ورزشی »
نایبقهرمانی با جوانگرایی نیز بار اول نیست؛
ذوقزدگی از ده سال درجازدگی
حقیقتاً چه دلیلی جز ناکامی برخی رشتهها، به تشویق و تمجید و پیامهای متعدد تبریک به واسطه این نایبقهرمانی تکراری منجر شده است؟ آیا در صورتی که تکواندو ایران ده سال دیگر نیز در همین نقطه بایستاد و به نایبقهرمانی با یک مدال کمتر یا بیشتر دلخوش باشد، تکواندو ایران موفق بوده است؟
کد خبر: ۶۷۹۵۷
| | 15282 بازدید
ده سال متمادی و یک سکو؛ نایبقهرمانی جهان. این بهترین بخش کارنامه جهانی فدراسیونی است که نتوانسته خواست عموم را با پیشرفت برآورده سازد اما تکرار گذشته را همواره به عنوان افتخار بیان میکند و در میان ناکامیهای بسیاری از رشتههای شاخص به مثابه مرد یک چشمی در شهر کوران است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ 1999، 2003، 2005، 2007 سالهایی بود که ادواری از مسابقات قهرمانی تکواندو جهان برگزار شد و تیم ملی ایران نایبقهرمانی را از آن خود ساخته بود. در این دوره طولانی و پرفراز و نشیب مسئولان فدراسیون پس از بازگشت از بزرگترین رویداد همواره با بهانهها یا دلایلی که هریک در هر دوره جای نقد و بررسی دارد، تکرار نایبقهرمانی جهان را توجیه کردهاند و این خود حکایتی دارد که پرداختن به جزئیات آن مبحثی مفصل را میطلبد اما در مجموع چند توجیه مشخص صورت میپذیرد.
تا پیش از این ظلم چشمبادامیها به ایرانیها در قضاوت و اعمال نفوذ در داوریها، میزبانی بد و همچنین رشد سایر کشورها علل تکرار نایبقهرمانی ایران خوانده میشد و حتی تاکید میشد هنگامی که ایران نایبقهرمان جهان شده، در واقع همپای سایر کشورها رشد کرده است و این اتفاقی مبارک است و در این میان دیدگاه اهالی فن بر این مبنا که تمرکز ایران دیگر صرفاً به تکرار گذشته خود را قانع ساخته و در نهاد عدهای باوری برای قهرمانی جهان وجود ندارد، نادیده گرفته شد.
این بار اما فدراسیون جهانی تکواندو در مسابقات قهرمانی تکواندو جهان 2009 راه را بر اعتراضهای سوری یا حتی ناداوری بسته بود و با بکارگیری هوگوهای الکترونیکی و همچنین بازبینی مسابقات و بازگرداندن امتیازات اشتباه و دادن امتیازات محاسبه نشده، بهترین شیوه ممکن را برای جلوگیری از هرگونه اشتباه داوران یا ناداوری در دستور کار قرار داده بود اما باز هم ایران از دست رفتن نشانهایش را به گرده داوری نهاد!
میزبانی اما از نکات دیگری بود که مورد انتقاد رئیس فدراسیون ایران قرار گرفت، حال آنکه مسئولان فدراسیون جهانی تکواندو در گفت و گو و پیامهایشان هم از نوع و کیفیت میزبانی دانمارک و هم از کیفیت بالای قضاوتها ابراز رضایت کرده و این رویداد را بهترین دوره مسابقات قهرمانی جهان از این حیث معرفی کردند و اینچنین بود که شاید حنای اتکاء به داوری برای اهالی رسانه که ده سال همین مسائل تکراری را شنیدهاند، رنگی نداشته باشد.
ایران این بار با ترکیبی جوان راهی این رقابتها شده بود و همین موضوعی بود که برای توجیه عنوان کسب شده و نقطه قوت نایبقهرمانی تیم ملی کشورمان با کسب یک مدال طلا، یک نشان نقره و سه برنز مورد توجه قرار گرفت، حال آنکه این نخستین بار نیز نبود که ایران با ترکیبی جوان راهی این رویداد میشد و یک سکو پایینتر از عنوان قهرمانی جهان میایستد.
اگرچه نتایج مسابقات قهرمانی جهان 2007 غیرقابل هضم بود و برخی ناکارشناسان نتایج این دوره را با دوره پیشین مقایسه میکنند اما اگر قرار باشد معیار جوانگرایی را در نظر گرفت مسابقات قهرمانی جهان 2003 آلمان بهترین دوره برای قیاس است که ایران توانست نایبقهرمانی را با اقتدار به دست آورد و البته این موفقیت را با تکیه بر ترکیب جوان رقم بزند.
در این دوره از رقابتها ایران با کسب دو نشان زرین یوسف کرمی و مرتضی رستمی، دو مدال نقره بهزاد خداداد و هادی ساعی و و گردنآویز برنز امید غلامزاده در شرایطی نایبقهرمان جهان شد که ملیپوشان ایران متوسط سنیشان اختلاف چندانی با نفرات اعزامی به این دوره را نداشت، حال آنکه بهترین و قدرتمندترین نایبقهرمانی ایران را رقم زدند که فاصلهای اندک با قهرمانی داشت. بنابر این قهرمانی با جوانگرایی نیز بار اول نیست که به وقوع پیوسته است و پیش از این با نتایجی به مراتب درخشانتر این اتفاق محقق شده است.
پس از آن در مسابقات قهرمانی جهان اسپانیا 2005، در پیکارهای قهرمانی جهان چین 2007 و در رویداد جهان دانمارک همواره افت نسبت به نتایج مطلوب حاصله در آن دوره مشاهده شده و این دوره نیز اگرچه نسبت به دو سال قبل نتایج بهتری رقم خورد اما در مجموع اتفاق خاصی به وقوع نپیوسته و ایران حتی موفق نشده نتایجی که 6 سال پیس با ترکیب جوان رقم زده، این بار با ترکیب جوان دیگر تکرار نماید.
نکته جالبتری که در حاشیه قرار داده شد، جوانگرایی سایر قدرتهای تکواندو جهان در این رویداد بود و به عنوان نمونه عنوان شد، کره جدیترین رقیب ایران تمامی چهرههای کارکشته و پرسابقهشان را در ترکیب خود قرار نداده بود و این روالی است که بسیاری از کشورها پس از المپیک برای بازسازی ترکیب تیم ملیشان و فرصت دادن به چهرههای کمتجربهتر به کار میگیرند و بر این اساس قاعده جوانگرایی برای سایرین نیز صادق بوده و به واقع جوانان ایران با تمام توان قدرتهای تکواندو جهان رو در رو نشدهاند.
حال اگر به این مسائل قرعههای ساده و کشورهای گمنامی که حتی در برخی اوزان تا پای فینال به بازیکنان ایران برخوردند نیز محاسبه کرد، آیا ذوقزدگی از درجازدگی تکواندو ایران و تکرار همان عنوانی که ده سال پیش نیز در اختیار داشتیم و شش سال پیش با جوانگرایی حفظ کرده بودیم، یک امر قابل قبول است؟ آیا نباید کارشناسان و رسانهها به القائات توجه نکرده و با بررسی مستندات و سوابق موقعیت تکواندو ایران را بررسی کنند.
حقیقتاً چه دلیلی جز ناکامی برخی رشتهها، به تشویق و تمجید و پیامهای متعدد تبریک به واسطه این نایبقهرمانی تکراری منجر شده است؟ آیا در صورتی که تکواندو ایران ده سال دیگر نیز در همین نقطه بایستاد و به نایبقهرمانی با یک مدال کمتر یا بیشتر دلخوش باشد، موفق بوده است؟ آیا در این رشته المپیکی که دیگر داوریها نیز قابلیت اعمال نفوذ را به حداقل رسانده، نباید با تغییر تفکر حاکم بر این مجموعه در پی قهرمانی جهان بود و خودباوری را با اصلاحات به این حوزه برای تاریخسازی تزریق کرد؟
این در حالی است که در تکواندو بانوان نمود عینی سقوط با حذف تمامی نمایندگان ایران همچون سایر ادوار و همچنین افت جدید در ردهبندی مشهودتر بوده است اما برخی جریانسازیهای رسانهای به سمتی حرکت کردند که ناکامی هوگوپوشان زن اعزامی ایران در بطن اخبار قرار نگیرد و چهره یک تیم پیروز از نمایندگان اعزامی کشورمان به معرض نمایش گذاشته شود.
