...و فقط خواب طلا مي بينيم
امير صادقي پناه -ورزش عجيب و غريبي داريم. هيچ چيز در اين جامعه که ديگر کوچک نيست سر جاي خود قرار ندارد. خيلي ها دوست دارند با تلاشهاي روزافزون آن را بسازند، همانطور که خيلي ها هم موفقيت يا ناکامي ورزش برايشان مهم نيست و فقط به دنبال پر کردن جيب خود از اين راه هستند که صدالبته اين دسته موفق تر هستند.
به نوشته ابتکار؛ ورزش ايران براي پر شدن جيب برخي افراد عرصه مناسبي را فراهم مي آورد و به همين خاطر است که هر کس در اين عرصه وارد شد، به هر دري مي زند تا صندلي اش را از دست ندهد. البته تعويض شدن روساي سازمان تربيت بدني هم در اين امر بي تاثير نيست و حتي تاثير مستقيم دارد چراکه مديران در اين عرصه خيلي زود جاي خود را به ديگري مي دهند تا ديگران هم بتوانند از امکانات موجود در عرصه مديريتي ورزش نهايت استفاده را ببرند.
هستند افرادي هم که نياز مالي ندارند و مي خواهند با سرمايه گذاري در ورزش به شهرت برسند که از اين دست افراد در ورزش و به ويژه فوتبال کم نداريم.با اين مقدمه مي خواهم نيم نگاهي به اقدامات فدراسيون دوچرخه سواري کشورمان در طول سالهاي اخير بيندازم. فدراسيوني که بي ترديد در اين مدت تقريبا کوتاه پيشرفت نسبتا خوبي داشته اما هنوز با استانداردهاي جهاني فاصله زيادي دارد. با اين حال مي خواهد با تبليغات رسانه اي و تلويزيوني خود را فراتر از آن چه هست جلوه دهد!
اوضاع رکابزنان ايراني با حضور اميررضا واعظ آشتياني تا حدودي سر و سامان گرفت که در اين ميان ترميم چند پيست دوچرخه سواري و پرورش دادن چند دوچرخه سوار از نکات مثبت اين فدراسيون در زمان واعظ آشتياني بود که البته نمي تواند کارنامه درخشاني باشد. همه چيز سرجايش بود تا اينکه رئيس فدراسيون در اقدامي انتقاد برانگيز به يکباره مديريت باشگاه استقلال تهران را برعهده گرفت. از همان زمان بحث 2 شغله بودن واعظ آشتياني مطرح شد.
روز به روز انتقادات شدت گرفت و در نهايت هم آقايان دست بالاي ورزش مجبور شدند واعظ آشتياني را از فدراسيون دوچرخه سواري عزل کنند اما براي اينکه اقدامات واعظ زيرسوال نرود و راه او ادامه يابد، با پيشنهاد شخص واعظ آشتياني، علي انصاري دوست و همکار صميمي وي رياست در فدراسيون مذکور را برعهده گرفت! از اين جريان مدت زيادي نمي گذرد اما اين فدراسيون در زمان انصاري اقدامات داشته که جاي انتقاد زيادي دارد. انتقاداتي که تاکنون هيچکس نکرده و شايد مي توان گفت با توجه به نفوذ مديران دوچرخه سواري در ورزش کسي به خود جرات نداده تا از اين آقايان انتقاد کند.
علي انصاري مديري است که نياز مالي ندارد و مشخص است که مي خواهد در فدراسيون دوچرخه سواري کار کند و شايد هم از اين راه دنبال کسب شهرت باشد چنانچه کسب شهرت يا حتي کسب درآمد بيشتر از راه درست و پاک کار کردن بد نيست اما مساله اي که خيلي از افرادي که دستي بر آتش دارند هم آن را تاييد مي کنند اين است که رئيس فعلي اين فدراسيون برخي افراد را به عنوان زيرمجموعه خود انتخاب کرده که اطلاعات کافي در مورد ورزش و مخصوصا دوچرخه سواري ندارند و به همين منظور گاف هايي در اين مدت اندک داده اند که هيچکس هم از آن باخبر نشده است.
با کمي تحقيق و بررسي در اين خصوص يکي از مواردي که فدراسيون دوچرخه سواري قصد فريب دادن افکار عمومي را داشته مشخص شد.حدود يک ماه پيش تيم ملي کوهستان براي شرکت در مسابقات آسيايي راهي مالزي مي شود. جالب بود که مسئولين قبل از حضور تيم در مسابقات سر و صداي زيادي به پا کردند و به هر دري زدند تا اين موضوع همه گير شود.
