لذت سرگیجه وار از 7 هافبک میانی
1- سیستم بازی چلسی زمان سرمربیگری اسکولاری و هیدیدنک و آنچلوتی یکسان نبوده اما «سبک» بازی این تیم چندان متغیر نیست.چرا؟ چون چلسی در خط میانی و حمله «تنوع» گزینه ندارد.
به گزارش گل؛ چلسی تیمی است با هافبک های میانی توپ دار و طراح که هرکدام در تیم های ملی مهم اروپا یا افریقا لیدر یک مجموعه هستند.حول بالاک و لمپارد و اسین و دکو و دروگبا و انلکا تیمی توپ نگه دار و قدرتی ساخته میشود؛تیمی که متمرکز و فشرده بازی میکند اما سرعت انتقالش هم پائین است چه اینکه بازیکن استارتر و انفجاری در خط دوم و سوم و چهارم ندارد.
2- کادرفنی منچستریونایتد به عنوان یکی از منعطف ترین تیم های فنی اروپا،فصل گذشته در بازی رفت مقابل چلسی به این نتیجه رسید که باید برای مقابله با فوتبال قدرتی و متمرکز چلسی،از «متضاد» این استیل استفاده کند. برای همین گیگز و فلچر زوج خط میانی یونایتد بودند و کریک و اسکولز روی نیمکت نشستند؛برای اینکه قرار بود منچستر متمرکز بازی نکند و با حداقل تقه به توپ در یک سوم میانی،حملاتش را طراحی کند و با سرعت،به مصاف قدرت و تمرکز خط میانی چلسی برود.آن بازی را یونایتد سه بر صفر برد. اسکولاری هم چند هفته بعد اخراج شد.
3-این بار در استمفوردبریج فرگوسن،به چلسی بدل نزد.او هم تیمش را با استیل چلسی ارنج کرد.کریک و فلچر در خط دوم،اندرسون در پست شماره 10 سیستم 1-3-2-4،گیگز و والنسیا در چپ و راست و رونی در راس خط حمله.
4-لمپارد و بالاک و دکو توپ میخواهند. چلسی با ارایش لوزی تیمی است که جلوی هر حریفی باید توپ داشته باشد تا بتواند «متمرکز» و زنجیره ای حمله کند.فرگوسن ریسک کرد و بازی تیمش را مثل خود چلسی طراحی کرد. در واقع فرگوسن ترجیح داد به جای اینکه توپ را به چلسی بدهد و در فاز انتقال، حملاتش را طراحی کند، تعداد هافبک های میانی اش را زیاد کند و حفظ توپ را افزایش دهد و چلسی را مجبور به بازی بدون توپ کند. اگر فوتبال فشرده چلسی-یونایتد،لذت گیج کننده ای داشت، مهمترین دلیلش حضور 7 هافبک میانی خیلی آمده و کم اشتباه در یک سوم میانی بود.اسین و بالاک و لمپارد و دکو یک طرف و کریک و فلچر و اندرسون سوی دیگر. توجه کنید که کم پیش می آید 7 هافبک میانی همزمان در یک کسابق حضور داشته باشند.
5-این سبک بازی یونایتد باعث شد در هر دو نیمه بازی یکشنبه شب،بیش از 55 درصد زمان مالکیت توپ مال یونایتد باشد.یعنی هدف اول فرگوسن اجرائی شد.همین موفقیت بود که باعث شد انچلوتی خیلی زود دکو را تعویض کند.وقتی توپ مال چلسی نیست،بهتر است حداقل جو کولِ سرعتی، به جای دکو در زمین باشد، تا در ضدحملات،زور چلسی بیشتر شود.پس فرگی انچلوتی را مجبور به دور شدن از استیل همیشگی تیمش کرد.
6-در فرم بازی چلسی،لمپارد بال چپ لوزی است و آنقدر بالا می آید که در عرض دکو، به او کمک میکند.وقتی لمپارد خیلی بالا میرود،اشلی کول هم باید جلوتر از تری و کاروالیو بازی کند تا حفره در سمت چپ ایجاد نشود.فرگوسن والنسیا را پشت کول قرار داده بود و با این کار نه تنها دفاع چپ چلسی مجبور میشد عقب تر بازی کند و در حملات کمتر شرکت کند،بلکه حمایت اوشی از والنسیا،لمپارد را هم عقب نشانده بود.نتیجه این بود که دکو هم بین فلچر و کریک تنها بماند و در طراحی حملات موفق نباشد.پس کول،لمپارد و دکو به ترتیب از جریان کار تهاجمی خارج شدند و انچلوتی مجبور به تعویض دکو شد تا حداقل لمپارد حرام نشود.
7-یونایتد بازی را باخت اما این بهترین نمایش فنی و تاکتیکی تیم فرگوسن در فصل جاری بود.در فوتبال هیچ فرمولی،شرط «کافی» برای موفقیت نیست.منچستر فصل گذشته با طراحی «ضد چلسی» سه گل به این تیم زد و این بار با طرح «بازی مثل چلسی»،این تیم را زمین گیر کرد و تنها نتیجه نهائی را واگذار کرد.
آنچلوتی باید «تنوع» عملکرد و فرم را وارد خون چلسی کند؛کاری که با آماده شدن جو کول و مالودا شدنی به نظر میرسد.فرگوسن هم دوباره دارد از 2-4-4 محبوب خود دل می کند.او به این نتیجه رسیده که والنسیا و نانی گوش های مدرنی نیستند و نمیتوانند در عمق بازی کنند و بازی در سه خط هم خیلی سخت جواب میدهد.منچستر با 1-3-2-4 هم در عمق بهتر بازی میکند و هم میتواند فوتبال متمرکز را که مورد علاقه فرگوسن است،بهتر اجرا کند.
8-بهترین بازی فصل یونایتد،یکی از بهترین بازیهای لیگ انگلیس،بازی متوسط چلسی،داوری فوق العاده ضعیف و فرگوسن و آنچلوتی و فوتبال دنیا که می بینند و اجرا میکنند و تحلیل میکنند و یاد میگیرند و پیشرفت میکنند.


