صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
درباره بایرن ونگال؛

مردی که دیگر حق با او نیست

در بایرن مونیخ دهه 90 و ابتدای همین دهه فرماندهانی چون لوتار ماتیوس یا اشتفان افنبرگ حضور داشتند اما اکنون قرار است نبض بایرن در دست مارک فان بوملی بزند که در بایرن تحت رهبری کلینزمن تا سکوهای ورزشگاه و حتی جدایی از بایرن هم پیش رفت. بازیکنی که چون هیچ خلاقیتی نداشت از بارسلونای رایکارد کنار گذاشته شد. حالا او باید در نقش فرمانده نقشی را بر عهده بگیرد که روزگاری بر دوش بازیکنی خلاق و تکنیکی چون میشائیل بالاک بود.این تمام مشکلات FC هالیوود نیست.
کد خبر: ۷۱۷۷۰
| |
2357 بازدید

لوئیس ونگال روزگاری می‌گفت: «من هیچ‌وقت بیمار نمی‌شوم و همیشه هم حق با من است». شاید او روزگاری می‌توانست در آسمان‌ها سیر کند و از این حرف‌ها بزند اما از آن روزها زمان زیادی می‌گذرد.

به نوشته وطن امروز؛ 2 باخت پیاپی برابر بوردو از رقابت‌های مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا بایرن‌مونیخ را در آستانه حذف از این رقابت‌ها قرار داده و از سوی دیگر ونگال را هم از عرش به فرش کشانده و از او انسانی عادی ساخته است. «لاله آهنی» که روزگاری قرار بود بایرن‌مونیخ را به یکی از بزرگان فوتبال اروپا بدل کند، حالا باید نگران جایگاه تیمش در بوندس‌لیگا و راهیابی تیمش به لیگ قهرمانان اروپا باشد.زخم‌های کهنه در بایرن سر باز می‌کند.

FC هالیوود که فصل پیش ناجوانمردانه یورگن کلینزمن را کنار گذاشت و پیش از او هم با فیلیکس ماگات خوب تا نکرد، حالا به نحسی برخورده است. بوندس‌لیگا که زمانی عرصه یکه‌تازی مونیخی‌ها بود نیز مانعی دشوار برای آنها شده. حالا در مونیخ همه دچار سرگیجه شده‌اند. از فرانتس بکن‌باوئر رفتنی گرفته تا رومینگه یا حتی اولی هوینس همگی به دنبال دوای درد تیمشان هستند.

هنوز معلوم نیست که هوینس ازخود‌راضی باز هم حاضر است از مرد جاه‌طلب هلندی همچون گذشته پشتیبانی کند یا او هم تسلیم فشارها خواهد شد و هواداران در نیم‌فصل دوم شاهد حضور فردی دیگر روی نیمکت مربیگری تیم محبوبشان خواهند بود.

اگر ونگال از بایرن رفتنی باشد نه به آن خاطر است که حق همیشه با او بوده است بلکه به آن دلیل خواهد بود که تیمش همیشه بازنده از میدان خارج می‌شود. او حالا همه را دشمن خودش کرده است، از هواداران بایرن و بازیکنان قدیمی این تیم گرفته تا سران کلیسای کاتولیک و جامعه مسیحیان.

ونگال از آن دسته مربیانی است که حرف‌هایشان همواره جالب و پرمخاطب به شمار می‌آید. او روزگاری این را هم گفته بود که بایرن همچون خود او مطمئن، فاتح، جاه‌طلب، صادق و نوآور است و البته گرم و خانوادگی. شاید منظور او بایرن دیگری بوده است و نه بایرن‌مونیخ. چون بایرن دستپخت او هیچکدام از این ویژگی‌ها را ندارد. نه برتر است، نه ثبات دارد و نه گرم و خانوادگی است.بایرن این روزها باید به دنبال جایگاهی در صدر جدول برای حضورش در لیگ‌های اروپایی فصل آینده باشد.

سران این تیم هم باید نگران یوروهای از دست رفته‌شان باشند؛ یوروهایی که صرف خرید بازیکنانی چون ماریو گومس یا آناتولی تیموشچوک شدند و اکنون این‌طور به نظر می‌رسد که دور ریخته شده‌اند. بازیکنانی که هر کدام در تیم‌های سابقشان ستاره بودند، اکنون در روی نیمکت بایرن سوسو می‌زنند. مونیخی‌ها که روزگاری در ترکیب خود از بازیکنانی چون لیزارازو یا علی کریمی (مرد سال فوتبال آسیا) بهره می‌بردند، اکنون به برافهاید و بازیکنانی گمنام و ناشناس از این دست دل بسته‌اند.

