لگیا باید به ایران غرامت بدهد
وقتی در بازی با کلمبیا باران شدت گرفته بود و هیچ جای خشکی در ورزشگاه دیده نمیشد داور بازی سوت پایان نیمه نخست را به صدا درآورد تا نوجوانان ایران و کلمبیا با نتیجه تساوی به رختکن بروند.
به نوشته وطن امروز؛ بارش باران آنقدر زیاد بود که بسیاری از تماشاگران ورزشگاه را ترک کردند تا از گیرندههای خود نظارهگر بازی 2 تیم باشند. نیمه دوم که آغاز شد کلمبیاییها پیراهنهای خیس خود را عوض کرده بودند و شورت و ساق ورزشیشان را هم همینطور، اما ملیپوشان نوجوان ایران که لباسشان از خیسی بیش از اندازه به بدنشان چسبیده بود با همان سر و وضع وارد زمین شدند و به دلیل اینکه لباس دیگری نداشتند با همان لباسهای خیس نیمه دوم را به اتمام رساندند. انگار نه انگار.
عین خیال کسی هم نبود که چه اتفاقی افتاده است و چرا ملیپوشان تیم ایران لباسی برای تعویض ندارند. کسی حتی این سوال را از مسؤولان نپرسيد که چرا آن اسپانسری که در بوق و کرنا کرده بودند حاضر نشد لباس ملیپوشان را تامین کند؟
وقتی نخستین بازی نوجوانان در مسابقات جام جهانی پخش شد کاملا واضح بود که پیراهن تن آنها مارک یکی از تولیدیهای داخلی است که روی آرم آن پوشانده شده است و خبری از شرکت لگیا نیست؛ همان شرکت ایتالیایی که با امضای قراردادی مشابه قرارداد ترکمانچای فقط تامین لباس تیم ملی نوجوانان را متقبل شده بود نه چیز دیگری را!
قراردادی که با شروع مسابقات جام جهانی حتی ابتداییترین بند آن هم اجرا نشد تا ایران تنها تیم بدون اسپانسر این دوره از رقابتها لقب بگیرد. این اتفاق در حالی افتاده است که بدقولی این شرکت ایتالیایی و عدم ارسال بموقع لباسهای ورزشی را هیچکس به گردن نمیگیرد، حتی مسؤولان فدراسیون و کمیته بازاریابی که این قرارداد با امضای آنها به ثبت رسیده است؛ قراردادی که غیر از توهین به فوتبال ایران چیز دیگری را با خودش نداشت.
آنها حتی موبایل خود را جواب نمیدهند و اگر هم این کار را انجام بدهند، میگویند: «فعلا در اینباره حرفی نباید زده شود». ایران در این مسابقات لباسهای تولید داخلی را به تن کرد و روی آرم آن را پوشاند تا مبادا فیفا فدراسیون را جریمه کند که چرا از اسپانسری غیر از اسپانسرهای تایید شده فدراسیون جهانی استفاده کرده است.
لگیا به قول خودش عمل نکرد و بهرغم اینکه با فدراسیون ایران قرارداد داشت لباسهای نوجوانان را برای مسابقات جامجهانی نفرستاد تا شاید این اتفاق درس عبرتی باشد برای قراردادهای آتی که چشمبسته امضا نشود.
این در حالی است که مسؤولان فدراسیون حاضر به پاسخگویی در اینباره نیستند، حتی کسی نمیداند آنها چه موضعی در قبال این اتفاق خواهند گرفت، اما آنچه عقل سلیم حکم میکند این است که شکایت از طریق فیفا و گرفتن غرامت از این شرکت منطقیترین راه به نظر میرسد؛ راهکاری که بدون شک خود این شرکتها سرلوحه فعالیتهایشان قراردادهاند.
فلاشبکی به زمان سرمربیگری قلعهنویی در تیم ملی ميزنيم. آن زمان فدراسیون با شرکت تولیدی پوما قرارداد داشت و از بدو ورود قلعهنویی به تیم ملی به یکباره اسپانسر آن تغییر کرد و شرکت تولیدی مجید روی پیراهنهای تیم ملی آمد. در پی این اقدام شرکت تولیدی پوما با مراجعه به مراجع قانونی، این اقدام فدراسیون ایران را محکوم کرد و از فدراسیون آن زمان 350 هزار یورو طلبکار شد.
خارجیها و در کل شرکتهایی که اسپانسر تیمها میشوند با هیچکس تعارف ندارند و در صورت اجرا نشدن مفاد قرارداد براحتی از طرف مقابل خود شکایت میکنند. این همان کاری است که فدراسیون ایران در قبال بیمسؤولیتی لگیای ایتالیایی باید انجام دهد.
آیا این اتفاق خواهد افتاد و مدیر کمیته بازاریابی به فکر گرفتن غرامت از این شرکت میافتد یا اینکه مفاد قرارداد واقعا شبیه ترکمانچای است و جای هیچگونه شکایتی را باقی نمیگذارد؟


