آقای هدایتی! حرفهای عمل کنید
علی منتظری
کد خبر: ۷۰۱۶۴
| | 8535 بازدید
از زمانی که کاشانی به پرسپولس بازگشته است، هر روز خبری از «بازگشت علی
کریمی» از استیل آذین به پرسپولیس می شنویم. این نوع ادبیات «نقل و انتقال» در ورزش و رسانه های ورزشی ایران نیز در نوع خود بینظیر است. آن روی این سخن آن است که باشگاهی با زبان بیزبانی به باشگاه دیگر بگوید لطفا شما جای خودتان در لیگ برتر را به ما بدهید و خودتان به دسته دوم سقوط کنید!
راستی چرا باید یک بازیکن که نقش کلیدی در تیمش دارد به باشگاهی دیگر نقل مکان کند و جایگزینی هم برای آن نباشد و برای این انتقال سنگین، باشگاه پرسپولیس چه بهایی را پرداخت خواهد نمود؟ داستان هواداران میلیونی پرسپولیس را به کناری بگذارید و سپس درباره چنین درخواست و یا اقدامی قضاوت کنید. البته در همین جا، جا دارد تا از مسئولین امر و مدیران واقعی باشگاه که «مدیرانی دولتی» هستند بپرسیم که شما برای آن هواداران بی شمار چکار کرده اید جز آن که هر ساله با اعصاب آنها بازی میکنید؟
برای کمترین قضاوت عادلانه در این باره فقط به این اکتفاء می کنیم که این تیم بزرگ (نه باشگاه بزرگ) هنوز نه زمین تمرین اختصاصی دارد و نه استادیوم، این در حالی است که در کشورهای همسایه نظیر عربستان، کویت، امارات، قطر و حتی کشور سوریه بسیاری از باشگاه های این کشورها با شدت و ضعف، دارای باشگاه و زمین تمرین اختصاصی و برخی از آنها از نظر استانداردهای فیفا در حد کشورهای اروپایی دارای امکانات می باشند که ژاپن و کره جنوبی از این دست هستند.
از همین جا روی سخن با حسین هدایتی است که یکی از معدود مدیران ورزشی بخش خصوصی در لیگ برتر امسال است. فوتبال دوستان ایرانی با آن که اهل چرتکه انداختن اقتصادی و بازی های سیاسی در ورزش نیستند اما تفاوت باشگاههای ورزشی «دولتی» و «خصوصی» را خوب میفهمند.
آنها میدانند که رشد ورزش فوتبال ایران و راه حل عقب نیفتادن از کشورهای همسایه و دیگر رقبای آسیایی، جز به حمایت از بخش خصوصی در فوتبال امکانپذیر نیست از همین رو افکار عمومی ورزشی و حتی همان طرفداران دو آتشه پرسپولیس، با آن که بازیکنانی چون کریمی به یک تیم بخش خصوصی و با رنگی دیگر رفته اند اما آرزو میکنند تا شاهد توسعه روند ورزش فوتبال در بخش خصوصی در بین باشگاه هایی چون استیل آذین و استقلال اهواز و داماش گیلان باشند.
از همین جا برای همه این سوال پیش میآید که چگونه یک مدیر فوتبالی می تواند با انتقال رهبر تیمش آن هم در حالی که سال اولی است که به لیگ برتر صعود کرده، موافقت کند و با دست خودش تیمش را دو تکه کند و در ادامه نیم فصل دوم، راه سقوط تیمش به رده های پایین جدول را هموار کند؟ این حرکت چنان است که یک مهندس برج ساز برای کمک به برج کناری، ستون های فولادی برجش را در آورده و در اختیار برج کناری قرار دهد؟
آیا این اقدام چیزی جز «سقوط» و «ویرانی» برج را به همراه دارد؟ اساسا مگر راه کمک تنها این است که پایه های یک ساختمان را برای یک ساختمان دیگر که از اساس مشکل دارد، از جا در آوریم؟ همه می دانند که راه حل این است که از جایی دیگر و با امکاناتی متناسب با فضای آن ساختمان به او کمک شود.
