غربتزده در جستوجوی وطن
هواي تازه ميخواهد؛ به طراوت ليگ برتر. ميخواهد برگردد؛ به فضاي پررقابت جزيره. كلي ادعا دارد؛ ادعاي برتري بر فرگوسن و ونگر. مگر در دوران نه چندان طولاني مربيگري در چلسي بارها و بارها چنين كار بزرگي را انجام نداد؟
به نوشته خراسان؛ خوزه مورينيو در يك درد دل مفصل با تايمز از شوق بازگشت به فوتبال انگليس گفت. تماشاي آمار دوران 15 ساله حضور ونگر در آرسنال به آقاي خاص نيروي بازگشت به جايي را ميدهد كه بخش عمدهاي از افتخاراتش را رقم زد. 2 قهرماني در ليگ برتر و فتح 2 جام اتحاديه و جام حذفي طي 3 فصل حضور كامل در استمفورد بريج، تداوم موفقيتهاي او در پورتو بود و حالا مرد پرتغالي در دومين فصل مربيگري در اينتر، نرآتزوري را بر قله سري A نشانده است.
اگر صدرنشيني تيم او ادامه يابد، مورينيو براي پنجمين بار در 7 فصل گذشته يك جام ديگر را به چنگ ميآورد؛ البته در سومين كشور دوران مربيگري خود! مورينيو ميگويد استيلي كاملا انگليسي دارد.
مورينيو در نهانترين گوشه ذهنش، دقايق اولين رقابت دوران حضور در ليگ برتر مقابل منچستريونايتد را حفظ كرده است. خوزه خيلي خوب به ياد دارد در زمان پياده شدن از هواپيما، توسط جزيرهنشينان حمايت شد. آن زمان اصلا به نظر نميرسيد رابطه خوزه و رومن آبراموويچ به آن تلخي پايان يابد.
داستان اولين حاشيهسازي
او در جريان اولين فينال دوران حضور در چلسي به هواداران ليورپول فرمان «ساكت باش» داد و چندي بعد ادعا كرد تيمش با گل ارواح (كنايه از توپي كه هرگز از خط دروازه نگذشت) بازي برگشت نيمهنهايي فصل 2005-2004 ليگ قهرمانان را به قرمزهاي آنفيلد واگذار كرده است. ليورپوليها كينه آقاي خاص را به دل گرفتند.
دشمن فوتبال
مورينيو خارج از فوتبال جزيره هم شيرينكاريهايي در آستين داشت. او به ريكارد تهمت زد. در بين 2 نيمه جدال چلسي و بارسا در ليگ قهرمانان به رختكن داوران رفته و فريسك را تحت فشار قرار داده است. داور بازي كه بعدها مجبور به خداحافظي از فوتبال شد، طي يك اظهارنظر تاريخي مورينيو را دشمن فوتبال ناميد.
دوستان
البته مورينيو غير از مطبوعات (عاشقان واقعي تحريف حرفهاي او) دوستان خوبي داشت. آن رفقا اكنون در روزهاي خالي شدن كمپ اينتر از ستارهها، حال آقاي خاص را ميپرسند؟ مورينيو بيتوجه به چنين مسائلي از كار با جوانان لذت ميبرد. او اخبار چلسي را دنبال ميكند و بر اين اساس اعتقاد دارد تعويض پياپي مربيان (از مورينيو به گرانت، از گرانت به اسكولاري، از اسكولاري به هيدينك و از هيدينك به آنچلوتي) روح انگليسي را از كالبد آبيها خارج كرده و در عوض سيتي كمكم خود را در دل دارندگان فرهنگ انگليسي جا ميكند.
بهشتي نه براي رافا
به نحو عجيبي سرنوشت رافائل بنيتس و خوزه مورينيو به هم گره خورده است. اين 2 مرد مناطق لاتين سال 2004 در والنسيا و پورتو جامهاي اروپايي را بالاي سر بردند و تقريبا همزمان به انگليس نقل مكان كردند. رافا ماند و از سوي رؤساي ليورپول توبيخ شد و مورينيو خيلي زود بار سفر بست. ونگر سال 1996 و فرگوسن سال 1986 از راه رسيدند.
