تعطیلی بزرگترین پایگاه استعدادیابی ورزش ایران
قهرمانی و استعدادیابی تنها بخشی از اهمیت زنگ ورزش بوده و از آن مهمتر، فقر حرکتی شدیدی است که به خصوص جامعه شهرنشین به ویژه کودکان را تهدید میکند و باعث خواهد شد لطمات جسمانی و به دنبال آن آسیبهای روحی جدی به حدود پنج میلیون و هفتصدهزار دانشآموز مقطع ابتدایی در بیش از 67 هزار دبستان خصوصی و دولتی وارد آید.
کد خبر: ۷۲۸۲۱
| | 15303 بازدید
با وجود آنکه جامعه ورزش در طول چند سال اخیر بارها بر خواست خود مبنی بر تشکیل مجدد معاونت تربیتبدنی در وزارت آموزش و پرورش در راستای اجرای نظام جامع ورزش کشور برای پشتوانهسازی گسترده در سطح مدارس همچون سایر کشورهای صاحب ورزش جهان تاکید داشتند، این وزارتخانه که نتوانسته بود یک سیستم آموزشی مشخص برای مدارس طراحی کند و با توجه به آنکه در بسیاری از مدارس کشور زنگ ورزش چیزی شبیه زنگ تفریح بود، این بار صورت مسئله پاک میشود تا دورنمای بدی برای آینده ورزش کشور که همواره در همین شرایط آموزشی و گزینشی ناقص پشتوانههای فراوانی را در سطوح مختلف تحصیلی از مدارس به دست آورده، بتواند متصور شد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ توجه به توسعه ورزش در نظام آموزش و پرورش کشور به بیش از هشتاد سال میرسد اما در دهه اخیر و به دنبال یک اوجگیری، در دولت هشتم سرازیری این توجه آغاز شد که برطبق شواهد مقرر شده این سرازیری شیب بیشتری به خود گرفت.
برای نخستین بار در سال 1306 با تصويب مجلس وقت درس تربيت بدني و ورزش به صورت اجباري جزو برنامه هاي درسي تمام دوره هاي تحصيلي و مقاطع آموزشي نظام آموزش و پرورش قرار گرفت و به موجب اين قانون هر روز يك ساعت از برنامه هاي دانش آموزان به درس تربيت بدني اختصاص يافت، اما اجرای اين قانون به دليل كمبود نيروی انساني متخصص و نبود امكانات عملاً با مشكل مواجه شد.
در سال 1314 براي تأمين معلم ورزش مورد نياز مدارس دانشكده اي تأسيس شد تا براي تدريس درس تربيت بدني در تمام پايه هاي تحصيلي از ابتدايي تا پايان دوره متوسطه آموزش داده شود، اما با دستور وزير وقت آموزش و پرورش معلم خاص تربيت بدني در دوره ابتدايي حذف و تدريس تربيت بدني و ورزش به معلمان و آموزگاران همان پايه محول شد كه به اعتقاد كارشناسان به دليل حساسيت دوره ابتدايي زيانهايي به ورزش آموزشگاهي و ورزش عمومي كشور وارد شد.
در سال 1323 تشكيلات ورزش و تربيت بدني در مدارس در سطح كشور با عنوان اداره كل تربيت بدني در سطح استان با عنوان كارشناس مسؤول و در سطح شهرستانها با عنوان مسؤول تربيت بدني آموزشگاهها اين فرايند شكل گرفت،اما هنوز نمي توانست جوابگوي نياز جوانان و دانش آموزان به فعاليتهاي ورزشي و كاهش فقر حركتي اين قشر از جامعه باشد.
سال 1357 تشكيلات ورزش مدارس ايران از اداره كل به معاونت ارتقا يافت و مي رفت كه نويد بخش كاهش مشكلات دانش آموزان در بحث تربيت بدني و ورزش باشد، اما كمتر از يك سال مجدداً تشكيلات تربيت بدني از معاونت در سطح وزارت به يك اداره كل زير نظر معاونت پرورشي تنزل پيدا كرد که این اوضاع به دلایل متعدد از جمله گستره وسیع مطالبات و بودجه محدود آموزش و پرورش در طول سه دهه به همین شکل باقی ماند.