بدیهی بود که آنها نمی‌توانند از پس انتظارهای بالای هواداران و سران باشگاه همواره پرادعای آلمانی بربیایند. معلوم نیست چه سیاستی برای خرید این بازیکنان در کار بوده و آنها با چه هدف یا امیدی به آلیانس آر‌نا برده شده‌اند. آنهایی که پس از کلینزمن سراغ مربی بزرگ‌تر و نام‌آشناتر دیگری رفتند، جای خالی ستارگانشان را با بازیکنانی معمولی پر کرده‌اند.

در بایرن مونیخ دهه 90 و ابتدای همین دهه فرماندهانی چون لوتار ماتیوس یا اشتفان افنبرگ حضور داشتند اما اکنون قرار است نبض بایرن در دست مارک فان بوملی بزند که در بایرن تحت رهبری کلینزمن تا سکوهای ورزشگاه و حتی جدایی از بایرن هم پیش رفت. بازیکنی که چون هیچ خلاقیتی نداشت از بارسلونای رایکارد کنار گذاشته شد. حالا او باید در نقش فرمانده نقشی را بر عهده بگیرد که روزگاری بر دوش بازیکنی خلاق و تکنیکی چون میشائیل بالاک بود.این تمام مشکلات FC هالیوود نیست.

بایرن در درون دروازه هم دیگر اولیورکان را ندارد. رنسینگ و هانس یورگ‌بوت هرگز نتوانسته‌اند نمایش قدرتمندانه و باثبات سال‌های پیش کان را ارائه دهند. رنسینگ که روزگاری گفته می‌شد می‌تواند سنگربان شماره یک بایرن و حتی تیم ملی آلمان باشد، این روزها حضوری ثابت در نیمکت ذخیره‌ها دارد. بوت هم که در روزگار جوانی‌اش در هامبورگ با مهدی مهدوی‌کیا همبازی بود و گلزنی هم می‌کرد، هر اندازه هم که توانا و باتجربه باشد از رهبری قدرتمندانه کان و نفوذ او روی عناصر خط دفاعی تیمش بهره‌مند نیست.

بایرن در خط حمله هم اگر چه لوکاتونی، میروسلاو کلوزه، ماریوگومس و مولر گمنام را دارد اما در بسیاری از بازی‌های فصل جاری با گل‌هایی که مدافعانش به ثمر می‌رسانند، توانسته پیروز از میدان خارج شود. گل نزدن این مهاجمان تا اندازه‌ای به ناکارآمدی خط هافبک بایرن بازمی‌گردد. خط هافبکی که نه فرمانده دارد و نه طراح و پر است از بازیکنانی که سبک بازی یکسان و مشابهی با هم دارند.

بایرن 3 هافبک دفاعی دارد (فان بومل، تیموشچوک و دمیکلیس) اما حتی یک بالاک را هم در ترکیب خود ندارد. جای خالی شول و کریمی پر نشده است. روبن و ریبری هم با آسیب‌دیدگی‌هایی که گریبانشان را گرفت، بر مشکلات بایرن افزوده‌اند. اما نباید از یاد برد که اصلا قرار نبود روبن هلندی در بایرن حضور داشته باشد. قرار بود ریبری امید اول و آخر مونیخی‌ها باشد.

حالا برای بایرن نه امیدی مانده و نه ریبری. شاید حضور همزمان ریبری و روبن آماده کارگشای بایرن در بوندس‌لیگا باشد، اما شاید تا حضور هر دوی آنها در ترکیب دیگر ونگال روی نیمکت بایرن نباشد. بایرن‌مونیخ نوامبری پرتلاطم و به احتمال فراوان زمستانی گرم و پرخبر را پیش‌رو دارد.

باید منتظر ماند و دید کریستین نرلینگر، مدیر ورزشی بایرن پس از آنکه اولی هوینس را در صدر مجمع بایرن و نه کنار دستش دید با این همه مشغله و گرفتاری چگونه کار خواهد کرد و کنار خواهد آمد.

آیا یوونتوس با لغزش خود می‌تواند موجب امیدواری بایرن برای ادامه حضور در فصل جاری لیگ قهرمانان اروپا شود؟ و آیا بایرن در پایان فصل همان سرنوشتی را خواهد داشت که 2 فصل پیش تجربه کرد؛ دوری از لیگ قهرمانان اروپا و حضور در مجمع متوسط‌ها در لیگ اروپا؟ آیا می‌توان امیدوار بود، ونگال در ادامه رقابت‌های فصل معجزه کند؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