جایی برای صید صیاد خفاش شب
انتصاب مدیرکل تازه تربیتبدنی استان تهران، یادآور تمامی اتفاقاتی است که
در طول یک دهه دهه اخیر در این اداره کل به وقوع پیوسته و این پرسش
ابهامبرانگیز را مجدداً قابل طرح میسازد که آیا الگوی ورزش کشور که بخش
اعظمی از ظرفیت فنی و کمی ورزش کشور در آن نهفته، به سامان خواهد رسید یا
در نگاهی خوشبینانه در طول چهار سال پیش رو، مدیر جدید بدون آنکه اسیر
مشکلات مالی شود، گامهایی هرچند نمایشی را برای توسعه ورزش برخواهد داشت
و به نتایجی نسبی خواهد رسید.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ ورزش
استان تهران یک حیات خلوت بزرگ برای بسیاری از اشخاص در سالهای متمادی به
ویژه یک دهه اخیر بوده و اگر از یک معاونت سازمان تربیتبدنی -به عنوان
پست محدود و ارزشمند ستادی- برای تصاحبش رقابت بیشتری نبوده، تکاپوی کمتری
نیز میان مدیران برای نشستن بر کرسی اداره این مجموعه مشاهده نشده و در
اتاق مشاوران رئیس سازمان ورزش یکی از کورسهای معمول در کنار تلاش برای
تصاحب فدراسیونهای بیمدعی یا کممدعی، تلاش برای رسیدن به مدیرکلی تهران
است.
برخی اوقات این اداره کل حکم پاداش را هم داشته، به گونهای
که مدیران کل پرسابقه پس از برجای گذاشتن عملکردی قابل قبول در ادارات کل
استانی بزرگ همچون فارس، مازندران، اصفهان، خراسان رضوی یا خوزستان، در
ملاقاتهای خصوصی با روئسای وقت ورزش، برعهده گرفتن مدیریت این حوزه را
خواستار شدهاند و البته پیش از طرح چنین درخواستی، واسطههایی را برای
تماس با رئیس و تایید و حمایت از خود، میتراشیدند که در برخی اوقات مقبول
واقع میشد و حتی ابتداً پیشنهاد از سوی رئیس سازمان ورزش به مدیر داده
میشد.
این جذابیت اگرچه با کاهش میانگین عمر مدیران کل تربیتبدنی
این استان و همچنین قدرت گرفتن ورزش شهرداری تهران و برجسته شدن نقش این
حوزه با حضور چهرهای همچون مصطفی آجورلو با شیوه خاص مدیریتیاش، کاسته
اما همچنان رقابت سنگین و انگیزههای فراوانی برای در اختیار گرفتن این
پست وجود داشته است و همواره از مدیریت در این حوزه به عنوان سپری کردن
روزهایی برای تامین آتیه یاد شده است که عبارتی سربسته اما پرمفهوم است.
با
این حال اداره کل تربیتبدنی استان تهران هیچگاه نتوانسته شاهد حضور مدیری باشد
که علاوه بر برخورداری از انگیزه، از ظرفیت مدیریتی بالا برای ساماندهی و
بهبود شرایط نه چندان جالب حاکم بر ورزش استان نیز بهره ببرد و اینچنین
بوده که تعداد قابلتوجهی از مدیران کل منتصب برای این بخش، پس از مدتی
تقلا و رسیدن به این نقطه که توان ایجاد دگرگونی در این حوزه را ندارد،
اسیر روزمرگی و در برخی اوقات تخلفات مالی و اداری سنگینی شده که نفس
مدیریتش را در تهران به شماره انداخته و با علنی شدن این تخلفات از صحنه
مدیریت ورزش به کلی حذف شده است.

آخرین شخصی که در چنین شرایطی از صحنه ورزش حذف شد، حتی از این سوابق نیز برخوردار نبود و با اندک سوابق غیرمرتبطش به این حوزه آمد تا همانگونه که بسیاری از موضوعاتی که در مورد آنها تعریف و تمجید میشود، توخالی از آب درمیآیند، این آقازاده نیز که به زعم عدهای مطهر وارد شد، با کولهباری تخلف به گوشه بازداشتگاه برود و مشخص شود این اداره کل جایی است که حتی شخصی که مدعی حضور میان صیادان خفاش شب است، میتواند در این اداره کل به فضاحت تمام به صیدی برای سربازان گمنام امام زمان مبدل شود.
به زعم عدهای نشستن بر روی صندلی مدیریت ورزش استان تهران و آلوده نشدن، خود یک هنر است، چه رسد به آنکه مدیری بر روی این صندلی برنامه بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت تدارک ببیند و شاید همین امر باعث شده بود، مدیران کمتری در کورس آخر، در پی رسیدن به این اداره کل تربیتبدنی باشند و میدان را برای اندک مدعیان جدی باقی مانده خالی کنند و در آخر سيدرضا افتخاری که حتی یک روز سابقه مدیریت استانی را در کارنامه نداشت با چهرهای فوتبالی حکم مدیرکلی را دریافت کند.
