يتيم مثل سپكتاكرا
تهران امروز؛ چرا هيچ مقام مسئولي ورزش پرتحرك سپكتاكرا را درنمييابد؟ چرا كسي به انجمن اين رشته توجه نميكند؟ چرا مليپوشانش از ديگر ورزشكاران ايران محرومتر هستند؟ چرا حتي سازمان تربيتبدني حكم قهرماني اعضاي اين تيم را تاييد نميكند؟ چرا اين تيم و بازيكنانش حق برخورداري از مصوبه دولت در زمينه تحصيل قهرمانان ملي در شهر موردنظرشان را ندارند؟
چرا اعضاي اين تيم يك به يك درحال ترك كردن اردوي تيمملي هستند؟ اگر از اين رشته تا اين حد دل خوشي ندارند چطور كسب عنوان سومياش در مسابقات داخل سالن در رشته هوپتاكرا (شاخهاي از سپكتاكرا) را در تمام بخشهاي خبري صداوسيما تكرار ميكنند؟ چرا ورزشهاي نوپاي ديگري مثل كبدي تا اين حد مورد توجه مقامات مسئول در سازمان ورزش قرار ميگيرند و فدراسيوندار ميشوند و بودجه جداگانه دريافت ميكنند اما سپكتاكراييها همچنان بايد زيرمجموعه فدراسيون ورزشهاي همگاني باشند؟
چرا اين همه تحقير؟ مگر نه اينكه سپكتاكرا تلفيقي از فوتسال، ژيمناستيك، بدمينتون و ورزشهاي رزمي است؟ پس چطور چنين رشته ورزشي جذاب و تماشايي را كه در ايران سابقهاي هفت، هشت ساله بيشتر ندارد را در همين سن كم تحويل نميگيرند تا همچون بچه سرراهي با آن رفتار نشود؟ مگر اسكيت در ايران چقدر قدمت دارد؟ كبدي يا خيلي رشتههاي ديگر؟
سپكتاكرا در شرق آسيا سابقهاي بيش از 60 سال دارد و ما با اين سابقه اندك آنقدر زود در اين رشته پيشرفت كرديم كه پيش از اعزام به بازيهاي آسيايي 2006 دوحه با كسب مقام سومي جهان مجوز حضور در اين رقابتها را گرفتيم. آن زمان مسئولان كميته ملي المپيك حاضر نبودند اين تيم را راهي مسابقات دوحه كنند و براي مليپوشانش شرط گذاشتند تا درصورت كسب مدال جهاني آنها را سوار هواپيماي دوحه خواهند كرد اما وقتي اين بچهها مدال برنز را اخذ كردند مسئولان ورزش حكم قهرمانيشان را هم تاييد نكردند.
آرمين فرازمند كاپيتان كنار كشيده تيمملي سپكتاكرا دل پردردي همچون ساير همتيميهايش داشت. «مجيد سليماني هم گفته با اين شرايط ادامه نخواهد داد.» آرمين كه پنج سال در ليگبرتر فوتسال و سه فصل در ليگبرتر بسكتبال بازي كرده بود و سابقه سه سال دبيري هيات واترپلو گيلان را در كارنامه داشت بهخاطر پيشرفت اين رشته از استراحتش زد و عضو تيمملي شد و با حضور در هفت دوره مسابقات جهاني و يك دوره بازيهاي آسيايي و چندين حكم جهاني هنوز از حداقل امكانات رفاهي كه براي قهرمانان مليپوش در نظر گرفته ميشود، برخوردار نيست.
اين بازيكن، حالا به اصل خود بازگشته و عضو تيم فوتسال دخانيات گيلان شده تا از اين راه بخشي از مشكلات مالي زندگياش را با يك همسر و يك فرزند برطرف كند. جالب اينكه او از امكان تحصيل در رشت، محل سكونتش برخوردار نيست و مسئولان دانشگاه آزاد حتي مصوبه دولت در اين ارتباط را هم در مورد او رعايت نميكنند.
بهراستي آيا مسئولان ورزش علاقهاي به برپا شدن چنين ورزشي در ايران دارند؟ اصلا چه مشكلي وجود دارد كه در قرن 21 و در سرزمين ايران اينچنين به برخي رشتهها بيتوجهي و به برخي رشتهها توجه آنچناني ميشود؟ بهراستي چه تفاوتي ميان فردين معصومي اهل استان گيلان و آرمين فرازمند اهل همين استان است كه فردين پس از بازگشت از مسابقات جهاني وسط شهر مورد استقبال مسئولان و مقامات قرار ميگيرد اما مديركل تربيتبدني گيلان حتي كاپيتان تيمملي سپكتاكرا را جهت صرف يك چاي به دفترش دعوت نميكند؟
به اميد روزي كه سپك تاكرا مورد توجه مسولين ورزش كشور قرار بگيرد



