صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تصور کنيد او کريمي را به سکوها مي فرستاد؛

کرانچار مربي ضدستاره

در پرسپوليس انگار کم استعدادترها بيشتر به بازي گرفته مي شوند و کرانچار را بايد يک مربي ضدستاره دانست. کرانچار به ستاره ها اجازه رشد نمي دهد و پرسپوليس گرفتار همين لج بازي هاي کرانچار است.
کد خبر: ۷۱۲۱۴
| |
2531 بازدید

پرسپوليس، اين تيم پرستاره و بحران زده، با هر پيروزي خود را مدعي قهرماني تصور مي کند و با هر شکست به واقعيت هايي درباره خود پي مي برد. اما پرسپوليس مثلاً آن روز که مقابل تراکتورسازي تبريز به پيروزي رسيد، بايد درباره خود منصفانه قضاوت مي کرد. پرسپوليس استحقاق پيروزي مقابل تراکتورسازي را نداشت و فقط خوش اقبال بود و 3 امتياز را به جيب زد.

به نوشته قدس؛ بي خردي هاي کرانچار را پاياني نيست. مرد کروات، همه کرواتهايي را که به ايران آمده اند در کلاسي پايين تر از خود مي داند، اما واقعيت چيز ديگري است. او را آرام آرام مي توان از ضعيف ترين کرواتهايي دانست که به فوتبال ايران آمده اند، برانکوايوانکوويچ که در خيال کرانچار تحويل گرفته نمي شود، در فوتبال ملي ايران مرد موفقي بود.

کرانچار را مي توان با هم ميهن ديگرش، ونيکوبگوويچ مقايسه کرد. اگرچه بگوويچ در فوتبال کرواسي هرگز در اندازه کرانچار نبوده، اما کرانچار فوتبال ايران خود را در کلاس ونيکوبگوويچ معرفي مي کند. البته فراموش نکنيم که بگوويچ در فولاد تبحري در زمينه بازيکن سازي از خود نشان داد.

اما کرانچار در زمينه شناسايي بازيکنان تيمش بسيار ناوارد است. او هنوز ترکيب ثابتي براي تيمش نساخته، بازيکنان را در پستهاي غيرتخصصي به ميدان مي فرستد، بازيکنان را در بهترين شرايط از ترکيب خارج مي کند و به سان مربيان آماتور با لج بازي بهترين بازيکنان تيمش را حتي به سکو مي فرستد. هميشه با بازيکنان دچار سؤ تفاهم است و اين رفتار از يک مربي حرفه اي سر نمي زند.

پرسپوليس آن چنان دچار بحران مديريت بوده که کرانچار فرصت ادامه کار يافته است. همه به درستي ضعفهاي پرسپوليس را به بحران مديريت اين تيم مربوط مي دانند و اين سرپوشي است بر ضعفهاي جناب کرانچار.

اين پذيرفتني نيست که بحران مديريت کرانچار را مجبور مي کند که اين چنين ارنج هاي مسخره اي را انتخاب کند. پرسپوليس تيم بي ستاره و کم مهره اي نيست. کرانچار انتخاب کننده بازيکنانش نبوده، اما تيم ناکارآمدي را در مقايسه با ساير تيمهاي ليگ برتري تحويل نگرفته است. پرسپوليس را مي توان صاحب نيروي انساني کارآمد براي قهرماني در ليگ برتر دانست، اما کرانچار در اين تيم همواره با بي خردي مربيگري کرده است. او در همين هفته هاي اخير مقابل مربيان تازه کاري مثل کمالوند و استيلي که تيمهاي درجه اولي را در اختيار ندارند، ضعف مربيگري خود را نشان داد.

هم کمالوند و هم استيلي، کرانچار را مربي ناکارآمدي جلوه دادند. کمالوند در آزادي به کرانچار باخت، اما فوتبالي که تراکتورسازي ارايه داد کجا و فوتبالي که پرسپوليس ارايه داد کجا. استيلي هم که از روي نيمکت بلند نشد و کرانچار را شکست داد.کرانچار در فرصتي که کاشاني به پرسپوليس آمد و پرسپوليس بهتر مديريت شد، هرگز نتوانست در تيمش پيشرفت فني به وجود آورد.

تيم او کمي بهتر نتيجه گرفت، اما فوتبال بهتري ارايه نکرد.پرسپوليس با حضور بازيکناني مثل شيث رضايي، عادل کلاه کج، ميثم بائو، اشپيتيم آرفي، وسلي برزيليا، کريم باقري و... مي تواند مدعي قهرماني باشد، اما اين روزها در کلاسي پايين بازي مي کند.

در پرسپوليس بازيکنان رشد نمي کنند. ميثم بائو هر گاه در اين تيم خود را در قواره ستاره ليگ برتر و يک مدعي براي تيم ملي مطرح کرده، دوباره به نيمکت و سکو رفته است. عادل کلاه کج نيز اسير همين کج انديشي هاست. اشپيتيم آرفي، ستاره فصل گذشته ليگ برتر به بيکاره اي در پرسپوليس تبديل شده و محسن خليلي در اين تيم تحويل گرفته نمي شود.

در پرسپوليس انگار کم استعدادترها بيشتر به بازي گرفته مي شوند و کرانچار را بايد يک مربي ضدستاره دانست. کرانچار به ستاره ها اجازه رشد نمي دهد و پرسپوليس گرفتار همين لج بازي هاي کرانچار است.

پرسپوليس به تيم سؤ تفاهم ها تبديل شده و کرانچار در ايجاد ارتباط سالم در پرسپوليس هرگز مربي موفقي نبوده و نيست. پرسپوليس چه خوش اقبال است که علي کريمي را در اختيار ندارد و گرنه ارتباط کريمي و کرانچار به کجا مي کشيد؟ تصور کنيد کرانچار، علي کريمي را نيز چند بازي به سکوها مي فرستاد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