با این حال این باعث نمیشود از مدیر تازهوارد صرفاً توقع سلامت داشت و قید برنامهمحوری را زد و قطعاً تنظیم طرح موثری براي سازماندهی و توسعه ورزش استان با ملاحظه میزان امکانات موجود و امکانات نرمافزاری و سختافزاری مورد نیاز و ترسیم نحوه استفاده از امكانات و تجهيزات برای تقلیل شرايط نامناسب خدماتي در حوزه همگانی استان تهران به حداقل ممکن، تزریق اعتبارات و امکانات برای تقویت ورزش قهرمانی در سطح استان و بهبود شرایط مدیریتی و اجرایی ورزش در این حوزه وسیع از ضروریات است.
شهر تهران و سایر شهرهای حومه که استانی به همین نام را شکل داده از نابرابري امكانات ورزشي رنج ميبرد و مديريت كنوني آن با اين واقعيت روبرو شده است كه خدمات به شكل ناعادلانه در ميان ساكنين شهر تقسيم شده است. لذا سياست هاي عمومي با هدف ارتقاي سلامت جسماني و رواني شهروندان توأما بايد با اين عدم تساوي مبارزه كند و راههايي جهت ارتقا بيابد که تلاش وسیع برای توسعه اماکن ورزشی در استان تهران یکی از این روشها است.
متاسفانه به واسطه وجود تعدادی مجموعه ورزشی بزرگ در تهران، در نزد افکار عمومی چنین متبادر شده، که سرانه ورزش استان تهران قابل توجه است، حال آنکه در این شاخصه این استان از بسیاری استانهای کوچک نیز سطح پایینتری دارد و شاید آخرین استانی که در کشور به سرانه یک متر مربع فضای ورزش دست یابد، مرکزیت کشور خواهد بود، چرا که احداث حداقل 12 میلیون متر مربع فضای ورزشی برای این استان سرمایهگذاری و طرح عظیمی را شامل میشود که همتی برای تحقق آن تاکنون مشهود نبوده و حتی اوضاع آنثقدر خراب است که عمده هیاتهای ورزشی استان تهران به عنوان متولیان مدیریت بر رشتهها در استان هم از دفاتر استاندارد برخوردار نیستند!
توسعه و بهبود شرایط ورزش استان تهران به طور حتم صرفاً پیامدهایی همچون کاهش فقر حرکتی و توسعه نشاط اجتماعی را نخواهد داشت، بلکه با خود پيامدهاي اجتماعي، اقتصادی، فرهنگي، اخلاقي و آموزشي متکثری به همراه خواهد آورد که گستره آن فضای کشور را شامل خواهد شد و برنامههای اجرایی موفق در این بخش قطعاً به عنوان الگو و مدل برای سایر استانها جهت دستیابی به موقعیت ایدهآل به کار گرفته و مورد اقبال مردم سایر استانها به واسطه عینیت یافتن آثار این برنامهها در استان تهران خواهد بود.
بدين سان لازم است در كميسيون نوع نگاهها، سياستگذاریها و برنامهريزیهای برای اداره کل تربیتبدنی استان تهران و سازمانهای رسمي و ذينفع در ورزش تهران مشخص گردد و از سوي ديگر برنامه های اجرايی طرح ريزی شده، اجرایی گردد و در قالب حرف باقی نماند. بیشک در این مسیر مهمترین وعده داده شده، سپردن ورزش همگانی به انضمام امکانات تعلق یافته به این حوزه به شهرداریها است که شهرداری تهران بارها اعلام آمادگی کرده و معاون ورزشی رئیسجمهور نیز اخیراً بر اجرای ان تاکید ورزیده و تنها طی پروسه واگذاری به عنوان مقدمهای برای واگذاری در سایر شهرها باقی مانده است.
به نظر میرسد واگذاری ورزش همگانی استان به شهرداریهای استان تهران از جمله شهرداری پایتخت که به انضمام امکانات و اعتبارات تخصیصی هر سال به ورزش همگانی استان است، به دلیل کاهش اعتبار و امکانات و فضای مانور، بخش قابل توجهی از فضای معتدل وقوع تخلفات مالی که باعث میشود تا در اداره کل تربیتبدنی استان تهران هر چند مدت یک بار عدهای با دستبند مسئولیتشان را ترک کنند نیز عملاً حذف شود و با کاهش امکانات و اعتباراتی که میتوان از آنها سوءاستفاده کرد، حواشی چند سال اخیر ورزش این استان همچون حجم امور مدیریتیاش کاهش مییابد و دیگر به زعم عدهای، مدیریت بر اداره کل تربیتبدنی استان تهران یک رانت بزرگ برای منتفع شدن به قدر طول عمر چند پشت مدیرکلش معنا پیدا نمیکند.


