سعیدلو هم ورزشی نیست
معاونت ورزش همگانی از چارت تشکیلاتی سازمان تربیت بدنی حذف میشود تا همه تلاشهای 6 ساله گذشته برای حرکت در مسیر طرح جامع ورزش کشور بر اساس افق چشمانداز 20 ساله به فراموشی سپرده شود و ورزش درست به روزگار مدیریت مصطفی هاشمیطبا برگردد که تمام اتفاقات ورزشی کشور از سوی معاون توسعه قهرمانی اداره شود.
این آخرین خبر علی سعیدلو پیش از سفر به ویتنام بود که در حاشیه نشست علم و فوتبال به ایسنا داد. اینکه با حذف معاونت توسعه ورزش قهرمانی، این حمید سجادی است که تمام امور ورزشی کشور را به تنهایی بر عهده خواهد داشت. اتفاقی که سبب میشود تا آخرین بازمانده از نسل حلقه مدیران محمد علیآبادی هم از چارت سازمان ورزش حذف شود.
حسین صادق عابدین، شهردار پیشین منطقه 2 تهران در زمان شهرداری محمود احمدینژاد که از نزدیکان به علیآبادی است و با حضور او در ورزش به فدراسیون بیسبال و راگبی آورده شد و از حلقه مشاوران ویژه معاون سابق ورزشی رئیسجمهور بود با تغییرات انجام گرفته از سمت معاون ورزش همگانی عزل میشود و پایان حضورش در ورزش از راه میرسد.
او که البته قبل از ورودش توسط علیآبادی به فدراسیون بیسبال پیشینه ورزشی نداشت و یکباره یکی از تصمیمسازان ورزش کشور شد، در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری عنوان میشد مسئولیت ستاد ورزشکاران حامی محمود احمدینژاد را بر عهده دارد.
طومار ارسالی از سوی فدراسیونها در حمایت از حضور محمد علیآبادی در ورزش به رئیسجمهور را به صادق عابدین نسبت میدادند. اتفاقی که به تنهایی دلیلی منطقی بود که نتواند با سعیدلو ادامه همکاری داشته باشد آن هم در شرایطی که سعیدلو بسیاری از مدیران ورزشیتر دوره علیآبادی چون حسام، ارشدی و کیومرث هاشمی را از مناصبشان برکنار کرده بود.
عابدین خود میداند که به پایان راه همکاری با علی سعیدلو رسیده است. او به بهانه تغییرات چارت اجرایی ورزش کشور دقایقی را با خبر به گفت و گو نشست و در جواب این سئوال که آیا آیندهای در ورزش کشور با ریاست علی سعیدلو دارد گفت: «با توجه به تغییر قریبالوقوع چارت مدیریتهای ورزشی کشور باید ببینم از سوی سازمان تربیت بدنی دعوت به همکاری میشوم؟ اگر این پیشنهاد ارائه شود حتماً دربارهاش فکر میکنم.»
خبر حذف معاونت ورزش همگانی خیلی ناگهانی و دور از ذهن بود.
البته ما از این تصمیم اطلاع داشتیم و به شخصه من از موافقان این ادغام بودم. به نظرم معاونت توسعه ورزش همگانی که در دورهگذار سه ماهه به من سپرده شد، فدراسیونهایی را دربر میگرفت که بسیاری از آنها بیشتر برنامههایشان جنبه قهرمانی داشت و خیلی حیطه عملکردیشان ارتباطی به معاونت ورزش همگانی نداشت. فدراسیونهایی بودند که باید در ورزش قهرمانی مسابقاتشان را برگزار میکردند.
اما هدف از تشکیل معاونت ورزش همگانی این بود که بسترسازی برای ورزش ایجاد شود.
اتفاقاً دلیلی که من مدام به علیآبادی میگفتم این معاونت باید منحل شود همین است. ورزش قهرمانی مهمترین رکنش ورزش همگانی است. هر فدراسیونی باید برای همگان امکان ورزش ایجاد کند تا بتواند استعداد جذب کند و از این راه برای قهرمانانش پشتوانه بسازد و کارمان به جایی نرسد که با از دست دادن یک قهرمان برایش جانشینی نداشته باشیم.