فرگوسن 6 سال و نيم روي جوانان آكادمي منيو سرمايهگذاري كرد و تنها پس از سپري شدن اين بازه زماني اولين جام ليگ را بالاي سر برد. مورينيو هم به سازندگي ميانديشد. سرمربي سابق پورتو گفت: «تصور حضور بيست و چند ساله در يك تيم كمي غيرواقعبينانه به نظر ميرسد اما من آماده تجربه يك فضاي متفاوت هستم. در پورتو هدفم جلب نظر رؤساي باشگاه از طريق كسب فتوحات مختلف بود. در چلسي ميخواستم پس از 50 سال باشگاهي را به جام برسانم و تاريخساز شوم. باتوجه به شناختي كه از آبراموويچ و اطرافيانش (امثال كنيون) به دست آورده بودم، ميدانستم نميتوانم روي حضور 10 ساله در بريج حساب كنم.»
پيروزي به هر قيمتي
اين شعار مورينيو بود اما گاهي اوقات زمين و زمان مقابل او قرار ميگرفتند. حالا مورينيو در ايتالياست: «اينجا سرزمين مادري تاكتيك، كاتاناچيو و فوتبال دفاعي خطاب ميشود. علاوهبر پيروزي به نقض تئوري (دستاوردهاي اندك مربيان خارجي سري A) ميانديشم. قصد دارم آينده چلسي را تضمين كنم و از آنجايي كه مربي يكجانبهنگري نيستم، به شكوفايي استعدادهاي جوان ميانديشم اما در ايتاليا فرصت چنين كاري وجود ندارد. به همين دليل ميگويم انگليس جاي من است.»
همچنان فضول!
مورينيو در ميان اخبار فوتبال انگليس سرك ميكشد و حتي درباره جزئياتي مثل پيوستن سلتيك و رنجرز به ليگ برتر اظهارنظر ميكند. شايد يك ناكامي اروپايي ديگر كه ترجيحا از بازي آينده مرحله گروهي ليگ قهرمانان فصل جاري مقابل بارسلونا شروع شود، روند حضور مجدد مورينيو در فوتبال جزيره را تسهيل كند. كسي چه ميداند... شايد جانشيني فرگوسن يا بنيتس. مورينيو ميخندد و ميگويد: «هنوز به سختي ميلان را ميشناسم چون نزديك جاده سوئيس زندگي ميكنم!»
2 تيم شهر منچستر (منيو براي جايگزيني فرگي و سيتي در انديشه پايان دادن به تراژدي هيوز)، تاتنهام و ليورپول، مورينيو را ميخواهند. خانه بعدي او كجاست؟ راستي مالك نيوكاسل درصورت به دست آوردن پولي هنگفت روي يك مربي خوب حساب باز خواهد كرد!
تاريخ جنگهاي لفظي
1. مورينيو در اولين كنفرانس مطبوعاتي، ژوئن 2004 از حضار خواست سؤال نپرسند چون با قهرمان اروپا و آقاي خاص طرف هستند. يك نفر جواب داد: «ما ميدانيم شما آقاي خاص هستيد اما لطف كنيد به سؤالهاي ما جواب درستي بدهيد!»
2. مورينيو سال 2005 حق نشستن روي نيمكت چلسي را نداشت اما خودش را در سبد لباسهاي كثيف جاي داد و به رختكن آبيهاي لندن انتقال يافت تا با فرامين خود به پيروزي چلسي بر بايرن در بازي مرحله يك چهارم نهايي ليگ قهرمانان كمك كند.
3. مورينيو در يك اقدام توهينآميز مدال قهرماني فصل 2006-2005 ليگبرتر را به سمت تماشاگران پرتاب كرد. يك مدال ديگر به او اهدا شد.
4. با تيپي شبيه دنيرو و وودز در يك تبليغ آمريكايي حضور يافت و ادعا كرد گامي به جلو برداشته است. مورينيو قبل از بارش باران چتري بالاي سرش گرفت.


