شاه، هين!
در اسفند ماه سال 1321 شرکت سابق نفت، تیم فوتبال تهران را به آبادان دعوت کرد تا در تعطیلات عید نوروز دراین شهر با تیمهای کارگران، باشگاه ایران و تیم منتخب آبادان در یک دوره از مسابقات شرکت کند.
به نوشته وطن امروز؛ در تیم تهران عدهای از بازیکنان سرشناس آن زمان از جمله مرحوم دکتر عباس اکرامی حضور داشتند.
در مراسم شامی که به علت حضور تیم فوتبال تهران و از طرف شرکت نفت برپا شده بود و حضور بسیاری از بلندپایگان ایرانی و خارجی به چشم میخورد، آقای هاکر که خود از بازیکنان باشگاههای انگلستان و رئیس دانشکده فنی نفت آبادان بود ضمن سخنرانی برای بازیکنان ایرانی خطاب به آنان پیشنهاد کرد حال که شما بازیکنان نامداری شدهاید برای تقویت فوتبال کشور و تعلیم جوانان، خوب است مثل کشورهای خارجی اقدام به تاسیس باشگاه ورزشی و مدارس فوتبال کنید و جوانان را از نظر فرهنگی و ورزشی تعلیم دهید.
دکتر عباس اکرامی، فوتبالیست تحصیلکردهای که بشدت تحت تاثیر فرهنگ بریتانیایی بود و رابطهای دوستانه با رئیس انگلیسی وقت فیفا داشت باشگاهی را بنیان گذاشت که بسرعت ورزش مدرن را به دل تودههای مردم برد. در خرداد 1321 او دیوان حافظ را باز کرد و این شعر را دید:
در هوا چند معلق زنی و جلوه کنی؟
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
شاهین و زیرمجموعههایش (عقاب و شهباز) از شاگردان مدارسی که مرحوم اکرامی خود دبیر آن دبیرستانها بود به جذب بازیکنان با استعداد میپرداختند و به مرور بر تعداد این تیمها افزوده شد تا به 12 تیم رسید و از آن پس نام باشگاه شاهین را بر مجموعه این تیمهای فوتبال، بسکتبال و دوومیدانی نهاد. این آغازی بود بر ظهور نسلی نخبه در ورزش تهران و بعد این حرکت با تاسیس نمایندگیهای باشگاه شاهین در دیگر شهرها به سراسر کشور سرایت کرد.
باشگاه شاهین تا سال 1342 به فعالیت خود در رشتههای مختلف ورزشی بویژه فوتبال ادامه داد و در سالهای مختلف قهرمانیهایی را نیز کسب کرد.
در 20 تیرماه سال 1346 با توطئهای که از قبل طراحی شده بود اختلافاتی بین باشگاه شاهین، فدراسیون فوتبال و تربیت بدنی بوجود آمد که موجب شد باشگاه شاهین منحل شود.
دهه 40 شمسی، شاهین دیگر نهتنها یک باشگاه بشدت مردمی به حساب میآمد، که پایگاهی شده بود برای فعالیتهای اجتماعی بر ضد رژیم پهلوی. اوج این تعارضها زمانی بود که در یکی از رویاروییهای همیشه حیثیتی تیم مردم (شاهین) و تیم دربار (تاج) در امجدیه (شیرودی فعلی) طرفداران شاهین که بیشتر سکوهای جایگاه و روبهروی جایگاه را پر کرده بودند چنین به حضور محمدرضا پهلوی در جایگاه سلطنتی ورزشگاه واکنش نشان دادند.
آنها نام محبوبشان «شاهین» را فریاد میزدند اما به شکلی گسسته و کنایهآمیز؛ یک طرف فریاد میکشیدند «شاه» و طرف دیگر بلافاصله پاسخ میدادند: «هین»! این شد که شاه رمید و با عصبانیت امجدیه را ترک کرد. شاه کینه شاهین را به دل گرفت تا کمی بعد با توطئهای محبوبترین تیم فوتبال ایران را در 1346 به بهانه اختلاف با فدراسیون منحل کند اما باشگاه از نظر حقوقی سر پا ماند و 5 سال بعد پرسپولیس با اسکلت آن تیم فوتبال منحل شده از خاکستر شاهین بپا خاست و تا به امروز میراثدار یک تیم مردمی باقی مانده است.
پس از انحلال، بازیکنان شاهین به تیم پیکان و سپس به پرسپولیس پیوستند ولی باشگاه از نظر حقوقی ثابت و پابرجا باقی ماند و تیم شهباز باشگاه شاهین در مسابقات تهران فعالیت چشمگیری داشت. برای جلوگیری از هرگونه پیشامدی اعضای باشگاه که جمعیت خود را حفظ کرده بودند و هر کدام دارای تحصیلات عالی و مشاغل مهمی بودند بر آن شدند که شالوده باشگاه شاهین را که دارای ورزشگاه خاص خود است از نظر حقوقی و اجتماعی حفظ کنند، لذا به فکر ثبت رسمی باشگاه طبق ضوابط قانونی و حقوقی بهعنوان یک موسسه غیرتجاری و غیرانتفاعی افتادند و مرحوم دکتر عباس اکرامی نیز با این پیشنهاد موافقت کرد و اساسنامه باشگاه شامل 25 ماده توسط چند نفر از قضات برجسته و وکلای دادگستری که عضو باشگاه بودند، تهیه و به شماره 3657 در تاریخ 08/07/1368 در اداره ثبت شرکتها و موسسات غیرتجاری به ثبت رسید.
در اساسنامه باشگاه که با استفاده از اساسنامهها و تجربیات باشگاههای بزرگ اروپایی تهیه شده، اختیارات اداره باشگاه به یک هیات امنای 17 نفری تفویض شده است. این هیات امنا نیز یک هیات مدیره 5 نفری را از اعضای قدیمی باشگاه برای مدیریت باشگاه انتخاب و هیات مدیره نیز مدیرعامل باشگاه را انتخاب میکند.
در اساسنامه باشگاه، همه اموال به باشگاه شاهین تعلق داشته و هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی دارای دیناری مالکیت در باشگاه نیست و ورزشگاه قدیمی که امروز به صورت استادیومی در آمده است طبق سند رسمی اداره ثبت به باشگاه تعلق دارد.


