كمي انصاف لطفا
هميشه در ورزش صحبت از مروت و جوانمردي كردهايم، اما در مقام عمل اين ويژگي ورزش ايران را به فراموشي سپردهايم تا در نتيجه آن حواشي زيادي در ورزش ايران ايجاد شود.
به نوشته جام جم؛ آنچه مسلم است در اين ورزش اگر كسي بدي كند، جايي در بين مردم نخواهد داشت و كسي هم كه كار خوب و نيك انجام دهد، هيچ وقت نامش از حافظه تاريخي مردم و ورزش پاك نخواهد شد و همواره جايگاه قابل احترامي در جامعه خواهد داشت. گرچه شاهد مثال در ورزش ايران زياد است، اما مردم خود بهترين قاضي در اين زمينه هستند و در برخوردها و اظهارنظرهايشان راجع به بازيگران و تاثيرگذاران ورزش، اين قضاوتها مشهود است.
از اين منظر اگر در ورزش دم از اخلاق و اخلاقگرايي ميزنيم، بايد در مقام عمل نيز متعهد و پايبند به مسائل اخلاقي باشيم و كاري نكنيم كه ديگران و بويژه جوانان نسبت به عملكرد ما شك و ترديد داشته باشند. اصل در ورزش بر احترام است، بويژه بر اساس كسوت و كسي در آن شك و شبههاي ندارد؛ اما به واقع پيش از آنكه اين احترام از سوي كوچكترها باشد، خود پيشكسوت بايد به گونهاي رفتار كند كه همه را تحت تاثير قرار داده و به احترام وادارد.
يعني نميشود من صاحب كسوت، احترام خود را نگه ندارم و توقع داشته باشم ديگران يكطرفه احترام بگذارند. به قول معروف درخت هر چه پربارتر سربه زيرتر و اين اصلي است بديهي، نه تنها در ورزش بلكه در تمام مناسبات اجتماعي. هر كسي به نوعي خلاف آن عمل كرده و از مرزهاي اخلاقي و اجتماعي عبور كند، در واقع، شخصيت فردي و اجتماعي خود را در معرض نقد و ارزيابي مردم قرار داده است.
همه اينها را گفتيم براي اينكه بگوييم از مربي سردو گرم چشيدهاي چون محمد مايلي كهن به هيچوجه انتظار نداريم عليه امير قلعهنويي موضع خصمانه گرفته و مدام وي را بكوبد. نميخواهيم بگوييم قلعهنويي خوب است يا بد، همان طور كه راجع به محمد مايليكهن چنين اظهارنظري را نداريم و همه چيز را به مردم واگذار ميكنيم، اما حرف اين است كه مايليكهن به عنوان يك فرد تحصيلكرده و خاكخورده ورزش كه هميشه دغدغههاي اخلاقي در ورزش داشته است، خود بايد پيشرو در مسائل اخلاقي باشد.
ميگويند رطب خورده منع رطب كي كند. يقينا نميشود صحبت از اخلاق و مسائل اخلاقي كرد اما يك مربي را در مصاحبه مطبوعاتي بعد از بازي كوبيد و شائبههايي را در غيابش مطرح ساخت. براستي خودتان قضاوت كنيد، اين حرف از سوي مايليكهن چه معنايي دارد كه ميگويد: شرم دارم كه بگويم امير قلعهنويي شاگرد من است و...
آيا براستي قلعهنويي آنقدر خطاكار است كه يك مربي بايد شرم داشته باشد كه وي شاگرد است ؟! آن هم در شرايطي كه هيچكس در اين جهان بري از ضعف و خطا نيست.به نظر ميرسد مايلي كهن بايدقدري با تحميل بيشتر عمل كرده و انصاف را در اظهارنظرهايش فراموش نكند.