این سبک اطلاعرسانی که انگیزههای مشخصی در پس آن نهفته است، خود نوعی خیانت به تکواندو است، چرا که با سرپوش گذاشتن بر ضعفهای این رشته عملاً به وسعت بخشیده شدن به این نقاط ضعف کمک کرده میشود و چنین تصور میشود که واقعاً ایران موفق بوده و باید از نایبقهرمانی تکراری به عنوان یک اتفاق بزرگ در ورزش ایران یاد کرد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ 1999، 2003، 2005، 2007 سالهایی بود که ادواری از مسابقات قهرمانی تکواندو جهان برگزار شد و تیم ملی ایران نایبقهرمانی را از آن خود ساخته بود. در این دوره طولانی و پرفراز و نشیب مسئولان فدراسیون پس از بازگشت از بزرگترین رویداد همواره با بهانهها یا دلایلی که هریک در هر دوره جای نقد و بررسی دارد، تکرار نایبقهرمانی جهان را توجیه کردهاند و این خود حکایتی دارد که پرداختن به جزئیات آن مبحثی مفصل را میطلبد اما در مجموع چند توجیه مشخص صورت میپذیرد.
تا پیش از این ظلم چشمبادامیها به ایرانیها در قضاوت و اعمال نفوذ در داوریها، میزبانی بد و همچنین رشد سایر کشورها علل تکرار نایبقهرمانی ایران خوانده میشد و حتی تاکید میشد هنگامی که ایران نایبقهرمان جهان شده، در واقع همپای سایر کشورها رشد کرده است و این اتفاقی مبارک است و در این میان دیدگاه اهالی فن بر این مبنا که تمرکز ایران دیگر صرفاً به تکرار گذشته خود را قانع ساخته و در نهاد عدهای باوری برای قهرمانی جهان وجود ندارد، نادیده گرفته شد.

این بار اما فدراسیون جهانی تکواندو در مسابقات قهرمانی تکواندو جهان 2009 راه را بر اعتراضهای سوری یا حتی ناداوری بسته بود و با بکارگیری هوگوهای الکترونیکی و همچنین بازبینی مسابقات و بازگرداندن امتیازات اشتباه و دادن امتیازات محاسبه نشده، بهترین شیوه ممکن را برای جلوگیری از هرگونه اشتباه داوران یا ناداوری در دستور کار قرار داده بود اما باز هم ایران از دست رفتن نشانهایش را به گرده داوری نهاد!
میزبانی اما از نکات دیگری بود که مورد انتقاد رئیس فدراسیون ایران قرار گرفت، حال آنکه مسئولان فدراسیون جهانی تکواندو در گفت و گو و پیامهایشان هم از نوع و کیفیت میزبانی دانمارک و هم از کیفیت بالای قضاوتها ابراز رضایت کرده و این رویداد را بهترین دوره مسابقات قهرمانی جهان از این حیث معرفی کردند و اینچنین بود که شاید حنای اتکاء به داوری برای اهالی رسانه که ده سال همین مسائل تکراری را شنیدهاند، رنگی نداشته باشد.
ایران این بار با ترکیبی جوان راهی این رقابتها شده بود و همین موضوعی بود که برای توجیه عنوان کسب شده و نقطه قوت نایبقهرمانی تیم ملی کشورمان با کسب یک مدال طلا، یک نشان نقره و سه برنز مورد توجه قرار گرفت، حال آنکه این نخستین بار نیز نبود که ایران با ترکیبی جوان راهی این رویداد میشد و یک سکو پایینتر از عنوان قهرمانی جهان میایستد.
اگرچه نتایج مسابقات قهرمانی جهان 2007 غیرقابل هضم بود و برخی ناکارشناسان نتایج این دوره را با دوره پیشین مقایسه میکنند اما اگر قرار باشد معیار جوانگرایی را در نظر گرفت مسابقات قهرمانی جهان 2003 آلمان بهترین دوره برای قیاس است که ایران توانست نایبقهرمانی را با اقتدار به دست آورد و البته این موفقیت را با تکیه بر ترکیب جوان رقم بزند.
در این دوره از رقابتها ایران با کسب دو نشان زرین یوسف کرمی و مرتضی رستمی، دو مدال نقره بهزاد خداداد و هادی ساعی و و گردنآویز برنز امید غلامزاده در شرایطی نایبقهرمان جهان شد که ملیپوشان ایران متوسط سنیشان اختلاف چندانی با نفرات اعزامی به این دوره را نداشت، حال آنکه بهترین و قدرتمندترین نایبقهرمانی ایران را رقم زدند که فاصلهای اندک با قهرمانی داشت. بنابر این قهرمانی با جوانگرایی نیز بار اول نیست که به وقوع پیوسته است و پیش از این با نتایجی به مراتب درخشانتر این اتفاق محقق شده است.
پس از آن در مسابقات قهرمانی جهان اسپانیا 2005، در پیکارهای قهرمانی جهان چین 2007 و در رویداد جهان دانمارک همواره افت نسبت به نتایج مطلوب حاصله در آن دوره مشاهده شده و این دوره نیز اگرچه نسبت به دو سال قبل نتایج بهتری رقم خورد اما در مجموع اتفاق خاصی به وقوع نپیوسته و ایران حتی موفق نشده نتایجی که 6 سال پیس با ترکیب جوان رقم زده، این بار با ترکیب جوان دیگر تکرار نماید.
نکته جالبتری که در حاشیه قرار داده شد، جوانگرایی سایر قدرتهای تکواندو جهان در این رویداد بود و به عنوان نمونه عنوان شد، کره جدیترین رقیب ایران تمامی چهرههای کارکشته و پرسابقهشان را در ترکیب خود قرار نداده بود و این روالی است که بسیاری از کشورها پس از المپیک برای بازسازی ترکیب تیم ملیشان و فرصت دادن به چهرههای کمتجربهتر به کار میگیرند و بر این اساس قاعده جوانگرایی برای سایرین نیز صادق بوده و به واقع جوانان ایران با تمام توان قدرتهای تکواندو جهان رو در رو نشدهاند.
حال اگر به این مسائل قرعههای ساده و کشورهای گمنامی که حتی در برخی اوزان تا پای فینال به بازیکنان ایران برخوردند نیز محاسبه کرد، آیا ذوقزدگی از درجازدگی تکواندو ایران و تکرار همان عنوانی که ده سال پیش نیز در اختیار داشتیم و شش سال پیش با جوانگرایی حفظ کرده بودیم، یک امر قابل قبول است؟ آیا نباید کارشناسان و رسانهها به القائات توجه نکرده و با بررسی مستندات و سوابق موقعیت تکواندو ایران را بررسی کنند.
حقیقتاً چه دلیلی جز ناکامی برخی رشتهها، به تشویق و تمجید و پیامهای متعدد تبریک به واسطه این نایبقهرمانی تکراری منجر شده است؟ آیا در صورتی که تکواندو ایران ده سال دیگر نیز در همین نقطه بایستاد و به نایبقهرمانی با یک مدال کمتر یا بیشتر دلخوش باشد، موفق بوده است؟ آیا در این رشته المپیکی که دیگر داوریها نیز قابلیت اعمال نفوذ را به حداقل رسانده، نباید با تغییر تفکر حاکم بر این مجموعه در پی قهرمانی جهان بود و خودباوری را با اصلاحات به این حوزه برای تاریخسازی تزریق کرد؟
این در حالی است که در تکواندو بانوان نمود عینی سقوط با حذف تمامی نمایندگان ایران همچون سایر ادوار و همچنین افت جدید در ردهبندی مشهودتر بوده است اما برخی جریانسازیهای رسانهای به سمتی حرکت کردند که ناکامی هوگوپوشان زن اعزامی ایران در بطن اخبار قرار نگیرد و چهره یک تیم پیروز از نمایندگان اعزامی کشورمان به معرض نمایش گذاشته شود.
این سبک اطلاعرسانی که انگیزههای مشخصی در پس آن نهفته است، خود نوعی خیانت به تکواندو است، چرا که با سرپوش گذاشتن بر ضعفهای این رشته عملاً به وسعت بخشیده شدن به این نقاط ضعف کمک کرده میشود و چنین تصور میشود که واقعاً ایران موفق بوده و باید از نایبقهرمانی تکراری به عنوان یک اتفاق بزرگ در ورزش ایران یاد کرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




