فوتبال؛ قربانی جنگ سرد
در دور یک چهارم نهایی نخستین دوره جام ملتهای اروپا تیمهای ملی فوتبال اسپانیا و شوروی باید با یکدیگر روبهرو میشدند اما پرواز به مقصد مسکو به یکباره متوقف شد.
به نوشته وطن امروز؛ ژنرال فرانکو، دیکتاتور اسپانیا آن مسابقه را بایکوت کرد و با گرفتن آخرین فرصت از نسلی بزرگ، رویاهای آنها را بر باد داد. زمستان 1960. فرودگاه مادرید. بازیکنان تیم ملی اسپانیا همراه با «لادیسلاو کوبالا»، «فرانسیسکو جنتو»، «لوئیس سوآرس» و سرانجام «آلفردو دی استفانو» - مربع افسانهایشان - با موهایی شانه شده و مرتب و البته همچنان خیس از دوش پس از آخرین جلسه تمرین، در فرودگاه مادرید آماده پرواز به مسکو بودند. پروازی برای انجام دور رفت مرحله یک چهارم نهایی نخستین دوره از رقابتهای فوتبال جام ملتهای اروپا برابر شوروی سابق.
پیکار خط حملهای رویایی با دیوار دفاعی بتونی به رهبری دروازهبانی شکست ناپذیر همچون «لئو یاشین». آن مسابقه میتوانست دوئلی جاودانه باشد. نبردی که برای همیشه از آن با ستایش فراوان یاد شود اما... اما آن چه به جا ماند، مثلی سیاسی بود. ترکیبی که به فردی خواهان نقشآفرینی و بازی در جنگ سرد اطلاق میشد.
فرانسیسکو فرانکو 21 سال پیش از آن مسابقه در اسپانیا قدرت را به دست گرفته بود؛ ژنرالی از افراطیترین فاشیستهای دست راست که نمیتوانست پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی از جمهوریخواهان، یعنی سرسختترین گروه مخالفش در جنگ خانمانسوز داخلی اسپانیا را از یاد ببرد.
دیکتاتور اگر چه در نظم نوین جهانی پس از سال 1945 و پایان جنگ دوم جهانی توانست جایگاهش را در سیاست غربي دوباره به دست بیاورد، با این حال همانند همتای پرتغالیاش – آنتونیو سالازار – «کودکان کثیف» شمرده میشدند و به همین خاطر هم در بازیهای بزرگ سیاسی جایگاهی نداشتند.
اکنون در فاصله کوتاهی مانده به پرواز تیم ملی اسپانیا به شوروی ساعت اعلام جنگ شخصی فرانکو به صدا درآمده بود. رفتن به کشور دشمن و پیروی کردن از تشریفات آنها؟ باور کردنی نیست. بعد هم دادن اجازه به آنها برای ورود به سرزمین خودی برای انجام بازی برگشت؟ هرگز! حرفش را هم نزنید!
«چرا؟ چرا؟» فرانکو آن مسابقه را تحریم کرد. بایکوت یعنی چماق قدرت بر سر ورزش، یعنی کابوس ورزشکاران. آلفردو دیاستفانو زمانی که تیم ملی اسپانیا از تحریم آن مسابقه خبردار شد، چنان شوکه شده بود که مرتب فریاد میکشید: «چرا؟ چرا؟» و باز هم «چرا؟».
مردی خاکستری پوش سرد و خشک به او جواب داد: «دستور وگاست.» منظور او وزیر کشور رژیم فرانکو بود که همراه با «سالگادو»، وزیر اطلاعات خواستههای فرانکو را به اجرا در میآوردند. «لافوئنته کائوس» رئیس شجاع وقت فدراسیون فوتبال اسپانیا نیز در اینکه فوتبال باید از مسائل سياسي دور بماند، پافشاری میکرد. با این همه نتوانست فالانژهای لجباز را متقاعد کند و از تصمیمشان منصرف کند. خبرگزاری فرانسه AFP فردای آن روز نوشت: «فوتبال قربانی جنگ سرد میشود».
