دنيای «بیفوتبال»
1- انگار فوتبال ما عين سياست ماست و سياست ما عين فوتبالمان. انگار تب و تاب سياست و فوتبال به هم ربط دارد و هركدام دچار بحران شود، ديگري خودش را نشان ميدهد و طرفين را وادار ميكند تا به هم واكنش نشان دهند. فوتبال بدون زيرساخت و بيهدف ايراني همان سياست ايرانی است كه اصلا دستهبنديها و گروههايش را نميتوان تشخيص داد.
2- روزي كه گفتند «دنيایفوتبال» نباشد، شايد اوضاع سياسی اجتماعی كشور در آن بيتاثير نبود. به هرحال روزنامه دنيای فوتبال در دوران جديدش سعي كرد رويهای متفاوت در پي بگيرد، فوتبال را از سطح به عمق برديم و اعلام كرديم مشكل فوتبال ايران نه ستارهها، نه زمينها، نه هواداران بلكه مديرانش هستند.
مديرانی كه پولهای بيحساب و كتاب را يك جا ديدند و دست و پايشان را گم كردند، مديرانی كه بازيكنان 20 ميليوني را 200 ميليون خريدند، مديراني كه پاسخگوی هيچ رسانه و نهادي نبودند، مديرانی كه مشخص نشده از كدام كانال وارد فوتبال شدند، مديرانی كه «مديرهزينهها» بودند، مديرانی كه به دلالان بها دادند، مديرانی كه فوتبال امروز محصول مديريتشان است. روزنامه دنيای فوتبال نوك پيكان انتقاداتش را به سمت مديريت فوتبال برد و هيچ مديری را در امان نگذاشت.
3- انگار «دنيایفوتبال» به هدف زده بود چراكه از آن روز فشارهاي جانبي آغاز شده بود، هر روز شكايتي جديد، هر روز نامهاي محرمانه براي وزارت ارشاد. قلمها به سمت «افشاگری» رفته بود چرا كه فوتبال اسير «مصلحتهايی» شده بود كه مشخص نبود از كجا شانتاژ ميشود، مصلحتهايی از جنس ننوشتن، نديدن و نفهميدن.
روزي از ريزهزينههای باشگاههاييی نوشتيم كه تا ديروز دستنيافتني بودند، از صحبتهاي فردي نوشتيم كه حرفهايش در جلسات خصوصي و عمومي تفاوت دارد، از مديريت فردي نوشتيم كه باشگاههاي دولتي را ناگهان خصوصی و شايد اختصاصي ميكند و به نام خودش به فروش میرساند، از جادو و جادوگری نوشتيم و اينكه چه كسانی از آن ارتزاق ميكنند اما نتيجه چه شد؟ مديران زاييده مديريت دولتي به دولت پناه بردند و اهرم فشار بر سر دنيای فوتبال فرود آوردند، با نامههای محرمانه، با نامههاي فوری، چرا كه هدف درست انتخاب شده بود.
4- نسل «دنيایفوتبال» در دوران جديد انتشار البته زاده شد، نسلي كه تمام سعياش اين بود از زدوبندهاي مرسوم در فوتبال فاصله بگيرد و اسير دلالي نشود، نسلی كه نمیتوان كاور پولی و رابطهای را روی قلمشان ديد. نسلی كه البته بعد از توقف انتشار روزنامه نتوانست خودش را راضی كند در رسانه ديگری قلم بزند و برای همين نويسندگان سرويسهای مختلف روزنامه بيكار ماندهاند به اميد انتشار مجدد روزنامه.
آنها فعلا دنيای «بیفوتبالی» را تحمل ميكنند تا شايد «دنيای فوتبال» برگردد. بازگشتي كه مطمئنا با همان نگاه عمقگرا و مديريتي خواهد بود. نسلی كه به دنبال افشاگری، پرده برداشتن از چهره فوتبال كثيف و رو كردن دست مديرانش است. ما متعهد خواهيم ماند.
واقعا که همه چیزمون یه همه چیزمون میاد. تو فوتبالی که علی عالی کردکلایی ادعای متفاوت بودن بکنه باید درش رو گل گرفت.



