و فرمان ببری، و هر چه را که خدا گفته بیچون و چرا قبول کنی، اگر این تسلیم و اطاعت برای ما حاصل بشود معیت با امام زمان(عج) را خداوند جدا نمیکند، او که مقرب است، حاجی هم مقرب میشود. یقیناً وجود مبارک آقا امام زمان(عج) هم در عرفات حاضرند و هم در مشعر و منا. این روزها لحظات صفای با نماینده خداست. حاجی باید اهل تفکر بشود. وقتی آدم سوابق بد خودش را و بیچارگیاش را و ناداریاش را درک کرد به منا که برسد خودش را میاندازد توی آغوش امام زمان(عج). منا ایستگاه آخر است در این روزها. قدرش را بدان!
منبع: خبر



