وقتی جانشینی برای کریمی، کیا، هاشمیان و ... نیست؛
پایان سیستم بازیکن سازی سنتی
آلمانها دیدند که بازیکن با کیفیت و درجه اول، خود به خود به وجود نمیآید و سیستم سنتی هم پاسخگو نیست. آنها با حفظ ستارههای خود و استفاده از سیستم گلخانهای، بازیکنان بزرگ خود را برای مقطعی در تیم ملی حفظ کردند اما با اصلاح سیستم بازیکنسازی و الگو گرفتن از فرانسویها که قواعد بازیکنسازی مدرن را ابداع کرده بودند، شرایط را برای خود تغییر دادند.
کد خبر: ۷۴۵۹۴
| | 2118 بازدید
از ایستگاه «دیزی هیل» در حومه شهر برلتون تا منچستر چیزی حدود 20 دقیقه با قطار راه است؛ قطاری که با سرعت 60 کیلومتر در ساعت حرکت میکند. وقتی کنار پنجره قطار مینشینی، در طول مسیر زمینهای فوتبال، بیس بال و راکبی به چشم میخورند. چیزی حدود 17-18 زمین بزرگ وجود دارد که بچههای انگلیسی بیآنکه پولی بپردازند، مشغول بازی و ورزش هستند. البته آنها در سال مالیات پرداختهاند و دولت انگلیس موظف است که در ازای مالیاتی که از مردم میگیرد، برایشان خیابان، پیادهرو و البته فضای ورزشی بسازد. به نوشته جوان؛ از بچههای این منطقه که در فوتبال دنیا سرشناس شدهاند میتوانیم به پل اسکونر، وین رونی و امثال آنها اشاره کنیم که در این زمینهای فوتبال پرورش یافتهاند. ناگفته نماند زاویه دید ما آن چیزی است که از پنجره یک سمت قطار و کنار ریل راهآهن به چشم میخورد و پشت ساختمانها و کمی دورتر هم لابد چنین زمینهای دیگری وجود دارند که در دید ما نیست.
از انگلیس بگذریم؟ فاصله ایستگاه شینیوکوهاما تا توکیو با قطاری که حداکثر با سرعت 60 کیلومتر حرکت میکند 30 دقیقه است. اتفاق جالب اینجاست که وقتی کنار پنجره ترن یوکوهامو- توکیو مینشینی، همان صحنههایی را مشاهدی میکنی که در انگلیس دیدهای. بهرغم اینکه ژاپنیها به اندازه کافی زمین برای ساخت و ساز ندارند اما لابهلای برجهای سر به فلک کشیدهای که از یوکوهاما تا توکیو امتداد دارد، زمینهایی به چشم میخورند که برای فوتبال، بیسبال، راگبی، تنیس و … ساخته شده دقیقاً به همان میزانی که در انگلیس وجود دارد یعنی چیزی حدود 17-18 زمین بزرگ با چمن عالی.
حال این سؤال برایمان پیش میآید که از جنوبیترین نقطه شهر تهران یا به عبارتی ایستگاه باقرآباد تا شمال شهر یعنی ایستگاه میرداماد، چند زمین ورزشی اعم از خاکی و چمن وجود دارد؟
از شرق کلانشهر تهران تا منتهیالیه غرب یعنی ورزشگاه آزادی، آیا یک زمین ورزشی دیده میشود.
آیا در مسیر اتوبان شهید همت از پیکانشهر تا لویزان، یک زمین ورزشی ساخته شده؟ این تحلیل ساده ما را به اینجا میرساند که وقتی در تهران زمینی برای ورزش وجود ندارد یا به عبارتی ساخته نشده، بچههای ما ورزش نمیکنند و هنگامی که علیکریمی، مهدی مهدویکیا، وحید هاشمیان، حمید استیلی، علیرضا منصوریان و … از فوتبال ملی میروند، با فقر بازیکن با کیفیت مواجه میشویم و امروز نه تنها از صعود به جام جهانی باز میمانیم بلکه دغدغهای بزرگ ذهن ما را به خود مشغول میکند که آیا با نفرات جدید که محصول فوتبال بدون زمین هستند، ما را در جام ملتها به موفقیت میرسانند یا باید زانوی غم یک ناکامی دیگر را بغل کنیم؟
آیا نسل جدیدی که جایگزین نسل طلایی ایران شده، توانایی رساندن ما به جامجهانی را دارند یا نه؟ چقدر باید به خلعتبری، برهانی، حاج صفی، عقیلی، کریم انصاریفرد و … اعتماد کنیم و آیا آنها میتوانند خلا مهدویکیا، کریمی، هاشمیان و دایی را در فوتبال ملی ما پر کنند یا نه؟
به نظر میرسد در زمینه پرورش بازیکن کفگیر فوتبال ایران به ته دیگ خورده است؛ فوتبال ایران با همان معضلی مواجه شده که آلمانها پس از جامجهانی 90و یورو 92 به یکباره با آن مواجه شدند. سیستم پرورش سنتی بازیکن منسوخ شده بود و آنها غافل از این اتفاق، به یکباره با فقر بازیکن مواجه شدند.
آلمانها دیدند که بازیکن با کیفیت و درجه اول، خود به خود به وجود نمیآید و سیستم سنتی هم پاسخگو نیست. آنها با حفظ ستارههای خود و استفاده از سیستم گلخانهای، بازیکنان بزرگ خود را برای مقطعی در تیم ملی حفظ کردند اما با اصلاح سیستم بازیکنسازی و الگو گرفتن از فرانسویها که قواعد بازیکنسازی مدرن را ابداع کرده بودند، شرایط را برای خود تغییر دادند.
امروز که حدود 16 سال از آن اتفاق گذشته، تیم ملی آلمان نه تنها دغدغهای از بابت بازیکن ندارد که«یواخیملو» سرمربی فعلی آلمانها در هر بازی ترکیب تازهای رو میکند. وقتی فدراسیون فوتبال آلمان از او میخواهد که 30 بازیکن نهایی خود را برای جام جهانی معرفی کند، با این مسأله مخالفت میکند و در مصاحبهای میگوید:« بیش از 50 بازیکن شانس حضور در جام جهانی را دارند.»
به هر حال فوتبال ایران با معضل تازهای مواجه شده و عملاً سیستم بازیکنسازی سنتی به واسطه از بین رفتن زمینهای خاکی جوابگو نیست و برای این مسأله باید فکر اساسی اندیشید. در این میان نه فقط سازمان ورزش که مدیریت شهری باید اقدامات تازهای را در دستور کار قرار دهد و الاً چند سال بعد، شرایط فوتبال ما بغرنجتر شده و شاید ظهور همین خلعتبری و حاج صفی و امثال آنها هم پایان یابد.
امروز فوتبال ایران به لحاظ سرمایه انسانی در سطحی پایینتر از کره، ژاپن، استرالیا و عربستان قرار گرفته و به واسطه پایههای قویتر بالاتر از بحرین، امارات، اردن و … قرار دارد. شرایط برای سقوط به جمعتیمهای سطح پایینتر وجود دارد، همانطور که میشود به جمع تیمهای بزرگ بازگشت. باید اقدامی فراتر از یک تصمیم سازمانی صورت بگیرد و الا به این تیم امیدی نیست؛ تیمی که در اردن نه تنها میبازد بلکه بازیکنانش قواره بزرگ شدن و نجات فوتبال ایران را ندارند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