تيم راهي مسابقات شد. تمرينات خوبي را پشت سر گذاشت و آماده شروع مسابقه بود اما در روز مسابقه... آنهايي که فکر طلا گرفتن را در سر مي پروراندند صبح روز مسابقه خوابيدن را ترجيح دادند! ماجرا از اين قرار بود که سرپرست تيم وظيفه رسيدگي به امور نفرات قبل از بازي را برعهده داشته گويا باتري ساعت آقاي سرپرست خالي شده بود تا ايشان در خواب ناز بمانند و به طبع آن رکابزنان هم فراموش کنند که بايد در مسابقه شرکت کنند. آقاي سرپرست يک لحظه از خواب پريد اما کار از کار گذشته بود.
بله! مسابقه در حال شروع شدن بود اما رکابزنان ايراني در خواب ناز فرو رفته بودند و فقط در خواب ديدند که روي سکوي قهرماني ايستاده اند. با اين حال اعضاي تيم به هر نحوي به سايرين ملحق شدند اما بهترين مقامي که براي ايران بدست آمد نوزدهم بود. مسئوليني که قبل از شروع بازيها بوق و کرنا به راه انداخته بودند، خودشان را به خواب زدند.
نه خواب واقعي که دچار ورزشکاران و همراهان شد، بلکه خواب غفلت. سکوت را به هر چيز ديگري ترجيح دادند و حتي اجازه ندادند اين موضوع رسانه اي هم بشود. گويا فکرهايي در سر داشتند. فکرهايي که جز فريب دادن افکار عمومي نتيجه ديگري نداشت.
تيم ايران به تورنمنتي با عنوان کاپ آسيا دعوت شد. سروصداهاي مسئولين دوباره آغاز شد اما اين بار هدفمند و باانگيزه! تلاش زيادي انجام شد که به مردم فهمانده شود مسابقات اصلي اين مسابقات است و اتفاقا اين موضوع هم رخ داد. 9 ورزشکار در اين تورنمنت شرکت کردند و 5 مدال طلا و 4 نقره هم به دست آمد. آيا واقعا دوچرخه سواري ما به اين حد رسيده که در مسابقات قهرماني آسيا 5 مدال طلا و 4 نقره بياورد.
جواب اين سوال کاملا واضح و روشن است، قطعا اينطور نيست. اين اتفاق افتاده و بايد آن را به فال نيک گرفت اما مسآله اينجاست که گويا مسئولين فراموش کرده اند مسابقات اصلي را به خاطر خوابيدن! از دست داده اند و اين تورنمنت بيشتر شبيه به يک تورنمنت آماده سازي بوده است.
***
آقايان رئيس! روي صحبتمان با شماست. شماهايي که در مسند قدرت نشسته ايد و خود را به خواب زده ايد. تيم در يک تورنمنت تدارکاتي چند مدال آورده و شما اينقدر خوشحاليد؟ آيا فکر نمي کنيد شما با اين کار احساسات مردم و دوستداران دوچرخه سواري را خدشه دار مي کنيد؟
مي خواهيم با شما عزيزان صادق باشيم. شماهايي که دائما از ساخت پيستهاي مختلف در استانهاي ايران دم مي زنيد، در حالي که در ترميم بهترين پيست ايران (آزادي) هم مانده ايد. چرا مي خواهيد به ظاهر همه چيز را درست و منطقي جلوه دهيد؟
مي گوييد امکانات خوبي را در حد امکان براي دوچرخه سواري فراهم آورده ايد اما يک دوچرخه سوار ملي پوش که مبلغ قراردادش 3 ميليون تومان بايد 8 ميليون تومان صرف خريد دوچرخه کند. شما درباره 5 مدال طلا در يک مسابقه ساده که اصرار داريد آن را رقابتهاي قهرماني آسيا بناميد، خوابيده ايد. انگار نمي دانيد که ما در ايران هيچ پيست استانداردي نداريم.
گويا تا به حال متوجه نشده ايد ورزشکاران بايد در پيست چوبي مسابقه بدهند اما در ايران پيست چوبي نداريم و دلمان را به پيست سيماني آزادي خوش کرده ايم!آري! اينها همه از جامعه ورزشي عجيب و غريب ما سرچشمه مي گيرد. جامعه اي که حالا به جرات مي توان گفت نيمه بيشتر آن را افراد غيرورزشي تشکيل داده اند.