قبول دارید معاونت ورزش قهرمانی بر اساس طرح توسعه ورزش به چارت تشکیلات ورزش اضافه شده بود. این نوعی عقبگرد نیست؟
اینکه 6 سال قبل یک طرحی نوشته شده الزامی برای مدیران بعدی نمیآورد که حتماً پایبند به اجرایش باشند. اگرچه علیآبادی هم سعی میکرد تا این طرح توسعه را پیش ببرد اما در سه ماهی که من مسئولیت ورزش قهرمانی را بعد از آقای حسام به دست گرفتم، این قطعیت را برایش ایجاد کردم که این معاونت باید به کلی حذف شود.
با این حال بسیاری معتقدند که این حذف معاونت ورزش قهرمانی بیشتر به دلیل حذف شخص شما بوده است؟
من به این قضایا نمیخواهم دامن بزنم. تغییرات حق هر مدیری است که میآید. یکسری ایده و روش دارد که افراد مدیریتیاش را بر اساس آن الگو باید خودش بچیند. باید کسانی که میآیند بتوانند با این ایدهها کار کنند.
به هر حال با تغییراتی که سعیدلو ایجاد کرد، با حذف هاشمی، حسام، ارشدی و کاهش اختیارات ساور یا هادیانی، شما هم خود به خود باید حذف میشدید.
من این گفته را به شکلی که شما میگویید قبول ندارم. به *هر حال گفتم هر مدیری برای رفتارش مبنایی دارد. من فکر میکنم باید این مسئله دو سویه دیده شود. شاید این افرادی که جدا شدند هم نمیتوانستند با افکار مدیریت جدید کار کنند. به هر ترتیب هر جابجایی یکسری تغییرات را به همراه داردکه شما نامش را میگذارید کنار رفتن حلقه یاران علیآبادی. البته من میگویم دولت نهم تفاوتی با دولت دهم ندارد و اینها در امتداد هم هستند. هم سعیدلو از مدیران نزدیک به رئیسجمهور است و هم علیآبادی.
ولی از دو طیف فکری مختلف؟
نه از دو طیف نیستند. آنها کاملاً از یک طیف هستند. آنها در شهرداری همکار بودند و دوستانی صمیمی هستند.
اما مثلاً آقای سعیدلو نزدیکتر به آقایان مشایی و رحیمی هستند تا آقای علیآبادی؟
من این طرز فکر که آقای مشایی حلقه جداکننده مسئولان دولت دهم باشد را قبول ندارم. او به عنوان رئیس دفتر رئیسجمهور حلقه اتصالدهنده مقامات دولت هستند. البته من این را به عنوان کسی میگویم که بیش از ورزش، مدیری سیاسی بودهام، البته قبول دارم که بین این اعضا تفاوت طرز فکر وجود دارد و گروهی از نظر فکری به هم نزدیکتر هستند و با هم بهتر کار میکنند.
مهمترین ایراد وارد شده به دوست شما آقای علیآبادی، استفاده از مدیران غیرورزشی مثل شما در تشکیلات ورزش کشور بود. اتفاقی که سبب شد سعیدلو با در دست گرفتن ورزش به راحتی شروع به ایجاد تغییرات کند.
من دلایل دکتر سعیدلو را برای ایجاد تغییرات نمیدانم که چرا این افراد عوض شدند.
قبول دارید که غیرورزشی نبودن شما و همکارانتان سبب اعتراضات دامنهدار به مدیریت علیآبادی شد؟
مهمترین معاونت آن زمان، ورزش قهرمانی بود که کیومرث هاشمی سالها از مدیران ورزش کشور بود.
البته ایشان در سازمان بودند اما نه از جنس ورزش.