یوفا، اتحادیه فوتبال اروپا به ریاست «پیر دلونی» تلاش کرد تا با میانجیگری نگذارد نخستین دوره جام ملتهای اروپا بیدرنگ عرصه جنگ لفظی سیاسی شود. خود یوفا نیز بر سر نقشش در اروپایی درگیر میان جنگ قدرت دو بلوک میجنگید. اگر چه حکومت اسپانیا پیشنهاد دلونی درباره برگزاری 2 مسابقه در زمین بیطرف را پذیرفت، با این حال طرف دیگر اعلام کرد که تیم ملی کشورش بدون مسابقه هم میتواند راهی دور نیمه نهایی شود و با لبخندی سرد پیشنهاد سازش را رد کرد.
بنابراین برای یوفا هم چاره دیگری نماند جز این که شوروی را تیم راه یافته به نیمهنهایی اعلام کند. از این گذشته اسپانیاییها به پرداخت 2000 فرانک سوییس جریمه محکوم شدند. میزبانی دور نهایی هم با وجود علاقهمندی اسپانیاییها به کشوری دیگر واگذار شد و از دست آنها دور ماند. این رقابتها در نهایت در فرانسه انجام شد.
در نیمه نهایی شوروی با نتیجه 3 بر صفر چکسلواکی را با «یوزف ماسوپوست» شکست داد تا در فینال پاریس با یوگسلاوی رو به رو شود. در این مسابقه ابتدا یوگسلاوی با گلی زودهنگام از حریف پیش افتاد اما در ادامه «مترولی» بازی را به تساوی کشاند و «پوندلنیک» در وقت اضافه با ضربه سر گل پیروزی را برای شوروی به ثمر رساند.
هر چند قهرمان بازی پایانی کسی به جز لئو یاشین نبود. «عنکبوت سیاه» ضربههای سنگین یوگسلاوها را چنان مهار میکرد که گویی بالشهایی پنبهای هستند که بچههای کوچک آنها را پرتاب میکنند. «اکیپ»، روزنامه ورزشی معروف فرانسه درباره او نوشت: «یاشین هر حمله از سوی دنیا را دفع میکرد.» آیا این درباره اسپانیا هم میتوانست صادق باشد؟
این حدس و گمان همچنان به قوت خود باقی است. بازیکنان این تیم سالن انتظار فرودگاه مادرید را در حالی ترک کردند که دی استفانو پاسخی قانعکننده برای «چرا»ی تلخش دریافت نکرد. از قرار معلوم این میتوانست آخرین فرصت برای نمایش توانمندیهای استثنایی او در سطح ملی باشد. او 2 سال بعد در جریان جام جهانی فوتبال در شیلی تنها در سکوها حضور داشت.
کوبالا و جنتو هم بلافاصله از دنیای فوتبال محو شدند. تنها لوئیس سوآرس جزو تیم ملی اسپانیایی بود که در سال 1964 و در فینال جام ملتهای اروپا در مادرید با شوروی روبهرو و موفق به شکست 2 بر یک این تیم شد؛ تنها افتخار اروپایی ماتادورها پیش از قهرمانیشان در یورو 2008 در اتریش و سوئیس. فرانسیسکو فرانکو در جایگاهش در ورزشگاه سانتیاگوبرنابئو قهرمانی اسپانیا را جشن گرفت.
او نمیتوانست آن فینال را بایکوت کند و نفرت چند دههای او در یک آن جایش را به شور پیروزی داد. کاریکاتوری که روزنامه اسپانیایی ABC روز بعد فینال چاپ کرد، او را در حال گفت و گو با کاپیتان سوآرس نشان میدهد.
فرانکو به سوآرس میگوید: «من و شما قهرمان شدیم. ما سرخها را شکست دادیم». قابل تصور هم بود که لوئیس سوآرس چیزی شبیه به این را زمان دعوت فرانکو چند روز پس از فینال مادرید از دهان خود او بشنود. سوآرس که از جشن شادی فرانکو ناراحت بود، بعدها گفت: «زمانی که نشان افتخار روی یقه کتم زده میشد، مجبور بودم لبخند بزنم. لبخندی که بیشتر از همه مسابقههای دوران فوتبالم از من انرژی گرفت».