با آغاز مقدمات تدوین طرح جامع ورزش کشورو در راستای اجرای این طرح، اداره كل تربيت بدني دختران و اداره كل تربيت بدني پسران ادارات دوقلويي بودند كه به پيشنهاد معاونت پرورشي در سال 1378 با اختيارات جداگانه تشكيل شدند و در سال 1379 با حكم وزير قبلي آموزش و پرورش معاونت تربيت بدني و تندرستي به عنوان يكي از معاونتهای هفتگانه وزارت آموزش و پرورش در ستاد مديريتي و بدنه اجرايي اين وزارتخانه فعاليت تازهای اما این فعالیتها چندان ادامه پیدا نکرد و سال 1384، طرح ادغام این معاونت با معاونت پرورشی از شایعه به حقیقت مبدل شد. تصمیمی که با واکنش دانشگاهیها و متخصصان حوزه تربیتبدنی همراه شد اما همه این واکنشها تاثیری در اجرای آن نداشت.
این عقبگردی جدی برای ورزش محسوب میشد، چرا که در آن مقاطع انتظار از وزارت آموزش و پرورش تقویت جایگاه استعدادیابی بازیکنان مدارس و آموزش هدفمند ایشان در چهارچوب استعدادهای ذاتیشان در رشتههای مختلف و البته علایقشان بود که لزوم تدوین مطالب آموزشی کارآمد و متنوع را برای این ساعت مهم در مدارس یادآور میشد اما با رویکرد تازه، چنین انتظاراتی زیادهخوهی(!) تلقی میشد و اینچنین بود که ورزش در مدارس بار دیگر در حاشیه فرو رفت.
با این حال این انتهای تصمیمات اشتباه نبوده و اخیراً با تصمیمی که اجرایش ورزش را از حدود یک دهه دیگر همزمان با رو آمدن نسل جدید، بیریشهتر از این در آموزش و پرورش خواهد کرد، نشان داده شده همیشه راهی برای تسریع در نابودی ورزش پایه وجود دارد که با خلاقیت میتوان به آن رسید! این بار حذف کامل زنگ ورزش در مدارس ابتدایی و در عوض تعطیلی روزهای پنجشنبه در دستور کار قرار گرفت تا دانشآموزان در آپارتمانهایی که به واسطه نوع سازه، راه رفتن در آن نیز برای همسایگان ایجاد مزاحمت میکند به ورزش بپردازند!
این روش اما چگونه به ذهن برخی کارشناسان و مسئولان رسید و چه انیگزههایی در پس آن بوده، خود حکایتی جدا دارد اما هرکس چنین تصمیمی را اتخاذ کرده قطعاً تصور نمیکرده، در صورتی که تربیتبدنی را از مقطع تحصیلی ابتدایی به کلی حذف شود، چه آثار زیانباری برای ورزش خواهد داشت و حجم عظیم قهرمانانی که نخستین بار در همین مدارس با وجود شیوههای آموزشی نه چندان کامل کشف شدهاند، در کدام پایگاه استعدادیابی با این وسعت شناسایی خواهند شد.
آیا با توجه به آنکه ورزش در سطح آموزش و پرورش نتوانسته به نقطهای که شایستگیاش را داشته برسد، باید تربیتبدنی در سطح پایه آموزش کشور که با وجود این حجم مدارس -به عنوان بزرگترین پایگاه استعدادیابی کشور با حداقل امکانات فعالیت داشته- تعطیل شده و بدین شکل با پاک کردن صورت مسئله، به واقعیتها پشت کرد؟ آیا ده سال دیگر رئیس سازمان ورزش باید پاسخگوی ناکامی ورزش باشد یا مسئولان فعلی آموزش و پرورش را باید زیر سوال برد که چرا و بر مبنای کدام قائده، چنین تصمیمی اتخاذ شده است؟
البته بحث قهرمانی و استعدادیابی تنها بخشی از اهمیت زنگ ورزش بوده و از آن مهمتر، فقر حرکتی شدیدی است که به خصوص جامعه شهرنشین به ویژه کودکان را تهدید میکند و باعث خواهد شد لطمات جسمانی و به دنبال آن آسیبهای روحی جدی به حدود پنج میلیون و هفتصدهزار دانشآموز مقطع ابتدایی در بیش از 67 هزار دبستان خصوصی و دولتی وارد آید. آیا توقع زیادی بود، در عوض تعطیلی یک روز به بهانه ورزش، سه زنگ ورزش در سه روز فرد یا سه روز زوج تحصیلی در نظر گرفته میشد و زحمت استخدام تعداد بیشتری معلم ورزش که خروجی دانشکدههای تربیتبدنی هستند برای این مقطع کشیده میشد؟ در این شرایط قطعاً سخن از احیای معاونت تربیتبدنی در وزارت آموزش و پرورش نیز گزافهگویی است که از همین حیث اصلاً به آن ورود پیدا نمیکنیم.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ توجه به توسعه ورزش در نظام آموزش و پرورش کشور به بیش از هشتاد سال میرسد اما در دهه اخیر و به دنبال یک اوجگیری، در دولت هشتم سرازیری این توجه آغاز شد که برطبق شواهد مقرر شده این سرازیری شیب بیشتری به خود گرفت.
برای نخستین بار در سال 1306 با تصويب مجلس وقت درس تربيت بدني و ورزش به صورت اجباري جزو برنامه هاي درسي تمام دوره هاي تحصيلي و مقاطع آموزشي نظام آموزش و پرورش قرار گرفت و به موجب اين قانون هر روز يك ساعت از برنامه هاي دانش آموزان به درس تربيت بدني اختصاص يافت، اما اجرای اين قانون به دليل كمبود نيروی انساني متخصص و نبود امكانات عملاً با مشكل مواجه شد.
در سال 1314 براي تأمين معلم ورزش مورد نياز مدارس دانشكده اي تأسيس شد تا براي تدريس درس تربيت بدني در تمام پايه هاي تحصيلي از ابتدايي تا پايان دوره متوسطه آموزش داده شود، اما با دستور وزير وقت آموزش و پرورش معلم خاص تربيت بدني در دوره ابتدايي حذف و تدريس تربيت بدني و ورزش به معلمان و آموزگاران همان پايه محول شد كه به اعتقاد كارشناسان به دليل حساسيت دوره ابتدايي زيانهايي به ورزش آموزشگاهي و ورزش عمومي كشور وارد شد.
در سال 1323 تشكيلات ورزش و تربيت بدني در مدارس در سطح كشور با عنوان اداره كل تربيت بدني در سطح استان با عنوان كارشناس مسؤول و در سطح شهرستانها با عنوان مسؤول تربيت بدني آموزشگاهها اين فرايند شكل گرفت،اما هنوز نمي توانست جوابگوي نياز جوانان و دانش آموزان به فعاليتهاي ورزشي و كاهش فقر حركتي اين قشر از جامعه باشد.
سال 1357 تشكيلات ورزش مدارس ايران از اداره كل به معاونت ارتقا يافت و مي رفت كه نويد بخش كاهش مشكلات دانش آموزان در بحث تربيت بدني و ورزش باشد، اما كمتر از يك سال مجدداً تشكيلات تربيت بدني از معاونت در سطح وزارت به يك اداره كل زير نظر معاونت پرورشي تنزل پيدا كرد که این اوضاع به دلایل متعدد از جمله گستره وسیع مطالبات و بودجه محدود آموزش و پرورش در طول سه دهه به همین شکل باقی ماند.

با آغاز مقدمات تدوین طرح جامع ورزش کشورو در راستای اجرای این طرح، اداره كل تربيت بدني دختران و اداره كل تربيت بدني پسران ادارات دوقلويي بودند كه به پيشنهاد معاونت پرورشي در سال 1378 با اختيارات جداگانه تشكيل شدند و در سال 1379 با حكم وزير قبلي آموزش و پرورش معاونت تربيت بدني و تندرستي به عنوان يكي از معاونتهای هفتگانه وزارت آموزش و پرورش در ستاد مديريتي و بدنه اجرايي اين وزارتخانه فعاليت تازهای اما این فعالیتها چندان ادامه پیدا نکرد و سال 1384، طرح ادغام این معاونت با معاونت پرورشی از شایعه به حقیقت مبدل شد. تصمیمی که با واکنش دانشگاهیها و متخصصان حوزه تربیتبدنی همراه شد اما همه این واکنشها تاثیری در اجرای آن نداشت.
این عقبگردی جدی برای ورزش محسوب میشد، چرا که در آن مقاطع انتظار از وزارت آموزش و پرورش تقویت جایگاه استعدادیابی بازیکنان مدارس و آموزش هدفمند ایشان در چهارچوب استعدادهای ذاتیشان در رشتههای مختلف و البته علایقشان بود که لزوم تدوین مطالب آموزشی کارآمد و متنوع را برای این ساعت مهم در مدارس یادآور میشد اما با رویکرد تازه، چنین انتظاراتی زیادهخوهی(!) تلقی میشد و اینچنین بود که ورزش در مدارس بار دیگر در حاشیه فرو رفت.
با این حال این انتهای تصمیمات اشتباه نبوده و اخیراً با تصمیمی که اجرایش ورزش را از حدود یک دهه دیگر همزمان با رو آمدن نسل جدید، بیریشهتر از این در آموزش و پرورش خواهد کرد، نشان داده شده همیشه راهی برای تسریع در نابودی ورزش پایه وجود دارد که با خلاقیت میتوان به آن رسید! این بار حذف کامل زنگ ورزش در مدارس ابتدایی و در عوض تعطیلی روزهای پنجشنبه در دستور کار قرار گرفت تا دانشآموزان در آپارتمانهایی که به واسطه نوع سازه، راه رفتن در آن نیز برای همسایگان ایجاد مزاحمت میکند به ورزش بپردازند!
این روش اما چگونه به ذهن برخی کارشناسان و مسئولان رسید و چه انیگزههایی در پس آن بوده، خود حکایتی جدا دارد اما هرکس چنین تصمیمی را اتخاذ کرده قطعاً تصور نمیکرده، در صورتی که تربیتبدنی را از مقطع تحصیلی ابتدایی به کلی حذف شود، چه آثار زیانباری برای ورزش خواهد داشت و حجم عظیم قهرمانانی که نخستین بار در همین مدارس با وجود شیوههای آموزشی نه چندان کامل کشف شدهاند، در کدام پایگاه استعدادیابی با این وسعت شناسایی خواهند شد.
آیا با توجه به آنکه ورزش در سطح آموزش و پرورش نتوانسته به نقطهای که شایستگیاش را داشته برسد، باید تربیتبدنی در سطح پایه آموزش کشور که با وجود این حجم مدارس -به عنوان بزرگترین پایگاه استعدادیابی کشور با حداقل امکانات فعالیت داشته- تعطیل شده و بدین شکل با پاک کردن صورت مسئله، به واقعیتها پشت کرد؟ آیا ده سال دیگر رئیس سازمان ورزش باید پاسخگوی ناکامی ورزش باشد یا مسئولان فعلی آموزش و پرورش را باید زیر سوال برد که چرا و بر مبنای کدام قائده، چنین تصمیمی اتخاذ شده است؟
البته بحث قهرمانی و استعدادیابی تنها بخشی از اهمیت زنگ ورزش بوده و از آن مهمتر، فقر حرکتی شدیدی است که به خصوص جامعه شهرنشین به ویژه کودکان را تهدید میکند و باعث خواهد شد لطمات جسمانی و به دنبال آن آسیبهای روحی جدی به حدود پنج میلیون و هفتصدهزار دانشآموز مقطع ابتدایی در بیش از 67 هزار دبستان خصوصی و دولتی وارد آید. آیا توقع زیادی بود، در عوض تعطیلی یک روز به بهانه ورزش، سه زنگ ورزش در سه روز فرد یا سه روز زوج تحصیلی در نظر گرفته میشد و زحمت استخدام تعداد بیشتری معلم ورزش که خروجی دانشکدههای تربیتبدنی هستند برای این مقطع کشیده میشد؟ در این شرایط قطعاً سخن از احیای معاونت تربیتبدنی در وزارت آموزش و پرورش نیز گزافهگویی است که از همین حیث اصلاً به آن ورود پیدا نمیکنیم.
گزارش خطا