اگر پرسپولیس امکانات مادی کافی دارد میتواند یک بازیساز بزرگ از خارج یا از تیم های دیگر جذب کند اما اگر ندارد به داشتههای امروزی خودش که کم هم نیستند قناعت کند و در پی کارهای اساسی باشد. در این شرایط تاکید بسیار زیاد بر یک بازیکن و ندیدن سرمایه های دیگر تیم، به خودی خود موجب یاس و تحمیل شرایط روانی منفی بر دیگر بازیکنان و ایجاد حساسیت و برخورد با بازیکن مورد نظر می شود و حتی ممکن است در بین اقشار هوادران نیز سرایت کند.
از سویی دیگر باید به آقای کاشانی یادآور شد که معضل پرسپولیس آمدن یا نیامدن کریمی نیست بلکه این خانه از بن مشکل دارد و در صورتی که حقیتاً در پی تحول در باشگاه پرسپولیس هستند، دنبال ساخت زمین اختصاصی و استادیوم اختصاصی و امکانات ورزشی حرفه ایی برای این باشگاه باشید ولو آنکه این تیم سه یا چهار سال هم مقامی کسب نکند و رتبه نیاورد.
مثل روز برای همه روشن است که اگر کریمی به تیم پیروزی انتقال یابد هم خودش و هم استیل آذین را با بحران مواجه میکند. در اینجا این پرسش نیز متوجه کریمی است که اگر در پرسپولیس موفق نشد و یا با بدبیاری خدای ناکرده دچار حادثهای گشته و مجبور به ترک زمین مسابقه تا فصل آینده شد، افکارعمومی درباره او و جداییاش از استیلآذین چه قضاوتی می کنند و اما در مقابل اگر با رهبری استیلآذین موفق شد تیم را در بین چهار تیم اول قرار دهید آنگاه چه قضاوتی دربارهاش میشود؟
هدایتی باید همچون یک مدیر حرفهای فوتبال عمل کرده و مراقب سیاستها و اداره امور باشگاهش باشد و اولین شرط موفقیت او این است که تمام تمرکزش را در حوزه ورزش صرف باشگاه استیل آذین کند و وقت خود را در این یا آن هیاتمدیره باشگاه دیگری صرف نکند. او اگر میخواهد که جایگاهی ثابت در ورزش فوتبال ایران کسب کند، میبایست از هم اکنون به دنبال تهیه امکانات ورزشی حرفهای برای استیل آذین باشد و این یعنی این که در یک برنامه دراز مدت مثلا پنج ساله این باشگاه زمین اختصاصی و استادیوم اختصاصی و سالن های بدنسازی و... داشته باشد.
از تجربه استقلال و پرسپولیس و دیگر باشگاه های فوتبالی درس بگیرد و راهی را ادامه دهد که ماندگاری داشته باشد. او می تواند با جذب «سرمایهگذار خارجی» راه خود در ورزش فوتبال ایران را مستحکم کند و از همه عوامل موثر «تیمداری» و باشگاه داری به نحو مطلوب بهره ببرد. هدایتی و دیگر مدیران فوتبالی بخش خصوصی باید «اعتماد متقابل افکار عمومی ورزشی کشور» را با ایمان به کار خود بیش از پیش جذب کنند و بخش خصوصی فوتبال کشور باید نگاه خود را فراتر از فوتبال داخلی برده و به دنبال کسب جایگاه در بین باشگاه های آسیا باشند.
مسابقات جام قهرمانان باشگاه های آسیا در سال گذشته تصویری واقعی از فوتبال باشگاه های ما ارائه کرد که ما چقدر از فوتبال حرفهای باشگاههای آسیا عقب افتاده ایم. از همین دریچه بسیاری منتظرند تا با ظهور فوتبال باشگاه های غیر دولتی و پرقدرت، ایران صعودی دوباره در آسیا داشته باشد.
با همین نگاه است که اکثر کارشناسان فوتبالی از او انتظار دارند با انتقال کریمی به پرسپولیس موافقت نکند، شاید این «نه» منجر به «بیداری» بیشتر باشگاه پرسپولیس شود و بیش از هر چیز به مصلحت این تیم و نیز تیم استیل آذین تمام شود. این همه در حالی است که ما با حسن ظن به امور نگاه میکنیم و اگر حواشی احتمالی و نامشخصی در باشگاه استیلآذین وجود دارد که بر تصمیمات مدیران این باشگاه موثر است، از آن بی خبریم.
کریمی» از استیل آذین به پرسپولیس می شنویم. این نوع ادبیات «نقل و انتقال» در ورزش و رسانه های ورزشی ایران نیز در نوع خود بینظیر است. آن روی این سخن آن است که باشگاهی با زبان بیزبانی به باشگاه دیگر بگوید لطفا شما جای خودتان در لیگ برتر را به ما بدهید و خودتان به دسته دوم سقوط کنید!راستی چرا باید یک بازیکن که نقش کلیدی در تیمش دارد به باشگاهی دیگر نقل مکان کند و جایگزینی هم برای آن نباشد و برای این انتقال سنگین، باشگاه پرسپولیس چه بهایی را پرداخت خواهد نمود؟ داستان هواداران میلیونی پرسپولیس را به کناری بگذارید و سپس درباره چنین درخواست و یا اقدامی قضاوت کنید. البته در همین جا، جا دارد تا از مسئولین امر و مدیران واقعی باشگاه که «مدیرانی دولتی» هستند بپرسیم که شما برای آن هواداران بی شمار چکار کرده اید جز آن که هر ساله با اعصاب آنها بازی میکنید؟
برای کمترین قضاوت عادلانه در این باره فقط به این اکتفاء می کنیم که این تیم بزرگ (نه باشگاه بزرگ) هنوز نه زمین تمرین اختصاصی دارد و نه استادیوم، این در حالی است که در کشورهای همسایه نظیر عربستان، کویت، امارات، قطر و حتی کشور سوریه بسیاری از باشگاه های این کشورها با شدت و ضعف، دارای باشگاه و زمین تمرین اختصاصی و برخی از آنها از نظر استانداردهای فیفا در حد کشورهای اروپایی دارای امکانات می باشند که ژاپن و کره جنوبی از این دست هستند.
از همین جا روی سخن با حسین هدایتی است که یکی از معدود مدیران ورزشی بخش خصوصی در لیگ برتر امسال است. فوتبال دوستان ایرانی با آن که اهل چرتکه انداختن اقتصادی و بازی های سیاسی در ورزش نیستند اما تفاوت باشگاههای ورزشی «دولتی» و «خصوصی» را خوب میفهمند.
آنها میدانند که رشد ورزش فوتبال ایران و راه حل عقب نیفتادن از کشورهای همسایه و دیگر رقبای آسیایی، جز به حمایت از بخش خصوصی در فوتبال امکانپذیر نیست از همین رو افکار عمومی ورزشی و حتی همان طرفداران دو آتشه پرسپولیس، با آن که بازیکنانی چون کریمی به یک تیم بخش خصوصی و با رنگی دیگر رفته اند اما آرزو میکنند تا شاهد توسعه روند ورزش فوتبال در بخش خصوصی در بین باشگاه هایی چون استیل آذین و استقلال اهواز و داماش گیلان باشند.
از همین جا برای همه این سوال پیش میآید که چگونه یک مدیر فوتبالی می تواند با انتقال رهبر تیمش آن هم در حالی که سال اولی است که به لیگ برتر صعود کرده، موافقت کند و با دست خودش تیمش را دو تکه کند و در ادامه نیم فصل دوم، راه سقوط تیمش به رده های پایین جدول را هموار کند؟ این حرکت چنان است که یک مهندس برج ساز برای کمک به برج کناری، ستون های فولادی برجش را در آورده و در اختیار برج کناری قرار دهد؟
آیا این اقدام چیزی جز «سقوط» و «ویرانی» برج را به همراه دارد؟ اساسا مگر راه کمک تنها این است که پایه های یک ساختمان را برای یک ساختمان دیگر که از اساس مشکل دارد، از جا در آوریم؟ همه می دانند که راه حل این است که از جایی دیگر و با امکاناتی متناسب با فضای آن ساختمان به او کمک شود.