من باید از کار آقای علیآبادی دفاع کنم یا انتقاد؟
اتفاقاً میخواهیم بدانیم که شما به عنوان یکی از دوستان او از عملکردش دفاع میکنید یا انتقاد؟
مسئله مدیریت متفاوت از بحثی است که در روزنامهها مطرح میشود. یک رئیس بیمارستان حتماً نباید یک پزشک جراح باشد یا خیلی مثالهای دیگر از این دست هم میتوان زد. چون در ورزش هم نه علیآبادی ورزشی بوده نه سعیدلو. نه حتی مهرعلیزاده و هاشمیطبا. اینها همه مدیران غیرورزشی بودند که به تربیت بدنی آمدند. لازمه مدیریت ورزش داشتن اطلاعات تخصصی نیست.
اما حداقل باید اطرافش کارشناسان باشند؟
بله این را اساساً قبول دارم. باید شخص رئیس بتواند از نیروهای متخصص استفاده کند.
و به همین دلیل است که ناکامیهای ورزش در زمان علیآبادی را ناشی از عدم تخصصگرایی میدانند.
من معتقدم علیآبادی موفق بود.
بر اساس کدام شاخص؟
شاخص اصلی ساخت زیرساخت است. تا زمانی که تجهیزات و زیرساخت نباشد، پیشرفتی هم نیست که علیآبادی در این بحث بسیار موفق عمل کرد. علیآبادی میتوانست به چند رشته، ورزش کشور را محدود کند اما او مدیریتی کلاننگر داشت و حاصلش این بود که ایران در بسیاری از رشتهها برای اولین بار به المپیک رسیدو این اتفاق ملاکی است برای موفقیت دوره مدیریت علیآبادی. حالا اگر مدال نمیگیریم باید ریشهاش در مدیریت دوره قبل بررسی شود چون ورزش چند سالی زمان میبرد تا به نتیجه برسد. زمانی نزدیک به 6 سال. ما در المپیک ناکام بودیم چون قبلیها نکاشته بودند که ما برداشت کنیم و حاصل زحمات علیآبادی هم در اواسط کار سعیدلو به بار مینشیند.
بر اساس تعریفی که گفتید دو سؤال مطرح میشود. اول در ساخت و ساز که ایشان گفته بود میتواند میزبان یک تورنمنت بزرگ باشد اما ورزشگاهها به بازیهای اسلامی هم نرسیدند. آن هم ورزشگاههایی که فقط بازسازی شدند نه احداث!
ورزشگاهها قطعاً آماده میشدند اگر بازیها به خاطر مسائل پزشکی به تعویق نمیافتاد. تازه آن ورزشگاهها تغییرات اساسی کرده بودند.
اما آقای علیآبادی در مراسم افتتاح ورزشگاه ایلام وعده از آمادگی میزبانی مسابقات بزرگ در ورزشگاههای ساخته شده در دوره خودش داده بود؟
متأسفانه من آن مصاحبه را یادم نیست. اگر اجازه بدهید ساعت نماز است و عادت دارم نماز اول وقت بخوانم.
اما این سئوال باقی مانده که با استدلال شما همه آن رشتههایی که مجوز حضور در المپیک گرفتهاند را باید به نام مدیران پیش از علیآبادی نوشت؟
بیشک آنها هم سهم داشتند. اما درصد این سهم مهم است.
مثلاً اگر 6 طلا میگرفتیم هم این حرف را میزدید؟
قطعاً میگفتم.
پس موفقیتهای قایقرانی، والیبال و بسکتبال ربطی به علیآبادی ندارد؟
البته درباره قایقرانی فکر میکنم این پیشرفت در دو سال گذشته بوده و در دو رشته دیگر هم باید سهمی را به مدیریتهای قبلی داد.
این یعنی شما حرف خودتان را نقض کردید؟
نهاین طور نیست. من میگویم اطلاعاتم درباره سهمبندی ناقص است. بهتر است این را از رؤسای فدراسیونهایشان بپرسید. به هر حال هم علیآبادی و هم مدیر قبل از او در این موفقیتها نقش داشتند اما باید درصدبندی شود. البته من دیگر نمازم دیر شده و باید بروم.


