يک نمونه از غلط هاي رايج
عليرضا نيکبخت واحدي را که مي شناسيد. او بعد از علي کريمي يکي از مستعدترين و خوش تکنيک ترين بازيکنان ايران در دهه اخير است. آيا عليرضاي ما در فوتبال ايران به نيکبختي که سزاوارش بود و هست، رسيد؟
به نوشته اعتماد؛ اگر نه- که جواب اينجانب فقط «نه» است- پس بايد پرسيد پروسه تبديل نشدن او به آني که بايد مي شد، از کجا و چگونه و به دست چه کساني آغاز شد؟ نيکبخت واحدي يا واحدي نيکبخت روزي که مي توانست ستاره تيمي مثل اتلتيکو مادريد باشد تبديل شد به «نيکي»، و «نيکي» چون جاي نيکبخت را گرفت مدلي شد از نظر لباس پوشيدن.
شانه زدن به زلف و موي سر خود، بازي اش، هنرش، جسارت و قدرتش، گلي که به تيم ملي اسلواکي در شهر براتيسلاوا زد، گم شد و از ياد رفت تا عينک درشتش تابلو شود، تا آرايشگاهي که موهايش را بلند و کوتاه مي کرد، معرفي شود، تا نيکبخت هزاران گام از جهاني که مال او بود- و اين يک فرصت کم نظير خدادادي هم بود- دور بيفتد.
---
مثل نيکبخت واحدي در فوتبال ايران- بلکه در حد ورزش- کم نداريم. بزرگاني که وارد دروازه بزرگي خرد نشدند، چرا که براي برخي معدود از ما- اهالي رسانه- همه چيز وارونه شده بود. هنر و قابليت و توانايي و استعداد ارزش واقعي و حقيقي خود را از دست داد و ما در اين ميان ساکت نشستيم تا اين شود که شده است. تقصير ما- که کوچک هم نيست- همين است.