اگر پرسپولیس امکانات مادی کافی دارد میتواند یک بازیساز بزرگ از خارج یا از تیم های دیگر جذب کند اما اگر ندارد به داشتههای امروزی خودش که کم هم نیستند قناعت کند و در پی کارهای اساسی باشد. در این شرایط تاکید بسیار زیاد بر یک بازیکن و ندیدن سرمایه های دیگر تیم، به خودی خود موجب یاس و تحمیل شرایط روانی منفی بر دیگر بازیکنان و ایجاد حساسیت و برخورد با بازیکن مورد نظر می شود و حتی ممکن است در بین اقشار هوادران نیز سرایت کند.
از سویی دیگر باید به آقای کاشانی یادآور شد که معضل پرسپولیس آمدن یا نیامدن کریمی نیست بلکه این خانه از بن مشکل دارد و در صورتی که حقیتاً در پی تحول در باشگاه پرسپولیس هستند، دنبال ساخت زمین اختصاصی و استادیوم اختصاصی و امکانات ورزشی حرفه ایی برای این باشگاه باشید ولو آنکه این تیم سه یا چهار سال هم مقامی کسب نکند و رتبه نیاورد.
مثل روز برای همه روشن است که اگر کریمی به تیم پیروزی انتقال یابد هم خودش و هم استیل آذین را با بحران مواجه میکند. در اینجا این پرسش نیز متوجه کریمی است که اگر در پرسپولیس موفق نشد و یا با بدبیاری خدای ناکرده دچار حادثهای گشته و مجبور به ترک زمین مسابقه تا فصل آینده شد، افکارعمومی درباره او و جداییاش از استیلآذین چه قضاوتی می کنند و اما در مقابل اگر با رهبری استیلآذین موفق شد تیم را در بین چهار تیم اول قرار دهید آنگاه چه قضاوتی دربارهاش میشود؟
هدایتی باید همچون یک مدیر حرفهای فوتبال عمل کرده و مراقب سیاستها و اداره امور باشگاهش باشد و اولین شرط موفقیت او این است که تمام تمرکزش را در حوزه ورزش صرف باشگاه استیل آذین کند و وقت خود را در این یا آن هیاتمدیره باشگاه دیگری صرف نکند. او اگر میخواهد که جایگاهی ثابت در ورزش فوتبال ایران کسب کند، میبایست از هم اکنون به دنبال تهیه امکانات ورزشی حرفهای برای استیل آذین باشد و این یعنی این که در یک برنامه دراز مدت مثلا پنج ساله این باشگاه زمین اختصاصی و استادیوم اختصاصی و سالن های بدنسازی و... داشته باشد.
از تجربه استقلال و پرسپولیس و دیگر باشگاه های فوتبالی درس بگیرد و راهی را ادامه دهد که ماندگاری داشته باشد. او می تواند با جذب «سرمایهگذار خارجی» راه خود در ورزش فوتبال ایران را مستحکم کند و از همه عوامل موثر «تیمداری» و باشگاه داری به نحو مطلوب بهره ببرد. هدایتی و دیگر مدیران فوتبالی بخش خصوصی باید «اعتماد متقابل افکار عمومی ورزشی کشور» را با ایمان به کار خود بیش از پیش جذب کنند و بخش خصوصی فوتبال کشور باید نگاه خود را فراتر از فوتبال داخلی برده و به دنبال کسب جایگاه در بین باشگاه های آسیا باشند.
مسابقات جام قهرمانان باشگاه های آسیا در سال گذشته تصویری واقعی از فوتبال باشگاه های ما ارائه کرد که ما چقدر از فوتبال حرفهای باشگاههای آسیا عقب افتاده ایم. از همین دریچه بسیاری منتظرند تا با ظهور فوتبال باشگاه های غیر دولتی و پرقدرت، ایران صعودی دوباره در آسیا داشته باشد.
با همین نگاه است که اکثر کارشناسان فوتبالی از او انتظار دارند با انتقال کریمی به پرسپولیس موافقت نکند، شاید این «نه» منجر به «بیداری» بیشتر باشگاه پرسپولیس شود و بیش از هر چیز به مصلحت این تیم و نیز تیم استیل آذین تمام شود. این همه در حالی است که ما با حسن ظن به امور نگاه میکنیم و اگر حواشی احتمالی و نامشخصی در باشگاه استیلآذین وجود دارد که بر تصمیمات مدیران این باشگاه موثر است، از آن بی خبریم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





